چگونگی پیشرفت والیبال از زبان رئيس فدراسیون
داورزنی: حالا ایران از قدرتهای بزرگ جهان است
فدراسیون جهانی والیبال رسما اعلام کرد که ایران رشد موشکی داشته است. همین یک جمله کافی است تا بدانیم چه اتفاقی پیرامون این رشته رخ داده است.
والیبال ایران با ارائه نمایشی دلپذیر باعث شده تا خیل علاقهمندان بازیهای تیم ملی را به دقت نظاره کنند. همراهی والیبالدوستان ایرانی با تیم ملی کار را تکمیل کرده است.
موفقیتهای خیرهکننده والیبال باعث شد تا تبلیغات منفی علیه ایران رنگ ببازد و دشمنان این مرز و بوم با پدیدهای شگرف روبهرو شوند. آنها بار دیگر به چشم دیدند که جوانان ایرانی کارهای نشدنی را به آسانی انجام میدهند.
والیبال که از سالها پیش برنامهریزی برای حضور در جمع بهترینهای جهان را آغاز کرده الان میتواند به عنوان یک الگو در سایر رشتههای ورزشی مدنظر باشد. برای اطلاع از چگونگی پیشرفت خیرهکننده فدراسیون والیبال، مجله کیهان ورزشی گفتوگویی را با محمدرضا داورزنی رئیس این فدراسیون انجام داده که گزیدهای از آن در ادامه میآید:
زمانی که کارم را در فدراسیون والیبال آغاز کردم، 4 هدف تعیین کردیم که در همان سال 2006، بر روی تابلو زدیم. استراتژی 6 سال بعد را تعیین کردیم و گفتیم که تا المپیک 2012، باید چه کارهایی را انجام بدهیم. مدل برنامهریزی ما، یک «مدل نو» بود. ما برنامهریزی را اختراع نکردیم، چرا که قبلا در جهان اختراع شده بود ولی چیزی که اتفاق افتاد به این صورت بود:ابتدا بررسی کردیم که تیم قهرمان آسیا، یا تیم قهرمان جهان و المپیک - در بالاترین سطح- دارای چه ویژگیهایی است. دنبال قهرمان جهان رفتیم تا از آنها سؤال کنیم. در همان مقطع من با رئیس فدراسیون صربستان، قهرمان المپیک سیدنی، جسه گذاشتم. گفتیم شما چه کار کردید که قهرمان المپیک سیدنی شدید؟ برنامه عملیاتی خودتان را برای ما توضیح بدهید. آنها هم برنامههای خودشان را برای ما توضیح دادند که چگونه استعدادیابی کردند و...
* از سال 2008، مرحوم معدنی را آوردیم و گفتیم که میخواهیم در سال 2011 قهرمان آسیا شویم. برای رسیدن به این هدف، باید کارهایی را انجام میدادیم. بازیهای تدارکاتی با کشورهای مشخص جزو برنامه های ما بود. در آن مقطع آقای «زوران گائیچ» همکاری خودش را با ما قطع کرد. ایشان با یک باشگاه روسی قرارداد بسته بود و خواست که برود. ما به حسین معدنی گفتیم این کارها را انجام بده و سه سال با ایشان کار کردیم. در 2009 نایب قهرمان آسیا شدیم و با معدنی از رده پنجمی در 2005 به نایب قهرمانی آسیا در 2009 رسیدیم (جام ملتهای آسیا) شرایطی ایجاد شد که ما فهمیدیم در گام بعدی اگر بخواهیم قهرمان آسیا شویم و به لیگ جهانی برویم، نیاز به تجربه برتری داریم. کدام مربی میتواند با بکارگیری تجربهاش، ما را به آن مرحله برساند؟
* در ابتدا 32 مربی جهان را مورد ارزیابی قرار دادیم. کارنامه همه آنها را بررسی کردیم و در نهایت به پنج نفر رسیدیم: «آناستازی»، «ولاسکو»، «پرندلی»، و «لوزانو» جزو پنج مربی برتر بودند. در یک بررسی اجمالی، با سه نفر از اینها همزمان و مستقیم صحبت کردم. آنها را به ایران دعوت کردیم. «پرندلی» به ایران آمد. با او صحبت کردم و خواسته خودمان را به او گفتیم و پرسیدم که نسبت به والیبال ما چه نظر و باوری دارد. حرفهای او را شنیدم و گفتیم ده روز دیگر به شما