صفارهرندی: جغرافیای اقتصادی ایران نیازمند بازتعریف با محوریت دریاست
عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، با تأکید بر بازنگری در الگوی توسعه اقتصادی کشور، دریا و سواحل را از مهمترین ظرفیتهای راهبردی مغفولمانده ایران دانست و گفت: بهرهگیری از این مزیت جغرافیایی مستلزم تغییر نگاه سنتی به توسعه، تمرکززدایی از مناطق مرکزی و هدایت هدفمند سرمایهگذاریها و ظرفیتهای مدیریتی کشور به سمت سواحل است.
محمدحسین صفارهرندی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، با اشاره به جایگاه دریا در توسعه کشورها اظهار کرد: یک گزاره شناختهشده در میان صاحبنظران وجود دارد و آن اینکه هیچ کشوری بدون دسترسی به آب و بهرهگیری از ظرفیتهای دریایی نتوانسته به توسعه دست پیدا کند. برخی کشورها بهواسطه موقعیت جغرافیایی خود در احاطه آبها قرار دارند و برخی دیگر از طریق مسیرهای ارتباطی به دریا دسترسی پیدا میکنند؛ اما کشور ما خوشبختانه از این جهت مزیت ویژهای دارد و از شمال و جنوب به دریا متصل است؛ از جنوب به آبهای آزاد و از شمال به دریای خزر، بزرگترین دریاچه جهان.
وی با اشاره به سابقه تاریخی ایران در دریانوردی و تجارت دریایی افزود: ایران در گذشته ارتباط گستردهای با دریا داشته و برخی از بنادر شناختهشده جهان در قلمرو تاریخی کشور ما قرار داشتهاند. بندر سیراف در استان بوشهر از جمله این بنادر است که پیشینهای چند هزارساله دارد و دستکم از دوره ساسانی و پس از آن در دوره اسلامی، یکی از مراکز مهم رفتوآمد و تجارت دریایی بوده است.
صفارهرندی ادامه داد: در تاریخ دریانوردی ایران، نام ابنسیراف نیز بهعنوان یکی از دریانوردان ایرانی مطرح است که در شکلگیری و گسترش مسیرهای دریایی ارتباطی میان بندر سیراف و کانتون چین نقش داشته است. این مسیر بخشی از آن چیزی بود که از آن بهعنوان راه ابریشم دریایی یاد میشود و نشان میدهد ایرانیان در گذشته از توانمندی و تجربه قابلتوجهی در عرصه دریانوردی و ارتباطات تجاری برخوردار بودهاند.
عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام با بیان اینکه ایران با وجود چنین پیشینهای، در مقطعی از تاریخ بهتدریج از دریا فاصله گرفت، تصریح کرد: ما با وجود برخورداری از این سابقه تمدنی، از زمانی به بعد ارتباط خود را با دریا کاهش دادیم و به میزان قابلتوجهی از مواهب و ظرفیتهای آن محروم شدیم. البته جغرافیا تغییر نمیکند و مزیت دسترسی ایران به دریا همواره وجود داشته است، اما در نحوه استقرار فعالیتها و تأسیسات اقتصادی، آنگونه که باید از این موقعیت بهره نگرفتیم.
بازتعریف جغرافیای اقتصادی
با نگاه به دریا
صفارهرندی با اشاره به تمرکز تاریخی فعالیتهای اقتصادی و صنعتی در مناطق مرکزی کشور گفت: در دورههایی، به دلایل مختلف و از جمله تمرکز مراکز تصمیمگیری و نفوذ مناطق مرکزی در ساختار حکمرانی، بسیاری از تأسیسات و امکانات به جای استقرار در مجاورت دریا، به مناطق مرکزی کشور منتقل شدند.
«اکنون نیز نمیتوان امکاناتی را که در گذشته ایجاد شدهاند بهسادگی جابهجا کرد؛ اما تجربه سالهای گذشته نشان داده است که این نوع استقرار، هزینهها و دشواریهایی را برای تأمین نیازهای صنایع، بهویژه در حوزه آب و انرژی، به وجود آورده است».
وی افزود: برای نمونه، زمانی که صنایع بزرگی مانند فولاد مبارکه با محدودیت منابع آب در منطقه مواجه شدند، موضوع انتقال آب از خلیج فارس و دریای عمان به مناطق مرکزی کشور مطرح شد و اقدامات اجرایی آن نیز آغاز شد. این تجربه یک پرسش اساسی را پیش روی ما قرار میدهد: چرا هنگامی که قرار است صنایع بزرگ و آببر جدیدی احداث شوند، همچنان مناطق مرکزی در اولویت قرار میگیرند؟ چرا این صنایع را در مجاورت سواحل و در کنار ظرفیت عظیم دریا مستقر
نکنیم؟
عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام تأکید کرد: سواحل جنوبی ایران به آبهای آزاد و اقیانوس هند دسترسی دارند و این موقعیت، ظرفیت بزرگی برای توسعه اقتصادی کشور فراهم میکند. به نظر میرسد یکی از اهداف رهبر معظم انقلاب از طرح جدی موضوع توسعه دریامحور، بازتعریف جغرافیای اقتصادی ایران و تغییر نگاه سنتی به الگوی توسعه کشور بوده است؛ به این معنا که به جای تمرکز صرف بر ظرفیتهای خشکی، دریا و سواحل نیز به یکی از کانونهای اصلی پیشرفت اقتصادی تبدیل
شوند.
