از قواعد قرآنی تا رئالیسم سیاسی چرا ایران باید پرونده NPT را ببندد؟
محمدحسین حمزه
نزدیک به شش دهه از پیوستن ایران به معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای (NPT) میگذرد. در حالی که ادعای اولیه ساختار این معاهده مبتنی بر خلع سلاح قدرتهای هستهای و به رسمیت شناختن حق اعضا برای بهرهمندی صلحآمیز از فناوری هستهای بود، اما در عمل دوگانگی آشکاری حاکم شد، بهطوریکه دستهای از کشورها آزادانه بمب اتم تولید میکنند و گروهی دیگر باید تحت کنترلهای سختگیرانه بمانند. این معاهده سالهاست به ابزاری در دست غرب و آژانس بینالمللی انرژی اتمی تبدیل شده است تا اقتدار و امنیت ملی ایران را تخریب کنند.
آژانس با سرویسهای جاسوسی غربی همسویی دارد و منطقی به نظر نمیرسد که ایران در سختترین و بیسابقهترین تورهای بازرسی گرفتار باشد، اما رژیم صهیونیستی آزادانه به انباشت تسلیحات اتمی بپردازد و هیچ نهاد بینالمللی جرئت بازخواستش را نداشته باشد. پس از دسترسی وزارت اطلاعات ایران به اسناد هستهای رژیم صهیونیستی مشخص شد که رژیم اسرائیل با آژانس اتمی در ارتباط بوده است. در این میان، خیانتها و اقدامات مشکوک رافائل گروسی، از ارائه گرای تأسیسات هستهای ایران به دشمنان تا مشارکت در پروژه ترور نخبگان علمی کشور، لکهننگی بر پیشانی این نهاد استعماری است. گروسی با زمینهسازی برای صدور قطعنامه محکومیت علیه ایران در شورای حکام، بهانه حمله ترکیبی و مشترک آمریکا و صهیونیستها را درست سه روز پیش از جنگ ۱۲روزه آماده ساخت.
در همین شرایط و با وجود تهاجم مستقیم رژیم صهیونیستی و آمریکا به خاک ایران و صراحت بند ۱۰ این پیمان مبنی بر اینکه «هر دولتی باید حق داشته باشد در اجرای حاکمیت ملی خود در صورتی که احساس کند موارد فوقالعادهای در رابطه با موضوعات این پیمان، منافع حیاتی کشورش را به مخاطره انداخته است، از پیمان خارج شود»، متأسفانه حضور در این معاهده خسارتبار ادامه دارد.
قواعد قرآنی و فقهی
مؤید خروج از معاهدات استکباری
هنگامی که یک معاهده بینالمللی از بستر فنی خود خارج شده و به ابزاری برای نفوذ امنیتی، اعمال فشار استکباری و تسهیل تهاجم دشمنان تبدیل میشود، معارف قرآنی فرمان رهایی از این زنجیرهای تحمیلی را صادر میکند. استناد به قواعد قرآنی و فقهی در این عرصه، تبیینکننده پیوند ناگسستنی میان «تکلیف دینی» و «سیاستگذاری» است.
قرآن کریم تصریح دارد که خداوند هیچگونه راه تسلطی برای کافران و مستکبران بر مؤمنان قرار نداده است؛ «وَلَنْ يَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكَافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلًا» «و خداوند هرگز کافران را بر مؤمنان تسلّطی نداده است» (نساء - ۱۴۱) استمرار حضور در معاهدهای که به بهانه بازرسیهای پادمانی، زمینه دسترسی سرویسهای جاسوسی غرب به اطلاعات حیاتی کشور و تسلط امنیتی بر تأسیسات هستهای را فراهم کرده، نقض قاعده «نفی سبیل» است.
فرهنگ و اندیشه اسلامی صیانت از اقتدار، امنیت و استقلال نظام اسلامی را از اهم فرائض میداند. معاهده یا تعهد بینالمللی که امنیت کشور را به خطر بیندازد، به قاعده حفظ نظام اسلامی باید فوراً لغو و کنار گذاشته شود.قاعده «لا ضرر و لا ضرار» نیز هرگونه حکم، قرارداد یا التزامی را که موجب ضرر و زیان مادی یا معنوی بر امت اسلامی باشد، نفی و باطل میکند. عضویت در NPT پس از تحمیل خسارتهای امنیتی و فناورانه به ایران، مصداق «ضرر» است و ادامه آن جایز نیست.
