همزادپنداری مردم با سریال «در حاشیه»
سرچشمه انتقادات از جامعه پزشکان کجاست؟
اشاره
ظاهرا فضای جامعه پزشکی کشورمان متاثر از رفتارهای اقلیتی از پزشکان متخصص و متمول است که بی اعتنا به قوانین و قواعد اخلاقی، انسانی و حرفه ای جز "ثروت افزایی" هیچ تفکری را به رسمیت نمی شناسند و اتفاقا در برابر موج تحول خواهی اکثریت اعضای تیم درمانی نیز مقاومت می کنند. صحبت از اقلیتی است که با رفتار غیرحرفه ای به نقض مداوم منشور حقوق بیمار مفتخرند و از مقایسه درآمد، خدمات و رفتار پزشکان سایر کشورها با خود به شدت اعلام بیزاری می کنند. به نظر می رسد مهم ترین علت مقاومت اقلیت مذکور در برابر موج انتقادی سریال "درحاشیه" که اخیرا پخش آن در صدا و سیما نیز به واسطه اعمال فشار سیستماتیک، با اختلال مواجه شده، به دلیل رشد روزافزون همزادپنداری مردم با مراجعه کنندگان به شبکه پرحاشیه بیمارستان و مطب پزشکان مذکور باشد. اخیرا دکتر مسعود پزشکیان، وزیر اسبق بهداشت و عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس از درآمد هفت برابری متخصصان ایرانی در مقایسه با پزشکان آمریکایی انتقاد نموده و دکتر حسن طریقت منفرد که او هم سابقه وزارت بهداشت دارد، گفته است درآمد یک ساعت کار در بخش خصوصی ایران برابر با ۲۰۰ ساعت کار پزشکان فوق تخصصی آلمان است! اما متاسفانه این اظهارات با واکنش شدید دکتر قاضی زاده هاشمی، وزیر بهداشت دولت یازدهم مواجه شد. وی این قبیل افراد را به بیسوادی، منفی گرایی فرهنگی، کم اطلاعی و نگرانی از منافع خود متهم کرد و جامعه پزشکی را به پاسخ دادن تشویق کرد.
در این شماره به مناسبت آغاز هفته سلامت،تصمیم داریم به جای دفاع از تبعیض در فضای بهداشت و درمان ایران با اجابت دعوت وزیر محترم بهداشت به سایر تفاوت های پزشکان ایرانی با اطبای جوامع پیشرفته بپردازیم. با ما همراه باشید.
بی دقتی در شرح حال گیری
فرض کنیم به همراه یکدیگر پس از پرداخت ویزیت هنگفت یک متخصص مشهور کشورمان در رشته غدد که اتفاقا مدیر یکی از مشهورترین دانشگاه های علوم پزشکی نیز هستند، پس از ساعتها انتظار، وارد مطب می شویم. ناباورانه به جای «آقای دکتر» چند دستیار جوان را مشاهده می کنیم که با سرعتی مثال زدنی در مدت کمتر از دو دقیقه بیمار را بدون سلام و احوال پرسی معاینه می کنند و چند جمله کوتاه تشخیصی را در برگه «شرح حال بیمار» ثبت کرده و شما را به همراه پرونده به اتاقی دیگر روانه می کنند. به به! سلام آقای دکتر ...! بالاخره ما شما را زیارت کردیم! دکتر فوق تخصصی که زمان و هزینه زیادی برای هم کلامی با وی و بهره بردن از شهرت علمی اش صرف کردیم، حتی از معاینه بیمار خودداری می کند و با مطالعه یک دقیقه ای آنچه توسط دستیارش در پرونده ثبت شده، نسخه ای نگازش شده در عین بیحوصلگی و بیدقتی را به دستمان می دهد و یا علی! کل این پروسه 5 دقیقه ای دست کم دقیقه ای ده هزار تومان برای بیمار آب خورده است؛ فارغ از اینکه اقلام داروهای خارجی لوکس نگارش شده در نسخه چه میزان تمام خواهد شد!
حق ویزیت بدون ارائه خدمات!
مهم ترین و جدی ترین مرحله طبابت، دریافت «شرح حال» از بیمار است. هنگام معاينه بيمار اخذ شرح حال كامل، ثبت آن در پرونده بيمار و دقت نمودن به جزء جزء آن برای کشف بیماری، تاريخچه بيماري و تشخیص دارويي از اهميت خاصي برخوردار است و از بسياري مشكلات از جمله عدم تشخيص و درمان صحيح، تداخلات دارويي، حساسيت دارويي و مراجعه بیمار به پزشکان مختلف و طولانی شدن مسیر درمان پيشگيري مينمايد. علاوه بر آن طبیعی ترین حق بیمار این است که پس از انتخاب، در همه مراحل تشخیص و درمان بیماری از نظر پزشک خود برخوردار شود. این پروسه ای است که بی توجهی به آن می تواند در حلیت درآمد پزشک محترم نیز موثر باشد و حقیقتا چنین رفتاری با بیماران در دنیا بی نظیر ارزیابی می شود!
