معرفی کتاب «بر فراز آسمان»
اولین نظامی که آیتالله خامنهای به او اقتدا کرد(کتابستان)
محمدصادق علیزاده
از ماموریتی در کردستان باز میگشتیم. منطقه مشکوک بود. صدای هلیکوپترها به دل ضدانقلاب هراس انداخته بود. شیرودی با هلیکوپترش جلو بود و من پشت سرش. یکباره از داخل شیارها به سمت ما شلیک شد. شیرودی رفت روی جاده و با شلیک دو راکت، دو خودرو را منفجر کرد. بعد هم سنگرهای کنار جاده را به رگبار بست. در همین موقع چند نفر با ظاهری متفاوت از داخل شیار بیرون آمدند و سوار تنها خودروی باقیمانده شدند. اکبر گفت: «مهماتم تمام شده. تو برو پایین ماشین را بزن! احتمالا فرماندهشان باشد.» گفتم: «مهمات من هم تمام شده! هلیکوپتر کمکی در راه است!» ماشین به سرعت به سمت خاک عراق میرفت. اکبرپاسخ داد: «نمیشود صبر کرد! فرار میکند!» و رفت دنبال ماشین. من هم دنبالش رفتم.
یکباره کاری کرد که ترس تمام وجودم را فرا گرفت. دهانم از ترس تلخ شده بود. هلیکوپترِ کُبرا را برد بالای سر ماشین و چند بار پایههای آن را به سقف ماشین کوبید! کمک خلبانش پشت رادیو داشت فریاد میکشید: «مواظب ملخ باش! الان سقوط میکنیم!» شیرودی اما ولکنِ ماجرا نبود. دوباره کبرا را برد پایین و پایههای فرود هلیکوپتر را زد به شیشه عقب ماشین. پایهها در سقف خودرو گیر کرد و صحنه عجیبی در دل کوه به نمایش در آمد. یکباره صدای شیرودی در رادیو پیچید: «یا صاحب الزمان!» کبرا بلند شد و ماشین هم به همراه او از زمین کَنده شد. همین که سرِ هلیکوپتر به سمت دره کج شد، هلیکوپتر هم سبک شد. پایههایش شکست و خودروی فرماندهی، راهیِ تهِ دره شد! همیشه میگفت من با قوانین خودم پرواز میکنم نه با استانداردهای پرواز!
تحت تاثیرِ فرهنگ شاهنشاهی بود؛ با انقلاب متحول شد
سطور فوق بخشهایی از کتاب «بر فراز آسمان» و حاوی خاطراتی از شهید علیاکبر شیرودی است.شیرودی در زمره افرادی بود که با انقلاب اسلامی و آشنایی با امام خمینی(ره) دچار تحولات عمیق روحی و فکری شد. در بخشی از کتاب از زبان یکی از همرزمان او در این خصوص آمده است: «واقعیات را باید گفت! اکبر متاسفانه مثل برخی دیگر از خلبانان تحت تاثیر فرهنگ شاهنشاهی قرار گرفت. کارهای ضدفرهنگی زیادی برای خلبانان انجام میشد و اکبر در آنها شرکت میکرد. در نتیجه، بیتوجهی به نماز و امثالهم در زندگی او وارد شد... اما مدت زیادی نگذشت که پا در مسیر دیگری نهاد و گوی سبقت را از همه ربود.» در خاطره دیگری از زبان همسر شهید شیرودی نیز آمده است: «بعضیها عنوان کردهاند شیرودی قبل از انقلاب سابقه مبارزاتی و فعالیتهای سیاسی داشته است اما واقعیت این گونه نیست. شیرودی همراه با انقلاب، متحول شد. حتی آرایش چهرهاش هم عوض شد. حرفهای جدید و عجیب میزد. از شخصیتهایی که خیلی در تحول اکبر تاثیر داشت، امام(ره) بود. تابع محض ایشان بود. حق و حقیقت را از طریق امام(ره) پیدا کرده بود.»
پشتِ سر خلبان شیرودی نماز میخوانم
این کتاب مجموعه خاطراتی از افراد مختلف با موضوع شهید علیاکبر شیرودی است. کتاب سعی کرده است دورههای مختلف زندگی شهید را از تولد و نوجوانی و استخدام در هوانیروز تا انقلاب و آشنایی با امام(ره) و تحول او به تصویر بکشد. در انتها نیز تصاویری از دورههای مختلف زندگی تا شهادت این شهید قرار داده شده است. از نکات جالب توجه، علاقه شیرودی به امام(ره) و یاران ایشان از جمله آیتالله العضمی خامنهای است. در بخشی از کتاب که به بازدید مقام معظم رهبری از پادگان ابوذر اشاره دارد، میخوانیم:
«آیتالله خامنهای برای بازدید به پادگان ابوذر آمده بودند. اکبر علاقه خاصی به ایشان و یاران امام(ره) داشت و از بنیصدر و جبهه ملی متنفر بود. بعد از گزارش نگاهی به ساعتش کرد و گفت برویم نماز مغرب! به نمازخانه پادگان آمدیم.
حضرت آقا رو به من کردند و پرسیدند امام جماعت دارید؟ گفتم امروز شما هستید اما روزهای دیگر پشت سر اکبر شیرودی نماز میخوانیم! فرمودند عالی است! من هم پشت سر خلبان شیرودی نماز میخوانم! هر چه منتظر شدیم شیرودی نیامد! خودش را مخفی کرده بود. به اصرار آقا ،شیرودی را آوردیم جلو و پشت سرش نماز خواندیم. حضرت آقا ، هم بعدها به این موضوع اشاره کرده و فرمودند: شیرودی اولین نظامیایی بود که در نماز به او اقتدا کردم.
کتاب«بر فراز آسمان» به قیمت پنج هزارو 600 تومان به همت نشر« امینان» راهی بازار نشر شده است.