کد خبر: ۴۲۷۰۷
تاریخ انتشار : ۰۲ ارديبهشت ۱۳۹۴ - ۱۹:۱۶

چگونگی پیدایش حب دنیا(پرسش و پاسخ)

پرسش:
چه علل و اسبابی موجب می‌شود انسان نسبت به دنیا مجذوب شده و محبت آن را در دل خود بپروراند و شیفته آن گردد؟
پاسخ:
در مباحث اخلاقی و بحث‌های روانی، عوامل و اسبابی برای ایجاد محبت مطرح شده که در اینجا فقط به اهم آنها اشاره می‌کنیم:
1- التذاذ و لذت بردن
یکی از عوامل ایجاد محبت در انسان، مسئله «التذاذ و لذت بردن» است. انسان از هر چیزی که لذت ببرد، آن را دوست می‌دارد، و این لذت بردن، موجب می‌شود که رابطه‌ای براساس محبت با آن شی برقرار کند، هر چه سطح این التذاذ بالا باشد، این محبت نیز در انسان ریشه‌دارتر و عمیق‌تر می‌شود. یعنی بالا رفتن سطح التذاذ در انسان، موجب عمیق‌تر شدن محبت در او می‌گردد.
2- مؤانست و همراهی
عامل دوم موانست و همراهی است. اگر انسان با موجودی به صورت تنگاتنگ همراه شود، اجتماع و همراهی او با آن موجود، برای مدت طولانی، موجب ایجاد «انس» نسبت به آن می‌گردد. این عامل آن قدر مهم است که برخی می‌گویند: ریشه انسان از «انس» است و موانست نیز «الفت و محبت» را به همراه دارد. یعنی بر اثر مؤانست، با آن شیئ الفت پیدا می‌شود و این انس و الفت نیز محبت نسبت به آن را درپی خواهد داشت. مثلاً حتی اگر کسی یک حیوان در خانه داشته باشد و با آن موانست پیدا کند، همین برخورد روزمره، کم‌کم موجب ایجاد الفت و محبت به آن می‌شود.
3- زیبایی و جمال
عامل سوم محبت در انسان مسئله «زیبایی» است. یعنی چون انسان، زیباپسند است، اگر با یکی از مظاهر آن برخورد داشته باشد، محب آن شده و آن شیئ را دوست می‌دارد. مثلاً زیبایی‌های ظاهریه‌ای که انسان با حواسش ادارک می‌کند، مانند زیورآلات زینتی و حتی اگر بدلی هم باشد، نظر آدمی را به خود جلب کرده و انسان از آن خوشش می‌آید و محب آن می‌گردد. یعنی وقتی یک شیئ به لحاظ زیبایی توجه انسان را به خود جلب کند، انسان کم‌کم به او میل پیدا کرده و همین سبب محبت نسبت به آن شیئ می‌شود.
این سه عامل از عوامل ایجاد محبت در انسان است که درصورت تحقق آن، محبت انسان نسبت به متعلق آن بروز و ظهور پیدا کرده و به مرحله فعلیت می‌رسد. بنابراین حب دنیا زمانی در سلوک فردی و اجتماعی عینیت پیدا می‌کند که سطح التذاذات نفسانی انسان از نعمات و مواهب دنیوی، از حد اعتدال خارج و به مرحله اعلی برسد. از طرفی همراهی و موانست با دنیا، اکبر هم انسان گردد و در نهایت جمال و زینت‌های دنیوی در منظر انسان جایگاه والایی داشته باشد. در چنین شرایطی محبت دنیا در دل انسان تقویت شده و در نتیجه دنیا درنظر او در جایگاه هدف قرار می‌گیرد، و چنین انسانی دیگر هیچ مرزی را رعایت نخواهد کرد، نه مرزهای عقلی و انسانی و نه مرزهای تشریعی و الهی. و اینکه در روایات از قول امام صادق(ع) فرموده‌اند: «حب الدنیا رأس کل خطیئه» محبت دنیا ریشه و رأس همه خطاها و مفاسد انسان خواهد بود. (کافی، ج2، ص315) نشأت گرفته از همین عوامل است.
معروف است که امام‌علی(ع) وارد بیت‌المال شد درحالی که سکه‌های طلا و نقره می‌درخشید و درهم و دینارها برق می‌زد، حضرت خطاب به دنیا فرمود: «غری غیری» برو دیگری را فریب بده! (وسائل الشیعه، ج15، ص109) چراکه مظاهر و جلوات دنیایی، انسان را جذب کرده و روی وابستگی دل انسان به دنیا اثر می‌گذارد، و او را فریب می‌دهد.