کد خبر: ۳۴۱۲۹۶
تاریخ انتشار : ۱۱ آبان ۱۴۰۵ - ۲۱:۲۰
سگ‌های ولگرد؛ تهدیدی که در خیابان‌های شهرها عادی شده است-بخش پایانی

غذارسانی به سگ‌ها و گربه‌ها؛ دلسوزی یا دردسر شهری؟

محمد محمدی

ظرف‌های یک‌بارمصرف پر از غذا، تکه‌های مرغ و گوشت، باقی‌مانده غذای خانگی و بسته‌های غذای آماده؛ این صحنه در بسیاری از خیابان‌ها و پارک‌های شهرهای ایران دیگر عجیب نیست. گروهی از شهروندان هر روز در نقاط مشخصی برای سگ‌ها و گربه‌های خیابانی غذا می‌گذارند و برخی دیگر حتی برای آنها غذای مخصوص خریداری می‌کنند. در نگاه اول، این رفتار چیزی جز کمک به یک حیوان گرسنه به نظر نمی‌رسد، اما وقتی غذارسانی به شکل مستمر و بدون هیچ برنامه‌ای انجام شود، نتیجه فقط سیرشدن چند سگ و گربه نیست.
غذا، سگ‌ها و گربه‌ها را در یک محدوده نگه می‌دارد و به‌تدریج تعداد بیشتری از آنها را به همان نقطه می‌کشاند. تولیدمثل نیز ادامه پیدا می‌کند و کلونی‌های سگ و گربه شکل می‌گیرد. در کنار آن، باقی‌مانده غذا، ظرف‌های پلاستیکی، فضولات حیوانات و تجمع دیگر جانوران می‌تواند مشکلات تازه‌ای برای محله ایجاد کند. در تهران حتی یکی از مدیران شهری در سال ۱۴۰۴ درباره پیامدهای غذارسانی به حیوانات شهری هشدار داد و از شهروندان خواست از ریختن غذا برای حیوانات خودداری کنند.
 غذارسانی؛ از یک ظرف غذا تا شکل‌گیری کلونی
سگ و گربه‌ای که هر روز در یک نقطه غذای آماده دریافت می‌کند، دیگر برای پیداکردن غذا مجبور نیست مسافت زیادی طی کند. همین مسئله باعث می‌شود محدوده‌ای که در آن غذا توزیع می‌شود، به محل ثابت تجمع حیوانات تبدیل شود. اگر چند نفر در یک محله همین کار را انجام دهند، چند نقطه تغذیه دائمی شکل می‌گیرد و سگ‌ها و گربه‌های بیشتری نیز در اطراف آن باقی می‌مانند. مشکل اصلی زمانی ایجاد می‌شود که غذادادن با کنترل جمعیت همراه نباشد. اگر سگ‌ها و گربه‌های یک کلونی عقیم نشوند، هر نسل می‌تواند به افزایش جمعیت آن محدوده کمک کند. در چنین شرایطی، غذارسانی بدون برنامه عملاً منابع لازم برای ماندگاری جمعیتی را فراهم می‌کند که هیچ سازوکار مشخصی برای کنترل آن وجود ندارد.
این اتفاق فقط در محله‌های کم‌برخوردار رخ نمی‌دهد. بوستان‌ها، مجتمع‌های مسکونی، پارکینگ‌ها، محوطه بیمارستان‌ها، دانشگاه‌ها و حتی فضای اطراف رستوران‌ها نیز می‌توانند به محل تجمع سگ‌ها و گربه‌های خیابانی تبدیل شوند. هرچه منبع غذایی مطمئن‌تر باشد، احتمال ماندگاری حیوانات در همان نقطه بیشتر است.
گوشت گران شده؛ سفره مردم یا غذای حیوانات؟
بحث غذارسانی به سگ‌ها و گربه‌های خیابانی در شرایط اقتصادی امروز یک وجه دیگر هم دارد. گوشت برای بسیاری از خانواده‌های ایرانی دیگر یک ماده غذایی ارزان و روزمره نیست. در شهریور ۱۴۰۵، قیمت برخی انواع گوشت قرمز در بازار به بیش از دو میلیون تومان برای هر کیلوگرم رسیده بود؛ برای نمونه، قیمت ران ممتاز گوسفندی حدود ۲ میلیون و ۹۰ هزار تومان و ماهیچه گوسفندی حدود ۲ میلیون تومان گزارش شده است. در چنین شرایطی، هزینه‌ای که برخی شهروندان برای خرید گوشت، مرغ یا غذاهای آماده و اختصاص آن به سگ‌ها و گربه‌های خیابانی پرداخت می‌کنند، قابل‌توجه است. مسئله فقط یک‌ تکه گوشت نیست؛ اگر غذارسانی هر روز تکرار شود و برای چندین سگ و گربه انجام گیرد، مجموع هزینه ماهانه می‌تواند رقم قابل‌توجهی باشد. در سوی دیگر، خانواده‌هایی قرار دارند که برای تأمین مواد پروتئینی سفره خود ناچار به کاهش مصرف گوشت شده‌اند؛ بنابراین انتظار از مردم برای تأمین دائمی غذای حیوانات خیابانی، در شرایطی که بخشی از جامعه برای تأمین هزینه‌های ضروری زندگی با مشکل روبه‌رو است، منطقی نیست.
