پيامبر اعظم(ص) و دو بينهايت
شخصيتگيرا و الهي پيامبر عظيمالشان اسلام حضرت محمد(ص) به شكل معجزهآسائي زمينه گرايش بسياري از جوانان ملل جهان كه با فقدان اخلاق و معنويت مواجه هستند را به آن حضرت بوجود آورده است و اين امر چيزي جز فطري بودن گرايشهای انسانها به خوبيها نيست لذا تلاش جريان صهيونيست براي مخدوش نمودن چهره پيامبر اسلام در قالب وقايعي همانند شارلی ابدو در تعارض با اين حقيقت صورت ميگيرد. اين نوشتار بهدنبال تبيين اين موضوع است كه وقايع اينچنيني در حقيقت براساس دشمني بينهايت دشمنان خدا در تقابل با عشق بينهايت خداوند به رسولالله(ص) شكل گرفته شده است.
بيان موضوع
حقيقت قرآن و وجود صدها آيه شريفه در تبيين مقامات محمدي و معرفي آن حضرت بعنوان الگوي برتر، در جهان هستي از مهمترين رويكردهاي قرآني در هدايت بشر براي تمامي اعصار بوده و به دليل تعداد آيات و مفاهيم متعالي در آن ميتوان اين رويكرد را همانند توجه قرآن به مباحثي همانند تبيين مباحث توحيدي و مسائل مرتبط با آخرت مورد بررسي قرار داد و اين وضعيت بيانگر عشق و محبت بينهايت خداوند متعال به شخص رسولالله الاعظم(ص) ميباشد. از سوي ديگر تأكيد آيات قرآن بر نگاه و اقدامات خصمانه دشمنان دين خدا به رسولالله الاعظم(ص) بيانگر عداوت بينهايت آنان با وجود مقدس آن حضرت ميباشد لذا بنا به نص قرآن همواره ميان اين دو جريان نبردي حقيقي در جريان است. در اين ميان آنچه موضوعيت دارد وجود مبارك رسولالله الاعظم(ص) است كه در چارچوب همان عداوت بينهايت صهيونيستها، به شيوههاي گوناگون مورد هجمه قرار ميگيرد و ارتباط دادن آن به موضوعاتي همانند اقدامات داعش و يا حوادث يازده سپتامبر بعنوان دلائل اقدامات سخيف غرب تنها بخشي از ظاهر وقايع و حوادث ميباشد اين نوشتار در صدد بيان اين حقيقت است كه اقداماتي همانند حمله داعش و چاپ كاريكاتورها و تلاش براي مخدوش كردن چهره پيامبر عظيمالشأن اسلام(ص) علاوه بر جنبههاي سياسي و ديپلماتيك در حقيقت برگرفته شده از تعارض دائمي جريان صهيونيستها با رويكرد قرآن در معرفي چهره رحماني پيامبر اسلام حضرت محمد(ص) ميباشد كه در آيات متعدد از آن خبر داده شده است. هم اكنون دو جريان در خصوص پيامبر عظيمالشأن اسلام(ص) فعاليت مينمايند جريان اول كه بر اساس رويكردهاي قرآني در صدد ارائه چهره رحماني از پيامبر عظيمالشان اسلام(ص) و تبيين رحمت بيمنتهاي خداوندي بر ايشان بوده و گروه دوم مبتني بر رويكرد عداوتجويانه خود در صدد ارائه تصوير غيرواقعي و غيررحماني از رسول گرامي اسلام(ص) داشته تا هويت حقيقي مسلمانان را در تقابل با جهانيان قرار دهند. لذا شناخت هر دو رويكرد قرآني براي تحليل واقعبينانه از حوادثي همانند شارلی ابدو و هتاكيهاي غرب به ساحت نبي مكرم اسلام حضرت محمد(ص) امري ضروري ميباشد.
تحليل واقعه
اقدام روزنامه شارلی ابدو فرانسه در چاپ كاريكاتورهاي اهانتآميز به ساحت نبي مكرم اسلام حضرت محمد(ص) هرچند به ظاهر در تقابل با يك اقدام تروريستي به جهانيان معرفي گرديده اما بر اساس بسياري از شواهد و قرائن بيان شده، اتفاقات روي داده در فرانسه نه تنها يك اتفاق ساده و حادثه اتفاقي نبوده بلكه بدليل اهداف و ماهيت اين واقعه و انتساب اين اقدام تروريستي از سوي غرب با شخصيت پيامبر اسلام(ص)، ميتواند از زمره اقدامات مستمر جريان مسيحي صهيونيست در عداوت ذاتي خود با آموزههاي اسلام بويژه شخص پيامبر عظيمالشأن اسلام(ص) باشد تا در اين مقطع تاريخي با كمك جهالتهاي گروهك منحرف داعش كه اقدامات خود را نتيجه آموزههاي پيامبر عظيم الشأن اسلام(ص) اعلام مينمايند، فضاي عمومي جهان را بر عليه شخص پيامبر اسلام(ص) تهييج و زمينه انتشار اينگونه كاريكاتورها را بوجود آورند و با هدف قرار دادن شخصيت رسول رحمت(ص) و ارائه يك شخصيت غيرواقعي از ايشان، زمينه اسلام هراسي و اقدامات خصمانه را بر عليه مسلمانان بوجود آورند. اين جريان از ابتداي بعثت نبي مكرم اسلام(ص) به انحاء مختلف در تقابل با رسالت رسولالله الاعظم(ص) وجود داشته است. در صدر اسلام در شكل تعارض بت پرستان و جنگهاي كه بر عليه آن حضرت و مسلمانان برپا ميكردند و در مراحل بعدي در اشكال منافقين و مسلمان نماها و همچنين گروههاي منحرف از دين به ضديت خود بر عليه شخص پيامبر اسلام(ص) اقدام مينمودند. در همان حال تعدادي از پيروان مذاهب كه به رسالت آن حضرت ايمان نياورده با همراهي بتپرستان در صدد وارد نمودن آسيب به آئين اسلام بودهاند. اينك در دوران معاصر جريان مسيحي صهيونيست با فرض بر اينكه در صورت موفقيت جهان اسلام در معرفي حضرت محمد(ص) به جهانيان گرايش عظيمي به سمت ايشان بوجود خواهد آمد با اتخاذ همان استراتژيهاي اوليه در تعارض با قرآن در صدد بوده تا پيامبر اسلام آنگونه كه هستند به جهانيان معرفي نگرديده و در نهايت تصويري مخدوش از آن حضرت به جهانيان معرفي شود لذا در ابتداء بايد ديد كه قرآن چه تصويري از رسولالله الاعظم(ص) را معرفي نموده و سپس با فرض اقدامات خلاف قرآني اين گروه، ميتوان ماهيت و نوع اقدام جريانات مسيحي صهيونيستي از جمله واقعه شارلی ابدو را به خوبي مورد تجزيه و تحليل قرار داد.
