هرکس برادران ایرانی ما را محاصره کند دستکمی از ابولهب و کفار قریش ندارد
سرویس خارجی-
مسئول امنیتی گردانهای حزبالله عراق در پیامی به انتقاد از دولت فالح الزیدی بابت پروندههای فساد در عراق و محاصره ایران پرداخت و گفت: «هر کس در محاصره ملت برادر ایران مشارکت کند، دستکمی از ابولهب و مُشتی از کفار قریش ندارد.»
نقش بازیگران غیردولتی و مردمی مثل حزبالله عراق، در شکلدهی به افکار عمومی و تأثیرگذاری بر فرآیندهای تصمیمگیری دولتی، پدیدهای پیچیده و جدی است که باید آن را فراتر از مناسبات صرف نظامی دید. این گروههای مردمی با بهرهگیری از سرمایههای نمادین تاریخی-مذهبی و شبکه روابط فراملی، قادرند روایتهای بدیل از مفهوم حاکمیت، وفاداری و بعضاً حتی تهدیدات را تولید و تثبیت کنند، روایتی که اغلب با ارجاع به تجربههای جمعی مقاومت و حساسیت نسبت به هرگونه تضعیف جبهههای همسو، ابعاد اقتصادی، امنیتی و هویتی را به هم پیوند میزند. چنین کنشهای گفتمانی نه صرفاً بازتاب موضعگیری سیاسی روزمره، بلکه بخشی از سازوکارهای قدرت نرم و مدیریت ادراک عمومی در محیطهای سیاسی کشوری مثل عراق بهشمار میآیند که در آنها مرز میان منافع ملی و همبستگیهای متقابل و... بهطور مداوم بازتعریف میشود.
در چنین بستری است که باید، نگرانی نیروهای مقاومت مردمی عراق نسبت به جهتگیری دولت غربگرای فعلی را به تحلیل نشست و فهم کرد. چرا که مواضع و اقدامات علی فالح الزیدی در ماههای اخیر، نشانههای روشنی از گرایش غربمحور و نوعی انفعال و حتی همسویی در برابر فشارهای آمریکایی را آشکار کرده است. دیدارهای مستقیم او با دونالد ترامپ، تأکید مکرر بر شراکت استراتژیک با واشنگتن، دریافت چراغ سبز آمریکا برای تکمیل کابینه در ازای تعهد به خلع سلاح گروههای مسلح، و اعلام رسمی- و نه واقعی- پایان مأموریت ائتلاف بینالمللی، همگی حاکی از اولویتبخشی به رضایت غربیهاست. همزمان، پیگیری جدی خلع سلاح نیروهای مردمیِ مخالف غرب، ایجاد محدودیت برای فعالیتهای برخی جریانهای همسو با محور مقاومت، و قراردادهای نفتی با شرکتهایی چون «ادنوک»(متعلق به امارات) با تخفیفهای قابلتوجه، این تصور را تقویت میکند که دولت الزیدی بیش از آنکه مدافع استقلال عمل عراق در برابر فشارهای خارجی باشد، در عمل به سوی همسویی با منافع آمریکایی و مرتجعین عربی (منظور رهبران کشورهای عربی حوزه خلیجفارس) حرکت کرده است، روندی که بهطور طبیعی حساسیت بازیگران مقاومت را برمیانگیزد و حق آنان را برای هشدار نسبت به پیامدهای چنین مسیری محفوظ میدارد.
فساد گسترده
در چنین فضایی خبر رسیده است که «ابومجاهد العساف»، مسئول امنیتی گردانهای حزبالله عراق، در پیامی خطاب به دولت فالح علی الزیدی و اعضای چارچوب هماهنگی گروههای شیعی، با طرح پرسشهایی جدی نسبت به پروندههای فساد مالی و نقض حاکمیت عراق واکنش نشان داد. وی ضمن اشاره به قراردادهای فروش نفت به شرکت ادنوک با تخفیف ۴۷ دلاری در هر بشکه و شراکت افرادی چون تام برک، طحنون بنزاید، حسن فالح الزیدی و سعد وهیب که سود ماهانهشان از چهار تریلیون و پانصد میلیارد دینار فراتر رفته، از دولت کنونی بهخاطر وعدههای عملنشده و تشدید مشکلات انتقاد کرد. العساف همچنین از فعالیت پهپادهای اماراتی-سوری شاهین در آسمان عراق خبر داد که یکی از آنها در مزرعه فدک کربلا و دیگری در السماوه سقوط کرده و اکنون در اختیار اطلاعات حشدالشعبی است و تأکید کرد مقاومت اسلامی تاکنون از هرگونه عملیات نظامی در داخل کشور خودداری کرده و حادثه هفته گذشته بر فراز منطقه سبز نیز شلیک خودی به پرنده آمریکایی بوده است. او همچنین به دستکاری لایحه قانون حشدالشعبی توسط نخستوزیر و دفتر وی اشاره کرد و از رسانهها خواست هر دو نسخه را منتشر کنند تا مردم بدانند چه کسانی با سرنوشت نیروهای مسلح بازی میکنند.
وحدت میادین و مقابله با ابولهبها
العساف در ادامه با تأکید بر پایبندی مقاومت به عهدهای خود و وحدت میادین که امام خامنهای پایهگذاری کرده، هرگونه ادعای مشارکت گردانهای حزبالله در دولت یا مطالبه منصب را دروغ و افترا خواند و تصریح کرد مقاومت هرگز بر سر اعتقاداتش معامله نخواهد کرد. وی همچنین هشدار داد که هر کس در محاصره ملت برادر ایران مشارکت کند، دستکمی از ابولهب و مشتی از کفار قریش ندارد که پیامبر(ص) و اهلبیت(ع) را در محاصره قرار دادند و هر حکمی درباره آن گروه جاری است، درباره اینان نیز صدق میکند. العساف همچنین به رهبران چارچوب هماهنگی اعلام کرد که مدیر تفویضشده آنان به مقامات جمهوری اسلامی اطلاع داده تصمیم مشارکت در این محاصره با موافقت ائتلاف اداره دولت و چارچوب هماهنگی اتخاذ شده است و از آنان خواست نسبت به این موضوع هوشیار باشند.
در نهایت، آنچه در فضای سیاسی عراق و منطقه همواره رخ میدهد، نه صرفاً تقابل میان دولت و گروههای مقاومت، بلکه بازتولید مداومِ پرسشهای بنیادین درباره معنای استقلال، حدود وفاداری و هزینههای همسویی است. هرگاه معادلات قدرت دستخوش جابهجایی شود، لایههای پنهان هویت سیاسی و حافظه جمعی دوباره به سطح میآیند و نشان میدهند که هیچ توافقی، هرچند رسمی و مستند، نمیتواند بهطور کامل صدای روایتهای رقیب را خاموش کند. در چنین بستری، سیاست بیش از آنکه مجموعهای از تصمیمهای اداری باشد، میدان بازتعریف دائمی مرزهای مشروعیت است، میدانی که در آن هر کنش تازه، چه از سوی نهادهای رسمی و چه از سوی بازیگران فراساختاری، به بخشی از حافظه بلندمدت یک جامعه تبدیل میشود و مسیرهای آینده را، ولو بهصورت نامرئی، شکل میدهد.