بررسی وضعیت کلان اقتصادی ایران پس از انقلاب
کاهش محسوس شکاف طبقاتی؛ گامی بلند در راستای توسعه اقتصادی
بررسی دستاورد های کلان اقتصادی پس از استقرار نظام جمهوری اسلامی به چندین جهت لازم و ضروری است. چه اینکه نگاهی به عملکرد 36 ساله نخست انقلاب اسلامی، هم بیانگر نتایج جالبی بوده و هم میتواند نمایانگر تفاوت آن با رژیم قبلی باشد.
1) شاخص توسعه انسانی که سطح عدالت و رفاه اجتماعی، اقتصادی، بهداشتی و فرهنگی هر کشور را نشان میدهد رقمی از 0 تا یک را در بر میگیرد که هرچه این رقم بیشتر باشد دلالت بر توسعه انسانی بیشتر دارد. امروزه میزان توسعه یافته بودن کشورها را نه رشد اقتصادی، بلکه شاخص توسعه انسانی رقم می زند و توسعه انسانی اصلی ترین شاخص نمایش دهنده میزان توسعه یافتگی در میان کشورها می باشد.
گزارش توسعه انسانی یکی از مهمترین و معتبر ترین گزارشهای اقتصادی و اجتماعی در جهان است که هر ساله توسط دفتر توسعه سازمان ملل متحد ( UNDP ) منتشر می شود و در این گزارش شاخص توسعه انسانی (HDI) کشورها بر اساس معیارهایی چون امید به زندگی، کیفیت نظام آموزشی، درآمد واقعی و سرانه درآمد ملی محاسبه می شود.
تمامی شاخص های توسعه اقتصادی و اجتماعی در برآورد این شاخص دخیل است و به عبارتی یکی از جامع ترین معیارها برای مقایسه توسعه یافتگی کشورها به شمار می رود که البته تمامی دولتها و سازمانهای علمی و تحقیقاتی از این شاخص به عنوان معیار اصلی مقایسه کشورها استفاده می کنند.
سلسله گزارشهای توسعه انسانی «برنامه توسعه سازمان ملل» نشان میدهد شاخص توسعه انسانی ایران در سالهای پساز پیروزی انقلاب اسلامی با رشد ۷۱درصدی مواجه شده است. چنانکه شاخص توسعه انسانی ایران یک سال قبل از انقلاب اسلامی ۰.۴۳۷ اعلام شده است اما این رقم در سالهای بعد از انقلاب افزایش یافته، در سال ۲۰۱۳ نیز به ۰.۷۴۹ رسیده است.
بهدنبال افزایش شاخص توسعه انسانی ایران، جایگاه ایران در ردهبندی جهانی از این نظر نیز ارتقا یافته است. ایران در سال ۱۹۷۹ از نظر توسعه انسانی میان ۱۸۲ کشور جهان رتبه ۱۱۰ را به خود اختصاص داده بود اما در سال ۲۰۱۳ میان ۱۸۷ کشور به رتبه ۷۵ ارتقا یافته است که بدین ترتیب صعود ۳۵پلهای داشته است. (این در حالی است که کشورهایی نظیر ترکیه و برزیل در سال 2012 در رتبه های 85 و 9بودند) همچنین سرعت رشد توسعه انسانی در ایران از ۱۷۳ کشور بیشتر بوده و ایران از این نظر در رتبه 14 جهان قرار گرفته است. بر اساس تقسیم بندی سازمان ملل ایران قبل از انقلاب میان کشورهایی قرار داشت که دارای توسعه انسانی پایین بودند اما در حال حاضر بین کشورهای دارای توسعه انسانی بالا قرار گرفته است.
2) از مهم ترین شاخص هایی که برای بررسی موفقیت های یک کشور مطرح است، بدون شک شکاف طبقاتی می باشد. حال با این پرسش رو به رو هستیم که آیا فاصله طبقاتی و شکاف درآمدی که طی این سالها وجود دارد، در سالهای قبل از انقلاب نیز سابقه داشته است یا خیر؟ برای بررسی این موضوع و پاسخ به این سوالات از شاخص ضریب جینی استفاده می کنیم.
