کد خبر: ۳۴۱۵۰۵
تاریخ انتشار : ۱۵ آبان ۱۴۰۵ - ۲۱:۱۵
پروژه مشترک بی‌بی‌سی‌فارسی و اندیشکده آمریکایی

برای عادی‌سازی حضور عوامل موساد و سیا در تأسیسات هسته‌ای ایران

شبکه ضدایرانی بی‌بی‌سی‌فارسی و اندیشکده آمریکایی «گروه بین‌المللی بحران» در پروژه‌ای مشترک به عادی‌سازی حضور بازرسان آژانس در تأسیسات هسته‌ای ایران اقدام کردند.
در طول بیش از یک سال و نیم از کارزار همه‌جانبه‌ نظامی، امنیتی، سیاسی، اقتصادی و رسانه‌ای دشمن (از خرداد ۱۴۰۴) علیه ملت ایران با هدف سرنگونی نظام و تجزیه‌ ایران، بخش فارسی بنگاه خبرپراکنی انگلیس(بی بی‌سی)، در یک تقسیم کار کاملا برنامه‌ریزی شده، با کمی فاصله‌گیری شکلی و لحنی از شبکه‌های جنگ روانی مستقیم چون «من و تو»، «صدای آمریکا» و «اینترنشنال»، و کشیدن لعابی از به اصطلاح «حرفه‌ای‌گری» و «بیطرف‌نمایی»، تلاش کرده تا عملیات روانی دشمن را، در قالب ادراک‌سازی و متمرکز بر اثرگذاری القایی روی فضای «نخبگانی» و «تصمیم‌سازی» ایران پیش ببرد.
نمونه‌ این تلاش خبیثانه برای اثرگذاری القایی غیرمستقیم روی نخبگان سیاسی ایران، برنامه‌ای با میزبانی مزدور رسانه‌ای پیشکسوت انگلیس، کسری ناجی، با حضور فردی با نام علی واعظ (علیرضا واعظ‌زاده)،  مدیر پروژه ایران در اندیشکده آمریکایی «گروه بین‌المللی بحران» است که در قالب «تحلیل نامه‌نگاری جی‌دی ونس با مقامات ارشد جمهوری اسلامی» پخش شد. این برنامه، نه یک برنامه تحلیلی، بلکه حلقه‌ای از زنجیره‌ای مسبوق به سابقه از عملیات روانی نهادینه‌شده‌ای است که هدف آن، نه تنویر افکار عمومی، بلکه مهندسی ادراک نخبگان سیاسی و افکار عمومی ایران در جهت ایجاد شکاف در هیئت حاکمه و پذیرش عقب‌نشینی راهبردی است. در شرایطی که بازدارندگی وجودی برای ایران به مثابه تنها ضمانت واقعی امنیت ملی شناخته می‌شود، این قبیل برنامه‌ها را باید در چارچوب جنگ شناختی تمام‌عیار علیه حاکمیت ملی تحلیل کرد.
بی‌بی‌سی فارسی؛ بازوی رسانه‌ای استعمار پیر در جنگ شناختی
بی‌بی‌سی فارسی سال‌هاست که از ادعای بیطرفی فاصله گرفته و به بازیگری فعال در زمین عملیات روانی علیه ملت ایران بدل شده است. این شبکه با بهره‌گیری از تکنیک‌های پیچیده‌ای چون «پراکنده‌گویی هماهنگ‌شده» و «تعارض ادراکی»، تلاش می‌کند تصویری از سردرگمی، تناقض و نبود انسجام در نظام تصمیم‌گیری ایران به مخاطب القا کند و از این رهگذر، اعتماد عمومی به توانمندی نظام در مدیریت بحران‌ها را تضعیف نماید. در بزنگاه‌های دیپلماتیک، این شبکه به‌جای اطلاع‌رسانی بیطرفانه، مهندسی افکار عمومی را در دستور کار قرار می‌دهد تا سیاست‌های کلان کشور را در نظر افکار عمومی داخلی و بین‌المللی مخدوش سازد.