رويكرد قرآني
قرآن كريم، آخرين كتاب آسماني، نزديك به يك هزار و سيصد آيه يعني بخش عظيمي از آيات خود را به تبيين مقامات پيامبر عظيمالشان اسلام(ص) اختصاص داده است و آنگونه كه از معاني آيات بر ميآيد هدف اصلي از نزول اين آيات شريفه، معرفي جايگاه حضرت محمد(ص) در پيشگاه خداوند و همچنين مسئوليت مسلمانان در مقابل آن حضرت و همچنين نتايج اطاعت و يا تمرد از فرامين آن حضرت بيان گرديده است همچنين در اين آيات شريفه رفتارهاي نبوي در هدايت مردم از جمله نگاه و احساسات آن حضرت براي عموم مردم بويژه امتشان به خوبي تبيين شده است در بسياري اين آيات، حضرت محمد(ص) با اوصافي و القابي همانند رحمه للعالمين و صاحب خلق عظيم معرفي گرديده كه هر يك داراي معاني و تفاسير بسيار زيادي ميباشند كه هر يك از اين اوصاف داراي آثار فراواني براي مردم جهان ميباشد بعنوان نمونه در سوره مباركه احزاب خداوند از ايشان بعنوان الگوي جاودان ياد مينمايند: َقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِّمَن كَانَ يَرْجُو اللَّهَ وَالْيَوْمَ الْآخِرَ وَذَكَرَ اللَّهَ كَثِيرًا قطعا براي شما در اقتداء به رسول خدا سرمشقي زياد است براي آنكس كه به خدا و روز واپسين اميد دارد و خدا را زياد ياد ميكند (الاحزاب -21).
از آنجا كه موضوع الگو سازي يكي از مهمترين جريانات فكري جهان است كه بدليل عدم توانائي بشر براي خلق يك الگو موجب گرديده تا بشر كنوني با بحران هويت در همه ابعاد مواجه گردد لذا خداوند اين نياز بشر را با معرفي رسولالله الاعظم(ص) به نحوي شايسته پاسخ دادهاند و بنا به گفته مرحوم علامه طباطبائي خداوند هيچ زماني امر به كار محال نمیکند بنابراين ميتوان دريافت تأكيد قرآن بر الگو قرار گرفتن آن حضرت بيانگر استمرار توانائي جهانيان براي الگو پذيري از آن حضرت در تمامي اعصار و ظرفيت بينهايت رسول رحمت(ص) براي الگو شدن جهت تمامي امت جهانيان ميباشد و اين نكتهاي مهم است كه در صورت فهم دقيق آن ميتوان تلاش بينتيجه غرب را در مخدوش كردن نام پيامبر و عدم الگو سازي از آن حضرت را به خوبي درك نمود.
از عظيمترين آيات الهي كه خداوند در معرفي آن حضرت در قرآن بيان نموده در خصوص ایشان میفرماید «وَماأرْسَلْناكَ إلاّ رَحْمَةً لِلْعالَمینَ»«و تو را جز رحمتی برای جهانیان نفرستادیم(107 – انبیاء) اين آيه شريفه از معاني و پيامهاي زيادي برخوردار بوده و بسياري از مفسران به تفسير آن پرداختهاند از منظرگاه قرآن تمامي ابعاد وجود آن حضرت حتي وجود جسماني آن حضرت، نه تنها مسلمانان بلكه براي اهل جهان موجب نزول رحمت است حتي در اين زمان كه به ظاهر جسمان شريف آن حضرت از چشمها ناپيدا ميباشد همچنين همه احكام الهى صادره از سوي آن حضرت حتى جهاد، حدود و قصاص و سایر كیفرها و قوانین جزائى اسلام كه از سوي مغرضان به رفتارهاي غيرانساني تعبير گرديده، نیز براى جامعه بشرى رحمت است. لذا ميتوان گفت در تقابل با اين مقام معنوي و رحماني نبي مكرم اسلام، تلاش غرب بر اين بوده تا بر خلاف قرآن كريم چهرهاي خشن از پيامبر اسلام را به تصوير بكشاند لذا اقدام داعش و بانيان اصلي آن در توجيه اقدامات خشن و سبوعانه خود و انتساب اينگونه اقدامات به آموزههاي پيامبر اسلام و تأكيد جهان صهيونيست بر ادعاي آنان حكايت از يك برنامه عميق دارد تا تمامي انسانها برخلاف حقيقت نبي مكرم اسلام(ص) آشنا گردند اما در اينكه خداوند چرا آن حضرت را بعنوان رحمت براي جهانيان معرفي میکند بايد بشريت از خود سؤال نمايد كه حضرت رسول گرامي اسلام(ص) داراي چه خصائص و ويژگيهایي بودهاند كه از سوي خداوند مفتخر به اين مقام شدهاند؟ و بشر ميبايست با اين نگاه پيامبر اسلام را مورد شناخت قرار دهد. در اين خصوص مطالب زيادي است كه تنها به دو آيه شريفه اشاره ميگردد. در سوره مباركه توبه نگاه دلسوزانه پيامبر به مردم و حقيقت شخصيت ايشان معرفي ميگردند كه از خود مردم بوده و حتي رنج كشيدن مردم و مؤمنين براي ايشان سخت و ناگوار ميباشد: قَدْ جَاءكُمْ رَسُولٌ مِّنْ أَنفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُم بِالْمُؤْمِنِينَ رَؤُوفٌ رَّحِيمٌ قطعا براى شما پيامبرى از خودتان آمد كه بر او دشوار است شما در رنج بيفتيد به [هدايت] شما حريص و نسبت به مؤمنان دلسوز مهربان است (128 - توبه) اين خصيصه ايشان به شكل دائم هم براي حالات دنيوي و هم آخرتي مردم تفسير شده است.