هزینه سازی فاقد نظارت
علاوه بر آن در کتاب های راهنمای طبابت به طور معمول یک حداقل زمانی برای ثبت و جمع آوری مراحل مختلف شرح حال گیری از بیمار ذکر شده است که صرف زمان 2 الی 5 دقیقه ای با هیچ یک از موارد علمی همخوانی ندارد و میانگین جهانی بسیار بالاتر از ارقام ایرانی است! قطعا به همین دلیل است که پروسه تشخیص و درمان بیماریها در ایران با سرعت بسیار از پایین دست سیستم پزشکی به بالادست صعود کرده و نسخههای مملو از درمانهای علامتی، بدون ذکر تشخیص بیماری با اقلام متنوع داروهای بی ربط لوکس و پرهزینه از مشهورترین کارخانههای داروسازی جهان سر به فلک گذاشته است! آیا وزارت بهداشت و درمان هرگز مروری بر نسخ پزشکان ایرانی داشته است؟ متوسط اقلام نسخ پزشکان ایرانی به 5 قلم در هر نسخه رسیده که در جامعه جهانی نوعی رکوردزنی محسوب می شود! اگر بناست هیچ کار آماری بر نسخ پزشکان صورت نگیرد به چه علت هزینه ثبت و نگهداری از آنها به سیستم تحمیل می شود؟
درمان علامتی
بدون تشخیص قطعی
یکی از مهم ترین علل پرداخت حق ویزیت به پزشکان، بهره مندی از قدرت تشخیص افتراقی و به عبارت بهتر «شم تخصصی کشف بیماری» است. در دنیایی که بیمار به سبب مراجعه آزاد به کتب راهنمای پزشکی و انواع سایتهای تشخیص بیماری به سبب ارائه اطلاعات گمراه کننده، کمکی منفی در مسیر عیب یابی از سیستم سلامت خود محسوب میشود، چطور در کمتر از دو دقیقه معاینه به شیوه دستیاری کشف حقایق میسر است؟ آیا صرف اینکه طرح تحول نظام سلامت بخشی از هزینه درمان را از جیب خصوصی مردم به جیب عمومی دولت واگذار کرده، باید نسبت به هزینه سازی جامعه پزشکان به علت بیتوجهی به اصول علمی شرح حالگیری به منظور تشخیص در ابتداییترین مسیر مراجعه به سیستم بهداشت و درمان کشور با هدف ویزیت بیش از50 بیمار در روز، تن دهیم؟ ورشکست شدن دولت به واسطه اجرای ناقص طرح تحول سلامت و حذف عامل مهم نظارت بر عملکرد و نسخ پزشکان به واسطه افزایش سرسام آور مصرف، منافع چه کسانی را تامین می کند؟
ملاقات فقط در مطب!
اندکی جلوتر می رویم. آقا یا خانم دکتر چند تاریخ را به منظور عمل جراحی به بیمار توصیه می کند. بیمارستان خصوصی یا دولتی؟ تصمیم با شماست! فارغ از بحث کهنه و قدیمی امکانات و توسعه نظام پزشکی و زیرساختهای سیستم درمان، می رسیم به نقش عالی ترین پزشکان کشور در بیمارستان های دولتی! بسیاری از پزشکان متخصص شهیر حتی یک عمل جراحی در بیمارستان دولتی انجام نمی دهند و دستیاران این وظیفه مهم را با کمترین هزینه و کار شبانه روزی طاقت فرسا بر دوش می کشند. جراحی به پایان می رسد و بیمار به بخش منتقل میشود. نام پزشک متخصص شهیر روی تابلوی بخش، مقابل شماره دست کم بیست تخت بیمار نوشته شده است. یک هفته می گذرد! آقا یا خانم دکتر تلفنی دستورات را برای هر بیمار به بخش دیکته می کند. دکتر در بخش آفتابی نمی شود و فرمان ترخیص برخی از بیماران را با دریافت شرح حال تلفنی از سرپرستار یا رزیدنت صادر می کند! دستیاران و سرپرستاری به خانواده مضطرب بیماران توصیه می کنند برای ملاقاتی کوتاه و بسیار گذرا با دکتر به مطب خصوصی وی مراجعه کنند و با پرداخت ویزیت، شرح حال بیمار بدحال بستری شان را همچون پیک به مطب دکتر برسانند! برخی که وجدان بیشتری دارند بعضا در ساعات ابتدایی صبح در طول به اصطلاح – مورنینگ- در بخش حاضر می شوند، اما در این زمان خانواده بیمار اجازه حضور در بخش را ندارند! آیا ارائه توضیحات کامل در خصوص نحوه بروز و ظهور بیماری، روند درمان و مراحل آن در فواصل زمانی کوتاه مدت در جامعه پزشکی جزئی از حقوق بیمار به حساب نمی آید؟