خبر میدهیم. تشکر کردیم و ایشان هم رفت. فردای آن روز، آقای «ولاسکو» به ایران آمد. قبلا بررسی کرده بودیم که ولاسکو در ایتالیا چه کار کرده بود. ولاسکو در اسپانیا نتیجه نگرفته بود اما در ایتالیا 6، 7 دوره قهرمان جهان شده بود. ما از او پرسیدیم که چگونه با والیبال ایران آشنا شده و چه شناختی از آن دارد و در نهایت خواست ما از شما چه چیزی است. از طرف دیگر با «آناستازی» هم صحبت کرده بودیم، یعنی قبل از اینکه به لهستان برود با من صحبت کرده بود که با لهستانیها صحبت کرده و میخواهد به کشور آنها برود. من به او گفتم موفق باشی؛بنابراین آقایان پرندلی و ولاسکو ماندند و بازی باشگاهی ما را دیدند. به آنها گفتم که برنامه ما به این صورت است که سه سال بعد به کجا برویم و پنج سال بعد چه کار کنیم. اوضاع ما به این صورت است. شما چه باوری نسبت به تیم و بازیکنان ما دارید؟ اهداف خودمان را به طور مشخص اعلام کردیم. آقای ولاسکو گفت بازیهای تیم شما را دیدهام و به شرایط شما آگاهم، زمان بازیهای 2010 بود که ما ایتالیا را در شهر میلان پنج گیمه کردیم و 3-2 باختیم. من به آقای ولاسکو گفتم که اگر درست عمل کنیم، من باور دارم که موفق خواهیم شد. گفتم شما هر طرح و برنامهای داری به ما بده تا آن را اجرا کنیم. فقط مسیر ما باید به اینجا ختم شود. ولاسکو گفت من آدمی هستم که دوست دارم کارهای سخت را انجام بدهم. من هم به او گفتم این گونه هستم که شما میگویی. گفتم که چالش ما در این خصوص است که کارهای سخت را انجام بدهیم وگرنه کارهای ساده را همه میتوانند انجام بدهند. مسیر ما برای رفتن به المپیک از لیگ جهانی میگذرد. شما حساب کنید که در این راه چند بازی مهم با تیمهای بزرگ جهانی خواهیم داشت؟ اگر این باور را داری، میتوانیم با یکدیگر کار کنیم. او هم گفت من این باور را دارم که تیم شما از این لحاظ توانمند است و اگر یک سری نقاط ضعفش برطرف شود و تجربه پیدا کند، میتواند در جهان خوش بدرخشد. ما هم قبول کردیم زمانی بود که لیگ جهانی هم میخواست برگزار شود.
* با آقای ولاسکو در مسابقات «کوالی فیکیشن» شرکت کردیم، توانستیم قهرمان شویم و از مصر ببریم، ژاپن به ایران آمد و از ژاپن هم بردیم و برای اولین بار به لیگ جهانی رفتیم. همان سال 2011، جام ملتهای آسیا را در کشورمان د اشتیم که قهرمان آسیا شدیم. پلهها را یکی پس از دیگری به سمت بالا طی میکردیم. وقتی که شما وارد لیگ جهانی میشوید، میخواهید تجربه پیدا کنیم. یک زمان ما آرزو داشتیم که یک بازی تدارکاتی با ایتالیا داشته باشیم تا بازی آنها را از نزدیک ببینیم، یا با صربستان بازی کنیم. آرزو داشتیم با کشورهای بزرگ جهان یک بازی تدارکاتی کنیم و اجازه بدهند تا با آنها بازی کنیم.
* زمانی که اولین پیروزی بزرگ را بهدست آوردیم در خود کشورمان میگفتند که این پیروزی شانسی است. یک جرقهای بهوجود آمد و از بین خواهد رفت. در سال 2012 در اولین حضورمان در لیگ جهانی، درست است که به المپیک نرفتیم ولی این خاصیت را برای ما داشت که اولین حضور ما، قدرتمندانه بود و توانستیم در گروه «آ» قرار بگیریم، یعنی در زمره تیمهای سطح بالای دنیا باشیم. شرایطی ایجاد شده که در 2013 در لیگ جهانی قرار گرفتیم و 2014 توانستیم حضور پیدا کنیم اما نگرانکننده بود چون اولین سال حضور ما با ولاسکو بود و دومین سال را با آقای کواچ شرکت کردیم.
