الزامات پیروزی در ماراتُن جنگ(یادداشت روز)
1) دونده در رقابت دوی ۱۰۰ متر، تمام توانش را همان ابتدا به کار میگیرد تا زودتر از حریفان به خط پایان برسد. این رقابت فشرده، ظرف ده ثانیه به پایان میرسد. اما در ماراتن استقامت، ماجرا فرق میکند. حریفان، نیروی خود را بودجهبندی میکنند تا بتوانند تا پایان استوار باشند و شتاب نهایی را در چند صد متر نهایی به کار بگیرند. برآورد آمریکا و اسرائیل، در دو جنگ تحمیلی اخیر این بود که با ضربه غافلگیرکننده، امکان واکنش را از ایران بگیرند و او را از پا دربیاورند. آنها حداکثر شوک را همان آغاز حمله وارد کردند. اما ایران مقتدر، با وجود تحمل خسارات سنگین، موفق شد جنگ را فرسایشی کند و نتایج درخشانی هم بگیرد.
2) رهبر شهید انقلاب ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۴ فرمودند: «چرا تهدید میکنند؟ چرا غلط زیادی میکنند؟ [اوباما رئیسجمهور آمریکا] میگوید اگر چنین نشود، چنان نشود، ممکن است ما به ایران حمله بکنیم؛
اولاً که غلط میکنید؛ ثانیاً من در زمان رئیسجمهور قبلی آمریکا [جورج بوش] - آنوقت هم تهدید میکردند - گفتم دوران بزنودررو تمام شده؛ اینجور نیست که بگویید میزنیم و در میرویم؛ نخیر، پاهایتان گیر خواهد افتاد و ما دنبال میکنیم. اینجور نیست که ملت ایران رها کند کسی را که بخواهد تعرضی بکند؛ ما دنبال خواهیم کرد». دشمنان شاید آن زمان، معنای عمیق این هشدار را نفهمیدند. اما امروز میفهمند که تعرض به حریم ملت ایران، چه خسارتهای شگرف و جبرانناپذیری برایشان به دنبال داشته است. دومینویی از خسارات به راه افتاده که میتواند به نابودی پایههای ابرقدرتی آمریکا ختم شود.
3) بیست پایگاه راهبردی آمریکا در منطقه، نابود یا از کارکرد ساقط شده است. بیش از ۲۰۰ هواپیما و پهپاد و بالگرد و سوخترسان پیشرفته پنتاگون نابود شده و بخش مهمی از ذخایر دفاعی آن از بین رفته است. تنگههای هرمز و بابالمندب بسته شده و فشار دردناک گرانی نفت و بنزین و گاز و گازوئیل و کود شیمیایی و کالاهای اساسی را تا عمق آمریکا و اروپا پمپاژ کرده است. سونامی اعتراض، شرق تا غرب اروپا را درنوردیده است. هر چند صدراعظم آلمان و رئیسجمهور فرانسه در اثر شدت فشار خیابان میگویند جنگ ایران، جنگ ما نیست و تصمیمی اشتباه بود، اما دبیرکل ناتو اذعان کرده که پنج هزار سورتی پرواز هواپیماهای آمریکا در حمله به ایران، از مبدأ اروپا انجام شده است.
4) سونامی بزرگی که ایران با دفاع مقدس مهندسی کرد، سرنوشت چندین انتخابات را در جهان تغییر داده است. از شکست متحدان ترامپ در برزیل و صربستان که بگذریم، متحدان او در انتخابات کنگره، شکستی بیسابقه در سه دهه گذشته را متحمل شدند. زیر پای او در مجلس نمایندگان و سنا در حالی خالی شد که او تبلیغاتچی انتخاباتی جمهوریخواهان شده بود و جنگ را با انواع اراجیف، توجیه و تحسین میکرد. اما اکثریت قاطع مردم آمریکا از تأثیرات دردناک جنگ و بانی آن، منزجر شده بودند. فشار پرقدرت ایران حتی معاون و پسر ترامپ را مجبور کرد علیه جنگ حرف بزنند و حال آنکه در جنگافروزی و جنایت همراه بودند. ترامپ، کلاه تبلیغاتی MAGA (شعار حزبی) را کنار گذاشته و کلاه با نوشته USA را بر سر میگذارد. اما دیگر دیر شده و او سهچهارم آمریکاییها را علیه خود شورانده است.