گسترش جو بدبینی عمومی
بیشترین خدمات در طول پروسه درمان توسط کم درآمدترین اعضای سیستم بهداشت و درمان به بیماران ارائه می شود و با این حال به علت تعطیلی رسمی بخشی از مهم ترین وظایف پزشکان در قبال بیماران، بیشترین درگیری بیماران و خانواده های آنها با پرستاران و پرسنل مقیم در فضای درمانی رخ می دهد. چرا که فضای بی اعتمادی و گسترش بدبینی به واسطه بهره مندی بیمار و خانواده وی از کمترین میزان توجه و تماس مستقیم با پزشک، در بیمارستان حرف اول را می زند و نماد آن در خارج از بیمارستان نیز تعویض مکرر پزشک توسط بیمار و تحمیل هزینه های مظاعف به سیستم است. علاوه بر آن بخشی از جامعه نیز به علت رشد روز افزون بی اعتمادی به جامعه پزشکی در دام شیادان و مدعیانی گرفتار میشوند که به واسطه ضعف نظارت روز به روز بر تعداد آنها افزوده می شود. راستی آزمایی هر یک از مراحل ذکر شده با مراجعه به یکی از بیمارستانها یا مطب پزشکان شهیر و با درآمد غیر قابل محاسبه و حتی هم کلامی با مردم میسر است.
چاقو دسته اش را می برد؟!
مبحث مهم بعدی شیوه نظارت بر جامعه پزشکان کشور است. سازمان نظام پزشکی به عنوان بزرگترین و قدیمیترین سازمان غیردولتی (NGO) در ایران پس از کانون وکلا، تعیین تعرفه خدمات تشخیصی درمانی در بخش خصوصی، صدور پروانه مطب شاغلین بخش خصوصی، رسیدگی انتظامی به تخلفات حرفهای شاغلین حرف پزشکی از طریق هیات های انتظامی، ثبت نام و صدور گواهی عضویت، تعیین ضوابط و نظارت بر تبلیغات پزشکی، ارائه خدمات رفاهی به اعضای سازمان مانند واحد وام، توزیع آرم طرح ترافیک و ارائه خدمات بیمهای مختلف، مشارکت در تعیین مالیات بر درآمد شاغلین بخش خصوصی و اعزام نماینده به هیاتهای حل اختلاف مالیاتی، معرفی نماینده در شورایعالی بیمه و شورایعالی آموزش پزشکی، تعیین شرح وظایف شاغلین حرف پزشکی، برگزاری برنامههای باز آموزی و آموزشی را عهده دار است. سهم وزارت بهداشت به عنوان نهاد عالی دولتی، تسهیل کننده امور سازمان نظام پزشکی تعریف شده و به طور معمول وزارت بهداشت از اراده و توان لازم برای ایجاد تغییرات بنیادین در این سیستم برخوردار نیست. به همین دلیل است که یکی از مسئولین ارشد وزارت بهداشت در نسخه ای قابل تامل، ظاهرا به منظور مبارزه با معضل شایع «زیرمیزی»، پیشنهاد افزایش 6 برابری تعرفه های پزشکان را ارائه کرده است!
حمله پیش دستانه
به منتقدین
سیستم مذکور به طور معمول در برابر هر نوع انتقاد ساختاری پیش دستانه عمل می کند. به طور مثال پیش از این فردی با تهاجم به منتقدین سیستم فعلی اداره جامعه پزشکی گزینه هایی همچون تهدید همه پزشکان متخصص به ترک «بهشت درآمدی پزشکان جهان» – ایران- و کوچ دسته جمعی آنها به خارج از کشور را مطرح کرده بود! یا به طور مثال پس از مصاحبه پروفسور علی گرجی رئیس مرکز علوم اعصاب دانشگاه مونستر آلمان که در آن ضمن انتقاد از بی اخلاقی پزشکان ایرانی گفته بود:«سرویسی که پزشکان ایرانی ارائه میکنند 5درصد سرویس پزشکان آلمانی است و من واقعاً متاسفم که در سیستم پزشکی چند سال اخیر مواردی دیده شده که جای تأسف دارد.» سازمان نظام پزشکی در وبگاه خود با انتشار اطلاعیه ای به امضای زالی رئیس این سازمان اعلام کرد که از وی به معاونت انتظامی نظام پزشکی شکایت کرده است!
