عشقی که با آتش آمریکا و اسرائیل هجران شد! (حدیث دشت عشق)
سرباز شهید رضا چعبی، پانزدهم دی سال ۱۳۸۵ در شهرستان اهواز چشم به جهان گشود. در خانوادهای متدین و سرشار از محبت رشد یافت و در کنار دو خواهر خود، تربیت دینی و فضای آرام خانه را تجربه کرد. دوران کودکیاش در محیطی صمیمی و مهربان گذشت. اگر چه شیطنتهای کودکانه و شیرینی داشت، اما بیشتر اطرافیان او را با شخصیتی خجالتی، مؤدب و متین به یاد میآورند؛ نوجوانی کمحرف که احترام را در عمل نشان میداد. در میان دوستان، به صمیمیت و غیرت شناخته میشد؛ جوانی که مراقب اطرافیان بود و دغدغه خانواده داشت. در خانه نیز احترامش به پدر مثالزدنی بود؛ با ارادت عمیق، هرگز صدایش را بلند نمیکرد و سکوت همراه با بغض فروخوردهاش نشانه ادب و تربیت او بود. در ۱۷ سالگی، از دست دادن مادر برای وی بزرگترین آزمون روحی بود. با این حال، با تکیه بر ایمان قلبی و صبر، دوباره برخاست و در این روزهای دشوار، پیوند عاطفیاش با خواهرانش نزدیکتر و عمیقتر شد. تحصیلات خود را در رشته حرفهای معماری به پایان رساند و موفق به دریافت مدرک دیپلم شد. پس از آن، با انگیزهای والا راه خدمت سربازی را انتخاب کرد تا وظیفهاش را نسبت به وطن کامل کند. در سربازی هم، دغدغه دیگران را داشت و با مهربانی، سنگ صبور خانواده بود. سرانجام در حالی که فقط پنجروز از خدمت سربازیاش باقی مانده بود و همه چشمانتظار بازگشت او بودند، تقدیر چنین رقم خورد که یک روز پس از شهادت پسرعمویش سرباز شهید علی چعبی، او نیز در پی حملات موشکی آمریکایی و صهیونیستی در روز پنجشنبه چهاردهم اسفند سال ۱۴۰۴ به فیض شهادت نائل آمد و پیکر پاکش پس از تشییع باشکوهی، در قطعه شهدای مدافع حرم گلزار شهدای اهواز آرام گرفت.