علاوه بر این، قرآن مبین تأکید میکند که اگر از سوی طرف مقابل (پیمانشکنان و مستکبران) بیم خیانت، نقض عهد و استفاده ابزاری از توافقات رفت، مسلمانان مجاز و بلکه موظفاند قرارداد را آشکارا به سوی خودشان بازگردانند و پاره کنند؛ «وَإِمَّا تَخَافَنَّ مِنْ قَوْمٍ خِيَانَةً فَانْبِذْ إِلَيْهِمْ عَلَى سَوَاءٍ إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْخَائِنِينَ» «و اگر از گروهى بيم خيانت دارى [پيمانشان را] به سويشان بينداز [تا طرفين] به طور يكسان [بدانند كه پيمان گسسته است]، زيرا خدا خائنان را دوست نمىدارد» (انفال - ۵۸) غرب و آژانس با نقض آشکار تعهدات و همکاری با تروریستها، عهد را شکستهاند؛ بنابراین پایبندی ما به آن موضوعیت خود را از دست داده است.
قرآن کریم همچنین مسلمانان را از اقداماتی که آنها را در معرض خطر نابودی یا آسیب قرار میدهد، نهی میکند؛ «وَلَا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ» «خود را به دست خود، به هلاکت نیفکنید!» (بقره ـ ۱۹۵) باقی ماندن در معاهدهای که اطلاعات محرمانه امنیتی و هستهای کشور را در اختیار سرویسهای جاسوسی دشمن برای اجرای ترور و تهاجم نظامی قرار میدهد، برخلاف این آیه شریفه است.
افزون بر این، قرآن کریم تأکید میکند که عزت از آن خداوند، پیامبر و مؤمنان است؛ «وَلِلَّهِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِينَ» «عزت از آن خدا و از آن پيامبر او و از آن مؤمنان است» (منافقون - ۸) پذیرفتن نظارتها و بازرسیهای غیرمتعارف و تهدیدات مداوم قدرتهای غربی که استقلال و اقتدار ملی را خدشهدار میکند، با اصل «عزت اسلامی» در تضاد است.
قرآن کریم همچنین بر عدم اطاعت از کافران و منافقین تصریح دارد؛ «وَلَا تُطِعِ الْكَافِرِينَ وَالْمُنَافِقِينَ» «و از کافران و منافقان اطاعت مکن» (احزاب ـ ۴۸) پیروی از خواستهها، دستورالعملها و استانداردهای دوگانه تحمیلی از سوی نظام سلطه و سازمانهای غرب نوعی اطاعت از مستکبران محسوب شده و در اسلام مردود است.
تأمل در آیات الهی و قواعد برخاسته از آن آشکار میسازد که خروج از معاهدات استعماری، تکلیفی برخاسته از اصول دین مبین اسلام است.
دکتر اکبر اعتماد: عضویت در NPT
کوچکترین سودی عاید کشور نمیکند
مرحوم دکتر اکبر اعتماد، نخستین رئیس سازمان انرژی اتمی ایران تأکید داشت که عضویت در NPT کوچکترین سودی عاید کشور نمیکند. نخبگان و صاحبنظران حوزه بینالملل نیز بر این باورند که سازمانها، معاهدات و نهادهای بینالمللی برخلاف ادعای ظاهر فریبنده خود، داوران بیطرف صلح جهانی نیستند، بلکه ابزارهایی نهادینهشده در دست قدرتهای بزرگ برای حفظ سلطه، اعمال استانداردهای دوگانه و خلع سلاح ملتهای مستقلاند. بازخوانی دیدگاههای این اندیشمندان نشان میدهد که حقوق بینالملل بر اساس منافع سلطهگران نگاشته و اجرا میشود.
معاهدات بینالمللی
زمانی که منافع آمریکا را به خطر بیندازند
نادیده گرفته میشوند
جان مرشایمر، نظریهپرداز برجسته رئالیسم تهاجمی معتقد است که در نظام بینالملل آنارشیک و فاقد مرجع مرکزی قدرت، نهادها و سازمانهای بینالمللی در عمل ابزاری در دست قدرتهای بزرگ برای پیشبرد منافع ملی و اعمال سلطه خود هستند. به باور مرشایمر، قوانین و معاهدات بینالمللی زمانی که منافع حیاتی ایالات متحده یا متحدانش را به خطر بیندازند، نادیده گرفته میشوند و کشورهای ضعیفتر یا مستقل نمیتوانند به کارکرد بیطرفانه این سازوکارها یا نهادهایی نظیر آژانسهای نظارتی امید ببندند؛ چرا که ساختار قدرت تعیینکننده اصلی رفتارها در عرصه جهانی است.