همین سیستم بود که پس از پخش سریال طنز «درحاشیه» بدون توجه به علت همزاد پنداری و پذیرش عمومی انتقادات بزرگ نمایی شده مطرح در این نمایش تلویزیونی توسط مردم، تهدید به اجتماع 7 هزار نفری نمود و متاسفانه با عقب نشینی مدیران صدا و سیما، به جایگاه انتقاد ناپذیر خود جلایی دوباره بخشید.
اقلیت مرفه حاکم بر سیستم بهداشت و درمان کشور هیچ اهمیتی برای تبعیض گسترده درآمدی و تنزل روز افزون منزلت شغلی سایر اعضای سیستم همچون پرستاران، داروسازان، دندانپزشکان، پزشکان عمومی، ماماها، فیزیوتراپیست ها و متخصصین علوم آزمایشگاهی قائل نیستند و حفظ حاکمیت مطلق بر امپراطوری مذکور را بر هر هدفی مقدم می شمارند.
دست در دست بیگانگان
از افشا شدن روابط گستردهشان با شرکت های چند ملیتی دارویی ابایی ندارند و بر مولفه فقدان نظارت وزارت بهداشت بر نسخ مملو از داروهای گران قیمت توصیه شده توسط وزیتورهای شرکتهای داروسازی مذکور، حساب باز کرده اند. چرا که بر اساس سیستم فعلی حاکم بر بازار دارو و خدمات، شرکتهای داروسازی چند ملیتی به واسطه نظارت مستقیم بر شبکه گسترده پزشکان، بیمارستانها و داروخانههای کشور، واسطههای خود را به دلیل سیستم ارزشیابی شمارش تعداد داروهای نسخه شده تولیدی و توزیعی خود، ارتقاء رتبه می بخشند. سیستم ارتقاء مذکور شامل حق عضویت و سهامداری در سود حاصل از فروش جهانی محصولات دارویی و مکمل های متنوع غیر درمانی، سفرهای سالیانه به مشهورترین مراکز توریستی جهان، اعتبار بخشی در کنفرانسها و همایش های علمی بینالمللی، حمایت از تحقیقات و تالیفات پزشکان و بیمارستان های همکار، هدایت و حمایت برای تکیه زدن بر کرسی های سیاسی، معرفی به مراکز بین المللی همچون زیرمجموعه های حوزه بهداشت و درمان سازمان ملل و در کل رشد در فضای ملی و بینالمللی است.
فراموش نکنیم هزینه بسیاری از طرح ها و پروژههای بخشی از نهادهای زیرمجموعه وزارت بهداشت در کشورهای مختلف نیز برعهده همین شرکتهای چند ملیتی است که در قالب مشاور و اسپانسر و همکار بین المللی شبکه فراملی خود را گسترش داده و در خصوصی ترین فضای حاکمیتی جوامع گوناگون قدرت افزایی میکنند و در عین حال همکاری با فایزر و نوارتیس و شرینگ و بایر و مرک و گلاسکو اسمیت کلاین را به مولفه ای حذف نشدنی در مسیر «توسعه پایدار» تبدیل می کنند.
اصلاح این مسیر نیازمند پذیرش وجود بی عدالتی های گسترده در نظام درمان کشور در قدم اول و پس از آن تلاش برای ایجاد اعتدال میان درآمد پزشکان متخصص، پزشکان عمومی، پرستاران و سایر اعضای جامعه بهداشت و درمان کشور است. مهم تر این که جامعه پزشکان کشورمان حتی پیشاز تعدیل سیستم در آمدی، نیازمند بازآموزی وظایف طبابت و بازگشت به منشور حقوق پزشک و بیمار هستند. همچنین ساختار سازمان نظام پزشکی کشور نیازمند تحولی عظیم و خروج از وضعیت NGO غیر مسئول و فاقد نظامات ملی است. به نحوی که وزارت بهداشت از اختیارات لازم برای ایجاد تغییرات بنیادین حقیقی و حقوقی در فضای خویش فرمایی مذکور برخوردار شود و امکان شکایت از جامعه پزشکی دست کم برای مدیران مردمی نظام فراهم شود. با ادامه مسیر فعلی پر واضح است که با نشستن یک طبقه بر کرسی مجری و ناظر و قاضی با تعویض اتیکت، هیچ امیدی به ایجاد اصلاحات گسترده و حتی موارد جزئی همچون جلوگیری از افزایش 6 الی 30 برابری تعرفه معدودی از جامعه مرفه و بیعمل پزشکان و نظارت بر مواردی معمولی همچون حق ویزیت و نحوه خدمات رسانی به بیماران وجود نخواهد داشت.