وی خاطرنشان کرد: اقتصاد دریامحور از مدتها قبل در سیاستهای کلی و اسناد مختلف مورد توجه قرار گرفته بود، اما در مقطعی ضرورت آن بهصورت یک موضوع مستقل و با نگاهی بنیادیتر مطرح شد. حتی طرح موضوعاتی مانند انتقال پایتخت به سواحل مکران نیز نشان میداد که این رویکرد تا چه اندازه جدی است و قرار است جایگاه دریا در جغرافیای اقتصادی و مدیریتی کشور مورد بازنگری قرار گیرد.
تجربه جنگ و اهمیت راهبردی سواحل شمالی و جنوبی
صفارهرندی در ادامه با اشاره به تجربه جنگهای اخیر و تأثیر آن بر درک اهمیت مسیرهای دریایی و بنادر کشور اظهار کرد: حوادث و تحولات نظامی اخیر درسهای مهمی درباره اهمیت دریا، بنادر، مسیرهای تأمین کالا و امنیت تجارت خارجی برای ما داشت. شاید پیش از این، به اندازه کافی به ارزش برخورداری از سواحل امن شمالی کشور توجه نکرده بودیم، اما اکنون بیش از گذشته به ظرفیت دریای خزر واقف شدهایم.
وی افزود: هرچند دریای خزر در شرایط فعلی از نظر ظرفیت انتقال و حملونقل کالا محدودیتهایی دارد، اما برای آینده کشور یک ظرفیت مهم و قابلاعتنا محسوب میشود و طبیعتاً باید با سرمایهگذاری بیشتری برای استفاده از این امکان برنامهریزی کنیم.
عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام با یادآوری تجربه جنگ تحمیلی هشتساله گفت: در دوران دفاع مقدس، خلیج فارس محور اصلی بخش مهمی از تدارکات و پشتیبانی لجستیکی کشور بود، اما قرار گرفتن این منطقه در محدوده دسترسی هواپیماهای مهاجم دشمن، مخاطراتی را برای ما ایجاد میکرد. به همین دلیل، ضرورت انتقال بخشی از فعالیتها و امکانات به سمت دریای عمان و نزدیک شدن به دهانه اقیانوس مورد توجه قرار گرفت تا بتوانیم خود را از برخی آسیبپذیریهای ناشی از موقعیت جغرافیایی دور نگه داریم.
وی ادامه داد: تحولات اخیر نیز بار دیگر نشان داد که دریا موضوعی ساده و صرفاً اقتصادی نیست. مباحث مربوط به محاصره دریایی و محدودیت مسیرهای ارتباطی نشان میدهد که دریا با امنیت ملی، تأمین نیازهای کشور و استمرار تجارت خارجی ارتباط مستقیم دارد. بنابراین باید با نگاهی جدیتر، دریا را در کانون برنامهریزیهای کشور قرار دهیم و برای ابعاد مختلف اقتصادی، امنیتی و لجستیکی آن آمادگی داشته
باشیم.
توسعه دریامحور؛ نیازمند تمرکز ملی و سرمایهگذاری بلندمدت
صفارهرندی با تأکید بر ضرورت توجه ویژه دستگاههای اجرایی به سیاستهای کلی توسعه دریامحور گفت: اهمیت این سیاستها به اندازهای است که مدیریت اجرایی کشور باید بخش مهمی از ظرفیتهای فکری، تخصصی، مدیریتی و سرمایهگذاری خود را به این حوزه اختصاص دهد. حتی اگر نگوییم بخش عمده منابع و امکانات کشور باید در این مسیر متمرکز شود، دستکم لازم است یکی از شاخههای جدی برنامهریزی و سرمایهگذاری ملی به توسعه سواحل و اقتصاد دریامحور اختصاص پیدا کند.
به گزارش ایرنا، وی در ادامه خاطرنشان کرد: ما سالهاست که موضوع توسعه سواحل را در دستور کار قرار دادهایم و ایده بهرهگیری گستردهتر از ظرفیتهای دریایی کشور، موضوع تازهای نیست؛ اما به نظر میرسد پیشرفتهای صورتگرفته با طول دورهای که از طرح این ایده گذشته، تناسب کافی ندارد. اکنون ضرورت دارد با نگاهی بلندمدت، ظرفیتهای تخصصی و مدیریتی کشور بیش از گذشته در خدمت تحقق توسعه دریامحور قرار گیرد تا این مزیت جغرافیایی و تاریخی بتواند به یک فرصت واقعی برای پیشرفت ایران تبدیل شود.