نبرد تمامنشدنی با استعمار آمریکا
فاطمه قاسمآبادی
درگیری با استعمار غربیِ معاصر، تقریباً در بیشتر کشورهای شرقی و آفریقایی، از چند قرن قبل شروع شده است.
این درگیریها که بعد از مدتی به شکل مبارزه درآمد، در نهایت بعد از چند دهه به بیرون کردن استعمارگران از کشورهای تحت استعمار رسید، ولی در این بین، مبارزان بسیاری برای آزادی کشورهایشان، از جان و مال و آسایش خود گذشتند...
فداکاری در راه وطن، مفهومی است که مبارزان در این راه به آن اعتقاد دارند و هرچند گاهی در زمانه خود درک نمیشوند، ولی تاریخ همیشه از آزادگان به نیکی یاد میکند و بزدلان و وطنفروشان فرومایه را تحقیر میکند.
فیلم «گویو: ژنرال جوان» ساخته «جرولد طاروق»، محصول سال ۲۰۱۸ فیلیپین است. این فیلم به نبرد ژنرال فیلیپینی در برابر ارتش استعمارگر اسپانیا و آمریکا میپردازد.
مبارزه با هر دو استعمارگر
داستان فیلم گویو...، در مورد ژنرال بسیار جوان فیلیپینی «گرگوریو دل پیلار»، معروف به «گویونگ»، است. این ژنرال جوان ابتدا در راه آزادی کشورش با اسپانیا که فیلیپین را اشغال کرده بود، میجنگد و بعد از به دست آوردن پیروزیهای بزرگ علیه اسپانیا، دقیقاً زمانی که فکر میکرد انقلابشان نتیجه داده، متوجه میشود اسپانیا به نفع آمریکا از فیلیپین عقب کشیده است و حالا ارباب جدیدی ادعای مالکیت فیلیپین را دارد!
در مدتی که آمریکا با پشتوانه خائنین فیلیپینی و رئیسجمهور این کشور، بهسرعت بر نفوذش اضافه میکرد، گویونگ امیدوار بود تا رئیسجمهور که از دوستان صمیمی خودش هم بود، به خودش بیاید و دست از کاسهلیسی غربیها بردارد.
در نهایت گویونگ در نبردی با ارتش آمریکا جانش را از دست میدهد و دو سال بعد هم «امیلیو آگوینالدو»، رئیسجمهور خائن، اول اسیر و بعد تسلیم محض آمریکا میشود و به روایت این فیلم، چون از خواست مردم غافل میشود، مردم هم رهایش میکنند و او سقوط میکند.
دوگانه دشمنی و دوستی با آمریکا
در فیلم گویو...، مخاطبین از ابتدا نقلقولی را میبینند که بعداً میفهمند از جانب ژنرال گویونگ، خطاب به رئیسجمهور آگوینالدو است. در این نقلقول گویو میگوید:
«بارها به آگوینالدو گفتم که تنها راه نجاتش مرگ شرافتمندانه در میدان جنگ است. این قهرمان بودن است که میتواند افتخار و نام نیکش را برگرداند...»
در انتهای فیلم این نقلقول دوباره تکرار میشود، ولی مخاطبین میدانند که آگوینالدو انتخابش را کرده و به قول خودش با پرچم آمریکا عهد بسته است!
در فیلم گویو...، میبینیم که در انتها سربازان شجاع، گرچه در ظاهر میمیرند و حتی گاهی نامی هم از آنها که اغلب از خانوادههای فقیر هستند، برده نمیشود، ولی در نهایت این آنها هستند که آزادی را برای وطن خود به ارمغان میآورند و اشخاصی که به بندگی دشمن در میآیند، با ذلت از جایگاههای بالا سقوط میکنند و حقیرانه به فراموشی سپرده میشوند و جز نام بد، چیزی از خود به جا نمیگذارند.