ساختار حاکم بر معاهداتی مانند NPT
بهگونهای است که انحصار تسلیحات مرگبار را
برای آمریکا و اسرائیل حفظ کند
ریچارد فالک، حقوقدان برجسته بینالملل و استاد دانشگاه پرینستون نیز بارها بر استاندارد دوگانه و رویکرد تبعیضآمیز نهادهای بینالمللی غربی تأکید کرده است. به نظر فالک، ساختار حاکم بر نظارتهای هستهای و معاهداتی مانند NPT بهگونهای طراحی شده است که انحصار تسلیحات مرگبار را برای ایالات متحده و رژیم صهیونیستی حفظ کند، در حالی که ابزارهای فشار حقوقی و سیاسی را علیه کشورهای مستقل فعال میسازد. او معتقد است بهرهگیری از ابزارهای بینالمللی بهعنوان سلاحی علیه حاکمیت ملی کشورها، مشروعیت این نهادها را بهشدت زیر سؤال برده است.
نهادهای بینالمللی منافع امپریالیسم غرب
و بهویژه واشنگتن را بازتولید میکنند
علاوه بر اینها، نوام چامسکی، متفکر و منتقد برجسته روابط بینالملل و سیاست خارجی آمریکا استدلال میکند که نهادهای بینالمللی تحت لوای مفاهیمی چون «نظم جهانی» و «عدم اشاعه»، در واقع منافع امپریالیسم غرب و بهویژه واشنگتن را بازتولید میکنند. از دیدگاه او، آژانسهای وابسته به سازمان ملل اغلب تحت فشار و نفوذ سرویسهای اطلاعاتی غربی عمل میکنند تا بهانهتراشیهای لازم برای فشار، تحریم و مداخلات نظامی را علیه دولتهای مقاوم فراهم سازند؛ در حالی که جنایات و تسلیحات کشتار جمعی متحدان غرب کاملاً نادیده گرفته میشود. حقوق بینالملل و سازمانهای جهانی پوستههای ظاهری برای مشروعیتبخشی به اراده قدرتهای مسلط هستند
روبرت کاپلان، نظریهپرداز رئالیسم سیاسی و روابط بینالملل نیز معتقد است که ساختار نظام بینالملل همچنان بر پایه قدرت سخت، منافع راهبردی و رقابت قدرتهای بزرگ بنا شده است و حقوق بینالملل و سازمانهای جهانی غالباً پوستههای ظاهری برای مشروعیتبخشی به اراده قدرتهای مسلط هستند.
برآیند تحلیلهای واقعگرایانه متفکران منتقد غربی، مهر تأییدی است بر درستی مواضع راهبردی جمهوری اسلامی ایران در بیاعتمادی به سازوکارهای وابسته به غرب. این دیدگاهها اثبات میکنند که دل بستن به مقررات سازمانهای بینالمللی، خطایی راهبردی است.
اسکات ریتر: گروسی نباید دیگر هرگز
اجازه ورود به ایران را داشته باشد
در این فضا، اسکات ریتر، افسر پیشین اطلاعاتی آمریکا و نماینده و بازرس سابق سازمان ملل در بخش سلاحهای کشتار جمعی معتقد است: هیچ دلیل منطقی برای ملاقاتهای گروسی با مقامهای رژیم اسرائیل وجود ندارد، مگر اینکه او در حال همکاری با این رژیم و ایالات متحده برای انتقال اطلاعات محرمانه درباره برنامه صلحآمیز هستهای ایران باشد.
وی میگوید: اطلاعاتی که از مسیر آژانس به دست دشمنان ایران رسیده، بهوضوح در طراحی حملات زمینی و عملیات ترور علیه دانشمندان هستهای ایران مورد استفاده قرار گرفته است.
ریتر خاطرنشان میکند: گروسی دستانش به خون دانشمندان هستهای ایران آلوده است. او نباید دیگر هرگز اجازه ورود به ایران را داشته باشد و هیچ مأموریت بازرسیای به رهبری او نباید پذیرفته شود.
اعتراف بزرگ معمار تحریمهای ایران؛
بازرسان آژانس و جاسوسی برای سرویسهای اطلاعاتی خارجی درباره برنامه هستهای ایران
ریچارد نفیو، مقام سابق آمریکایی نیز که در دولت اوباما وظیفه طراحی تحریمهای حداکثری و هوشمند علیه ایران را برعهده داشت، در یادداشتی در فارن افرز با اشاره به نقش آژانس در کمک به سیاستهای خصمانه آمریکا و اسرائیل علیه کشورمان خاطرنشان میکند: افزون بر شناسایی پیشرفتهای مهم، بازرسان آژانس نقش مرجع شفاف و قابلاعتمادی در تأیید اطلاعات سرویسهای اطلاعاتی خارجی درباره برنامه هستهای ایران ایفا میکردند. وی افزوده بود: سرویسهای اطلاعاتی نیز از گزارشهای عمومی آژانس به درک دقیقتری از برنامه هستهای ایران میرسیدند.
