کد خبر: ۳۴۱۲۸۲
تاریخ انتشار : ۱۱ آبان ۱۴۰۵ - ۲۱:۰۲
گزارش روز دویست و چهل و هشتم جنگ

تنگه هرمز پایان‌بخش امپراتوری آمریکا خواهد بود

«جنگی که قرار بود کوتاه باشد، وارد نهمین ماه شده و چشم‌اندازی برای پایان درگیری‌ها وجود ندارد». این ارزیابی انتقادی را نشریه فارین پالیسی در حالی منتشر کرد که نشریه 
فارن افرز (دیگر نشریه تخصصی سیاست خارجی در آمریکا) نوشت: به نظر می‌رسد ایران، قوی‌تر از قبل از جنگ شده باشد.
زیرساخت‌های انرژی خلیج فارس 
تاب جنگی دیگر را ندارند
فارن‌پالیسی در گزارشی نوشت: جنگی که در ابتدا قرار بود کوتاه‌مدت باشد، اکنون وارد نهمین ماه خود شده و همچنان هیچ چشم‌انداز روشنی برای پایان آن دیده نمی‌شود. نه‌تنها نشانه‌ای از پایان قریب‌الوقوع جنگ وجود ندارد، بلکه احتمال تشدید درگیری‌ها نیز مطرح است؛ وضعیتی که می‌تواند چالش‌های امنیتی بیشتری را  به همراه داشته باشد.
فارن پالیسی همچنین می‌نویسد: زیرساخت‌های انرژی خلیج فارس تاب جنگی دیگر را ندارند. تصور می‌شد که قدرت آمریکا از زیرساخت‌های منطقه محافظت خواهد کرد یا دست‌کم مانع حمله به آن‌ها خواهد شد؛ نبردهای امسال این فرض را باطل کرده است. آسیب‌های گسترده به تأسیسات انرژی و کاهش ذخایر موشک‌های رهگیر، زیرساخت‌های منطقه را آسیب‌پذیرتر کرده است. وضعیتی که در صورت ازسرگیری جنگ می‌تواند اختلال عرضه را برای سال‌ها تداوم بخشد و اعتماد واردکنندگان به تأمین‌کنندگان خلیج فارس را به‌طور پایدار تضعیف کند.
ایران، قوی‌تر از قبل از جنگ
از سوی دیگر، نشریه فارن افرز با اشاره به راهبرد اعلامی رهبر انقلاب مبنی بر بازدارندگی حداکثری و تلافی فوری و مؤثر و بدون محدودیت جغرافیایی به هر نوع و هر سطح از تهدید، می‌نویسد: ایران اکنون به نظر می‌رسد قوی‌تر از زمانی باشد که جنگ آغاز شد. نیروهای مسلح ایران ثابت کرده‌اند که علی‌رغم بمباران شدید، قادر به ادامه آسیب‌رساندن به پایگاه‌های نظامی آمریکا هستند. ایران در حال اتخاذ راهبرد تشدید تنش و تهاجم مداوم است. این بدان معناست که نه‌تنها با واشنگتن سازش نمی‌کند، بلکه در عوض، شروع به انجام اقدامات بیشتری برای آسیب‌رساندن به ایالات متحده و شرکای آن خواهد کرد. ایران فکر نمی‌کند که بتواند با حضور ایالات متحده در خاورمیانه زندگی کند، بنابراین حاضر است تمام تلاش خود را برای بیرون راندن آمریکا انجام دهد.
جنگ جدید به سود ایران تمام خواهد شد
«جان مرشایمر» نظریه‌پرداز آمریکایی روابط بین‌الملل، ایران را پیروز جنگ معرفی کرده و گفت: به نظرم اگر این وضعیت به یک تشدید واقعی تنش و جنگی تمام‌عیار منجر شود، ایرانی‌ها پیروز خواهند شد. فکر می‌کنم چنین جنگی باقی‌مانده زیرساخت نظامی آمریکا در منطقه را نابود خواهد کرد و خسارات سنگینی به کشورهای عربی متحد آمریکا وارد می‌کند؛ این وضعیت به سود ایران تمام خواهد شد. هدف پایدار ایران این است که ماندن در منطقه را چنان دردناک کند که واشنگتن چاره‌ای جز خروج بیشتر نیروها، پذیرش کنترل تهران بر تنگه هرمز و به رسمیت شناختن جمهوری اسلامی به‌عنوان یک قدرت پایدار، نداشته باشد.