از ديگر خصائص نبي مكرم اسلام(ص) كه از مظاهر رحمانيت خداوندي است كه در وجود آن حضرت متبلور شده بود دلسوزي بيحد و نهايت ايشان براي هدايت عموم مردم بوده است مَا أَنزَلْنَا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لِتَشْقَى قرآن را بر تو نازل نكرديم تا به رنج افتي (طه - 2)، اين رحمت پيامبر اسلام بر تمامي مردم بهگونهاي بوده است كه ايشان براي هدايت و خروج مردم از ظلالت و گمراهي بشدت حرص ميخوردند و از اينكه گروهي از مردم به خداوند ايمان نميآورند و در آخرت دچار عذاب الهي ميشدند بشدت غمگين بودند و اين غم بگونهاي ايشان را آزرده مينمود كه خداوند خطاب به ايشان ميفرمايند: وَمَا أَكْثَرُ النَّاسِ وَلَوْ حَرَصْتَ بِمُؤْمِنِينَ و بيشتر مردم هر چند آرزومند باشى ايمانآورنده نيستند (۱۰۳ - يوسف) اما متأسفانه بايد گفت كه علي رغم مهرباني آن حضرت تعدادي از مستشرقان اين دلسوزي پيامبر اسلام را تلاش براي جلب مطامع دنيا معرفي نموده و از اين زاويه در صدد مخدوش نمودن چهره آن حضرت گرديدهاند اما قرآن در جواب به اين گروه نادان خطاب به رسول الله(ص) به صراحت ميفرمايند: وَمَا تَسْأَلُهُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ هُوَ إِلاَّ ذِكْرٌ لِّلْعَالَمِينَ و تو بر اين [كار] پاداشى از آنان نمىخواهى آن [قرآن] جز پندى براى جهانيان نيست (۱۰۴ يوسف) و با اين آيه و مبرا دانستن ساحت آن بزرگوار، ايشان را از اين اتهام ناروا بهدور ميدارند. اما بهنظر ميرسد آنچه كه بيشتر از همه جريان مسيحي صهيونيست را از آينده خويش بيمناك نموده و بر همين اساس بدنبال اهانت به ساحت رسولالله الاعظم(ص) ميباشد وعده خداوند به آن حضرت ميباشد در تعدادي از آيات شريفه قرآن كريم خداوند متعال به رسولالله(ص) اين وعده را ميدهد كه در آينده دين آن جهاني شده و بر همه اديان غالب ميگردد بر همين اساس در سوره «توبه» آيه سىوسوم، در مورد جهانى شدن اسلام و غلبه اين دين مبين بر ساير اديان چنين مىفرمايد: هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ باِلْهُدى وَ دِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوكَرِهَ الْمُشْرِكُونَ «اوست خداوندى كه پيامبرش را با هدايت، و دين حق فرستاد، تا او را بر همه اديان غالب گرداند، هر چند كه مشركان كراهت داشته باشند. ( صف – 9) و اين وعده را در سوره مباركه توبه در آيه 40 مجددا به پيامبر اسلام داده ميشود.
