تعمیق شکاف تورمی
یکی از نکات قابلتوجه در آمار تورم مهرماه 1405، تفاوت مسیر حرکت شاخصهای سهگانه تورم است. تورم نقطه به نقطه با کاهش 1.1 واحد درصدی به 88 و هفت دهم درصد رسیده، تورم ماهانه با افزایش دو دهم واحد درصدی در سطح 4.4 درصد قرار گرفته و تورم متوسط سالانه نیز با رشد سه و دو دهم واحد درصدی به 76 و هشت دهم درصد افزایش یافته است.
این تفاوت از آن جهت اهمیت دارد که کاهش تورم نقطهای لزوماً به معنای کاهش قیمتها یا حتی توقف فشار تورمی نیست. تورم نقطهای تغییر قیمتها نسبت به ماه مشابه سال قبل را نشان میدهد در حالی که تورم ماهانه سرعت افزایش قیمتها در یک ماه را اندازهگیری میکند. بنابراین، کاهش شاخص نقطهای در کنار افزایش تورم ماهانه به معنای آن نیست که هزینه خرید کالاها و خدمات برای خانوارها کاهش یافته است. از سوی دیگر، افزایش تورم متوسط سالانه نیز نشان میدهد آثار افزایش قیمتهای ماههای گذشته همچنان در محاسبه میانگین 12 ماهه منعکس میشود؛ به همین دلیل، حتی در صورت کاهش مقطعی تورم نقطهای، تعدیل فشار تورمی در شاخص سالانه با تأخیر اتفاق میافتد.
تغییر کانون تورم
یکی از مهمترین تحولات قابل استخراج از آمار مهرماه، تغییر وزن گروههای مختلف در افزایش قیمتهاست. تورم ماهانه کالاهای غیرخوراکی و خدمات به پنج و هشت دهم درصد رسیده، در حالی که تورم ماهانه خوراکیها، آشامیدنیها و دخانیات دو و چهار دهم درصد بوده است.
به این ترتیب، سرعت افزایش قیمت در گروه غیرخوراکی و خدمات بیش از دو برابر گروه خوراکی و آشامیدنی بوده است. این موضوع نشان میدهد در مهرماه فشار تورمی صرفاً در بازار مواد غذایی متمرکز نبوده و بخش قابلتوجهی از افزایش هزینه خانوارها از محل خدمات و سایر کالاهای مصرفی شکل گرفته است.
در میان گروههای اصلی نیز آموزش با تورم ماهانه 23 و نیم درصدی و حملونقل با 10 و هفت دهم درصد در صدر قرار گرفتهاند. تورم بالای آموزش بهویژه از این جهت اهمیت دارد که هزینههای آموزشی در ابتدای سال تحصیلی میتواند به شکل قابلتوجهی بر مخارج خانوارها اثر بگذارد. همچنین رشد قیمت در گروه حملونقل میتواند از مسیر افزایش هزینه جابهجایی، بر هزینه تمامشده فعالیتهای اقتصادی و در نهایت قیمت سایر کالاها و خدمات اثرگذار باشد.
نکته مهم این است که بالا بودن تورم ماهانه در این دو گروه بهتنهائی برای نتیجهگیری درباره تداوم همین نرخ در ماههای آینده کافی نیست؛ چراکه بخشی از افزایش هزینههای آموزشی میتواند ماهیت فصلی و مرتبط با آغاز سال تحصیلی داشته باشد. با این حال، استمرار افزایش هزینه خدمات میتواند به یکی از کانالهای انتقال فشار تورمی به سبد مصرفی خانوارها تبدیل شود.
توزیع نامتوازن فشار معیشتی
دومین نکته مهم در آمار مهرماه، فاصله قابلتوجه نرخ تورم میان خانوارهای شهری و روستایی است. تورم نقطه به نقطه خانوارهای روستایی به 107 درصد رسیده، در حالی که این شاخص برای خانوارهای شهری 85 و نیم درصد بوده است.
به بیان دیگر، نرخ تورم نقطهای روستاییها 21 و نیم واحد درصد بیشتر از خانوارهای شهری است. این اختلاف نشان میدهد افزایش هزینه زندگی در مناطق روستایی با شدت بیشتری در شاخص قیمتها منعکس شده است.
البته برای تحلیل دقیقتر این فاصله باید ترکیب سبد مصرفی خانوارهای شهری و روستایی، سهم گروههای مختلف کالا و خدمات و تغییرات قیمت در هر یک از این گروهها بررسی شود. صرف مشاهده اختلاف نرخ تورم برای تعیین علت آن کافی نیست.
با این حال، ثبت تورم ماهانه چهار و شش دهم درصدی برای خانوارهای روستایی در مقابل چهار و سه دهم درصدی خانوارهای شهری نشان میدهد اختلاف تنها به مقایسه قیمتها با سال گذشته محدود نیست و در تحولات ماهانه نیز خانوارهای روستایی افزایش قیمت بیشتری را تجربه کردهاند.
دهکهای پایینتر درگیر تورم بالاتر
تفاوت تجربه تورمی خانوارها در مقایسه دهکهای هزینهای نیز قابل مشاهده است. براساس آمار مهرماه، دهک دوم با تورم سالانه 85 و هشت دهم درصدی بالاترین نرخ را در میان دهکها داشته، در حالی که تورم سالانه دهک دهم 74 و هشت دهم درصد ثبت شده است.
فاصله 11 واحد درصدی میان این دو دهک نشان میدهد فشار افزایش قیمتها به شکل یکسان میان گروههای مختلف هزینهای توزیع نشده است. اهمیت این اختلاف زمانی بیشتر میشود که توجه کنیم تورم بالاتر برای دهکهای پایینتر میتواند به معنای کاهش سریعتر قدرت خرید باشد؛ بهویژه اگر درآمد این خانوارها متناسب با افزایش هزینههای ضروری زندگی تعدیل نشود.
با این حال، نرخ تورم بالاتر بهتنهائی میزان کاهش رفاه هر دهک را مشخص نمیکند و برای چنین ارزیابیای باید تغییرات درآمد، دارایی و ترکیب مخارج خانوارها نیز در نظر گرفته شود.
معنای کاهش تورم نقطهای
در مجموع، دادههای مهرماه نشان میدهد ارزیابی وضعیت تورمی صرفاً با تکیه بر یک شاخص نمیتواند تصویر کاملی از شرایط اقتصادی خانوارها ارائه کند. کاهش محدود تورم نقطهای در کنار افزایش تورم ماهانه و متوسط سالانه، از تداوم افزایش قیمتها حکایت دارد.
از طرف دیگر، پیشتازی گروه خدمات و کالاهای غیرخوراکی، تورم بالاتر خانوارهای روستایی و اختلاف نرخ تورم میان دهکهای هزینهای نشان میدهد فشار تورمی از نظر نوع مخارج و گروههای جمعیتی نیز یکسان نیست.
در چنین شرایطی، علاوهبر رصد نرخ عمومی تورم، بررسی تغییرات قیمت در گروههای اصلی مصرفی و میزان انطباق رشد درآمد خانوارها با هزینههای زندگی اهمیت بیشتری پیدا میکند؛ چراکه در نهایت آنچه وضعیت معیشتی را تعیین میکند، صرفاً تغییر یک شاخص آماری نیست، بلکه نسبت میان درآمد قابلتصرف و هزینه واقعی تأمین سبد مصرفی خانوار است.
خبرگزاری تسنیم