البته این به معنای مقایسه ارزش جان انسان و حیوان یا مخالفت با کمک به حیوان گرسنه نیست. بحث بر سر این است که تأمین غذای حیوانات بی‌صاحب نباید به یک وظیفه دائمی برای شهروندان تبدیل شود. اگر قرار است برای حیوانات خیابانی برنامه‌ای اجرا شود، تأمین منابع آن باید در قالب یک برنامه مشخص شهری و با نظارت دامپزشکی انجام شود.
 گربه خیابانی با گربه خانگی فرق دارد
گربه‌ای که در خانه زندگی می‌کند، معمولاً تحت مراقبت صاحب خود قرار دارد؛ واکسیناسیون می‌شود، غذای مشخص دریافت می‌کند، برای درمان به دامپزشک مراجعه می‌کند و فضولات آن نیز در محیط کنترل‌شده قرار می‌گیرد.
گربه خیابانی چنین شرایطی ندارد. ممکن است از سطل زباله تغذیه کند، با ده‌ها گربه دیگر در تماس باشد، از جوندگان و پرندگان شکار کند، دچار انگل شود یا در محیط‌های آلوده رفت‌وآمد داشته باشد. این تفاوت از نظر بهداشتی اهمیت دارد. یک پژوهش انجام‌شده درباره گربه‌های خیابانی تهران، ۱۳۲ نمونه مدفوع گربه بی‌صاحب را بررسی کرد و در ۱۵.۲ درصد نمونه‌ها شواهد مولکولی توکسوپلاسما گوندی پیدا شد. در همان مطالعه، انگل توکسوکارا کاتی در ۴۷ درصد نمونه‌های گربه‌های خیابانی شناسایی شد. پژوهشگران تأکید کرده‌اند که دفع تخم این انگل توسط گربه‌های خیابانی می‌تواند موجب آلودگی محیط و انتقال احتمالی از طریق خاک یا آب شود. این ارقام به معنای بیمار بودن همه گربه‌های خیابانی نیست، اما نشان می‌دهد که نمی‌توان درباره حیوانات آزادشهری بدون درنظرگرفتن وضعیت بهداشتی آنها صحبت کرد.
توکسوپلاسموز؛ مسئله‌ای که از فضولات شروع می‌شود
یکی از شناخته‌شده‌ترین بیماری‌های مرتبط با گربه‌ها، توکسوپلاسموز است. گربه‌ها میزبان نهائی انگل توکسوپلاسما گوندی هستند و می‌توانند انگل را از طریق مدفوع وارد محیط کنند در یک مطالعه قدیمی‌تر روی گربه‌های تهران نیز میزان آلودگی سرمی به توکسوپلاسما در گربه‌های خیابانی ۹۰ درصد گزارش شده بود؛ البته این پژوهش مربوط به سال‌ها قبل است و نباید این رقم را به‌عنوان وضعیت فعلی همه گربه‌های تهران تلقی کرد. اهمیت این موضوع در محیط شهری زمانی بیشتر می‌شود که تعداد زیادی گربه در یک محدوده تجمع داشته باشند. هرچه جمعیت حیوانات بیشتر باشد، تعداد دفعات دفع در خاک و فضای سبز نیز افزایش پیدا می‌کند. برای زنان باردار و افراد دارای ضعف سیستم ایمنی، توکسوپلاسموز اهمیت بیشتری دارد و به همین دلیل رعایت بهداشت محیط و جلوگیری از تماس با خاک‌آلوده اهمیت دارد.
