مصادیق بارز صبر جمیل (پرسش و پاسخ)
پرسش:
بر اساس آموزههای وحیانی مصادیق بارز و متمایز صبر جمیل چه کسانی هستند؟
پاسخ:
مؤمنان کسانى هستند که در برابر حوادث هرگز پیمانه صبرشان لبریز نمىگردد، و سخنى که نشاندهنده ناسپاسى و کفران و بىتابى باشد بر زبانشان جارى نمىشود؛ صبر آنها، صبر زیبا و جمیل است. صبر و بردباری از اوصاف برجسته پیام آوران و اولیای الهی است اما برخی از آنان نمونه بارز شکیباییاند؛ نظیر صبر حضرت ایوب(ع) در برابر رنجهای فراوان و بیماریهای بسیار شدید که موجب شد تا خانواده و بستگان نزدیکش از او فاصله بگیرند، به گونهای که تنها ماند، نه یارای حرکت داشت و نه کسی بود تا او را کمک کند، اما هرگز لب به ناله و شکوه نگشود و جز به خدای متعال به کسی متوسل نشد. (جوادی آملی، سیره پیامبران در قرآن، ج 7، ص 73) شکیبایی حضرت ایوب(ع) در برابر حوادث و ناملایمات به اندازهای زیبا و برجسته است که در فرهنگ دینی ما «صبر ایوب» عنوان نمادینی شده که زبانزد خاص و عام است. صبر یعقوب در فراق یوسف(ع)، صبر پیامبر اسلام(ص) در برابر استهزاء و تکذیب و آزار مخالفان (معارج - 5) بهویژه تحمل شرایط سخت محاصره در شعب ابیطالب، صبر امام علی(ع) به مدت 25 سال برای صیانت از کیان اسلام، «فَصَبَرْتُ وَ فِی الْعَیْنِ قَذًى وَ فِی الْحَلْقِ شَجًا» پس صبر کردم در حالیکه گویا خار در چشم و استخوان در گلوی من مانده بود (خطبه سوم نهج البلاغه)، صبر امام حسین(ع) در روز عاشورا که در برابر انبوه مشکلات میفرمود: «إلهى رضى بقضائک لا معبود سواک» خدایا راضیم به رضایت، هیچ معبودی جز تو نیست (شرح أصول الکافی ج 1، ص 96) و صبر زینب کبری(س) در برابر حوادث روز عاشورا، کوفه و شام، هنگامی که ابن زیاد گفت کار خدا را نسبت به برادر و اهل بیتت چگونه دیدى، حضرت زینب(س) فرمود: «من جز زیبایى چیزى ندیدم» (لهوف، سید بن طاووس) این نوع صبرها از مصادیق روشن صبر جمیل در تعالیم و آموزههای دینی ما است.
نکتهای که در این موضوع قابل دقت است، این است که اگر کسی سؤال کند در قرآن کریم در داستان حضرت یعقوب(ع) آمده است که وی در فراق یوسف آنقدر گریه کرد که چشمانش را از دست داد، آیا این بیتابی با صبر جمیل در تقابل نیست؟! پاسخ آن است که قلب انسان کانون عواطف است، جاى تعجب نیست که در فراق فرزند، اشک انسان جارى شود، این یک امر عاطفى است، آنچه در این مورد مهم است؛ آن است که انسان کنترل خویشتن را از دست ندهد و سخنی بر خلاف رضاى خدا نگوید و یا کاری بر خلاف خواست الهی مرتکب نشود. (تفسیر نمونه، ج 9، ص 351)
از روایات استفاده مىشود همین اشکال را هنگامى که پیامبر اکرم(ص) در مرگ فرزندش ابراهیم اشک مىریخت به آن حضرت گرفتند که شما ما را از بیصبری نهى میکنید، اما خودتان اشک مىریزید؟! پیامبر در جواب فرمود: «چشم مىگرید و قلب اندوهناک مىشود، ولى چیزى که خدا را به خشم آورد نمىگویم». (وسائل الشیعه، ج 3، ص 280)