زمانی که ولاسکو از ایران رفت در بررسی لیگ ایتالیا دیدیم که یک مربی در دو سه سال گذشته، دوبار بهترین مربی شناخته شده است. او قبلا در لیگ صربستان مربی بوده و دو سال هم در آنجا بهترین مربی بوده است. اسم این مربی، «کواچ» بود. سوابق ایشان را که بررسی کردیم، دیدیم که حدود 22 سال در تیم ملی بازی کرده و در المپیک سیدنی و المپیک قبل از آن حضور داشته است. آقای کواچ قبلا (ده، دوازده سال پیش)، دو سال در تیم ارومیه هم بازی کرده بود ولی الان جزو چهرههایی است که مشغول به کار است. ما به این بررسی بسنده نکردیم و با مشاور خودمان در ایتالیا صحبت کردیم و گفتیم که سوابق آقای کواچ و همچنین کار امروزی ایشان را مورد بررسی قرار بده و به اطلاع ما برسان. ایشان هم به ما گزارش داد که هیچکس به لحاظ فنی و شخصیتی مخالف آقای کواچ نیست.
* پس از تغییر و تحولات کادر فنی و آمدن کواچ همه منتظر بودند که در لیگ جهانی ما با مشکل مواجه شویم ولی خوشبختانه از این مرحله هم بخوبی عبور کردیم. در سال 2014، جزو چهار تیم لیگ جهانی شدیم و در همان مقطع جزو شش تیم جهان شدیم که باور نکردنی بود. پس از این اتفاقات، فدراسیون جهانی گفت که ایران در والیبال رشد موشکی داشته است.
پس از موفقیت در لیگ جهانی، ایران به یکی از قدرتهای بزرگ والیبال دنیا تبدیل شد و رفتهرفته یک برند اجتماعی از والیبال در کشورمان ایجاد شد. مردم و خانوادهها، والیبال را به عنوان رشتهای که هویت ملی کشور را در دنیا نشان میدهد، شناختند. کشوری که در 34 سال گذشته مورد تضعیف و تحقیر و انزوا قرار گرفته بود، ناگهان قد علم میکند و قدرتهای بزرگ والیبال جهانی را شکست میدهد! وقتی که در قهرمانی جهان، ما در دو بازی نخست، تیمهای ایتالیا و آمریکا را شکست دادیم، ناگهان جهشی در تفکر مردم ایجاد شد- چه در داخل و چه در خارج. همه متوجه شدند که اتفاق جدیدی در والیبال رخ داده که دارد عزت و قدرت ما را در دنیا نمایش میدهد! اگر نصف شب هم بازی پخش میشد، از کوچک تا بزرگ، آن را تماشا میکردند. رسانه ملی در زمان آقای ضرغامی گفته بود که بالای 40 میلیون نفر والیبال را تماشا میکنند و این یک اتفاق جدیدی بود. قبل از آن این نگرانی وجود داشت که همزمانی مسابقات جهانی فوتبال و والیبال به ضرر والیبال باشد ولی دیدند که این رشته جایگاه مناسب خودش را در بین مردم پیدا کرده است. مردم با علاقهمندی بسیار، مسابقات را تعقیب میکردند.
* پیشرفت والیبال ایران از ششمی آسیا به ششمی جهان خیلی سریع به وقوع پیوست اما راه سختی را ما طی کردیم. در کنار این پیشرفت، ما در جهت بینیازی از دولت در مسیر توسعه مالی و مدیریتی کار کردیم. در سال 2006 که 99 درصد وابسته بودیم، در سال 2014 (1393) آن را به 25 درصد رساندیم و در سال 1394، وابستگیما را به عدد صفر میرسانیم. براساس برنامهریزیای که از قبل داشتیم، باید تا زمان المپیک، کمکهای دولتی را به شهرستانها تخصیص بدهیم.
برنامههای جاری فدراسیون والیبال مبتنی بر منابعی است که خودش تامین خواهد کرد. الان به جایی رسیدهایم که در ردههای نوجوانان، جوانان، باشگاهها و بزرگسالان، حرف اول را، ما در آسیا میزنیم. دنبال این هستیم که در همه این ردهها- جوانان و نوجوانان زیر 23 سال- جزو چهار تیم برتر جهان باشیم و در رده بزرگسالان هم تلاش میکنیم که این مقام ششمی خودمان را در جهان تثبیت کنیم و برویم در پی این باشیم که المپیکی شویم و قدرتمندانه در المپیک حضور پیدا کنیم- و این کار سختی است. در کنار این مسائل، بحث والیبال ساحلی و بانوان را داریم که کارهایی هم در آن بخشها انجام میدهیم.