ترامپ به‌دنبال فرافکنی 
درباره مقصر ناکامی در خاتمه جنگ
نشریه آتلانتیک به نقل از دو منبع آگاه گزارش داد: ترامپ در چارچوب رایزنی‌های خود به دنبال «مقصر ناکامی» آمریکا در جنگ است، چرا که مشاورانش به او اطمینان داده بودند که جنگ علیه ایران بسیار زودتر از انتخابات میان‌دوره‌ای به اتمام خواهد رسید. اما این ارزیابی‌ها اشتباه از آب درآمده است.
ترامپ در مورد عملکرد پیت هگست، وزیر دفاع و دن کین، رئیس ستاد مشترک ارتش، از افراد نزدیک و معتمدش نظر خواسته است. هگست در کاخ سفید از محبوبیت چندانی برخوردار نیست. ارزیابی‌ها و اظهارنظرهای او بیش از اندازه خوش‌بینانه بوده تا بتواند از این طریق رضایت و خشنودی ترامپ را جلب کند.
یک مشاور غیردولتی به آتلانتیک گفته است: «هگست خوب می‌داند که به ترامپ آنچه را که او دوست دارد بشنود، بگوید.»
سقوط محبوبیت ترامپ 
به کمترین میزان محبوبیت از سال ۱۹۴۶
نشریه تایم در آستانه انتخابات کنگره خبر داد: براساس نظرسنجی مرکز پژوهشی پیو، میزان محبوبیت ترامپ در اوایل ماه اکتبر به ۳۰ درصد کاهش یافت که در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره، برای جمهوری‌خواهان نگران‌کننده است.
آخرین باری که میزان محبوبیت یک رئیس‌جمهور آمریکا در چنین فاصله‌ای تا انتخابات میان‌دوره‌ای به سطحی مشابه رسید، به سال ۱۹۴۶ و دوران ریاست‌جمهوری هری ترومن بازمی‌گردد.
از طرف دیگر، رابرت موران، عضو مرکز مشاوره استراتژیک برانزویک و استراتژیست پیشین حزب جمهوری‌خواه گفت: جنگ با ایران به یکی از عوامل اصلی سقوط محبوبیت ترامپ، تبدیل شده است؛ بحرانی که می‌تواند در انتخابات کنگره، اکثریت جمهوری‌خواهان را در هر دو مجلس نمایندگان و سنا به خطر بیندازد. افزایش قیمت سوخت و هزینه‌های زندگی از یک‌سو و نارضایتی طرفداران جریان «ماگا» از ورود آمریکا به جنگ‌های خارجی از سوی دیگر، پایگاه رأی جمهوری‌خواهان را با شکاف مواجه کرده است. بسیاری از رأی‌دهندگان معتقدند جنگ با ایران در راستای منافع آمریکا نبوده است؛ مسئله‌ای که می‌تواند در انتخابات کنگره، به بهای از دست رفتن اکثریت جمهوری‌خواهان در هر دو مجلس تمام شود.
در همین حال، براساس آمار جدید شبکه 
NBC News، برای اولین بار در ۳۰ سال گذشته، تعداد رأی‌دهندگان آمریکایی که می‌گویند از وضعیت مالی خود ناراضی هستند (۵۱ درصد) نسبت به تعداد رأی‌دهندگانی که راضی هستند (۴۹ درصد) بیشتر شده است.
بدنه سیاسی آمریکا از جنگ گریزان شده است
خاورمیانه در انتظار پایان ترامپ است و متحدان آمریکا مسیر خود را جدا می‌کنند.