دشمني بينهايت
پيامبر عظيم الشان اسلام(ص) همواره با دو رويكرد دائمي از سوي دشمنان خود مورد هجمه قرار ميگرفتند كه منشأ حقيقي آن عدم رضايت يهوديان و مسيحيان از نبوت آن حضرت و نزول قرآن كريم ميباشد كه در تمامي اعصار نسبت به آن حضرت و امتشان وجود داشته و هم اكنون نيز با شدت تمام ادامه دارد. در خصوص عداوت و دشمني بينهايت اين گروه، خداوند در قرآن كريم خطاب به رسولالله(ص) به صراحت ميفرمايند: وَلَن تَرْضَى عَنكَ الْيَهُودُ وَلاَ النَّصَارَى حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ قُلْ إِنَّ هُدَى اللّهِ هُوَ الْهُدَى وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءهُم بَعْدَ الَّذِي جَاءكَ مِنَ الْعِلْمِ مَا لَكَ مِنَ اللّهِ مِن وَلِيٍّ وَلاَ نَصِيرٍ و هرگز يهوديان و ترسايان از تو راضى نمىشوند مگر آنكه از كيش آنان پيروى كنى بگو در حقيقت تنها هدايت خداست كه هدايت [واقعى] است و چنانچه پس از آن علمى كه تو را حاصل شد باز از هوسهاى آنان پيروى كنى در برابر خدا سرور و ياورى نخواهى داشت(بقره - 120)
هرچند كه بر اساس وقايع تاريخي اينگونه نقل شده است كه يهوديان مدينه و نصاراى نجران انتظار داشتند كه پيامبر اسلام(ص) در انتخاب قبله با آنها موافقت كند، هنگامى كه خداوند قبله مسلمانان را از بيتالمقدس به سوى كعبه گردانيد، آنها از پيامبر(ص) مايوس شدند (و شايد در اين ميان بعضى از طوائف مسلمانان ايراد مىكردند كه نبايد كارى كرد كه باعث رنجش يهود و نصارى گردد). آيه فوق نازل شد و به پيامبر اعلام كرد كه اين گروه از يهود و نصارى نه با هماهنگى در قبله و نه با چيز ديگر از تو راضى نخواهند شد، جز اينكه آئين آنها را دربست بپذيرى. اما اين آيه حكايتگر وقايع عميقتري ميباشد زيرا با انحصار اين آيه در واقعه بيان شده عملا به اين معنا است كه صهيونيست و گروههاي مسيحي ديگر در دوران كنوني دشمني با آن حضرت نداشته اما ما به وضوح شاهد عداوت گروههاي ياد شده در قرآن در طول دوران حيات اسلام بويژه دوران معاصر ميباشيم و بهدرستي اگر اين آيه شريفه مبناي تحليل وقايع همانند شارلی ابدو شكل گيري داعش قرار گيرد ميتواند زمينهساز تحليلهاي حقيقي بسياري از وقايع براي مسلمانان واقع گردد.
يكي ديگر از مظاهر عداوت بينهايت دشمنان آن حضرت در ابتداء، تكذيب رسالت و سپس تمسخر و استهزاء ايشان بوده كه هر دو رويكرد مذكور پس از رحلت آن حضرت با شدت تمام از سوي اخلاف بتپرستان در شكلهاي گوناگون و تحريفهاي تاريخي مطرح شده است و هم اينك با اتخاذ شعار آزادي بيان اين رويكرد در قالب كاريكاتورها دنبال ميگردد اما خداوند متعال در پاسخ به هر دو رويكرد پاسخهایي بسيار عجيب داده است كه ميبايست مورد نظر امت مسلمان در دوران معاصر قرار گيرد. در سوره مباركه فاطر ميفرمايند:
وَإِن يُكَذِّبُوكَ فَقَدْ كُذِّبَتْ رُسُلٌ مِّن قَبْلِكَ وَإِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الأمُورُ و اگر تو را تكذيب كنند قطعا پيش از تو [هم] فرستادگانى تكذيب شدند و [همه] كارها به سوى خدا بازگردانيده مىشود (فاطر- ۴) يعني اينكه اين عداوت با شدت بر عليه ديگر پيامبران الهي بوده است.
نتيجه گيري
آنچه كه در اين نوشتار بر آن تأكيد گرديد آن است ريشه دانست وقايع سياسي و اختلافات ديپلماتيك در خصوص وقايع شارلی ابدو و اقدامات داعش بيانگر تحليل واقعي از اينگونه حوادث نيست و براي تحليل واقعي ميبايست قرآن و نگاه اين كتاب آسماني مبناي تحليل قرار گيرد و بر اساس آيات شريفه اين وقايع برگرفته شده از دشمني جريان مسيحي صهيونيست با رسولالله الاعظم(ص) ميباشد اينك با توجه به تصريح آيات بر عداوت دائمي جريان صهيونيستي و مسيحي غرب با اسلام و رسولالله الاعظم(ص) بايد گفت مسلمانان در قبال اين حقيقت چگونه استراتژي رفتاري را ميبايست اتخاذ نمود و ميبايست در اين چارچوب نيز قرآن مبناي اين جواب قرار گيرد جواب اصلي اين سؤال را قرآن بگونهاي ظريف و صريح بيان نموده كه ميتواند از بهترين مصاديق رفتاري جهان اسلام در تعامل با غرب باشد.
