پرستـاری از بیمـار در سیره معصومین(ع)
درخصوص اهمیت و اجر فراوان تعامل با بیماران، عیادت از بیمار وپرستاری از بیماران،احادیث بسیاری از ناحیه حضرات معصومین صادر شده است. اما گزارشهای تاریخی و احادیثی که به نوعی تاریخ و سیره اهل بیت را بازگو کردهاند حاکی از آن است که خود آن حضرات نیز به این امر اهتمام داشته و ضمن انجام این فریضه، دیگران را نیز به آن توصیه میکردند. در نوشتار ذیل به برخی از این گزارشها و احادیث تاریخی اشاره میشود.
الف) پرستاری
بنابر برخی از گزارشهای تاریخی پرستاری نسبت به سایر اعمال مستحبی ارجحیت دارد. دو نفر براى زيارت قبر رسول خدا(صلی الله علیه و آله) به مدينه آمدند، یکی از آنها بیمار شد. او میگوید: رفیقم هر روز به مسجد مىرفت و مرا تنها مىگذاشت. از اين كار به شخصی که با امام صادق(ع) در ارتباط بود، گلايه كردم. او هم امام را از اين جريان آگاه كرد. حضرت به همراه او پیغام فرستاد که: «نشستن تو نزد او، از نماز خواندنت در مسجد برتر است.»(1)
ب) عیادت از بیماران
عیادت از بیمار از آموزههای دین اسلام است و ریشه آسمانی دارد و حتی جبرئیل امین نیز به عیادت میرفت. امام صادق(ع) فرمود: پیامبر(ص) گرفتار تب شد، جبرئیل به عیادت حضرت آمد و خواند: «بهنام خدا تو را از هر بیماری رنجآوری شفا میدهم بهنام خدا که خدا شفابخش است، بهنام خدا بگیر شفا را، بهنام خداوند رحمان و رحیم (قسم به منزلگاه ستارگان) که به اذن خدای متعال خوب شوی.»(2)
سیره پیامبر در عنایت به عیادت از مریض تا بدانجا بود که هرگاه يكى از اصحاب خود را سه روز نمىديدند از حال او جويا مىشدند، آنگاه اگر در سفر بود، دعايش مىكردند و اگر در شهر بود به ديدارش میرفتند و اگر مريض بود، به عيادتش مىشتافتند.(3) پیامبر به بیماران در مقابل صبر بر بیماری، وعده اجر اخروی میداد. یکی از صحابه مؤنث حضرت به نام اُمّ علاء میگوید: هنگامی که بیمار بودم، پیامبر به عیادتم آمد و فرمود: «ای اُمّعلاء مژدهات باد؛ چرا که بیماری مسلمان، چیزی است که خدا به خاطر آن، گناهان او را از میان میبرد، آنسان که آتش، ناخالصیهای طلا و نقره را از بین میبرد.»(4)
عیادت همراه با هدیه
در سیره اهل بیت(ع) است که دست خالی به عیادت بیمار نمیرفتند. عدهای از اصحاب امام صادق(ع) به عیادت بیماری میرفتند حضرت پرسید: کجا میروید؟ گفتند به عیادت فلان؛ فرمود بایستید، ایستادیم، فرمود: آیا سیب یا گلابی یا کمی عطر یا یک قطعه عود، برای هدیه برداشتهاید؟ گفتیم نه، چیزی از اینها همراه ما نیست، فرمود: مگر نمیدانید که بیمار از هر چیزی که برایش برده شود احساس راحتی میکند.» (5)
عیادت از مخالفان
