یک اودیسه فضایی!
مسیح عرفان
بازی «پراگماتا» توسط کمپانی کپکام (Capcom) تولید شده است. این بازی با کسب نمرات بالای ۸.۵ از اکثر رسانههای گیم و فروش فوقالعاده توانست به یکی از پربحثترین بازیهای سال ۲۰۲۶ تبدیل شود.
ژانرهای بازی پراگماتا در بخش گیمپلی شامل اکشن ماجراجویانه، تیراندازی سومشخص، آموزشی و پازل است.
ژانرهای بخش سینمایی نیز شامل علمیتخیلی، اکشن، درام خانوادگی و آخرالزمانی است.
بازی پراگماتا درباره یک مهندس است که به ماه ارسال میشود تا تأسیسات کمپانی دلفی در ماه را تعمیر کند، اما با ماجراجوییهای عجیبی با محوریت یک هوش مصنوعی به نام دایانا روبهرو میشود.
در ادامه به نقد و بررسی ابعاد مختلف این بازی میپردازیم.
زیبایی تکنولوژی
در بازی «پراگماتا»، طراحی چشمنواز با فناوری و استفاده مکرر از رنگهای روشن در محیط، در کنار موسیقی آرامشبخش و داستان نهچندان خشن، باعث شده بازیگر در طول بازی و سیر در مکانهای مختلف آن احساس خوبی پیدا کند. جذابترین تکنولوژی درون بازی دختری به نام دایانا است. دایانا یک ربات هوش مصنوعی در قالب کودکی تودلبرو است که در تمام مبارزات، گیمر را همراهی و کمک میکند. زیبایی کودکانه دایانا در رفتارهایش باعث میشود کاربر حس کند واقعاً با یک کودک هممسیر شده است. اما درواقع دایانا یک هوش مصنوعی است و انسان نیست.
شخصیت هیو (Hugh) که گیمر او را مدیریت میکند هم بهواسطه لباس خاص و سلاحهای ویژهای که دارد میتواند بهخوبی در مقابل دشمنانش بایستد. این ابزارها در طول بازی پیشرفت کرده و یکی از جذابیتهای مهم بازی (طبق قاعده ژانر شوتر) به حساب میآید.
محوریت تکنولوژی در غرب مدرن از نتایج فلسفی تفکرشان است. تفکر مدرن با محور قرار دادن انسان و زندگی مادیاش، تمام پیشرفت خود را در ارتقای ابزارهای مادی میبیند. به همین دلیل انسان مدرن بهجای پیشرفت طولی در جهانهای دیگر، بهدنبال پیشرفت عرضی در همین جهان مادی است. نمود کامل این پیشرفت عرضی در تکنولوژی پدیدار میشود.
در بازی پراگماتا نیز شاهد هستیم که این ابزارهای تکنولوژیک بهخوبی به محور گیمپلی و داستان تبدیل شده و گیمر هرچقدر تکنولوژیهای عمیقتری را بهدست بیاورد، احساس رشد و ترقی بیشتری پیدا میکند.
معبدِ تکنولوژی!
شرکت سازنده تمام این تکنولوژیهای بهکاررفته در این بازی «دلفی» است. همچنین دختربچهای که با ما در طول بازی همراه میشود و گیمر نسبت به او حسی پدرانه پیدا میکند، «دایانا» نام گرفته است. این دو نام بسیار دقیق انتخاب شده است. دلفی نام محلی در یونان است که معبدهای خدایان مشرکانه در یونان باستان در آنجا قرار داشت. در این بازی نیز کمپانی دلفی بستری تکنولوژیک را روی کره ماه ساخته است تا گیمر بهواسطه آن بتواند دشمنانش را نابود کرده و البته در گشتوگذار در این محیط لذت ببرد. درواقع کارکرد رازآمیز معبد در یونان باستان و ارتباط با خدایان را کمپانی دلفی بهواسطه تکنولوژی فراهم ساخته است. اما آیا این معبد تکنولوژیک، خدایانی هم دارد؟
دایانا بهعنوان قدرت برتری که در تمام لحظات مبارزه به ما کمک میکند، نامش از خدای مؤنث رومی برداشته شده است. این کاراکتر در گیمپلی بازی نقش مهمی دارد و بازیگر باید با استفاده از قدرتهای خاص دایانا، دشمنانش را هک کند تا بتواند راحتتر آنها را از بین ببرد. در سکانسهای سینمایی متعددی نیز میبینیم که دایانا با قدرت فوقالعادهاش هیو را نجات داده و اینگونه این شخصیت و قدرتهای تکنولوژیکش بهخوبی در ذهن ما جای میگیرد. درواقع میتوان گفت بازیسازان با استفاده از تعابیر باستانی در مورد معبد مشرکانه یونان و خدایان مشرکانه روم، بهدنبال بازگویی اساطیر باستان در بستری جدید هستند. در بازی «پراگماتا» نیز گیمر بهجای حضور در یک معبد، در یک سازه تکنولوژیک که محصول دلفی است (همنام با معابد مشرکانه یونان باستان) حضور داشته و دختری خداگونه به نام دایانا (همنام خدای رومی) دائماً به او کمک میکند.