این عملکرد، در تداوم سنت رسانه‌ای بریتانیا در مستعمرات سابق است؛ جایی که بی‌بی‌سی به عنوان بازوی تبلیغاتی استعمارگر پیر، نه روایت‌گر واقعیت، بلکه مدیریت‌کننده روایت‌ها به نفع مرکز امپراتوری بوده است. دعوت از چهره‌هایی چون علی واعظ در چنین بستری، نه یک انتخاب تصادفی، بلکه گماردن یک «مجری روایت» برای پیش‌بردن سرخط‌های از پیش تعیین‌شده سرویس‌های اطلاعاتی است.
علی واعظ؛ از «میانجی‌گری» تا «خط‌دهی راهبردی»
علی واعظ (علیرضا واعظ‌زاده)، مدیر پروژه ایران در گروه بین‌المللی بحران، سابقه‌ای طولانی در حضور در رسانه‌های غربی و اندیشکده‌های وابسته دارد. گروه بین‌المللی بحران خود را «پیش‌گیرنده از جنگ» معرفی می‌کند، اما عملکرد آن در قبال ایران نشان می‌دهد که وظیفه اصلی‌اش، شکل‌دهی به چارچوب ادراکی تصمیم‌گیران ایرانی در جهت پذیرش محدودیت‌های راهبردی بوده است. واعظ در سال ۲۰۱۲ توسط راب مالی (از معماران سیاست خارجی دولت اوباما) به این گروه پیوست و به تحلیلگر ارشد امور ایران تبدیل شد. او خود را در «پر کردن شکاف‌های میان ایران و 1+5» سهیم می‌داند؛ همان فرآیندی که به توافق برجام منجر شد و ماحصل آن، نه رفع تحریم‌های ساختاری، بلکه تثبیت محدودیت‌های برنامه هسته‌ای ایران بود. بنابر برخی روایت‌ها، حتی پیش‌نویس نخست برجام را همین فرد نوشت!
حضور مکرر واعظ در بی‌بی‌سی فارسی، رادیو آزادی و سایر رسانه‌های غربی، او را به «صدای مورد اعتماد» نظام رسانه‌ای غرب برای خطاب قرار دادن نخبگان ایرانی تبدیل کرده است. او با لحنی که خود را «منتقد سیاست‌های غرب» نشان می‌دهد، در واقع سرخط‌های سرویس‌های اطلاعاتی را با پوششی از دلسوزی برای منافع ملی ایران پیش می‌برد. این همان «عملیات روانی با نقاب تحلیل» است.
کلیدواژه «انعطاف برای حضور بازرسان» 
پوششی برای بازگشایی مجاری نفوذ اطلاعاتی
در برنامه اخیر، واعظ مأموریت داشت تا «انعطاف نشان دادن برای حضور بازرسان آژانس» را به عنوان یک گزینه عقلانی و «به نفع منافع ملی ایران» جا بیندازد. اما این کلیدواژه، در سایه اسناد و گزارش‌های مستند، پرده‌ای کاذب بیش نیست.
اسناد به‌دست‌آمده توسط وزارت اطلاعات ایران نشان می‌دهد که آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، اطلاعات محرمانه و نام دانشمندان هسته‌ای ایران را از طریق کانال‌های پنهان به نهادهای جاسوسی رژیم صهیونیستی منتقل کرده است. این اطلاعات در ترور دانشمندان هسته‌ای کشورمان مورد استفاده قرار گرفته و حتی مکان‌هایی که بازرسان آژانس پیش‌تر در آن‌ها حضور داشتند، بعدها هدف حملات رژیم صهیونیستی قرار گرفته‌اند. رئیس‌جمهور محترم نیز با اشاره به گزارش‌های آژانس، تصریح کرده که این گزارش‌ها «به رژیم اسرائیل بهانه و زمینه حمله غیرقانونی به تأسیسات هسته‌ای ما را داد».