ژنرال گویونگ در زمان مرگ ۲۴ سال بیشتر نداشت و به آگوینالدو در همان سن کم توصیه کرده بود که مرگ با عزت را انتخاب کند، ولی آگوینالدو ترجیح داد در ۹۴ سالگی و در حالی بمیرد که بهعنوان یک فرد ضعیف و وطنفروش در یاد مردم کشورش باقی مانده بود.
در انتها غربگرایان سقوط میکنند
در فیلم گویو...، میبینیم که نبرد واقعی در فیلیپین نه بین ارتشها، که بین خود مردم فیلیپین جاری بود.
به قول یکی از شخصیتها، سربازها که بیشتر از قشر فقیر و کارگر و کشاورز هستند، با هر نوع استعمار مبارزه میکنند، ولی از آن طرف نمایندگان ثروتمند کنگره فیلیپین همه عجله دارند تا در برابر آمریکا زانو بزنند!
در نهایت هم همین خائنین، در آن زمان خاص توانستند وطنشان را به استعمارگران جدید بفروشند، ولی سرانجام چند دهه بعد فیلیپین توانست از دست استعمار ظاهری آمریکا نجات پیدا کند.
توجه به این نکته که همیشه خواص یک جامعه که معمولاً از اقشار مرفه هم هستند، اهمیت کمتری به اصل آزادگی و وطنپرستی میدهند، در مقایسه با عوام، جالب توجه است.
البته این مسئله بسیار دردناک است که معمولاً استعمارگران غربی روی موج همین منفعتطلبیهای شخصی سوار شدهاند و به استعمار کشور مورد نظر از همین طریق ادامه دادهاند و تنها راه هم همیشه جلوتر از مبارزه مسلحانه، آگاهسازی مردم و کار فرهنگی بوده است و تا بیشتر مردم بیدار نشوند، استعمار با رنگ و شکل جدید ادامه پیدا میکند.
تصویر استعمار در قاب سینما
فیلم گویو...، از نظر کیفیت ساخت، فیلم متوسطی است.
واقعیت این است که فیلمساز نتوانسته داستان زندگی این ژنرال جوان و دلیر را آنطور که باید جذاب و تأثیرگذار به تصویر بکشد.
فیلم بسیار طولانی و حدود دو ساعت و نیم طول میکشد و صحنههای طولانی و خستهکننده بسیار زیادی دارد که کمکی هم در پیشبرد داستان نمیکنند.
از طرف دیگر، بازیهای فیلم آنطور که باید قوی و تأثیرگذار نیستند.
کاملاً مشخص است که سینمای فیلیپین در اوایل راه حرفهای شدن قرار دارد و طول میکشد تا بتواند راه به تصویر کشیدن مؤثر داستانها را، مخصوصاً در مورد قهرمانان وطنیاش، یاد بگیرد، ولی با وجود همه اینها باز هم فیلم گویو... فیلم ارزشمندی است، چرا که سعی دارد تاریخ برهه خاصی از فیلیپین را به تصویر بکشد و چهره تهوعآور استعمار و استعمارگران را تا حدی که میتواند، به مخاطبینش نشان بدهد.
از نکات قابل توجه فیلم میتواند به این مورد اشاره کرد که فضای فیلم نشان میدهد که فرهنگ مردم فیلیپین آن زمان، با توجه به استعمار طولانیمدت اسپانیا، چقدر شبیه مردم لاتینتبار شده بود. این شباهت از اسامی مردم تا نوع پوشششان نمود دارد و نشان میدهد که استعمارگران اسپانیایی تا چه حد در فیلیپین توانسته بودند نفوذ کنند و فرهنگ این کشور شرقی را تخریب و فرهنگ خودشان را جایگزینش کنند.
البته اینکه با وجود تأثیرپذیرفتنهای زیاد، باز هم مردم فیلیپین قیام کردند و استعمارگران را عقب زدند، ارزش زیادی دارد و نشان از این نکته دارد که مردم شرقی، در نهایت به اصل خودشان برمیگردند و همه خارجیها در شرق مهمان ناخوانده هستند و دیر یا زود، توسط صاحبخانه به بیرون پرتاب میشوند.