5) ایران همچنان که به تعبیر اوباما «وتوی تنگه هرمز» را به دست آورده و به تعبیر نیویورکتایمز «یکی از چهار قدرت بزرگ دنیا» شده، توانسته جنگ را برای جنگافروزان فرسایشی کند. رسانه آمریکایی «کلش ریپورت» ضمن بررسی ۱۵۳ نظرسنجی گزارش میدهد: «جنگ علیه ایران در مقایسه با هفت جنگ بزرگ آمریکا، از کمترین میزان حمایت و محبوبیت عمومی برخوردار است و با حمایت خالص منفی
۳۲ درصد، حتی از جنگ ویتنام نیز نامحبوبتر است». همچنین، ژنرال مایکل فلین، که در دولت اول ترامپ «مشاور امنیت ملی» بوده، درباره پیامد جنگ با ایران میگوید: «ایالات متحده باید از تداوم این درگیریِ پرهزینه جلوگیری کند. گسترش جنگ، یک خطای بزرگ استراتژیک و شاید بزرگترین اشتباه راهبردی در قرن حاضر خواهد بود. دوران امپراتوری آمریکا به پایان رسیده و واشنگتن ناچار به برچیدن تدریجی امپراتوری و کاهش حضور نظامی گسترده خارجی است. بزرگترین تهدید امنیت ملی نه ایران، روسیه یا چین، بلکه بحران بدهی ۴۱ تریلیون دلاری و بیاعتمادی عمیق مردم به نهادهای حکومتی است. جنگ با ایران هیچ اعتبار یا دستاوردی به همراه ندارد؛ بلکه میلیاردها دلار هزینه تحمیل میکند و توان ارتش را میفرساید و در صورت وقوع درگیری بزرگتر، امکان جایگزینی و بازسازی توان نظامی وجود نخواهد داشت. ایران کشوری با وسعت جغرافیایی اروپای غربی و جمعیتی ۹۰ میلیون نفری است. تصور اینکه میتوان با بمباران، این کشور را به فروپاشی بکشاند، یک توهم است که با واقعیتهای میدانی همخوانی ندارد».
6) در رژیم صهیونیستی، نتانیاهو که مانند ترامپ سودای
پادشاهی/فرعونی داشت و گرگ باراندیده سیاست تلقی میشد، سختترین شکست دوران سیاستمداریاش را در انتخابات کنست متحمل شده است. او در حالی که تا همین دو هفته پیش پرتکاپو بود و علیه ایران لفاظی میکرد، حالا رمق چندانی برای گندهگویی ندارد. او اخیراً خواستار تشکیل دولت وحدت ملی در اسرائیل شده و گفت: «آتش شعلههایی که در خیابانهای پاریس و بروکسل میبینیم، در مقایسه با آتش شعلههایی که در اورشلیم، تلآویو، حیفا خواهیم دید، بسیار ناچیز خواهند بود. این، خیال یا تاکتیکی ترسآور نیست؛ واقعیتی است که با آن روبهرو خواهیم شد». اما گادی ایزنکوت رقیب وی که مأمور تشکیل دولت شده، در پاسخ گفته است: «اگر حزب لیکود ناگهان به وحدت و تشکیل دولتی فراگیر علاقهمند شده، میتواند اعلام کند که ائتلاف خود با افراطگرایان را منحل میکند، چهار اصل ایزنکوت را میپذیرد و آماده است وارد دولت او شود. تا آن زمان، این چیزی جز یک نمایش تبلیغاتی حقیرانه نیست. کسی که جامعه اسرائیل را دچار شکاف و اختلاف کرده، فقط زمانی واژه وحدت را بر زبان میآورد که میفهمد روزهای باقیمانده دولتش اندک است».
