درسهایی از صبر ایوب (پرسش و پاسخ)
پرسش: صبر ایوب چه درسها و پیامهایی را برای مخاطبین به همراه دارد؟
پاسخ: سرگذشت زندگی و حیات حضرت ایوب(ع) که به فضیلت والا و برجسته صبر و استقامت در برابر گرفتاریها و مشکلات شناخته میشود، درسها و عبرتهای مهمی برای جامعه امروز ما به همراه دارد. ایشان ضمن تحمل مصائب دشوار و سنگین، نه تنها از خدای سبحان گلایه و شکوه نکرد، بلکه با صبر و شکرگزاری خداوند از این آزمایش الهی سربلند و سرافراز بیرون آمد. در ادامه به برخی از درسهای سیره این پیامبر بزرگ اشاره میشود.
الف: آزمون الهی آن قدر وسیع و گسترده است که حتی انبیای بزرگ با شدیدترین و سختترین آزمایشها آزموده میشوند، چرا که طبیعت زندگی این جهان بر این اساس گذارده شده و اصولا بدون آزمایشهای سخت استعدادهای نهفته انسانها شکوفا نمیشود.
ب: فرج بعد از شدت نکته دیگری است که در این ماجرا نهفته است. هنگامی که امواج حوادث و بلا از هر سو انسان را در فشار قرار میدهد، نه تنها نباید مایوس و نومید گشت، بلکه باید آن را نشانه و مقدمهای بر گشوده شدن درهای رحمت الهی دانست، چنانکه امیرالمومنان علی(ع) میفرماید: «عند تناهی الشده تکون الفرجه و عند تضایق حلق البلاء یکون الرخاء؛ به هنگامی که سختیها به اوج خود میرسد فرج نزدیک است و هنگامی که حلقههای بلا تنگتر میشود راحتی و آسودگی فرا میرسد.» (نهجالبلاغه حکمت ۳۵۱)
ج: از این ماجرا به خوبی بعضی از فلسفههای بلاها و حوادث سخت زندگی روشن میشود و به آنها که وجود آفات و بلاها را ماده نقضی بر ضد برهان نظم در بحث توحید میشمرند پاسخ میدهد که وجود این حوادث سخت گاه در زندگی انسانها از پیامبران بزرگ خدا گرفته، تا افراد عادی یک ضرورت است، ضرورت امتحان و آزمایش و شکوفا شدن استعدادهای نهفته و بالاخره تکامل وجود انسان.
بنابراین در بعضی از روایات اسلامی از امام صادق(ع) آمده است: «ان اشد الناس بلاء الانبیاء ثم الذی یلونهم الامثل فالامثل؛ بیش از همه مردم پیامبران الهی گرفتار حوادث سخت میشوند، سپس کسانی که پشت سر آنها قرار دارند، به تناسب شخصیت و مقام شان.» (اصول کافی، ج۲، ص ۲۵۲)
و نیز از همان امام بزرگوار(ع) نقل شده که فرمود: «ان فیالجنه منزله لا یبلغها عبد الا بالابتلاء فی جسده: در بهشت مقامی هست که هیچکس به آن نمیرسد مگر در پرتو ابتلائات و گرفتاریهایی که در بدنش پیدا میکند.» (اصول کافی، ج۲، ص ۲۵۵)
د: این ماجرا درس شکیبایی به همه مومنان راستین در تمام طول زندگی میدهد، همان صبر و شکیبایی که سرانجامش پیروزی در تمام زمینههاست و نتیجهاش داشتن مقام محمود و منزلت والا در پیشگاه پروردگار است.
ه : آزمونی که برای یک انسان پیش میآید در عین حال آزمونی است برای دوستان و اطرافیان او، تا میزان صداقت و دوستی آنها به محک زده شود که تا چه حد وفادارند، ایوب هنگامی که اموال و ثروت و سلامت خود را از دست داد دوستانش نیز خسته و پراکنده شدند و دوستان و دشمنان زبان به شماتت و ملامت گشودند و بهتر از هر زمان خود را نشان دادند و دیدیم که رنج ایوب از زبان آنها بیش از هر رنج دیگر بود، چرا که طبق مثل معروف زخمهای نیزه و شمشیر التیام مییابد، ولی زخمی که زبان بر دل میزند التیامپذیر نیست!
و: دوستان خدا کسانی نیستند که تنها به هنگام روی آوردن نعمت به یاد او باشند، دوستان واقعی کسانی هستند که در سراء و ضراء در بلا و نعمت، دربیماری و عافیت، و در فقر و غنا به یاد او باشند، و دگرگونیهای زندگی مادی ایمان و افکار آنها را دگرگون نسازد. امیر مومنان علی(ع) در آن خطبه غرا و پرشوری که در اوصاف پرهیزگاران برای دوست باصفایش همام بیان کرد و بیش از یکصد صفت برای متقین برشمرد، یکی از اوصاف مهم شان را این میشمرد: «نزلت انفسهم منهم فیالبلاء کالتی نزلت فیالرخاء؛ روح آنها به هنگام بلا همانند حالت آسایش و آرامش است (و تحولات زندگی آنها را دگرگون نمیسازد)».
ز: این ماجرا بار دیگر این حقیقت را تاکید میکند که نه از دست رفتن امکانات مادی و روی آوردن مصائب و مشکلات و فقر دلیل بر بیلطفی خداوند نسبت به انسان است، و نه داشتن امکانات مادی دلیل بر دوری از ساحت قرب پروردگار، بلکه انسان میتواند با داشتن همه این امکانات بنده خاص او باشد، مشروط بر اینکه اسیر مال و مقام و فرزند نگردد و با از دست دادن آن زمام صبر را از دست ندهد.