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَعَدُوَّكُمْ أَوْلِيَاء تُلْقُونَ إِلَيْهِم بِالْمَوَدَّةِ وَقَدْ كَفَرُوا بِمَا جَاءكُم مِّنَ الْحَقِّ يُخْرِجُونَ الرَّسُولَ وَإِيَّاكُمْ أَن تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ رَبِّكُمْ إِن كُنتُمْ خَرَجْتُمْ جِهَادًا فِي سَبِيلِي وَابْتِغَاءمَرْضَاتِي تُسِرُّونَ إِلَيْهِم بِالْمَوَدَّةِ وَأَنَا أَعْلَمُ بِمَا أَخْفَيْتُمْ وَمَا أَعْلَنتُمْ وَمَن يَفْعَلْهُ مِنكُمْ فَقَدْ ضَلَّ سَوَاءالسَّبِيلِ اى كسانى كه ايمان آوردهايد دشمن من و دشمن خودتان را به دوستى بر مگيريد [به طورى] كه با آنها اظهار دوستى كنيد و حال آنكه قطعا به آن حقيقت كه براى شما آمده كافرند [و] پيامبر [خدا] و شما را [از مكه] بيرون مىكنند كه [چرا] به خدا پروردگارتان ايمان آوردهايد اگر براى جهاد در راه من و طلب خشنودى من بيرون آمدهايد [شما] پنهانى با آنان رابطه دوستى برقرار مىكنيد در حالىكه من به آنچه پنهان داشتيد و آنچه آشكار نموديد داناترم و هر كس از شما چنين كند قطعا از راه درست منحرف گرديده است.( ممتحنه - ۱) لذا اين آيه شريفه به صراحت ضمن بر حذر دانست مسلمانان از خود شيفتگي در مقابل غرب ميبايست متوجه دشمني ذاتي آنان با پيامبرشان و سپس ديگر مظاهر ديني بوده و در خصوص آن ميبايست داراي بصيرت قرآني باشند. انشاء الله
بيان موضوع
حقيقت قرآن و وجود صدها آيه شريفه در تبيين مقامات محمدي و معرفي آن حضرت بعنوان الگوي برتر، در جهان هستي از مهمترين رويكردهاي قرآني در هدايت بشر براي تمامي اعصار بوده و به دليل تعداد آيات و مفاهيم متعالي در آن ميتوان اين رويكرد را همانند توجه قرآن به مباحثي همانند تبيين مباحث توحيدي و مسائل مرتبط با آخرت مورد بررسي قرار داد و اين وضعيت بيانگر عشق و محبت بينهايت خداوند متعال به شخص رسولالله الاعظم(ص) ميباشد. از سوي ديگر تأكيد آيات قرآن بر نگاه و اقدامات خصمانه دشمنان دين خدا به رسولالله الاعظم(ص) بيانگر عداوت بينهايت آنان با وجود مقدس آن حضرت ميباشد لذا بنا به نص قرآن همواره ميان اين دو جريان نبردي حقيقي در جريان است. در اين ميان آنچه موضوعيت دارد وجود مبارك رسولالله الاعظم(ص) است كه در چارچوب همان عداوت بينهايت صهيونيستها، به شيوههاي گوناگون مورد هجمه قرار ميگيرد و ارتباط دادن آن به موضوعاتي همانند اقدامات داعش و يا حوادث يازده سپتامبر بعنوان دلائل اقدامات سخيف غرب تنها بخشي از ظاهر وقايع و حوادث ميباشد اين نوشتار در صدد بيان اين حقيقت است كه اقداماتي همانند حمله داعش و چاپ كاريكاتورها و تلاش براي مخدوش كردن چهره پيامبر عظيمالشأن اسلام(ص) علاوه بر جنبههاي سياسي و ديپلماتيك در حقيقت برگرفته شده از تعارض دائمي جريان صهيونيستها با رويكرد قرآن در معرفي چهره رحماني پيامبر اسلام حضرت محمد(ص) ميباشد كه در آيات متعدد از آن خبر داده شده است. هم اكنون دو جريان در خصوص پيامبر عظيمالشأن اسلام(ص) فعاليت مينمايند جريان اول كه بر اساس رويكردهاي قرآني در صدد ارائه چهره رحماني از پيامبر عظيمالشان اسلام(ص) و تبيين رحمت بيمنتهاي خداوندي بر ايشان بوده و گروه دوم مبتني بر رويكرد عداوتجويانه خود در صدد ارائه تصوير غيرواقعي و غيررحماني از رسول گرامي اسلام(ص) داشته تا هويت حقيقي مسلمانان را در تقابل با جهانيان قرار دهند. لذا شناخت هر دو رويكرد قرآني براي تحليل واقعبينانه از حوادثي همانند شارلی ابدو و هتاكيهاي غرب به ساحت نبي مكرم اسلام حضرت محمد(ص) امري ضروري ميباشد.
تحليل واقعه
اقدام روزنامه شارلی ابدو فرانسه در چاپ كاريكاتورهاي اهانتآميز به ساحت نبي مكرم اسلام حضرت محمد(ص) هرچند به ظاهر در تقابل با يك اقدام تروريستي به جهانيان معرفي گرديده اما بر اساس بسياري از شواهد و قرائن بيان شده، اتفاقات روي داده در فرانسه نه تنها يك اتفاق ساده و حادثه اتفاقي نبوده بلكه بدليل اهداف و ماهيت اين واقعه و انتساب اين اقدام تروريستي از سوي غرب با شخصيت پيامبر اسلام(ص)، ميتواند از زمره اقدامات مستمر جريان مسيحي صهيونيست در عداوت ذاتي خود با آموزههاي اسلام بويژه شخص پيامبر عظيمالشأن اسلام(ص) باشد تا در اين مقطع تاريخي با كمك جهالتهاي گروهك منحرف داعش كه اقدامات خود را نتيجه آموزههاي پيامبر عظيم الشأن اسلام(ص) اعلام مينمايند، فضاي عمومي جهان را بر عليه شخص پيامبر اسلام(ص) تهييج و زمينه انتشار اينگونه كاريكاتورها را بوجود آورند و با هدف قرار دادن شخصيت رسول رحمت(ص) و ارائه يك شخصيت غيرواقعي از ايشان، زمينه اسلام هراسي و اقدامات خصمانه را بر عليه مسلمانان بوجود آورند. اين جريان از ابتداي بعثت نبي مكرم اسلام(ص) به انحاء مختلف در تقابل با رسالت رسولالله الاعظم(ص) وجود داشته است. در صدر اسلام در شكل تعارض بت پرستان و جنگهاي كه بر عليه آن حضرت و مسلمانان برپا ميكردند و در مراحل بعدي در اشكال منافقين و مسلمان نماها و همچنين گروههاي منحرف از دين به ضديت خود بر عليه شخص پيامبر اسلام(ص) اقدام مينمودند. در همان حال تعدادي از پيروان مذاهب كه به رسالت آن حضرت ايمان نياورده با همراهي بتپرستان در صدد وارد نمودن آسيب به آئين اسلام بودهاند. اينك در دوران معاصر جريان مسيحي صهيونيست با فرض بر اينكه در صورت موفقيت جهان اسلام در معرفي حضرت محمد(ص) به جهانيان گرايش عظيمي به سمت ايشان بوجود خواهد آمد با اتخاذ همان استراتژيهاي اوليه در تعارض با قرآن در صدد بوده تا پيامبر اسلام آنگونه كه هستند به جهانيان معرفي نگرديده و در نهايت تصويري مخدوش از آن حضرت به جهانيان معرفي شود لذا در ابتداء بايد ديد كه قرآن چه تصويري از رسولالله الاعظم(ص) را معرفي نموده و سپس با فرض اقدامات خلاف قرآني اين گروه، ميتوان ماهيت و نوع اقدام جريانات مسيحي صهيونيستي از جمله واقعه شارلی ابدو را به خوبي مورد تجزيه و تحليل قرار داد.