بازی پراگماتا بهنوعی بازگویی داستان اودیسه هومر است در بستر فضا و تکنولوژیهای علمیتخیلی. بنابراین همان محتوای اومانیستی و کابالیستی اودیسه را نیز بهخوبی به گیمر منتقل میسازد. درواقع بازی پراگماتا یک اودیسه فضایی است.
در بازی «پراگماتا» قدرت تکنولوژیک و خداگونه به دایانا منحصر نیست و رئیس شروران که هشت نام دارد نیز قدرتهای خاصی را دارا است. دایانا دختری است که قدرتهای ویژهاش را در مسیر خیر استفاده کرده و در یک نگاه ثنوی و شبه یینـیانگی، هشت، همزاد او، قدرتهایش را در مسیر شر استفاده میکند. نام بازی پراگماتا که به معنای نتیجه عملی است، از نام همین دو موجود گرفته شده است و محور قصه، پراگماتا، یعنی همین دو هوش مصنوعی خداگونه که یکی باید دیگری را نابود کند.
فردگرایی افراطی
در طول بازی بارها گیمر با دایانا همکلام میشود تا ارتباط پدرـدختری بهخوبی برقرار شود. در یکی از این گفتوگوها دایانا به هیو میگوید: «من احساس بیفایدگی میکنم، چون خالق من رو برای چیزی اختراع کرد که در نهایت اون کار رو انجام ندادم و بهدرد خالقم نخوردم.» در اینجا دایانا به دانشمندی که او را ایجاد کرده است اشاره میکند. اما هیو در پاسخ به او میگوید لزومی ندارد ناراحت باشد و به هرچه دلش میخواهد و دوست دارد عمل کند!
در این سکانس بهراحتی محتوایی فردگرایانه به شکلی افراطی به گیمر منتقل میشود. دایانا که بهدلیل عمل نکردن به دستورات خالقش ناراحت است، با راهنمایی هیو تبدیل به فردی خودمحور میشود که باید به هر آنچه دوست دارد عمل کند. بازیساز اینگونه گیمر را در دوگانه خالق و خود، به خودش ارجاع میدهد و میل انسانی را محور تصمیماتش معرفی میکند. البته وقتی خداشناسی اثر بهگونهای باشد که خالق موجودی محدود و زمینی است، طبیعتاً نتایج فلسفه اخلاق اثر نیز مطلوب نخواهد بود.
نوستالژی با زمین
در سکانسهای متعددی میبینیم که هیو با دایانا در مورد کره زمین صحبت میکند. در بازی پراگماتا اصرار معتنابهی وجود دارد که زمین بهعنوان یک یوتوپیا به گیمر معرفی شود. بهعنوان مثال در یک سکانس بسیار احساسی و جذاب میبینیم که هیو با دایانا در مورد دریا در کره زمین صحبت میکند و گیمر که حالا در کره ماه به سر میبرد، کاملاً دلش برای زیباییهای کره زمین تنگ میشود. همچنین در طول بازی گیمر میتواند مثل یک پارک برای دایانا ابزارهای بازی از جمله سرسره درست کند که یادآور یک زندگی عادی در زمین است. درواقع تمام چالشهای بازی با هدف تعمیر این تأسیسات و بازگشت به کره زمین جلو میرود و اینگونه بازیساز محوریت زندگی زمینی را که محتوایی مادهگرایانه است در ذهن گیمر میکارد.
مبارزه با فساد آخرالزمانی
گفتیم که در بازی «پراگماتا» شماره هشت برخلاف دایانا بهدنبال نابودی و پخش فساد (Corruption) است. خالق دایانا و هشت پس از اینکه به بنبست رسیده است، به هشت دستور میدهد که زمین را نابود کند. ماجرا این است که یک ماده فسادزا و نابودکننده بهدلیل طمع کمپانی دلفی در آزمایشها تولید شده و همین ماده کمکم باعث زوال رباتها و نابودی تکنولوژی درون ماه میشود. این ماده تاریک دقیقاً ضد نورانیت و سفیدی است که در تکنولوژیهای سالم میبینیم. شماره هشت طبق دستور خالقش میخواهد این تاریکی را به زمین بفرستد، اما هیو به همراه دایانا بهدنبال نابودی فساد (Corruption) و نجات زمین هستند. از اینجاست که مضمون آخرالزمانی اثر شکل گرفته و هیو و دایانا به منجی زمین تبدیل میشوند. گیمر باید بارها با فشردن دکمه ال یک (L1) بهوسیله قدرت دایانا این تاریکی و فساد را نابود کند. فسادی که ریشهاش خالق او است.