پاسخ: سرگذشت زندگی و حیات حضرت ایوب(ع) که به فضیلت والا و برجسته صبر و استقامت در برابر گرفتاریها و مشکلات شناخته میشود، درسها و عبرتهای مهمی برای جامعه امروز ما به همراه دارد. ایشان ضمن تحمل مصائب دشوار و سنگین، نه تنها از خدای سبحان گلایه و شکوه نکرد، بلکه با صبر و شکرگزاری خداوند از این آزمایش الهی سربلند و سرافراز بیرون آمد. در ادامه به برخی از درسهای سیره این پیامبر بزرگ اشاره میشود.
الف: آزمون الهی آن قدر وسیع و گسترده است که حتی انبیای بزرگ با شدیدترین و سختترین آزمایشها آزموده میشوند، چرا که طبیعت زندگی این جهان بر این اساس گذارده شده و اصولا بدون آزمایشهای سخت استعدادهای نهفته انسانها شکوفا نمیشود.
ب: فرج بعد از شدت نکته دیگری است که در این ماجرا نهفته است. هنگامی که امواج حوادث و بلا از هر سو انسان را در فشار قرار میدهد، نه تنها نباید مایوس و نومید گشت، بلکه باید آن را نشانه و مقدمهای بر گشوده شدن درهای رحمت الهی دانست، چنانکه امیرالمومنان علی(ع) میفرماید: «عند تناهی الشده تکون الفرجه و عند تضایق حلق البلاء یکون الرخاء؛ به هنگامی که سختیها به اوج خود میرسد فرج نزدیک است و هنگامی که حلقههای بلا تنگتر میشود راحتی و آسودگی فرا میرسد.» (نهجالبلاغه حکمت ۳۵۱)
ج: از این ماجرا به خوبی بعضی از فلسفههای بلاها و حوادث سخت زندگی روشن میشود و به آنها که وجود آفات و بلاها را ماده نقضی بر ضد برهان نظم در بحث توحید میشمرند پاسخ میدهد که وجود این حوادث سخت گاه در زندگی انسانها از پیامبران بزرگ خدا گرفته، تا افراد عادی یک ضرورت است، ضرورت امتحان و آزمایش و شکوفا شدن استعدادهای نهفته و بالاخره تکامل وجود انسان.
بنابراین در بعضی از روایات اسلامی از امام صادق(ع) آمده است: «ان اشد الناس بلاء الانبیاء ثم الذی یلونهم الامثل فالامثل؛ بیش از همه مردم پیامبران الهی گرفتار حوادث سخت میشوند، سپس کسانی که پشت سر آنها قرار دارند، به تناسب شخصیت و مقام شان.» (اصول کافی، ج۲، ص ۲۵۲)
و نیز از همان امام بزرگوار(ع) نقل شده که فرمود: «ان فیالجنه منزله لا یبلغها عبد الا بالابتلاء فی جسده: در بهشت مقامی هست که هیچکس به آن نمیرسد مگر در پرتو ابتلائات و گرفتاریهایی که در بدنش پیدا میکند.» (اصول کافی، ج۲، ص ۲۵۵)
د: این ماجرا درس شکیبایی به همه مومنان راستین در تمام طول زندگی میدهد، همان صبر و شکیبایی که سرانجامش پیروزی در تمام زمینههاست و نتیجهاش داشتن مقام محمود و منزلت والا در پیشگاه پروردگار است.
ه : آزمونی که برای یک انسان پیش میآید در عین حال آزمونی است برای دوستان و اطرافیان او، تا میزان صداقت و دوستی آنها به محک زده شود که تا چه حد وفادارند، ایوب هنگامی که اموال و ثروت و سلامت خود را از دست داد دوستانش نیز خسته و پراکنده شدند و دوستان و دشمنان زبان به شماتت و ملامت گشودند و بهتر از هر زمان خود را نشان دادند و دیدیم که رنج ایوب از زبان آنها بیش از هر رنج دیگر بود، چرا که طبق مثل معروف زخمهای نیزه و شمشیر التیام مییابد، ولی زخمی که زبان بر دل میزند التیامپذیر نیست!
و: دوستان خدا کسانی نیستند که تنها به هنگام روی آوردن نعمت به یاد او باشند، دوستان واقعی کسانی هستند که در سراء و ضراء در بلا و نعمت، دربیماری و عافیت، و در فقر و غنا به یاد او باشند، و دگرگونیهای زندگی مادی ایمان و افکار آنها را دگرگون نسازد. امیر مومنان علی(ع) در آن خطبه غرا و پرشوری که در اوصاف پرهیزگاران برای دوست باصفایش همام بیان کرد و بیش از یکصد صفت برای متقین برشمرد، یکی از اوصاف مهم شان را این میشمرد: «نزلت انفسهم منهم فیالبلاء کالتی نزلت فیالرخاء؛ روح آنها به هنگام بلا همانند حالت آسایش و آرامش است (و تحولات زندگی آنها را دگرگون نمیسازد)».
ز: این ماجرا بار دیگر این حقیقت را تاکید میکند که نه از دست رفتن امکانات مادی و روی آوردن مصائب و مشکلات و فقر دلیل بر بیلطفی خداوند نسبت به انسان است، و نه داشتن امکانات مادی دلیل بر دوری از ساحت قرب پروردگار، بلکه انسان میتواند با داشتن همه این امکانات بنده خاص او باشد، مشروط بر اینکه اسیر مال و مقام و فرزند نگردد و با از دست دادن آن زمام صبر را از دست ندهد.