در منابع آمده است که پیامبر به عیادت بیماران میرفت و حتی از دشمنان خود نیز عیادت میکرد. در گزارشها آمده است که مردی یهودی بود که هنگام عبور رسولالله(ص) خاکروبه و خاکستر بر سروصورت حضرت میریخت. این برنامه هر روز ادامه داشت تا اینکه روزی حضرت از آن کوچه گذشتند، ولی خبری از مرد یهودی نبود، وقتی علت را جویا شد، اصحاب پاسخ دادند؛ خداراشکر آن مرد یهودی مریض شده و در بستر بیماری است! حضرت به طرف منزل یهودی رفت و همسر یهودی درب را باز کرد. پیامبر فرمود: به عیادت همسرت آمدهام! رسول خدا وارد خانه شدند و کنار بستر آن مرد نشستند و با او احوالپرسی کردند و هیچگونه کنایهای به آن مرد نزدند. مرد یهودی که از رفتار پیامبر تعجب کرده بود، پرسید: این برخورد شما، جزو دین اسلام است یا از اخلاق شخصی شماست؟ حضرت پاسخ دادند: جزو دین اسلام است! آن مرد همانجا مسلمان شد. (6)
در سیره امیرالمؤمنین علی(ع) نیز عیادت از زید بن ارقم است. زید با آنکه در جريان غدير خم حضور داشت آمدند و از او گواهى خواستند؛ ولى چون او از طرف حكومت براى خود احتمال خطر مىداد از بيان حقيقت و جريان غدير خوددارى كرد. بعد از گذشت مدّتى، همين شخص مريض شد و در بستر بيمارى افتاد، وقتى اميرالمؤمنين شنيد كه زيد بن ارقم مريض حال است به عيادت و ديدار او آمد. همينكه زيد بن ارقم چشمش به جمال نورانى حضرت افتاد، گفت: مرحبا به امير مؤمنان، كه از من عيادت مىکند، هرچند وى ما را قبول ندارد و از ما دلگير و آزرده خاطر است.
امام علىّ(ع) فرمود: اى زيد! آن ناراحتى كه براى ما به وجود آوردى هرگز مانع آن نمىشود كه ما شرط انسانيّت و حقّ دوستى را فراموش کنیم و تو را در حال بيمارى عيادت نكنيم. پس از آن افزود: هركس مريضى را براى رضاى خداوند عيادت كند، تا هنگامى كه در كنار مريض نشسته باشد، در سايه رحمت و لطف الهى خداوند قرار خواهد داشت و چون بخواهد از نزد مريض بيرون رود، خداوند متعال هفتاد هزار ملك را مأمور مىکند تا براى او درود و تحيّت فرستند؛ و مشمول رحمت الهى قرار مىگيرد. سپس افزود: اى زيد! من دوست داشتم كه چنين فضيلتى شامل حالم شود؛ به همين جهت از تو عيادت كردم.(7)
برای مطالعه بیشتر:
- کتاب «دانشنامه احاديث پزشكی» نوشته آیتالله محمدمحمدی ریشهری، چاپ مؤسسه علمي فرهنگي دارالحديث، سال ۱۳۸۵ش.
پی نوشتها:
1. شیخ کلینی، محمد بن یعقوب؛ الکافى، تهران: دارالکتبالاسلامیه، ۱۴۰۷ق. ج ۴، ص ۵۴۵.
2. طبرسی حسن بن فضل؛ مکارمالاخلاق، قم: مدرسه النشرالاسلامی، ۱۴۱۴ق، ص ۳۹۱.
3. همان، ص 19.
4. ابوداود، سليمان بن اشعث، سنن أبي داود، محقق ابراهيم سيد، دارالحديث، قاهره، 1420ق، چاپ اول،ج3، ص1351.
5. طبرسی، پیشین، ص ۳۶۰
6. طیب، عبدالحسین، اطيبالبيان ، اسلام، تهران، 1369ش، چاپ دوم، ج9، ص463؛ آیتالله مکارم شیرازی، مثالهای زیبای قرآن، نسل جوان، قم، 1382ش، چاپ اول، ج1، ص202؛ حکیمی محمدرضا، خردنامه همشهری» شماره یازده، بهمن 1385 ش، صص 42و43.
7. ابن حيون، نعمان بن محمد مغربى، دعائم الإسلام، مصحح: فيضى، آصف، مؤسسة آل البيت ، 1385 ق، چاپ دوم، ج1، ص218