کد خبر: ۳۴۱۲۴۱
تاریخ انتشار : ۱۱ آبان ۱۴۰۵ - ۲۱:۰۱
گزارش کیهان از ابعاد پاسخ ایران به حمله احتمالی دشمن

بانک اهداف ایران بدون محدودیت جغرافیایی تا «قلب اروپا»

سرویس سیاسی- 
با فرمان رهبر معظم انقلاب مبنی بر عدم محدودیت جغرافیایی و به‌روزرسانی بانک اهداف، دیگر صرفاً پایگاه‌های منطقه‌ای سنتکام هدف نیستند، بلکه تمامی منافع، دارایی‌های مادی و غیرمادی و تاسیسات آمریکا، رژیم صهیونیستی و ناتو تا قلب اروپا در تیررس موشک‌های نقطه‌زن ایران قرار دارند.
ماشین جنگی دشمن آمریکایی-صهیونیستی پس از متحمل شدن ضربات سهمگین و خردکننده در میدان، امروز خود را در باتلاقی عمیق گرفتار می‌بیند؛ باتلاقی که در آن هرگونه دست‌وپا زدن و تقلا، تنها موجب فرو رفتن بیشتر آن‌ها در اعماق ناکامی می‌شود. در چنین شرایطی، متجاوزان مستأصل که هیچ راهی برای‌گریز از این بن‌بست نمی‌بینند، دست‌به‌دامن واسطه‌ها، ارسال نامه‌ و رایزنی‌های پشت‌پرده شده‌اند تا شاید بتوانند با چانه‌زنی و باج‌خواهی سیاسی، آبروی ازدست‌رفته خود را بخرند و از مهلکه میدان بگریزند.
اما واقعیت این است که جمهوری اسلامی ایران نه تنها لحظه‌ای در مواضع اصولی خود کوتاه نیامده، بلکه شعارها و دکترین‌های دفاعی‌اش در برابر آمریکا و رژیم متجاوز صهیونیستی به مراتب تندتر، صریح‌تر و هجومی‌تر شده است؛ خطوط تولید موشک‌های پیشرفته و پهپادهای انهدامی با شدتی فراتر از گذشته در حال فعالیت است و خبرهایی از بازنگری در دکترین هسته‌ای، خواب را از چشمان کاسبان جنگ ربوده است. در این سوی میدان، نه برای ماشین جنگی فرسوده ایالات متحده رمق و توانی باقی مانده و نه کشورهای خوش‌خیال منطقه و اروپا دیگر حاضرند روی اسب مرده آمریکا قمار کرده و به دیوارهای ترک‌خورده واشنگتن تکیه کنند. انتشار خبر دیدار فرمانده معظم کل قوا با فرماندهان عالی‌رتبه نیروهای مسلح، رعشه شدیدی بر اندام آمران، عاملان و دست‌اندرکاران جنگ علیه ایران انداخته است؛ دیداری که در آن هم از به‌روز‌رسانی بانک اهداف و تسلیحات راهبردی کشور سخن به میان آمده است و هم فرمان صریح صادر شد که هیچ‌گونه محدودیت جغرافیایی برای پاسخ وجود ندارد؛ موشک‌هایی که می‌توانند هر نقطه‌ای را که اراده کنند، از پایگاه‌های منطقه‌ای سنتکام تا قلب و غرب اروپا را هدف قرار دهند!
بن‌بست واشنگتن و سرگیجه کاخ سفید در جنگ فرسایشی
به گزارش نشریه آمریکایی «بلومبرگ»، با گذشت هشت ماه از آغاز درگیری نظامی، اصرار واشنگتن بر تحمیل ضرب‌الاجل‌های سیاسی به تهران با شکست مواجه شده است. بررسی‌های نهادهای تخصصی نشان می‌دهد که ساختار تصمیم‌گیری کلان در جمهوری اسلامی، برخلاف تقویم انتخاباتی و هیجانات زودگذر کاخ سفید، بر یک بازی بلندمدت، جنگ فرسایشی فرساینده و دکترین هوشمندانه مهار استوار است.
هدف اصلی این رویکرد، محروم ساختن ایالات متحده از هرگونه ادعای پیروزی، کشاندن بحران به دوران پس از ترامپ و زمین‌گیر کردن و فرسودن دارایی‌ها و تجهیزات چند میلیارد دلاری پنتاگون در منطقه است.
در همین راستا، امیر سرتیپ اکرمی‌نیا، سخنگوی ارتش، با اشاره به فرامین اخیر فرماندهی معظم کل قوا تصریح کرد: «در جنگ اخیر، گستره درگیری از سرزمین‌های اشغالی تا پایگاه‌های آمریکا در کشورهای منطقه امتداد داشت، اما در صورت وقوع تجاوز مجدد، جغرافیای جنگ می‌تواند به مناطقی فراتر از غرب آسیا گسترش پیدا کند.» وی افزود که نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران به‌روزرسانی بانک اهداف را با هدف قرار دادن انواع دارایی‌های مادی و غیرمادی دشمن آمریکایی-صهیونیستی با قاطعیت دنبال می‌کنند و در صورت آغاز هرگونه ماجراجویی جدید، منافع و تأسیسات تروریست‌های آمریکایی در هر نقطه دسترسی‌پذیری، در آتش پاسخ ایران خواهند سوخت.
