به مناسبت دومین سالگرد کوچ زود هنگام زنده یاد امیر حسین فردی (پنجم اردیبهشت )
آموزگار جهاد فرهنگی
علیرضا چخماقی
در خزان استبداد آمدی و دربهار آزادی رفتی . شما را می گویم آقای فردی!.. شما که فاصله آمدن و رفتن خود را با کارهای نیک و اعمال صالح پر کردید واز فصل آغاز تا نقطه پایان ، کمترین جایی برای نفوذ وسوسه های نفسانی و دسیسه های شیطانی بازو خالی نگذاشتید. شمایی که با همه بزرگی، با بچه ها و کوچک تر ها همراه و همگام و هم سخن شدید تا هر بچه و کودکی، احساس بزرگی کند و خود ، بزرگی شود برای فردا... بزرگ نه فقط به سن و سال و قد و قواره ، بلکه به بزرگی عقل و فراخی اندیشه و وسعت دید و کمال وجود . آقای فردی شما خوب می دانستید جهان پر آشوب امروز ، دشمنان مریی و نامریی ، بر سر راه کودکان و فرزندان این مرز و بوم ، چاله های بسیارکنده و چاه های عمیق حفر کرده اند تا آنان را به دام بیندازند و گرفتار سازند و راه را برای ورود و سلطه خویش صاف و هموار کنند ؛ پس کمر همت بربستید و همه توش و توان و هم و غم خود را صرف جهادی فرهنگی کردید ، جهادی با شمشیر قلم و با سپر آگاهی ... جهادی با گلوله حروف و مسلسل واژگان برای حمله به جهل و ابوجهل های زمانه و مبارزه ای برای عقب راندن ظلمت و تاریکی و گسترش نور و روشنی . بچه های تحت آموزش و فرماندهی شما ، البته در همه سال هایی که پیشاپیش آنان ، در کار دفاع ازراستی و حقیقت بودید ، در کنار شما و سرداران جنگ آزموده تان ، نه صدای گلوله ای را شنیدند و نه بوی باروتی مشام آن ها را آزار داد ؛ نه قطره خونی دلشان را به درد آورد و نه شعله آتشی جگرشان را سوزاند ؛ هر چه بود و بود ، بارش و تابش نور ازشعرها و قصه ها و داستان های شما و کیهان بچههایشان بود برای روشن کردن راهشان و نشان دادن مقصدشان ... بچه هایی که دیگر بچه نیستند و خیلی از آنان ، این روز ها و این سال ها ، در مواقع ضروری و در کمرکش حادثه ها، این جا و آن جا حضوری چشمگیر ، اثربخش و امید آفرین داشته اند . دست مریزاد آقای فردی که جمعی از بهترینها را ، برای امروز و فردای اسلام وایران و انقلاب اسلامی تربیت کردید و اگر چه زود رفتید ، اما زیاد خواهید ماند در دل و یاد دوستداران حقیقت و روشنی .
در خزان استبداد آمدی و دربهار آزادی رفتی . شما را می گویم آقای فردی!.. شما که فاصله آمدن و رفتن خود را با کارهای نیک و اعمال صالح پر کردید واز فصل آغاز تا نقطه پایان ، کمترین جایی برای نفوذ وسوسه های نفسانی و دسیسه های شیطانی بازو خالی نگذاشتید. شمایی که با همه بزرگی، با بچه ها و کوچک تر ها همراه و همگام و هم سخن شدید تا هر بچه و کودکی، احساس بزرگی کند و خود ، بزرگی شود برای فردا... بزرگ نه فقط به سن و سال و قد و قواره ، بلکه به بزرگی عقل و فراخی اندیشه و وسعت دید و کمال وجود . آقای فردی شما خوب می دانستید جهان پر آشوب امروز ، دشمنان مریی و نامریی ، بر سر راه کودکان و فرزندان این مرز و بوم ، چاله های بسیارکنده و چاه های عمیق حفر کرده اند تا آنان را به دام بیندازند و گرفتار سازند و راه را برای ورود و سلطه خویش صاف و هموار کنند ؛ پس کمر همت بربستید و همه توش و توان و هم و غم خود را صرف جهادی فرهنگی کردید ، جهادی با شمشیر قلم و با سپر آگاهی ... جهادی با گلوله حروف و مسلسل واژگان برای حمله به جهل و ابوجهل های زمانه و مبارزه ای برای عقب راندن ظلمت و تاریکی و گسترش نور و روشنی . بچه های تحت آموزش و فرماندهی شما ، البته در همه سال هایی که پیشاپیش آنان ، در کار دفاع ازراستی و حقیقت بودید ، در کنار شما و سرداران جنگ آزموده تان ، نه صدای گلوله ای را شنیدند و نه بوی باروتی مشام آن ها را آزار داد ؛ نه قطره خونی دلشان را به درد آورد و نه شعله آتشی جگرشان را سوزاند ؛ هر چه بود و بود ، بارش و تابش نور ازشعرها و قصه ها و داستان های شما و کیهان بچههایشان بود برای روشن کردن راهشان و نشان دادن مقصدشان ... بچه هایی که دیگر بچه نیستند و خیلی از آنان ، این روز ها و این سال ها ، در مواقع ضروری و در کمرکش حادثه ها، این جا و آن جا حضوری چشمگیر ، اثربخش و امید آفرین داشته اند . دست مریزاد آقای فردی که جمعی از بهترینها را ، برای امروز و فردای اسلام وایران و انقلاب اسلامی تربیت کردید و اگر چه زود رفتید ، اما زیاد خواهید ماند در دل و یاد دوستداران حقیقت و روشنی .