رويكرد قرآني
قرآن كريم، آخرين كتاب آسماني، نزديك به يك هزار و سيصد آيه يعني بخش عظيمي از آيات خود را به تبيين مقامات پيامبر عظيمالشان اسلام(ص) اختصاص داده است و آنگونه كه از معاني آيات بر ميآيد هدف اصلي از نزول اين آيات شريفه، معرفي جايگاه حضرت محمد(ص) در پيشگاه خداوند و همچنين مسئوليت مسلمانان در مقابل آن حضرت و همچنين نتايج اطاعت و يا تمرد از فرامين آن حضرت بيان گرديده است همچنين در اين آيات شريفه رفتارهاي نبوي در هدايت مردم از جمله نگاه و احساسات آن حضرت براي عموم مردم بويژه امتشان به خوبي تبيين شده است در بسياري اين آيات، حضرت محمد(ص) با اوصافي و القابي همانند رحمه للعالمين و صاحب خلق عظيم معرفي گرديده كه هر يك داراي معاني و تفاسير بسيار زيادي ميباشند كه هر يك از اين اوصاف داراي آثار فراواني براي مردم جهان ميباشد بعنوان نمونه در سوره مباركه احزاب خداوند از ايشان بعنوان الگوي جاودان ياد مينمايند: َقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِّمَن كَانَ يَرْجُو اللَّهَ وَالْيَوْمَ الْآخِرَ وَذَكَرَ اللَّهَ كَثِيرًا قطعا براي شما در اقتداء به رسول خدا سرمشقي زياد است براي آنكس كه به خدا و روز واپسين اميد دارد و خدا را زياد ياد ميكند (الاحزاب -21).
از آنجا كه موضوع الگو سازي يكي از مهمترين جريانات فكري جهان است كه بدليل عدم توانائي بشر براي خلق يك الگو موجب گرديده تا بشر كنوني با بحران هويت در همه ابعاد مواجه گردد لذا خداوند اين نياز بشر را با معرفي رسولالله الاعظم(ص) به نحوي شايسته پاسخ دادهاند و بنا به گفته مرحوم علامه طباطبائي خداوند هيچ زماني امر به كار محال نمیکند بنابراين ميتوان دريافت تأكيد قرآن بر الگو قرار گرفتن آن حضرت بيانگر استمرار توانائي جهانيان براي الگو پذيري از آن حضرت در تمامي اعصار و ظرفيت بينهايت رسول رحمت(ص) براي الگو شدن جهت تمامي امت جهانيان ميباشد و اين نكتهاي مهم است كه در صورت فهم دقيق آن ميتوان تلاش بينتيجه غرب را در مخدوش كردن نام پيامبر و عدم الگو سازي از آن حضرت را به خوبي درك نمود.
از عظيمترين آيات الهي كه خداوند در معرفي آن حضرت در قرآن بيان نموده در خصوص ایشان میفرماید «وَماأرْسَلْناكَ إلاّ رَحْمَةً لِلْعالَمینَ»«و تو را جز رحمتی برای جهانیان نفرستادیم(107 – انبیاء) اين آيه شريفه از معاني و پيامهاي زيادي برخوردار بوده و بسياري از مفسران به تفسير آن پرداختهاند از منظرگاه قرآن تمامي ابعاد وجود آن حضرت حتي وجود جسماني آن حضرت، نه تنها مسلمانان بلكه براي اهل جهان موجب نزول رحمت است حتي در اين زمان كه به ظاهر جسمان شريف آن حضرت از چشمها ناپيدا ميباشد همچنين همه احكام الهى صادره از سوي آن حضرت حتى جهاد، حدود و قصاص و سایر كیفرها و قوانین جزائى اسلام كه از سوي مغرضان به رفتارهاي غيرانساني تعبير گرديده، نیز براى جامعه بشرى رحمت است. لذا ميتوان گفت در تقابل با اين مقام معنوي و رحماني نبي مكرم اسلام، تلاش غرب بر اين بوده تا بر خلاف قرآن كريم چهرهاي خشن از پيامبر اسلام را به تصوير بكشاند لذا اقدام داعش و بانيان اصلي آن در توجيه اقدامات خشن و سبوعانه خود و انتساب اينگونه اقدامات به آموزههاي پيامبر اسلام و تأكيد جهان صهيونيست بر ادعاي آنان حكايت از يك برنامه عميق دارد تا تمامي انسانها برخلاف حقيقت نبي مكرم اسلام(ص) آشنا گردند اما در اينكه خداوند چرا آن حضرت را بعنوان رحمت براي جهانيان معرفي میکند بايد بشريت از خود سؤال نمايد كه حضرت رسول گرامي اسلام(ص) داراي چه خصائص و ويژگيهایي بودهاند كه از سوي خداوند مفتخر به اين مقام شدهاند؟ و بشر ميبايست با اين نگاه پيامبر اسلام را مورد شناخت قرار دهد. در اين خصوص مطالب زيادي است كه تنها به دو آيه شريفه اشاره ميگردد. در سوره مباركه توبه نگاه دلسوزانه پيامبر به مردم و حقيقت شخصيت ايشان معرفي ميگردند كه از خود مردم بوده و حتي رنج كشيدن مردم و مؤمنين براي ايشان سخت و ناگوار ميباشد: قَدْ جَاءكُمْ رَسُولٌ مِّنْ أَنفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُم بِالْمُؤْمِنِينَ رَؤُوفٌ رَّحِيمٌ قطعا براى شما پيامبرى از خودتان آمد كه بر او دشوار است شما در رنج بيفتيد به [هدايت] شما حريص و نسبت به مؤمنان دلسوز مهربان است (128 - توبه) اين خصيصه ايشان به شكل دائم هم براي حالات دنيوي و هم آخرتي مردم تفسير شده است.