نشریه میدل ایست مانیتور ضمن انتشار تحلیل فوق می‌نویسد: تمام بدنه سیاسی آمریکا از جنگ دوم گریزانند. تنها اسرائیل دور بعدی جنگ را می‌خواهد.
هشت ماه پس از آغاز جنگ با ایران، چشم‌انداز صلحی پایدار میان تهران و واشنگتن دور از دسترس است. دونالد ترامپ صلح با ایران را ناممکن دانسته و تهران ازسرگیری مذاکرات را به رفع تحریم‌ها و تهدیدها و باقی‌ماندن اورانیوم غنی‌شده در داخل کشور مشروط کرده است.
انتخابات سوم نوامبر فشار بر ترامپ را افزایش داده است: محبوبیت او حدود ۳۹ درصد است، بهای نفت از ۱۱۰ دلار فراتر رفته و مجلس نمایندگان سه بار برای محدودکردن اختیارات جنگی او رأی داده است.
نامزدهای جمهوری‌خواه نیز پایان جنگ را راهی برای کاهش قیمت سوخت می‌دانند. ترامپ وعده داده پیش از انتخابات حمله نکند. شکست احتمالی جمهوری‌خواهان می‌تواند انگیزه تشدید درگیری را افزایش دهد؛ بااین‌حال، حمله تازه بهای انرژی را بالا می‌برد، زیرا ایران تأسیسات هسته‌ای خود را تقویت کرده و زیرساخت‌های انرژی منطقه را به اقدام متقابل تهدید کرده است. در حلقه نزدیک ترامپ نیز نشانه‌های فاصله‌گرفتن از جنگ دیده می‌شود.
دولت‌های خلیج فارس نمی‌خواهند امنیت خود را به تضمین‌های متغیر واشنگتن وابسته کنند. امارات که در فوریه به کارزار علیه ایران پیوسته بود، کانال مستقیمی با تهران گشوده و در پی کاهش تنش است. در یمن نیز آمریکا دو بار درخواست عربستان برای حمله به حوثی‌ها را رد کرده، درحالی‌که امارات بنا بر گزارش‌ها تأمین مالی نیروهای ضدحوثی در جنوب یمن را از سر گرفته است. بدین‌ترتیب، بخشی از بار بحران به متحدان منطقه‌ای منتقل می‌شود.
جنگ بیشتر، ایران را وادار به تسلیم نخواهد کرد
فرید زکریا، مجری شبکه سی‌ان‌ان درباره افق جنگ گفت: ایران تاکنون تسلیم نشده است و دلایلی وجود دارد که نشان می‌دهد ادامه جنگ نیز این واقعیت را تغییر نخواهد داد. مشکل اساسی رویکرد دونالد ترامپ این است که او نمی‌تواند تصمیم بگیرد هدفش تغییر سیاست‌های ایران است یا تغییر حکومت آن. واشنگتن از یک سو حکومت ایران را به نابودی تهدید می‌کند و از سوی دیگر، از همان حکومت می‌خواست با جدیت وارد مذاکره شود. اگر رهبران ایران به این باور برسند که واشنگتن، صرف‌نظر از اقدامات آن‌ها، قصد دارد حکومت را نابود کند، چرا باید حاضر به دادن امتیاز شوند؟ در چنین شرایطی، انگیزه آن‌ها مقاومت، تحمیل هزینه به طرف مقابل و تلاش برای دوام آوردن در یک رویارویی طولانی خواهد بود. آمریکا بارها این درس را فراموش کرده است که قدرت نظامی نمی‌تواند جایگزین توافق شود.
جو کنت، مقام مستعفی دولت ترامپ هم در یادداشتی مشترک با برت اریکسون تأکید کرد: ازسرگیری حملات علیه ایران، می‌تواند به تشدید درگیری، افزایش تلفات نظامیان آمریکایی و وقوع بحرانی بزرگ در اقتصاد جهانی منجر شود. هیچ نشانه‌ای وجود ندارد که ایران توانایی پاسخ به حملات بیشتر آمریکا را از دست داده باشد؛ پاسخی که می‌تواند به اقتصاد جهانی، به‌ویژه در شرایط کاهش ذخایر انرژی پس از هشت ماه جنگ، آسیب جدی وارد کند.