* اگر مدیریتها در راستای یکدیگر باشند- نباید بگویند نقطه سر خط- اتفاقی نخواهد افتاد که مانع کار باشد. آقای یزدانی خرم شانزده سال در خصوص والیبال ایران کار کرد و مسئول دفتر ایشان هنوز برای فدراسیون کار میکند. سیستم درستی را میخواهیم که برای ما کار کند. خیلی از کسانی که با آقای یزدانیخرم کار میکردند کماکان دارند کار میکنند - حالا شاید موقعیت کارشان عوض شده باشد. نفر جدیدی که برای مدیریت وارد میشود نباید سیستم را از بین ببرد بلکه باید آنرا اصلاح کند. او باید نقاط ضعف را برطرف و موارد قوت را تقویت کند. در زمانی هم که من به فدراسیون آمدم همین کار را کردم. ما جوری سیستم را اداره کردیم که در آینده هم در صورتی که مدیریت عوض شود، همان سیستم کار خودش را انجام دهد و اگر کاستیهایی دارد، آنها را جبران کنند، والیبال نباید به شخص یا حتی به دولت وابسته باشد. ما، وابستگی مالی به دولت را هم از بین بردیم تا سیستم پشتوانهسازی، استعدادیابی و سایر کارها را انجام دهد و وابسته به کسی هم نباشد. امروز داورزنی، کواچ یا فران بازیکن باشند یا نباشند، سیستم باید بتواند کارش را انجام دهد. اگر این اتفاق در رشته های دیگر هم بیفتد، میتوانند موفق باشند و به نتیجه برسند.
* قدرتهای جهانی دوست ندارند والیبال ایران پیشرفت کند اما همهچیز قابل سانسور کردن است اما آیا میتوانید مسابقات جهانی را که در معرض دید مردم دنیا قرار دارد سانسور کنید؟!خبرنگار برزیل در ایران از من پرسید که شما چه کار کردید که توانستید امسال سه بار ازما ببرید؟! در برزیل ما را شکست دادید. ژاپنیها میپرسند شما چه کار کردید که دستنیافتنی شدهاید؟ بنابراین ما برنامه داشتیم و کار کردیم تا توانستیم در دنیا مقتدرانه بدرخشیم. طبیعی است که صهیونیزم بخواهد جلوی ما ایستادگی کند. آنها سناریو و قصهای میسازند که اصلا به والیبال ارتباطی ندارد. مثلا یک خانم توسط پلیس دستگیر میشود و این موضوع را در افکار عمومی دنیا میبرند که بابا! چه نشستهاید که در ایران، یک خانم رفته مسابقه والیبال را تماشا کند و او را دستگیر کردهاند!منافقین، سلطنتطلبان و ضدانقلاب هم پشت این قضیه قرار میگیرند که ایهاالناس! به داد زنان ایرانی برسید!
آیا دنیا نمیداند که این حرفها دروغ است و این خانم به علت تماشاکردن والیبال دستگیر نشده است؟! ولی آنها این مسئله را در بوق میکنند تا به نهادهای بینالمللی فشار بیاورند.
* اگر شما این باور را داشتید باشید که کشورتان یک درصد از جمعیت دنیا را دارد و یک درصد از سرزمین دنیا را دارد و 15 درصد منابع دنیا را دارد، کشور ثروتمندی است این راه برای شما هموار میشود. ما ظرفیتهای بسیاری را داریم که باید به طور صحیح از آنها استفاده کنیم. ما از قبل هم این باور را داشتیم. من با توجه به کارکردی که در 35 سال گذشته در کشور داشتم، اعتقاد دارم که ظرفیتهای پنهانی در ایران وجود دارد. ما میتوانیم این ظرفیتها را احصا کنیم و به دست بیاوریم و در جهت پیشبرد اهداف و کارمان از آنها بهرهبرداری میکنیم. راحتترین کار این است که بگوییم دولت چقدر به ما پول میدهد تا در ازای آن کار کنیم. ولی اگر به این باور رسیدید که میتوانید مدلی را دنبال کنید که از «برند» خودتان هم استفاده کنید، آن وقت شما مستقل خواهید شد. در سالهای اول، این «برند» موجب کسب درآمد نمیشد اما وقتی آن را تبدیل کردی به یک برند که خریدار داشت، رفته رفته میتوانید از ظرفیتهای مختلف استفاده کنید.