آمریکا مجوز قتلعام دانشآموزان را به شاه داد
دفتر پژوهشهای مؤسسه کیهان
«... شاه نسبت به آینده خود سخت نگران است و درصدد تصمیمگیری در این مورد که آیا یک دولت موقت یا یک دولت نظامی بر سر کار آورد و یا اینکه کنارهگیری کند. ما شاه را تشویق کردیم مقاومت نماید و روی پشتیبانی ما حساب کند...»(1)
این جملات از خاطرات جیمی کارتر رئیسجمهوری وقت آمریکا راجع به وضعیت شاه و موضعگیری آمریکا نسبت به او در تاریخ ۲ نوامبر ۱۹۷۸ مطابق با ۱۱ آبان ۱۳۵۷ است. کارتر ادامه داده است:
«... من برای شاه پیامی فرستادم و گفتم از هرگونه اقدام وی ... (و) تشکیل دولت نظامی پشتیبانی میکنم...»
با توجه به ترس و وحشت و ضعف مفرط شاه برای هر نوع تصمیمگیری (که بنا به گفته نزدیکانش همواره در این موارد بحرانی منجر به فرارش میگردید) و وابستگی شدیدش به دستور اربابان آمریکاییاش حتی در مواقع کشتار و قتلعام، این بار نیز به دنبال کسب تکلیف از اربابان، پیام پشتیبانی آمریکا از تشکیل یک دولت نظامی، باعث تعیین تکلیف او شد که فعلاً اجازه فرار ندارد! پیامی که دو روز پیش از کشتار دانشجویان و دانشآموزان در ۱۳ آبان و در دانشگاه تهران و ۳ روز قبل از تشکیل دولت نظامی ازهاری به شاه داده شد.
تا آخرین لحظه او را حفظ کردند
همه اسناد و شواهد معتبر تاریخی نشان میدهد که هر دو دولت آمریکا و انگلیس تا آخرین لحظات، امید به باقی ماندن رژیم شاه داشتند و در این جهت تلاش کردند. از همین روی نگاه هر دو دولت یادشده به نهضت اسلامی مردم ایران نیز خصمانه بود. آنتونی پارسونز (سفیر وقت انگلیس در ایران) و ویلیام سولیوان (آخرین سفیر ایالات متحده آمریکا در ایران) بلافاصله پس از فاجعه ۱۷ شهریور به دیدن شاه رفته و به او گفتند که «برخلاف آنچه در سال ۱۹۵۱ در زمان ملی شدن صنعت نفت گذشت، این بار کشورهای ما بهطور کامل در کنار شما قرار دارند و از شما پشتیبانی میکنند.» (2)
در آن جلسه، پارسونز پیام جیمز کالاهان نخستوزیر انگلیس مبنی بر پشتیبانی از شاه را به او تسلیم کرد و اطمینان لازم را داد و گفت میتواند روی این قول حساب کند که انگلستان نه از انجام تعهدات خود طفره خواهد رفت و نه درصدد بیمه کردن منافع آینده خود با مخالفان برخواهد آمد. (3)
سه هفته بعد سفیر انگلیس مجدداً به شاه اطمینان داد که وحدت نظر کامل بین لندن و واشینگتن در سطوح بالا درباره مسائل مربوط به ایران برقرار است و حتی تردید دارد که دولت شوروی هم از فعالیتهای ضد رژیم ایران بهطور جدی حمایت نماید. او ضمن اشاره به نقش مهم ایران بهعنوان بزرگترین بازار صادرات انگلیس در قاره آسیا، سیاست شاه را مورد تأیید قرار داد و افزود: «عزم جزم دولت ایران برای حفظ ثبات و امنیت کشور، بریتانیا را دلگرم ساخته است.» (4)
فرمول آمریکا برای بقای شاه
شواهد و قرائن و اسناد منتشره همچنین خاطرات مسئولین آمریکایی که در سال ۵۷ مستقیماً درگیر حمایت از رژیم شاه بودند، نشان میدهد که حتی دخالت نظامی مستقیم ایالات متحده برای حفظ رژیم شاه و مقابله با انقلابیون نهضت امام، در صورت وخیمتر شدن اوضاع در دستور کار آنها قرار داشت. گری سیک مشاور ارشد شورای امنیت ملی آمریکا در دوران کارتر، بعداً در اینباره در کتاب «همه چیز فرو میریزد» نوشت:
«... نگرانی درباره امنیت ۴۱۰۰۰ آمریکایی مقیم ایران با وجود آنکه هنوز لزوم اقدام فوری درباره آنها مطرح نبود، از مسائل مهم و نگرانکننده ایالات متحده به شمار میرفت.» (5)