از ديگر خصائص نبي مكرم اسلام(ص) كه از مظاهر رحمانيت خداوندي است كه در وجود آن حضرت متبلور شده بود دلسوزي بيحد و نهايت ايشان براي هدايت عموم مردم بوده است مَا أَنزَلْنَا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لِتَشْقَى قرآن را بر تو نازل نكرديم تا به رنج افتي (طه - 2)، اين رحمت پيامبر اسلام بر تمامي مردم بهگونهاي بوده است كه ايشان براي هدايت و خروج مردم از ظلالت و گمراهي بشدت حرص ميخوردند و از اينكه گروهي از مردم به خداوند ايمان نميآورند و در آخرت دچار عذاب الهي ميشدند بشدت غمگين بودند و اين غم بگونهاي ايشان را آزرده مينمود كه خداوند خطاب به ايشان ميفرمايند: وَمَا أَكْثَرُ النَّاسِ وَلَوْ حَرَصْتَ بِمُؤْمِنِينَ و بيشتر مردم هر چند آرزومند باشى ايمانآورنده نيستند (۱۰۳ - يوسف) اما متأسفانه بايد گفت كه علي رغم مهرباني آن حضرت تعدادي از مستشرقان اين دلسوزي پيامبر اسلام را تلاش براي جلب مطامع دنيا معرفي نموده و از اين زاويه در صدد مخدوش نمودن چهره آن حضرت گرديدهاند اما قرآن در جواب به اين گروه نادان خطاب به رسول الله(ص) به صراحت ميفرمايند: وَمَا تَسْأَلُهُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ هُوَ إِلاَّ ذِكْرٌ لِّلْعَالَمِينَ و تو بر اين [كار] پاداشى از آنان نمىخواهى آن [قرآن] جز پندى براى جهانيان نيست (۱۰۴ يوسف) و با اين آيه و مبرا دانستن ساحت آن بزرگوار، ايشان را از اين اتهام ناروا بهدور ميدارند. اما بهنظر ميرسد آنچه كه بيشتر از همه جريان مسيحي صهيونيست را از آينده خويش بيمناك نموده و بر همين اساس بدنبال اهانت به ساحت رسولالله الاعظم(ص) ميباشد وعده خداوند به آن حضرت ميباشد در تعدادي از آيات شريفه قرآن كريم خداوند متعال به رسولالله(ص) اين وعده را ميدهد كه در آينده دين آن جهاني شده و بر همه اديان غالب ميگردد بر همين اساس در سوره «توبه» آيه سىوسوم، در مورد جهانى شدن اسلام و غلبه اين دين مبين بر ساير اديان چنين مىفرمايد: هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ باِلْهُدى وَ دِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوكَرِهَ الْمُشْرِكُونَ «اوست خداوندى كه پيامبرش را با هدايت، و دين حق فرستاد، تا او را بر همه اديان غالب گرداند، هر چند كه مشركان كراهت داشته باشند. ( صف – 9) و اين وعده را در سوره مباركه توبه در آيه 40 مجددا به پيامبر اسلام داده ميشود.
دشمني بينهايت
پيامبر عظيم الشان اسلام(ص) همواره با دو رويكرد دائمي از سوي دشمنان خود مورد هجمه قرار ميگرفتند كه منشأ حقيقي آن عدم رضايت يهوديان و مسيحيان از نبوت آن حضرت و نزول قرآن كريم ميباشد كه در تمامي اعصار نسبت به آن حضرت و امتشان وجود داشته و هم اكنون نيز با شدت تمام ادامه دارد. در خصوص عداوت و دشمني بينهايت اين گروه، خداوند در قرآن كريم خطاب به رسولالله(ص) به صراحت ميفرمايند: وَلَن تَرْضَى عَنكَ الْيَهُودُ وَلاَ النَّصَارَى حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ قُلْ إِنَّ هُدَى اللّهِ هُوَ الْهُدَى وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءهُم بَعْدَ الَّذِي جَاءكَ مِنَ الْعِلْمِ مَا لَكَ مِنَ اللّهِ مِن وَلِيٍّ وَلاَ نَصِيرٍ و هرگز يهوديان و ترسايان از تو راضى نمىشوند مگر آنكه از كيش آنان پيروى كنى بگو در حقيقت تنها هدايت خداست كه هدايت [واقعى] است و چنانچه پس از آن علمى كه تو را حاصل شد باز از هوسهاى آنان پيروى كنى در برابر خدا سرور و ياورى نخواهى داشت(بقره - 120)
هرچند كه بر اساس وقايع تاريخي اينگونه نقل شده است كه يهوديان مدينه و نصاراى نجران انتظار داشتند كه پيامبر اسلام(ص) در انتخاب قبله با آنها موافقت كند، هنگامى كه خداوند قبله مسلمانان را از بيتالمقدس به سوى كعبه گردانيد، آنها از پيامبر(ص) مايوس شدند (و شايد در اين ميان بعضى از طوائف مسلمانان ايراد مىكردند كه نبايد كارى كرد كه باعث رنجش يهود و نصارى گردد). آيه فوق نازل شد و به پيامبر اعلام كرد كه اين گروه از يهود و نصارى نه با هماهنگى در قبله و نه با چيز ديگر از تو راضى نخواهند شد، جز اينكه آئين آنها را دربست بپذيرى. اما اين آيه حكايتگر وقايع عميقتري ميباشد زيرا با انحصار اين آيه در واقعه بيان شده عملا به اين معنا است كه صهيونيست و گروههاي مسيحي ديگر در دوران كنوني دشمني با آن حضرت نداشته اما ما به وضوح شاهد عداوت گروههاي ياد شده در قرآن در طول دوران حيات اسلام بويژه دوران معاصر ميباشيم و بهدرستي اگر اين آيه شريفه مبناي تحليل وقايع همانند شارلی ابدو شكل گيري داعش قرار گيرد ميتواند زمينهساز تحليلهاي حقيقي بسياري از وقايع براي مسلمانان واقع گردد.