شمشیر داموکلس غرب را بشکنیم
با وجود سهم ناچیز ایران در جغرافیای هستهای جهان، حجم بازرسیها در خاک ما شکلی نامتوازن و بیسابقه دارد. محمد اسلامی، رئیس سازمان انرژی اتمی، شهریور ۱۴۰۳ در کنفرانس عمومی آژانس بینالمللی انرژی اتمی گفته بود: «تعداد بازرسان منتصب آژانس در ایران، با هیچ کشور دیگری قابل مقایسه نیست. در حالی که تأسیسات ایران تنها ۳ درصد از تعداد تأسیسات هستهای در کل جهان است، بیش از یک پنجم از کل بازرسیهای انجامشده توسط آژانس در سال ۲۰۲۳، در ایران انجام شده است»
ما با دشمنی روبهرو هستیم که پس از ۲۳ سال مذاکره، برای ما ثابت کرده است که هدفش توافق نیست، بلکه هدفش، مهار کردن و تجزیه ایران قدرتمند است. غرب علیرغم پایبندی ایران به NPT با خیانت و تحمیل جنگ به ایران در میانه مذاکرات هستهای نشان داد که تنها زبان زور را میفهمد. پاسخ به شرارت و تهدید غرب، تنها با اقتدار ممکن است. پیش از این تکاپوی نرمالیزاسیون انقلاب توسط گروههای تابع آمریکا با نفوذ به دولت مانع خروج از این معاهده بود. امروز باید از این وضعیت عبور کنیم و خط تأمین منافع دشمن در داخل را که دنبال تحمیل معاهدات استعماری و اراده استکبار به ایران است، محو کنیم. محاسبات دشمن را بر هم بزنیم و شمشیر داموکلس غرب را بشکنیم. قبلاً با بدعهدی دشمن، خودداری کشورهای غربی از همکاری با ایران در فناوری صلحآمیز هستهای و عدم همکاری در ساخت نیروگاه بوشهر با وجود عضویت ایران در NPT و نیز بمباران تأسیسات اتمی مواجه بودیم و اگر پیش از جنگ رمضان، ایران از NPT خارج نشده، در این شرایط، ایران هر روز با تهدید موجودیتی از سوی دشمن روبهروست و تغییر دکترین هستهای ضرورتی حیاتی است. زمینهسازی برای الحاق ایران به FATF و تصویب لوایح مرتبط با آن از جمله کارویژههای همین طیف بود که ابزار تسلط دشمن به اطلاعات اقتصادی ایران و مصداق استقرار سبیل دشمن است. NPT به ابزاری برای فشار، جاسوسی، تحمیل خواستههای دشمن و نقض امنیت تبدیل شده و کارکرد فنی ندارد. بهویژه اینکه، در دوره گذار نظام بینالملل، هنجارها و قواعد پیشین معنای خود را از دست دادهاند و ساختارهای سیاسی دیگر به آن پایبند نیستند. حتی آمریکا بهعنوان یکی از بنیانگذاران معاهده NPT دیگر به این معاهده پایبند نیست و به همراه انگلیس، زیردریایی اتمی به استرالیا دادند. تکیه به قواعد پیشین و تعامل با نظام سلطه، دیگر یک روش ارتجاعی و فکر پوسیده و منسوخ است.
ضرورت حیاتی خروج جمهوری اسلامی ایران
از معاهده استعماری NPT
بهطور خلاصه، ضرورت حیاتی خروج جمهوری اسلامی ایران از معاهده استعماری NPT بر سه پایه بنا شده است؛ نخست، کارنامه سیاه بازرسیهای آژانس بینالمللی انرژی اتمی بر پایه NPT در ایران است که هرگز یک نظارت فنی نبوده و بنا بر اعترافات غرب و شواهد عینی، به شبکهای از نفوذ امنیتی و اطلاعاتی تبدیل شده است که بستر لازم را برای شناسایی و ترور ناجوانمردانه دانشمندان هستهای کشورمان و حمله به تأسیسات هستهای ایران فراهم کرد.