ضریب جینی که مهمترین شاخص بررسی نابرابری در توزیع درآمد است، عبارت است از؛ نسبت دهک پردرآمد به دهک کمدرآمد است که این نسبت بین صفر تا 1 در نوسان است که هرچه این نسبت به سمت صفر گرایش پیدا کند یعنی توزیع عادلانهتر درآمد در کشور وجود دارد و هرچه به سمت 1 گرایش پیدا کند یعنی توزیع ناعادلانه ثروت در کشور به چشم میخورد. همچنین از نسبت ثروتمندترین به فقیرترین نیز استفاده می شود که هرچقدر این درصد کمتر باشد نشانگر فاصله کمتر میان غنی و فقیر است. در جدول مقابل که آمار ماخوذ از مرکز آمار می باشد، هر 5 سال مورد بررسی قرار گرفته که 3 سال پایانی رژیم قبل و 3 سال اخیر نیز یه طور ویژه مشخص شده است.
بر اساس آمارهای موجود ضریب جینی در سالهای قبل از انقلاب بین ۴۵.۸ تا ۵۰.۲ در نوسان بوده است که نشان دهنده شکاف بالای طبقاتی و نابرابری شدید در توزیع درآمد است. در سالهای پس از انقلاب عدد ضریب جینی از رقم بالای ۵۰ به حدود ۳۸.۳ کاهش یافت که پایینترین رقم طی سالهای قبل و پس از پیروزی انقلاب اسلامی است. نسبت اغنیا به فقرا در سال 54 که شکاف طبقاتی در اوج بود، رقم بی سابقه 33.8 برابر را ثبت کرد، یعنی ثروتمندترین دهک کشور 33.8 برابر فقیرترین دهک درآمد داشته اند. در حالی که در سال 92 این رقم به 10.6 برابر رسید.
نکته پایانی) ذکر این نکته ضروری است که علاوه بر اینکه ما به شاخص های کلانی چون توسعه انسانی و ضریب جینی می پردازیم در چه شرایطی بوده است؟ پیش از انقلاب صادرات نفت ایران روزانه حدود 5میلیون و 400 هزار بشکه و با جمعیت 36میلیون نفری بود که در بهمن 91 صادرات به 1میلیون و 450 هزار بشکه تقلیل یافته و جمعیت به 75میلیون نفر افزایش پیدا کرد.
لذا می بینیم که صادرات نفت پیش از انقلاب به ازای هر نفر 5/4 بشکه بود که در سال91 به حدود نیم بشکه تنزل یافت، به عبارت دیگر صادرات نفت در آن زمان به ازای هر نفر حدود 9 برابر وضعیت کنونی بود و با این حال می بینیم که با وجود این تنگناها عملکرد اقتصادی پس از انقلاب به مراتب بسیار بهتر دوران رژیم گذشته بوده است.
از سوی دیگر یک نکته بسیار مهم وابستگی کشور به درامد نفتی می باشد، این میزان را عملا نسبت درآمد نفتی به تولیدناخالص داخلی می سنجند. طبق پیش بینی صندوق بینالمللی پول درآمد نفتی سال 2013 ایران 3/56 میلیارد دلار بوده است که تولید ناخالص داخلی در همین سال 2/382 میلیارد دلار توسط صندوق بین المللی پول محاسبه شد. به عبارت دیگر میزان درآمد نفتی ایران نسبت به تولید ناخالص داخلی 7/14 درصد می باشد همچنین در نیمه اول سال93 -طبق آخرین آمار بانک مرکزی- تولید ناخالص 102280میلیارد تومان بود، که با توجه به درآمد 33 میلیارد دلاری نفت در 6 ماهه نخست 93، حدود 11درصد می باشد. که نشانگر این است که ایران راه استقلال از درامد نفتی را به خوبی طی کرده است.
این در حالی است که در شرایط فعلی نسبت به اول انقلاب، امید به آینده افزایش یافته است مانند امید به زندگی. آمارهای منتشر شده از سوی دفتر برنامه توسعه سازمان ملل نشان میدهد ایران جزو 5 کشور نخست دنیا از پایان دهه 1970است به طوریکه سال 1979 (سال ابتدایی انقلاب) امید به زندگی در ایران 51 سال بوده است که این رقم در سال های پس از انقلاب 23 سال افزایش یافته و در سال 2013 به 74 سال رسیده است. در انتها لازم است مجددا ذکر شود که قدم های در راه توسعه پس از انقلاب به خوبی طی شده و همچنین شکاف طبقاتی کاهش محسوس داشته است.
* امیرحسین شکرآبی / دانشجوی اقتصاد