بنابراین، «انعطاف برای حضور بازرسان» نه یک اقدام فنی، بلکه بازگشایی مجاری نفوذ اطلاعاتی به قلب زیرساخت‌های راهبردی کشور است. واعظ و بی‌بی‌سی فارسی با ترویج این کلیدواژه، در واقع خط مقدم جنگ اطلاعاتی دشمن را به نفع دشمن توجیه می‌کنند.
بازدارندگی وجودی؛ نقطه ثقل استقلال راهبردی
در برابر این عملیات روانی، پارادایم بازدارندگی وجودی برای ایران یک انتخاب، بلکه ضرورتی اجتناب‌ناپذیر است. تجربه برجام و نقض مکرر تعهدات غرب نشان داد که تضمین‌های آمریکا قابل اعتماد نیستند و تنها ابزاری که می‌تواند امنیت ملی را در بلندمدت تضمین کند، توان بازدارندگی بومی و غیرقابل نفوذ است. توان موشکی و تسلیحات استراتژیک، آخرین سنگر بازدارندگی در برابر محیط منطقه‌ای و بین‌المللی پیچیده‌ای است که ایران در آن قرار دارد. هدف عملیات روانی بی‌بی‌سی فارسی و امثال علی واعظ، خلع سلاح روانی ایران پیش از هرگونه مذاکره و وادار کردن تهران به پذیرش «اعتمادسازی» یک‌طرفه در قبال آژانسی است که عملاً به بازوی اطلاعاتی دشمن بدل شده است.
آنچه در برنامه بی‌بی‌سی فارسی رخ داد، یک «افشاگری» نبود؛ یک «خط‌دهی» بود. علی واعظ، با سابقه حضور در فرآیند برجام و ارتباط با شبکه‌های رسانه‌ای و اطلاعاتی غربی، مأموریت داشت تا کلیدواژه «انعطاف برای حضور بازرسان» را به عنوان گزینه‌ای عقلانی به نخبگان ایرانی بقبولاند، در حالی که اسناد مستند نشان می‌دهد این بازرسان مجاری انتقال اطلاعات به رژیم صهیونیستی بوده‌اند. 
به گزارش مشرق، در برابر این جنگ شناختی، هوشیاری نخبگان سیاسی و افکار عمومی و پایبندی به پارادایم بازدارندگی وجودی، تنها راه صیانت از امنیت ملی و استقلال راهبردی ایران است. هرگونه عقب‌نشینی در این عرصه، نه «انعطاف»، بلکه تسلیم در برابر یک عملیات روانی هماهنگ خواهد بود که هدف نهائی آن، خلع سلاح راهبردی ایران بدون شلیک حتی یک گلوله است.
لازم به ذکر است که در تاریخ ۹ می‌۲۰۱۴ (۱۹ اردیبهشت ۹۴) وب‌سایت اندیشکده آمریکایی گروه بین‌المللی بحران، متنی با عنوان «حل مکعب روبیک هسته‌ای» را منتشر کرد؛ متنی که شباهت اساسی به چیزی داشت که به عنوان توافق نهائی هسته‌ای موسوم به برجام در تیر ۹۴ به امضای ایران و ۶ قدرت جهانی رسید. وب‌سایت ICG، در تاریخ ۱۷ سپتامبر ۲۰۱۵، حدود دو ماه بعد از امضای توافق هسته‌ای موسوم به برجام، در گزارشی تفصیلی از نقش گروه بین‌المللی بحران و نقش دست‌کم دو تن از اعضای ارشد آن در روندهای منتهی به امضای توافق نهائی در روزهای پایانی پرده برمی‌داشت. این دو تن عبارت بودند از رابرت مالی، رئیس گروه بین‌المللی بحران و علی واعظ، تحلیلگر ارشد این گروه. در این میان نقش علی واعظ، طبق این گزارش، بسیار پررنگ بود، و او کسی بود که در هفته‌های منتهی به روز امضای توافق، به مشاور ارشد تیم‌های مذاکره‌کننده به‌ویژه تیم ایرانی، تبدیل شده بود.

captcha