وقتی دایانا با هشت روبهرو میشود، هشت به او میگوید باید به خالقمان خدمت کنیم، ما برای خدمت به او خلق شدیم، اما دایانا نمیپذیرد و مدعی میشود زندگیاش را خودش انتخاب میکند. اینگونه سازنده بازی مضمونی گنوسی و کابالیستی را در بازی میکارد. تمام بلایای مختلفی که سر گیمر میآید زیر سر خالق دایانا و هشت است و حالا دایانا با تخطی از امر خالقش باید جهان را نجات دهد. بازیساز تأکید زیادی کرده تا تضادی بین اراده خالق و دایانا بسازد و درنهایت نشان دهد که برای نجات جهان باید به شکل یک اومانیست، اراده فردی را جاری ساخت و نه آنچه خالق میخواهد.
پایانبندی و فداکاری هیو
در نهایت دایانا که این نام را از هیو گرفته است و نام واقعیاش شماره هفت بود، میگوید «من دایانا هستم» و به نابودی شماره هشت و تاریکی موجود در ماه مشغول میشود. اینگونه یک ربات هوش مصنوعی تبدیل به یک فراانسان (Transhuman) شده و با کمک هیو کره زمین را نجات میدهد. براساس استدلالهای دقیق فلسفی اساساً هوش مصنوعی هیچوقت نمیتواند به آگاهی برسد. اما در آثار شاخص هنری، مضمونی ضد فلسفی رواج داده شده و هوش مصنوعی نهتنها انسان میشود، که حتی فراتر از انسان عمل کرده و مثل دایانا قدرتی خداگونه پیدا میکند.
دیالوگهای نهایی و قاببندی پایانی بازی پراگماتا نیز در مدح زیباییهای کره زمین بوده و هیو به عشق کره زمین و البته بهخاطر حس پدری که نسبت به دایانا پیدا کرده، خودش را فدا میکند تا او نجات یابد. در طول بازی کاملاً حس بچهداری به گیمر منتقل شده و دایانا علاوهبر اینکه یک فراانسان است، بهخوبی بهدلیل دختربچه بودنش در قلب گیمر جا میگیرد. بازیساز بهخوبی فناوری نوین را برای بازیگر مقدس و محبوب کرد و در نهایت نیز بازی با نمایی از کره زمین بهعنوان یوتوپیای انسانها به پایان میرسد.
جمعبندی و نتیجهگیری
بازی پراگماتا با هدف ترویج ارتباط وثیق انسان با هوش مصنوعی و تقدیس فناوری مدرن ساخته شده است. یک بازی که تعالی را نه در آسمان و جهانهای دیگر، که در تکنولوژی مصنوع بشر جستوجو میکند. در این بازی بشری که بهدنبال معنا است، لزومی ندارد به سراغ معنویت برود؛ تکنولوژی جای معنویت را گرفته است. قدرتهای عجیبوغریبی که در آثار فانتزی ریشه ماورایی دارد، در بازی پراگماتا کاملاً به تکنولوژی نسبت داده شده و کنشهای جادوگرانه و پیچیده دایانا بهعنوان یک رباتـخدای مهربان، در قالب هکهای تکنولوژیک توسط بازیگر انجام میشود. همین دایانا منجی مؤنث جهان است و با نابودی فساد (Corruption) زمین را نجات میدهد. تعریف پراگماتا از انسان و هوش مصنوعی مخدوش است و فراانسان را نه موجودات ماورایی، که تکنولوژی حاصل علم مادی بشر معرفی میکند. همانطور که گفتیم تعالیم مشرکانه باستان در این بازی با رویه علمیتخیلی به مخاطب منتقل میشود.
در مجموع میتوان گفت اومانیسم و پاگانیسم بهعنوان دو مبنای اصلی کابالیسم اساطیری در بازی پراگماتا بهخوبی رسوخ کرده و در نهایت از جهت فلسفی یک پروپاگاندا با محوریت تقدس تکنولوژی مدرن را برای مخاطب به ارمغان میآورد.