 غذادادن به گربه‌ها و افزایش موش‌ها
یکی از نگرانی‌های مطرح‌شده درباره غذارسانی بی‌ضابطه به گربه‌های خیابانی، تأثیر آن بر چرخه جمعیت جوندگان است. گربه‌ها بخشی از شکارچیان طبیعی موش‌ها در محیط شهری هستند، اما وقتی غذای آماده و کافی به شکل مستمر در اختیار آنها قرار می‌گیرد، ممکن است نیاز آنها به شکار کاهش پیدا کند. ازسوی‌دیگر، باقی‌مانده غذایی که شهروندان در معابر می‌ریزند، می‌تواند مستقیماً در اختیار موش‌ها و کلاغ‌ها قرار گیرد. داوود گودرزی، مدیر اداره کنترل جانوران مضر شهری سازمان مدیریت پسماند شهرداری تهران، خرداد ۱۴۰۴ درباره این موضوع گفت: «غذادادن به گربه‌ها باعث برهم‌خوردن چرخه اکوسیستم شده و دیگر گربه‌ها تمایلی به شکار موش ندارند.» او اضافه کرد که در چنین شرایطی، زادوولد موش‌ها بدون اینکه بخشی از جمعیت آنها از طریق شکار طبیعی کاهش پیدا کند، ادامه پیدا می‌کند. گودرزی همچنین از شهروندان خواست پسماندهای غذایی را در معابر رها نکنند و غذارسانی به حیوانات شهری را موردتوجه قرار دهند. البته افزایش جمعیت موش‌ها را نمی‌توان فقط به غذادادن به گربه‌ها نسبت داد. مدیریت نامناسب پسماند، وجود زباله‌های غذایی، فاضلاب، ساختمان‌های فرسوده و دسترسی آسان جوندگان به منابع غذایی نیز در این مسئله نقش دارند. بااین‌حال، وقتی شهروندان به شکل روزانه غذا در فضای عمومی رها می‌کنند، عملاً منبع غذایی تازه‌ای برای حیوانات مختلف فراهم می‌شود و شرایط تجمع آنها نیز بیشتر می‌شود.
 یک ظرف غذا، چندین مهمان ناخوانده
غذایی که برای سگ‌ها و گربه‌ها روی زمین گذاشته می‌شود، لزوماً فقط توسط سگ‌ها و گربه‌ها مصرف نمی‌شود. کلاغ‌ها، موش‌ها، حشرات و دیگر جانوران نیز به این منابع دسترسی پیدا می‌کنند. اگر غذا در فضای باز رها شود و ظرف‌ها نیز جمع‌آوری نشوند، یک نقطه کوچک می‌تواند به محل تجمع چندگونه مختلف تبدیل شود. این مسئله در محله‌هایی که تعداد زیادی سطل زباله روباز یا پسماند غذایی دارند، شدت بیشتری پیدا می‌کند. به‌جای اینکه حیوانات برای یافتن غذا در محیط پراکنده شوند، یک منبع غذایی مطمئن در اختیار آنها قرار می‌گیرد و همین موضوع احتمال تجمع را افزایش می‌دهد. ازسوی‌دیگر، باقی‌ماندن غذای مرطوب یا گوشت در هوای گرم، می‌تواند باعث فساد سریع غذا و انتشار بوی نامطبوع شود. ظرف‌های یک‌بارمصرف و بسته‌بندی‌های غذایی نیز در صورت جمع‌نشدن، به حجم زباله‌های شهری اضافه می‌کنند.
 سگ‌ها و گربه‌ها فقط کنار سطل زباله نمی‌مانند
سگ‌ها و گربه‌های آزاد در شهر بخشی از وقت خود را صرف شکار می‌کنند. پرندگان کوچک، جوندگان و خزندگان می‌توانند در میان طعمه‌های آنها قرار بگیرند. به همین دلیل، افزایش جمعیت سگ‌ها و گربه‌های آزاد فقط یک مسئله مربوط به آسایش شهروندان نیست و می‌تواند بر جمعیت دیگر جانوران نیز اثر بگذارد. مطالعات بین‌المللی درباره گربه‌های آزاد، به اثر شکار آنها بر پرندگان و پستانداران کوچک اشاره کرده‌اند. این اثر در همه محیط‌ها یکسان نیست، اما اصل موضوع روشن است: افزایش تعداد گربه‌های آزاد در یک محدوده می‌تواند فشار شکار را نیز افزایش 
دهد. در شهرهایی که زیستگاه‌های طبیعی پرندگان و جانوران کوچک به دلیل ساخت‌وساز و توسعه شهری محدود شده است، افزایش تعداد یک شکارچی آزاد می‌تواند تعادل موجود را بیشتر تغییر دهد.
غذارسانی بدون عقیم‌سازی، جمعیت را کنترل نمی‌کند
اگر هدف از غذارسانی، حمایت از سگ‌ها و گربه‌های خیابانی است، یک پرسش اساسی باید پاسخ داده شود: با افزایش جمعیت آنها چه باید کرد؟
غذادادن به یک سگ یا گربه ماده باردار، بچه سگ‌ها و گربه‌های جدید را هم به همان محدوده می‌آورد. اگر هیچ برنامه‌ای برای عقیم‌سازی وجود نداشته باشد، چند گربه می‌توانند طی مدت کوتاهی به یک کلونی بزرگ تبدیل شوند.
