آمریکای بزرگ ترامپ در تنگه هرمز جا ماند!
شکست سنگین و فضاحتبار جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای نوامبر ۲۰۲۶، بیش از آنکه یک جابهجایی ساده کرسیها در کنگره باشد، تیغ جراحی محکمی بود که بر پیکر پوسیده و توهمآلود «امپراتوری آمریکا» کشیده شد. حزبی که با شعار دروغین «بازگرداندن عظمت آمریکا» و وعده بهبود معیشت مردم پا به میدان گذاشته بود، اکنون در چنبره بحرانهایی گرفتار شده که دستپخت سیاستهای ماجراجویانه دولتمردان کاخ سفید است.
نشریه آمریکایی «آتلانتیک» در مطلبی با اعتراف به این حقیقت تلخ، پیروزی موج آبی دموکراتها را به کابوسی برای محافظهکاران تبدیل کرده است؛ گویی تمام آنچه جریان راست سالها از آن هراس داشت، یکجا به حقیقت پیوسته است.
ریشه اصلی این شکست مفتضحانه را باید در سیاست خارجی تهاجمی و کورکورانه ترامپ، بهویژه در رویارویی با جمهوری اسلامی ایران جستوجو کرد. طراحان کاخ سفید تصور میکردند با راهاندازی عملیات مشترک در اواخر فوریه ۲۰۲۶ میتوانند با چند شلیک و قشونکشی و گسیل ناوهای فرسوده، توان موشکی و هستهای ایران را نابود کنند و ساختار سیاسی را در هم بشکنند. اما زهی خیال باطل! محاسبات متوهمانه واشنگتن بار دیگر به سنگ خورد.
ایران قهرمانانه در برابر ضربات ایستاد و با وجود تحمل خسارت، ساختار استوار خود را حفظ کرد و میدان تقابل را به عرصه امنیت انرژی و مناسبات منطقهای کشاند. ضربه نخست، فروپاشی این ادعای واشنگتن بود که «توان نظامی مساوی با تحمیل اراده سیاسی است». ضربه دوم و مهلکتر اما در جغرافیای اقتصادی منطقه و تنگه هرمز فرود آمد. اختلال در صادرات انرژی، بازار جهانی را به آشوب کشید و تورم سرسامآوری را به اقتصاد آمریکا تحمیل کرد.
بر اساس اعتراف اسناد و گزارشهای رسمی از جمله برآوردهای ارتش آمریکا و دفتر بودجه کنگره، هزینههای این تقابل شوم تا ماه سپتامبر سر به فلک کشیده و از مرز ۴۳ میلیارد دلار عبور کرده است؛ رقمی نجومی که بخش عمده آن صرف شلیک موشکهای گرانقیمت پاتریوت و تاد شده است. پنتاگون اعتراف کرده که بازسازی این ذخایر دفاعی دستکم پنج سال زمان میبرد و این یعنی یک بنبست راهبردی تمامعیار در برابر قدرتهای نوظهور.
پیوند میان تقابل با ایران و سقوط جمهوریخواهان در یک نقطه عطف خلاصه میشود؛ انتقال هزینههای سیاست خارجی به سفره و زندگی روزمره مردم آمریکا. وقتی قیمت سوخت سر به فلک میکشد، هزینههای حملونقل و زنجیره تأمین فلج میشود و تورم بیداد میکند، دیگر نمیتوان با شعارهای توخالی انتخاباتی سر مردم را شیره مالید. ماجراجوییهای ترامپ در منطقه، جنگ در تنگه هرمز را به خانه تکتک شهروندان آمریکایی کشاند.
رئیسجمهوری که مدعی بود آمریکا را از جنگهای پرهزینه نجات میدهد، خود در باتلاقی گیر افتاد که اقتصاد داخلی را به گروگان گرفت. امروز واشنگتن به خوبی فهمیده است که قدرت آمریکا تنها به ناوهای هواپیمابر نیست؛ بلکه به توانایی مدیریت بحران، حفظ ائتلافها و داشتن عقلانیت سیاسی بستگی دارد؛چيزی که حلقه حاکم بر کاخ سفید فرسنگها با آن فاصله دارد.