در عین حال انقلاب به رهبری حضرت امام خمینی آنچنان قاطع و توفنده به پیش میرفت که نزد آگاهان سیاسی کمتر جای شک و شبهه برای پیروزی باقی میگذارد. شاید از همینرو بود که سولیوان سفیر آمریکا در ایران در تاریخ ۲۷ اکتبر ۱۹۷۸ در پاسخ به پیام واشنگتن برای حمایت نظامی آمریکا از شاه نوشت که مداخله نظامی برای برقراری نظم و امنیت، تنها زمان حدوث فاجعه را عقب خواهد انداخت.(6)
خاطرات ژنرال هایزر (معاون فرماندهی نیروهای ناتو در اروپا) نیز نشان میدهد که نظر فرستاده ویژه ایالات متحده نیز با مداخله نظامی سازگار بوده است. او در آخرین جملات کتاب خاطراتش از عدم دخالت نظامی آمریکا به نفع شاه انتقاد کرده و نوشته است:
«... در پایان این داستان تراژیک میخواهم دو سؤال عمده در مورد مسئله دخالت در امور داخلی هر ملتی را مطرح کنم: اگر اخلاقاً درست است که برای حفظ یک متحد وفادار در برابر حمله بیگانگان، دخالت کنیم، آیا حفظ یک متحد مستحق و وفادار (مثل شاه)... استحقاق کمتری دارد؟ اگر این کار صحیح باشد، آیا نباید آن را قاطعانه و تمام و کمال با همه توان انجام دهیم؟ معتقدم که آمریکا میبایست این شیوه را اتخاذ میکرد. اگر آمریکا هدفی را دنبال میکند، باید وسایل آن را نیز فراهم آورد.» (7)
موافقت با قتلعام دانشآموزان و دانشجویان
اما اوضاع بهگونهای پیش رفت و ضربات محکم انقلاب، آنچنان از چپ و راست بر پیکر رژیم شاه و اربابان غربیاش وارد میگردید که فرصت فکر کردن و اندیشیدن را از آنان سلب کرده بود و شاه همچون مشتزنی گیج و گول در گوشه رینگ تاریخ گیر افتاده بود که حتی توصیههای خامدستانه دستگاههای عریض و طویل اطلاعاتی و امنیتی غرب هم نمیتوانست او را از زیر رگبار ضربات خلاص گرداند.
سولیوان روز ۹ آبان ۱۳۵۷ برابر با ۳۰ اکتبر ۱۹۷۸ بار دیگر با شاه دیدار کرد و دو راه برای رفع بحران به وی پیشنهاد داد و در آخر تشکیل یک دولت نظامی را راهحل مناسبی دانست که در کوتاهمدت میتواند به برقراری نظم و امنیت کمک نماید.
روز چهارشنبه ۱۱ آبان ۱۳۵۷ برابر با ۲ نوامبر ۱۹۷۸ برای نخستین بار از زمان اوجگیری نهضت، کمیته مخصوصی در سطح مقامات عالی کاخ سفید برای اتخاذ تصمیم درباره بهاصطلاح بحران ایران تشکیل شد. در نخستین جلسه این کمیته که به ریاست برژینسکی رئیس شورای امنیت ملی آمریکا برگزار شد، وارن کریستوفر (معاون وزارت امور خارجه)، هارولد براون (وزیر دفاع)، ژنرال دیوید جونز (رئیس ستاد مشترک)، آدمیرال استانسفیلد ترنر (رئیس CIA) دیوید آرون (معاون برژینسکی) و گری سیک معاون شورای امنیت ملی حضور داشتند. نتیجه این جلسه ۲ پیام فوری برای شاه بود:
۱- لزوم اقدامات قاطع برای اعاده نظم و امنیت و حفظ قدرت و اعتبار شاه
۲- برقراری دولت نظامی (8) (یعنی همان چراغ سبزی که شاه مدام از آمریکا درخواست میکرد تا بهراحتی و بیدغدغه بتواند سیاست سرکوب و کشتار را گسترش دهد)
نتیجه تصمیمات آن کمیته، همان شب به تصویب و امضای جیمی کارتر رسید و به شاه ابلاغ گردید. پس از ابلاغ این دستور و اطمینان شاه از حمایت آمریکا بود که قتلعام دانشجویان و دانشآموزان در دانشگاه و کشتار ۱۳ آبان ۱۳۵۷ اتفاق افتاد و شاه با آسودگی خیال، دانشجویان و دانشآموزان را پشت نردههای دانشگاه تهران به دام انداخت و به رگبار گلوله بست. پخش فیلمی کوتاه از صحنه کشتار جوانان ملت، خون همگان را به جوش آورد و فراز دیگری در نهضت اسلامی مردم ایران ایجاد کرد. تا حدی که حتی دیکتاتور را وادار به عذرخواهی از ملت نمود اگرچه بسیار برای این عذرخواهی دیر شده بود.
