کد خبر: ۴۲۸۲۸
تاریخ انتشار : ۰۴ ارديبهشت ۱۳۹۴ - ۲۰:۰۵
روایتی مستند از دخالت‌ها و جنایات‌ آمریکا در ایران 1392-1332

حمایت دولت های آمریکااز منافقین از دیروز تا امروز !(پاورقی)


 Research@kayhan.ir
 منافقین و آمریکا در دوره بوش پدر و کلینتون :
پس از پایان جنگ ، ارتباط و همکاری سازمان مجاهدین خلق با دولت آمریکا همچنان ادامه یافت . دو تن از مفسران سياسي معروف آمريكا به نام‌هاي «اوانز» و «نواك» طي مقالاتي در روزنامه واشنگتن پست به تاريخ 12 فوريه 1992 (23 بهمن1370) ، با اشاره به جاسوسي سازمان منافقين براي آمريكا، اعتراف كردند كه سازمان منافقين در حال رهنمود دادن به مقامات آمريكايي براي مبارزه با جمهوري اسلامي ايران است.1
پس از اشغال كويت توسط عراق، هنگامي كه درگيري ميان آمريكا و عراق آغاز شد، بسياري از نقاط عراق توسط هواپيماهاي آمريكايي و انگليسي بمباران و منهدم شدند اما به هيچ‌يك از قرارگاه‌هاي منافقين در عراق كوچك‌ترين حمله‌‌اي انجام نگرفت. كاظم سليماني، يكي از اعضاي رده بالاي منافقين كه در سال 1371 به جمهوري اسلامي ايران پناهنده شد، طي يك مصاحبه تلويزيوني گفت:
در جنگ خليج‌فارس،‌ تمام نقاط عراق مورد هدف واقع شد اما پايگاه‌هاي سازمان چه در خارج از بغداد و چه در داخل بغداد،‌ هيچ‌‌كدام مورد بمباران واقع نشد. از طرفي، «سازمان» قبل از شروع بمباران هوايي تمام سيستم پدافندي را از كار انداخت و ما در تمام مدت بمباران،‌آسمان بالاي سرمان بي‌دفاع بود. اما هيچ‌گاه آنجا بمباران نشد در صورتي كه در چند صدمتري ما بمباران صورت مي‌گرفت و اهداف عراق مورد اصابت واقع مي‌شد.»
وي در بخش ديگري از سخنانش به ارتباط اين سازمان مزدور با آمريكايي‌ها از قبل از ماجراي بحران خليج‌فارس اشاره كرده، مي‌گويد:
«نمونه ديگر مربوط به قبل از بحران خليج‌فارس و حمله عراق به كويت است. هر مقام آمريكايي كه به صورت رسمي و يا غيررسمي وارد عراق مي‌شد، به قرارگاه سازمان موسوم به «اشرف» مي‌آمد بدون هيچ‌گونه محدوديتي، و به اتفاق مقامات سازمان از تمام نقاط قرارگاه بازديد مي‌كرد. آنها هر كجا كه مي‌خواستند مي‌رفتند و هيچ مشكلي در اين زمينه نداشتند، در صورتي كه ما شاهد بوديم براي خود افراد سازمان در همان قرارگاه محدوديت قائل بودند و افراد به راحتي نمي‌توانستند در سطح قرارگاه تردد داشته باشند.»2
منوچهر رضايي با چهار سال سابقه عضويت در سازمان منافقين، نيز در يك مصاحبه مطبوعاتي در آذر ماه 1370 گفته بود:
 «در هنگام بحران خليج‌فارس، هواپيماهاي غربي پادگان‌هاي مورد استفاده منافقين را هدف قرار نمي‌دادند.»3
به واسطه‌ي اين روابط خائنانه منافقين با سازمان «سيا» بود كه به نوشته روزنامه واشنگتن تايمز:
 «در ماه ژوييه 1992(تيرماه 1371)،‌ تعداد 219 نفر از اعضاي مجلس نمايندگان آمريكا از دولت جورج بوش خواستند تا از اقدامات مجاهدين خلق در جهت سرنگون ساختن رژيم اسلامي ايران حمايت نمايند.»4
پس از دولت بوش پدر ، نوبت به دولت بیل کلینتون رسید . دولت كلينتون نيز همچون اسلاف خود به حمايت از گروهك‌هاي ضدانقلابي از جمله منافقين پرداخت و از آنان در راه اهداف خصمانه خود عليه جمهوري اسلامي ايران ، بهره‌برداري کرد .
روزنامه آمریکایی «وال‌استريت ژورنال» در این باره نوشت :
« اين گروه [مجاهدین خلق] از پشتيباني فزاينده واشنگتن برخوردار شده است، و اين در حالي است كه اكثريت مجلس نمايندگان و سناي آمريكا، تلاش اين گروه براي برقراري آزادي و دموكراسي در ايران را مورد تاييد قرار داده‌اند.»5
ال‌گور معاون رئیس جمهور آمریکا نيز با يكي از اعضاي مركزيت مجاهدين خلق به نام محمد محدثين ، به طور خصوصي ملاقات كرد. به نوشته روزنامه واشنگتن پست ، اين ملاقات در اواخر اكتبر 1992 و در كاروليناي شمالي انجام گرفت.6
چندی بعد مسعود رجوي سركرده‌ي منافقين ، در پيام تبريكي كه در تاريخ 13 آبان 1371 به مناسبت پيروزي كلينتون در انتخابات رياست جمهوري آمريكا براي وي فرستاد ، چنين گفت:
«پيروزي شما را كه بر حسب آرمان‌ها و اهداف اعلام شده‌تان يك پيروزي براي دمكراسي وحقوق بشر در دنياي امروز به شمار مي‌رود، تبريك مي‌گوييم. از آنجا كه طي مبارزات انتخاباتي مستمرأ بر روي دموكراسي و حقوق بشر در نقاط مختلف دنيا تاكيد نموده‌ايد، بسيار طبيعي است كه امروز تمامي نيروهاي دمكراتيك و مدافعان و مبارزان حقوق بشر از پيروزي شما خرسند شده ودر آن احساس اشتراك كنند.»7
روزنامه «واشنگتن پست» نيز طي مقاله‌اي به ارتباط منافقین با دولت آمریکا ، چنین اشاره می کند :
« بيل‌كلينتون و متحدين وي در كنگره آمريكا، از طريق تشويق و حمايت از يك آلترناتيو دمكراتيك (مجاهدين) در مقابل ملاهاي‌ظالم تهران، در حال انجام اقدامات محرمانه‌اي عليه مركز عصبي بنياد‌گرايي اسلامي در ايران مي‌باشند... در قلب خط مشي در حال تدوين كلينتون، سازمان مجاهدين خلق قرار دارد که متشكل از ايرانيان تبعيدي هستند كه در امتداد مرز ايران و عراق مستقر بوده و گفته مي‌شود داراي روابط سياسي گسترده‌اي در داخل ايران هستند .»
در بخش ديگري ازاين مقاله ، به نامه ی محرمانه کلینتون به رجوی چنین اشاره شده : « دراوايل ماه گذشته، كلينتون يك نامه ی محرمانه به مسعود رجوي نوشته و تعهد خود را نسبت به ارائه كمك‌هاي مالي و غيرمالي براي ايجاد دمكراسي به عنوان بخش اساسي خط‌مشي خارجي خود، اعلام داشته است. اين تعهد كلي هيچ چيز مشخصی را به رجوي قول نداده است ليكن رييس‌جمهور آمريكا هيچ‌نوع ابهامي در مورد هدف رجوي يعني سرنگون ساختن ملاها ، در ذهن خود ندارد.»8