ایران نشان داده است که نمی‌توان این کشور را با بمباران به تسلیم وادار کرد و مقامات تهران نیز احتمالاً بدون دریافت امتیازهای مهم، حاضر به پذیرش پایان دیپلماتیک جنگ نخواهند شد.
نقطه عطف فروپاشی نظم بین‌الملل لیبرال
این نام سیک، استاد آکادمی ملی دیپلماتیک کره جنوبی، پیش‌بینی کرد جنگ علیه ایران سرآغاز فروپاشی نظم جهانی برآمده از جنگ دوم جهانی باشد. او گفته است: جنگ علیه ایران، نقطه عطف و نماد بارز فروپاشی کامل نظم بین‌المللی لیبرال پساجنگ جهانی دوم است؛ نظمی که چهار رکن بنیادین آن اکنون یکجا فرو ریخته است.
نام سیک افزود: وقتی رژیمی غیرعضو در ان‌پی‌تی به بهانه همان پیمان به کشور عضو حمله می‌کند، سدّ بازدارندگی شکسته شده و احتمال حرکت کشورهای دیگر به سمت گزینه هسته‌ای به‌شدت افزایش می‌یابد.
ایران پایان‌بخش امپراتوری آمریکا خواهد بود؟
در همین حال، تارنمای تحلیلی خبری کانورسیشن با مقایسه انسداد تنگه هرمز و تنگه سوئز می‌نویسد: ماه‌ها پس از آنکه آمریکا و اسرائیل جنگ علیه ایران را آغاز کردند، تنگه هرمز همچنان بسته مانده است. انگلیس تصمیم گرفت مستقیماً در جنگ وارد نشود. با این حال، به خاطر رکوردشکنی قیمت گازوئیل و جهش تورم در معرض بحران قرار گرفته است.
این وضعیت بازتابی از بحران قبلی در خاورمیانه است. ۷۰ سال قبل، دولت مصر کانال سوئز را ملی کرد. این کانال، پیوندی حیاتی برای کشتی‌هایی بود که میان اروپا و آسیا سفر می‌کردند. فرانسه و بریتانیا - همراه با اسرائیل - برای بازپس‌گیری کنترل این آبراه به مصر حمله کردند. اما نتیجه، شکستی فاجعه‌بار بود که محکومیت بین‌المللی را در پی داشت و به نماد از دست رفتن جایگاه ابرقدرتی بریتانیا تبدیل شد. شباهت‌های میان سوئز و هرمز فراتر از بسته شدن دو آبراه حیاتی است. هر دو بحران یک پرسش مشترک را مطرح می‌کنند: قدرت ژئوپلیتیک تا چه حد می‌تواند از قدرت اقتصادی پیشی بگیرد؟
آمریکا به سرنوشت انگلیس دچار می‌شود
تحلیلگر کانورسیشن اضافه می‌کند: در قرن نوزدهم، بریتانیا قدرت مسلط جهانی بود. اما با افول مواجه و این امتیاز به آمریکا منتقل شد. از دست رفتن آن موقعیت به‌ویژه در دوران بحران سوئز، زمانی که پوند تحت فشار شدید قرار گرفت، حساس شد. امروز نیز نشانه‌هایی از تنش در نظام مالی آمریکایی دیده 
می‌شود.
ژئواکونومی، یعنی رابطه میان اقتصاد و ژئوپلیتیک، نیز نقش محوری در بحران سوئز داشت. کانال مسیر اصلی انتقال نفت خاورمیانه بود و ترس از آن وجود داشت که ملی‌سازی کانال عرضه نفت بریتانیا را مختل کند. اما به طرز عجیبی، همان تصمیم برای حمله به مصر منجر به کمبود نفت و سهمیه‌بندی سوخت در بریتانیا شد.