بر اساس آموزههای وحیانی مصادیق بارز و متمایز صبر جمیل چه کسانی هستند؟
پاسخ:
مؤمنان کسانى هستند که در برابر حوادث هرگز پیمانه صبرشان لبریز نمىگردد، و سخنى که نشاندهنده ناسپاسى و کفران و بىتابى باشد بر زبانشان جارى نمىشود؛ صبر آنها، صبر زیبا و جمیل است. صبر و بردباری از اوصاف برجسته پیام آوران و اولیای الهی است اما برخی از آنان نمونه بارز شکیباییاند؛ نظیر صبر حضرت ایوب(ع) در برابر رنجهای فراوان و بیماریهای بسیار شدید که موجب شد تا خانواده و بستگان نزدیکش از او فاصله بگیرند، به گونهای که تنها ماند، نه یارای حرکت داشت و نه کسی بود تا او را کمک کند، اما هرگز لب به ناله و شکوه نگشود و جز به خدای متعال به کسی متوسل نشد. (جوادی آملی، سیره پیامبران در قرآن، ج 7، ص 73) شکیبایی حضرت ایوب(ع) در برابر حوادث و ناملایمات به اندازهای زیبا و برجسته است که در فرهنگ دینی ما «صبر ایوب» عنوان نمادینی شده که زبانزد خاص و عام است. صبر یعقوب در فراق یوسف(ع)، صبر پیامبر اسلام(ص) در برابر استهزاء و تکذیب و آزار مخالفان (معارج - 5) بهویژه تحمل شرایط سخت محاصره در شعب ابیطالب، صبر امام علی(ع) به مدت 25 سال برای صیانت از کیان اسلام، «فَصَبَرْتُ وَ فِی الْعَیْنِ قَذًى وَ فِی الْحَلْقِ شَجًا» پس صبر کردم در حالیکه گویا خار در چشم و استخوان در گلوی من مانده بود (خطبه سوم نهج البلاغه)، صبر امام حسین(ع) در روز عاشورا که در برابر انبوه مشکلات میفرمود: «إلهى رضى بقضائک لا معبود سواک» خدایا راضیم به رضایت، هیچ معبودی جز تو نیست (شرح أصول الکافی ج 1، ص 96) و صبر زینب کبری(س) در برابر حوادث روز عاشورا، کوفه و شام، هنگامی که ابن زیاد گفت کار خدا را نسبت به برادر و اهل بیتت چگونه دیدى، حضرت زینب(س) فرمود: «من جز زیبایى چیزى ندیدم» (لهوف، سید بن طاووس) این نوع صبرها از مصادیق روشن صبر جمیل در تعالیم و آموزههای دینی ما است.
نکتهای که در این موضوع قابل دقت است، این است که اگر کسی سؤال کند در قرآن کریم در داستان حضرت یعقوب(ع) آمده است که وی در فراق یوسف آنقدر گریه کرد که چشمانش را از دست داد، آیا این بیتابی با صبر جمیل در تقابل نیست؟! پاسخ آن است که قلب انسان کانون عواطف است، جاى تعجب نیست که در فراق فرزند، اشک انسان جارى شود، این یک امر عاطفى است، آنچه در این مورد مهم است؛ آن است که انسان کنترل خویشتن را از دست ندهد و سخنی بر خلاف رضاى خدا نگوید و یا کاری بر خلاف خواست الهی مرتکب نشود. (تفسیر نمونه، ج 9، ص 351)
از روایات استفاده مىشود همین اشکال را هنگامى که پیامبر اکرم(ص) در مرگ فرزندش ابراهیم اشک مىریخت به آن حضرت گرفتند که شما ما را از بیصبری نهى میکنید، اما خودتان اشک مىریزید؟! پیامبر در جواب فرمود: «چشم مىگرید و قلب اندوهناک مىشود، ولى چیزى که خدا را به خشم آورد نمىگویم». (وسائل الشیعه، ج 3، ص 280)