در این وضعیت، غذارسانی دیگر یک اقدام موردی نیست؛ به بخشی از چرخه افزایش جمعیت تبدیل شده است. حتی اگر چند نفر از سگ‌ها و گربه‌های موجود حمایت کنند، با ادامه تولیدمثل تعداد حیوانات افزایش می‌یابد و در نهایت منابع غذایی موجود نیز پاسخگوی جمعیت جدید نخواهد بود.
به همین دلیل، هر برنامه‌ای که درباره سگ‌ها و گربه‌های شهری اجرا می‌شود، باید همزمان جمعیت، عقیم‌سازی، واکسیناسیون، درمان و وضعیت محیط را در نظر بگیرد. صرف گذاشتن ظرف غذا، مدیریت جمعیت نیست.
 مسئولیت فقط با شهروندان نیست
در این میان نمی‌توان همه مسئولیت را بر دوش مردم گذاشت. یکی از مشکلات اصلی، نبود یک برنامه منسجم برای مدیریت سگ‌ها و گربه‌های آزادشهری است. حتی درباره اینکه کدام دستگاه دقیقاً مسئول کنترل جمعیت، سلامت و ساماندهی این حیوانات است، ابهام‌هایی وجود دارد. این خلأ باعث شده بخشی از کار به شهروندان و گروه‌های داوطلب واگذار شود. یک نفر غذا می‌دهد، دیگری سگ‌ها و گربه‌ها را عقیم می‌کند و فرد دیگری هزینه درمان حیوانات بیمار را می‌پردازد. نتیجه نیز از محله‌ای به محله دیگر متفاوت است. مدیریت شهری باید تکلیف این موضوع را روشن کند؛ اگر جمعیت سگ‌ها و گربه‌های آزاد بخشی از مسائل شهری است، باید برای آن آمار، مسئول مشخص، برنامه عقیم‌سازی، کنترل بیماری و شیوه استاندارد غذارسانی تعیین شود. نمی‌توان مسئله‌ای را به حال خود رها کرد و بعد فقط از شهروندان خواست که رفتار خود را تغییر دهند.
 دلسوزی برای حیوان، بدون آسیب به شهر
کمک به حیوان گرسنه قابل‌درک است، اما حمایت از حیوانات با رهاکردن غذا در هر نقطه از شهر تفاوت دارد. اگر شهروندی واقعاً قصد کمک دارد، می‌تواند از مسیرهایی مانند سرپرستی گرفتن، کمک به مراکز معتبر، تأمین هزینه عقیم‌سازی یا درمان حیوانات استفاده کند. در مقابل، غذارسانی روزانه و بی‌ضابطه در کنار خیابان می‌تواند تعداد حیوانات یک محدوده را افزایش دهد و مشکلات مربوط به پسماند، فضولات، بیماری، تجمع حیوانات و شکار حیات‌وحش را بیشتر کند. این موضوع درباره همه سگ‌ها و گربه‌های خیابانی به یک اندازه صدق نمی‌کند و نباید از آن نتیجه گرفت که هر سگ و گربه‌ای در خیابان تهدیدی برای سلامت مردم است. بحث بر سر مدیریت جمعیت و پیامدهای رفتاری است که بدون برنامه و نظارت، به افزایش تعداد حیوانات در یک محیط محدود منجر می‌شود.
 شهر جای غذارسانی بی‌ضابطه نیست
خیابان، پارک، فضای سبز و محوطه عمومی محل زندگی و رفت‌وآمد میلیون‌ها شهروند است. تبدیل بخشی از این فضاها به محل دائمی تجمع و تغذیه حیوانات، بدون رعایت بهداشت و نظافت، مشکلاتی ایجاد می‌کند که در نهایت خود شهروندان باید هزینه آن را بپردازند. در شرایطی که قیمت برخی اقلام گوشت در شهریور ۱۴۰۵ به بیش از دو میلیون تومان در هر کیلو رسیده، انتظار اینکه مردم به شکل دائمی بخشی از درآمد خود را صرف تغذیه حیوانات خیابانی کنند، نمی‌تواند راهکار مدیریت شهری باشد. حمایت از حیوانات اگر قرار است پایدار باشد، باید از غذارسانی پراکنده به سمت برنامه‌ریزی حرکت کند؛ برنامه‌ای که در آن کنترل جمعیت، عقیم‌سازی، مراقبت دامپزشکی، پاکیزگی محیط و حقوق شهروندان همزمان دیده شود. سگ‌ها و گربه‌های خیابانی بخشی از واقعیت شهرهای امروز ایران هستند؛ اما عادی‌شدن حضور آنها نباید به معنای عادی‌شدن مشکلات ناشی از افزایش جمعیت و غذارسانی بی‌ضابطه باشد. کمک به حیوان، زمانی نتیجه بهتری دارد که همزمان سلامت شهر، محیط‌زیست و زندگی مردم نیز در نظر گرفته شود.

captcha