امروز، آمریکا بیش از پیش تحت فشار است که بارزترین نمود آن در کاهش ذخایر مهماتش دیده می‌شود. این ذخایر از قبل تحت فشار بودند (اوکراین) و اکنون به واسطه جنگ با ایران بیشتر کاهش یافته‌اند.
بحران سوئز نشان می‌دهد که رهبران سیاسی چگونه ممکن است در درک محدودیت‌های اقتصادی جاه‌طلبی‌های ژئوپلیتیک خود کند باشند. درگیری در ایران پرسش‌هایی درباره محدودیت‌های قدرت آمریکایی برانگیخته است. آیا با به چالش کشیده شدن سلطه اقتصادی نسبی آن، آمریکا نیز مجبور خواهد شد در دامنه تعهدات نظامی جهانی خود بازنگری کند؟
ملت ایران؛ چالش راهبردی آمریکا
کول باسی، مدیر پیشین میز ایران در شورای امنیت ملی آمریکا، در یادداشتی نوشت: نسبت به سناریوهایی که حملات نظامی آمریکا را عاملی برای تسلیم ایران یا فروپاشی حکومت می‌دانند، تردید وجود دارد. واشنگتن می‌تواند حملات هدفمند برای حذف مقامات ایران را با حملات گسترده‌تر به سامانه‌های راداری و تأسیسات نظامی ترکیب کند تا زمینه را برای حمایت از نوعی آشوب داخلی فراهم سازد. با این حال، موفقیت چنین سناریوهایی به عواملی وابسته است که خارج از کنترل ارتش آمریکا قرار دارند. مردم ایران بیشتر بر تحمل وضعیت متمرکز هستند و به خیابان نمی‌آیند؛ چراکه وقتی بمب‌ها بر سر مردم فرود می‌آیند، آن‌ها برای آزادی به خیابان نمی‌ریزند. این مسئله شکاف اساسی در راهبرد کنونی آمریکا را نشان می‌دهد.
ایران ده برابر قدرتمندتر شده است
آلون میزراحی، نویسنده آمریکایی/اسرائیلی، می‌گوید هیچ‌کس نمی‌تواند ایران را از بین ببرد. فقط به این فکر کنید که رهبران ایران با چه فشار روانی عظیمی روبه‌رو هستند؛ باید کشور را اداره کنند، درحالی‌که ائتلافی از افراد روان‌پریش، شبانه‌روز برای آسیب زدن و نابودی کشورشان و به فقر کشاندن مردم تلاش می‌کنند. ائتلافی از دزدان بی‌شرم و استعمارگران که بی‌وقفه، دست به خرابکاری، ترور و اعمال فشار، توطئه و جاسوسی می‌زنند.
ایران نزدیک به ۵۰ سال است که در چنین شرایطی زندگی می‌کند: تحریم، جنگ، فریبکاری و دخالت در امور داخلی‌اش؛ اما به آنچه ساخته و همچنان حفظ کرده نگاه کنید! واقعاً شگفت‌انگیز است. اگر ایمان خالص و تعهد عمیق آن‌ها نبود، هرگز نمی‌توانستند چنین کاری انجام دهند؛ این دیگر فراتر از توان عادی انسان است.
تصویری که من از آینده دارم، این است که ایران پس از این جنگ به یکی از جاذبه‌های بزرگ جهان تبدیل خواهد شد؛ مقصدی برتر برای عاشقان هنر و زیبایی، فلسفه و رهبری. ایران به پایتخت معنوی جهانِ پس از استعمار تبدیل خواهد شد. هیچ‌کس نمی‌تواند ایران را نابود کند؛ هیچ‌کس! آیت‌الله خامنه‌ای سال‌ها پیش این وعده را داد. از آن زمان تاکنون، ایران ده برابر قدرتمندتر شده و بشریت دوستش دارد. ما به پرتو نوری نیاز داریم تا این تاریکی هولناک را پراکنده کند؛ و مقاومت، همان پرتو نور است.

captcha