يكي ديگر از مظاهر عداوت بينهايت دشمنان آن حضرت در ابتداء، تكذيب رسالت و سپس تمسخر و استهزاء ايشان بوده كه هر دو رويكرد مذكور پس از رحلت آن حضرت با شدت تمام از سوي اخلاف بتپرستان در شكلهاي گوناگون و تحريفهاي تاريخي مطرح شده است و هم اينك با اتخاذ شعار آزادي بيان اين رويكرد در قالب كاريكاتورها دنبال ميگردد اما خداوند متعال در پاسخ به هر دو رويكرد پاسخهایي بسيار عجيب داده است كه ميبايست مورد نظر امت مسلمان در دوران معاصر قرار گيرد. در سوره مباركه فاطر ميفرمايند:
وَإِن يُكَذِّبُوكَ فَقَدْ كُذِّبَتْ رُسُلٌ مِّن قَبْلِكَ وَإِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الأمُورُ و اگر تو را تكذيب كنند قطعا پيش از تو [هم] فرستادگانى تكذيب شدند و [همه] كارها به سوى خدا بازگردانيده مىشود (فاطر- ۴) يعني اينكه اين عداوت با شدت بر عليه ديگر پيامبران الهي بوده است.
نتيجه گيري
آنچه كه در اين نوشتار بر آن تأكيد گرديد آن است ريشه دانست وقايع سياسي و اختلافات ديپلماتيك در خصوص وقايع شارلی ابدو و اقدامات داعش بيانگر تحليل واقعي از اينگونه حوادث نيست و براي تحليل واقعي ميبايست قرآن و نگاه اين كتاب آسماني مبناي تحليل قرار گيرد و بر اساس آيات شريفه اين وقايع برگرفته شده از دشمني جريان مسيحي صهيونيست با رسولالله الاعظم(ص) ميباشد اينك با توجه به تصريح آيات بر عداوت دائمي جريان صهيونيستي و مسيحي غرب با اسلام و رسولالله الاعظم(ص) بايد گفت مسلمانان در قبال اين حقيقت چگونه استراتژي رفتاري را ميبايست اتخاذ نمود و ميبايست در اين چارچوب نيز قرآن مبناي اين جواب قرار گيرد جواب اصلي اين سؤال را قرآن بگونهاي ظريف و صريح بيان نموده كه ميتواند از بهترين مصاديق رفتاري جهان اسلام در تعامل با غرب باشد.
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَعَدُوَّكُمْ أَوْلِيَاء تُلْقُونَ إِلَيْهِم بِالْمَوَدَّةِ وَقَدْ كَفَرُوا بِمَا جَاءكُم مِّنَ الْحَقِّ يُخْرِجُونَ الرَّسُولَ وَإِيَّاكُمْ أَن تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ رَبِّكُمْ إِن كُنتُمْ خَرَجْتُمْ جِهَادًا فِي سَبِيلِي وَابْتِغَاءمَرْضَاتِي تُسِرُّونَ إِلَيْهِم بِالْمَوَدَّةِ وَأَنَا أَعْلَمُ بِمَا أَخْفَيْتُمْ وَمَا أَعْلَنتُمْ وَمَن يَفْعَلْهُ مِنكُمْ فَقَدْ ضَلَّ سَوَاءالسَّبِيلِ اى كسانى كه ايمان آوردهايد دشمن من و دشمن خودتان را به دوستى بر مگيريد [به طورى] كه با آنها اظهار دوستى كنيد و حال آنكه قطعا به آن حقيقت كه براى شما آمده كافرند [و] پيامبر [خدا] و شما را [از مكه] بيرون مىكنند كه [چرا] به خدا پروردگارتان ايمان آوردهايد اگر براى جهاد در راه من و طلب خشنودى من بيرون آمدهايد [شما] پنهانى با آنان رابطه دوستى برقرار مىكنيد در حالىكه من به آنچه پنهان داشتيد و آنچه آشكار نموديد داناترم و هر كس از شما چنين كند قطعا از راه درست منحرف گرديده است.( ممتحنه - ۱) لذا اين آيه شريفه به صراحت ضمن بر حذر دانست مسلمانان از خود شيفتگي در مقابل غرب ميبايست متوجه دشمني ذاتي آنان با پيامبرشان و سپس ديگر مظاهر ديني بوده و در خصوص آن ميبايست داراي بصيرت قرآني باشند. انشاء الله