برژینسکی اداره امور ایران را به دست گرفت
شاه پس از کشتار ۱۳ آبان، همان فرمول مورد نظر آمریکا که چندی پیش توسط سفیر آن کشور به او ارائه شده بود را به اجرا درآورد یعنی یک دولت نظامی را منصوب کرد. با انتصاب دولت نظامی ازهاری و شدت گرفتن سرکوب و کشتار، مبارزات و اعتصابات و اعتراضات مردمی نیز اوج تازهای یافت. با گسترش هرچه بیشتر نهضت اسلامی مردم ایران، دولت آمریکا در روز ۹ نوامبر [۱۸ آبان] رسماً اعلام کرد که باز هم وسایل و ابزارهای ضد شورش به ایران خواهد داد. (9)
برژینسکی مشاور امنیت ملی جیمی کارتر هم ضمن ابلاغ سیاست جدید به سولیوان، شخصاً با شاه صحبت کرد و اردشیر زاهدی سفیر ایران در آمریکا را با پیام دیگری به تهران فرستاد و اعلام کرد که رسماً اداره امور مربوط به ایران را به دست گرفته است. در پیامی که زاهدی برای شاه آورده بود، ضمن ابلاغ نگرانی جیمی کارتر در مورد اوضاع ایران، تأکید کرده بودند که در این شرایط شاه باید رویه محکمتر و قاطعتری در پیش بگیرد.
به نوشته سولیوان در کتاب «مأموریت در ایران»، برژینسکی، زاهدی را فرستاده بود که شاه را وادارد تا تدابیر جدیتری برای حفظ رژیم خود در پیش گیرد. مأموریت زاهدی آنقدر مهم بود که برژینسکی از قول کارتر به او گفت: شما با خیال راحت به تهران بروید، من سفیر ایران در واشینگتن خواهم بود!
به این ترتیب اسناد و روایات و مکتوبات مسئولان وقت آمریکایی نشان میدهد، ایالات متحده علیرغم همه شعارهای حقوق بشری و دموکراسی، در طراحی و اجرای کشتار و سرکوب مردم و جنایت شاه در قتلعام دانشجویان و دانشآموزان در ۱۳ آبان ۱۳۵۷، عامل اصلی بود.
______________________________
1- جیمی کارتر ـ ایران در خاطرات جیمی کارتر ـ ترجمه ابراهیم ایراننژاد و طیبه غفاری ـ مرکز اسناد انقلاب اسلامی ـ ۱۳۹۰
۲- خاطرات دو سفیر ـ ویلیام سولیوان و آنتونی پارسونز ـ ترجمه محمود طلوعی ـ نشر علم ـ چاپ چهارم ـ ۱۳۸۴
۳- همان
۴- آنتونی پارسونز ـ غرور و سقوط ـ ترجمه حسن پاشا شریفی ـ نشر راه نو ـ ۱۳۶۳ ـ چاپ اول
۵- گری سیک ـ همهچیز فرو میریزد ـ ترجمه علی بختیاریزاده ـ مرکز اسناد انقلاب اسلامی ـ چاپ اول ـ تابستان ۱۳۸۲
۶- ویلیام سولیوان ـ مأموریت در ایران ـ ترجمه محمود مشرقی ـ انتشارات هفته ـ ۱۳۶۱
۷- ژنرال رابرت هایزر ـ مأموریت مخفی در تهران ـ ترجمه سید محمدحسین عادلی ـ مؤسسه خدمات فرهنگی رسا ـ چاپ چهارم ـ ۱۳۷۶ ـ صفحات ۴۷۴ و ۴۷۵
۸- گری سیک ـ پیشین ـ صفحات ۱۱۷ و ۱۱۸
۹- زبیگنیو برژینسکی ـ قدرت و اصول: خاطرات برژینسکی مشاور امنیت ملی ۱۹۷۷ ـ ۱۹۸۱ ـ ترجمه مرضیه ساقیان ـ انتشارات وزارت امور خارجه ـ ۱۳۸۰