7) جنگ تحمیلی، تمام نشده و ما در میانه آن هستیم. تابآوری و پیروزی در این ماراتن سنگین، الزامات و اقتضائاتی دارد. با وجود همه فراز و نشیبها، آنچه ایران را پیروز میدان کرده، اتحاد و همدلی حول محور رهبری انقلاب است. نگاه جامع و راهبردی آیتالله سید مجتبی خامنهای (ایّدهالله تعالی) به میدان - منبعث از سیره امامین انقلاب - نگذاشت نقشه دشمن پیش برود و اراده جمهوری اسلامی ایران را چیره کرد. ایشان در سالگرد رحلت امام خمینی (ره) توجه دادند: «دشمن خبیث، حال که دچار شکست شده و چه در نبرد نظامی و در میدان و خیابان، تحقیری پرمعنا و عمیق را تجربه میکند، کِید خود را در جنگ ترکیبی بر دو نقطه متمرکز ساخته است: یکی تابآوری مردم؛ دیگری ایجاد خطا در دستگاه محاسباتی مسئولان کشور. ابزار اصلی او در این هر دو، کاشت بذر تردید، یأس، ترس، بدگمانی، و اختلاف است. لذا در مقام مقابله باید همگان با ایستادگی و روشنبینی و حفظ وحدت و انسجام و اعتماد متقابل و همصدایی نکردن با دشمن، نقشه شوم او را خنثی نمایند. نقش مسئولان در پشتیبانی از این امور بسیار مهم است. هرگونه اقدامی که موجب بدبینی و سرخوردگی آحاد مردم شود، نوعی کمک به دشمن محسوب میگردد».
8) از جمله الزامات استقامت پیروزمندانه در جنگ، «تهاجمیتر کردن رویکرد نظامی، اهتمام به شکستن محاصره/پاسداشت اتحاد و همدلی عمومی زیر سایه ولایت فقیه/مدیریت اختلافنظرها در درون جبهه انقلاب و تبدیل نکردن آن به مسئله اول/حمایت قوای سهگانه بهویژه دولت و مجلس از معیشت اقشار ضعیف جامعه/مبارزه سرسختانه با اخلالگری و تروریسم اقتصادی/بستن راه مجازی نفوذ دشمن از معبر فضای مجازی و پیامرسانها/نظارت مؤثر و حسابرسی مجلس نسبت به عملکرد مدیران اجرایی/و مبارزه قاطع و همهجانبه با شبکه نفوذ در هر موقعیت و پوشش» است. اگر وحدت کلمه، رمز پیروزی است،
کلمه وحدت را صرفاً باید از رهبری شنید، در غیر این صورت، قطعاً مسئولان دچار آشفتگی راهبردی و خطای محاسباتی خواهند شد.
9) جنگ تحمیلی که طی آن رهبر عظیمالشأن انقلاب، دهها مدیر خدمتگزار و سردار و دانشمند، و چند هزاران شهروند به شهادت رسیدهاند، نمیتواند همزمان دو برنده متعارض داشته باشد. مذاکره با دشمن متجاوزی که با وجود سرشکستگی هنوز هم تهدید میکند،
مبنائاً بیمعناست، مگر منحصراً از باب دیکته کردن شروط مشروع ایران به او باشد. تفاهمنامه با همه خلل و فرجش نشان داد که آمریکا ذاتاً
اهل تفاهم و توافق نیست.
اعتقاد و التزام مدیران به رویکرد اصولی رهبر انقلاب، از الزامات فرونشاندن تنشها و اختلافات در حوزه سیاست داخلی است و بدون آن نمیتوان از ملت شبیخونخورده از دشمن در وسط مذاکرات، توقع همدلی و همراهی داشت. سرمایه اعتماد مردم را باید با رعایت الزامات مذکور در بالا پاس داشت و همان را زرادخانه پایانناپذیر دفاع و تهاجم در برابر دشمن کرد.
10) نقش نظارتی مجلس در سوق دادن مدیران به انجام تکالیف حاکمیتی باید احیا گردد و مجلس شورای اسلامی، از سایه مذاکراتی که در مقطعی موقتاً بر دوش رئیس مجلس گذاشته شد، خارج شود. شأن خطیر مجلس، نباید لوث و حاشیهای شود. دستگاه قضایی هم تکالیف حاکمیتی مهمی دارد که نباید به حاشیه بیفتد. دو قوه هر کدام شأن حاکمیتی مستقلی دارند که بهعلاوه دولت، ذیل هدایت راهبردی رهبری هماهنگ میشوند، نه ذیل هیچ جایگاه دیگر. از طرف دیگر، نمیتوان درگیر جنگ ترکیبی بود و در عین حال، معابر دستکاری دشمن و سرانگشتان نفوذ در عرصه رسانه و فرهنگ و اقتصاد گشوده باشد. در این باره باید وزیران فرهنگ و ارتباطات و علوم پاسخگو باشند و تغییر رویکرد جدی بدهند. این هم از الزامات استقامت در برابر جنگ ترکیبی دشمن است.
محمد ایمانی