دوم، مطابق قواعد متقن قرآنی و فقهی مانند نفی سبیل، لاضرر و لاضرار، صیانت از بقا، اقتدار، امنیت و استقلال نظام اسلامی، عدم اطاعت از کافران و منافقین، حفظ عزت اسلامی، وجوب دفاع از حریم امت و پرهیز از انداختن جامعه در ورطه هلاکت، ادامه حضور در این معاهده و تن دادن به مقررات آن مردود و نقض فرامین الهی است.
سوم، اندیشمندان رئالیسم سیاسی و منتقدان ساختار هژمونیک جهان هستند که با تبیین منطق بقا و قدرت در نظام بیثبات بینالملل، افشای استعمار نوین و استانداردهای دوگانه قدرتهای بزرگ اثبات کردهاند که معاهدات خلعسلاح تنها ابزاری برای مهار بازیگران مستقل و تثبیت سلطه ابرقدرتهاست.
از این رو، خروج از NPT امروز یک فریضه دینی، الزام رئالیسم سیاسی، ضرورت عقلی و دفاعی، یک گام راهبردی برای درهمشکستن محاسبات دشمن و صیانت از ایران قوی و استقلال و امنیت ایران اسلامی است.
بیش از ۷۰ درصد مردم
خواستار تجدیدنظر در دکترین هستهای هستند
امروز خروج از NPT و تغییر دکترین هستهای ایران مطالبهای عمومی شده است. حجتالاسلام والمسلمین محمدجواد حاجعلیاکبری، امام جمعه موقت تهران و رئیس شورای سیاستگذاری ائمه جمعه کشور، ۸ آبانماه ۱۴۰۵ در خطبههای نماز عبادی ـ سیاسی جمعه تهران با اشاره به ترور رهبر شهید و عدم پایبندی دشمن به تعهد و قرارداد، اظهار داشت: در نمازجمعه گذشته این موضوع را مطرح کردیم که چرا نباید در دکترین هستهای خود تجدیدنظر کنیم؟
وی خاطرنشان کرد: برخی از مطرح شدن این موضوع عصبانی شدند، اما این خواست ملت ایران است و نباید آن را به یک گروه خاص محدود کرد. پیش از این نیز در برخی نظرسنجیها بیش از ۷۰ درصد مردم خواستار تجدیدنظر در دکترین هستهای بودند، اما پس از طرح این موضوع در نماز جمعه موجی از درخواستها و استقبال از سوی اقشار مختلف مردم، از جمله دانشجویان، دانشآموزان، استادان دانشگاه، نخبگان و اصناف شکل گرفت.
امام جمعه موقت تهران بر این اساس اظهار داشت: اکنون با یک مطالبه ملی روبهرو هستیم و امیدواریم نخبگان و صاحبنظران درباره این موضوع مطالعه و بررسی کنند و پیشنهادها و طراحیهای خود را ارائه دهند. مسئولان مرتبط نیز باید بررسیهای تکمیلی را انجام دهند تا پیشنهادها به محضر رهبر معظم انقلاب ارائه شود.
حجتالاسلام والمسلمین حاجعلیاکبری سپس خاطرنشان کرد: در نهایت، هر تصمیمی که رهبر معظم انقلاب تشخیص دهند، مورد تبعیت ما خواهد بود و همه زیر پرچم ایشان قرار داریم.
۷۲ نفر از علما و اندیشمندان کشورهای اسلامی نیز در نامهای خطاب به رهبر معظم انقلاب، تأمل و بازنگری فقهی و راهبردی در دکترین هستهای ایران را با لحاظ پویایی اجتهاد و اقتضائات جدید جهان اسلام برای تأمین امنیت پایدار و جلوگیری از تکرار تجاوزات دشمن خواستار شدند. همزمان با افزایش درخواستها برای خروج ایران از NPT نمایندگان مجلس نیز در جلسه روز یکشنبه ۱۰ آبانماه ۱۴۰۵ بر لزوم خروج ایران از NPT تأکید و تصریح کردند که طرحهای مرتبط با این امر در مجلس مطرح و بررسی شود.
تیرماه ۱۴۰۴ قانون الزام دولت به تعلیق همکاری با آژانس بینالمللی انرژی اتمی پس از تصویب در مجلس شورای اسلامی از سوی رئیسجمهور برای اجرا به سازمان انرژی اتمی، شورایعالی امنیت ملی و وزارت امور خارجه ابلاغ شد که پیشدرآمدی برای خروج کامل از NPT است و مجلس شورای اسلامی میتواند با ایجاد زیربنای مستحکم قانونی، خروج از این معاهده استکباری را تسریع کند.