معماری نوین بازدارندگی 
دستور صریح و راهبردی فرماندهی کل قوا مبنی بر آمادگی کامل برای پاسخی قاطع، سریع و «بدون هیچ‌گونه محدودیت جغرافیایی»، محاسبات اتاق‌های فکر غربی و رژیم صهیونیستی را به کلی در هم ریخته است. در تحلیل این گزاره راهبردی باید توجه داشت که دکترین دفاعی ایران تا پیش از این عمدتاً بر پاسخ متناسب در جغرافیای پیرامونی و محدوده غرب آسیا متمرکز بود؛ اما این دگرگونی کیفی، معادلات بازدارندگی را به سطحی فراملی و جهانی ارتقا داده است. نسل جدید تسلیحات رونمایی‌نشده و پیشرفته ایران، توان مانور نیروهای فرامنطقه‌ای را به شدت محدود کرده است. تحلیلگران مستقل و حتی کارشناسان صهیونیست، مانند «آلون میزراحی»، با اذعان به این قدرت فزاینده تأکید می‌کنند که با توجه به ارتقای موشک‌های ‌هایپرسونیک و بالستیک سنگین ایران با بردهای فراتر از ۴۰۰۰ تا ۵۰۰۰ کیلومتر، دیگر هیچ نقطه امنی برای منافع آمریکا و پایگاه‌های ناتو باقی نمانده است.
هر چند توان موشکی ایران بالاتر از این برد است. حتی ترامپ قمارباز هم اخیراً در سخنرانی انتخابی خود در ایالت می‌سی‌سی‌پی صراحتاً به توان موشکی ایران و امکان هدف قرار دادن اروپا اذعان کرد: «ایرانی‌ها اکنون موشکی دارند که اساساً به اروپا می‌رسد. آن‌ها نباید چنین موشکی داشته باشند... ما از خودمان پرسیدیم آن‌ها این را از کجا آورده‌اند؟» بنابراین ارزیابی‌های فنی، با برداشته شدن سقف محدودیت‌های جغرافیایی، نه‌تنها زیرساخت‌های نظامی سنتکام در منطقه، بلکه تأسیسات استراتژیک آمریکا در قبرس، یونان، رومانی، آلبانی، ایتالیا و حتی بریتانیا و پایگاه دوردست دیگو گارسیا در تیررس مستقیم موشک‌های نقطه‌زن ایران قرار می‌گیرند. این تغییر دکترین به دشمن پیام می‌دهد که هزینه هرگونه تجاوز نظامی، دیگر محدود به مرزهای خلیج‌فارس نخواهد بود، بلکه عمق سرزمین‌های حامیان متجاوز را در بر خواهد گرفت.
 سرلشکر محسن رضایی نیز با تأکید بر خطوط قرمز نظام اعلام کرد که در صورت تداوم تجاوز، ضربات سهمگین و هولناکی با تسلیحات جدید به متجاوزان وارد خواهد شد تا بدانند دوران بزن‌دررو به سر آمده است.
پشت پرده همراهی اروپا با آمریکا
بر اساس گزارش منتشر شده در «میدل ایست آی»، با وجود آنکه برخی رهبران اروپایی در اظهارات علنی خود تلاش کرده‌اند از جنگ فاصله بگیرند و چهره‌هایی مانند کایا کالاس، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، تأکید داشته‌اند که این درگیری «جنگ اروپا نیست»، اما ناتو و کشورهای اروپایی در عمل نقش بسیار مهم و تعیین‌کننده‌ای در پشتیبانی از عملیات نظامی ایالات متحده علیه ایران ایفا کرده‌اند.
بر اساس افشاگری مارک روته، دبیرکل ناتو، کشورهای اروپایی اجازه داده‌اند بین ۴۰۰۰ تا ۵۰۰۰ هواپیمای جنگی آمریکا که در عملیات مرتبط با ایران مشارکت داشته‌اند، از ده‌ها پایگاه نظامی در خاک اروپا به پرواز درآیند؛ امری که نشان‌دهنده ابعاد گسترده همکاری زیرساختی و نظامی اروپا با واشنگتن است.
در میان کشورهای اروپایی، بریتانیا کلیدی‌ترین و پررنگ‌ترین نقش را داشته است. کی‌یر استارمر و سپس اندی برنهام، نخست‌وزیران بریتانیا، مجوز استفاده از تأسیسات نظامی حساس را به آمریکا دادند. این امر به واشنگتن امکان داد بمب‌افکن‌های سنگین خود را از پایگاه مشترک دیگو گارسیا در اقیانوس هند و همچنین پایگاه «فرفورد» در بریتانیا - که تنها پایگاه اروپایی دارای باند مناسب برای بمب‌افکن‌های سنگین است- به پرواز درآورد. علاوه‌ بر این، پایگاه‌های RAF Mildenhall و RAF Lakenheath با ارائه خدمات به جنگنده‌های F35 و هواپیماهای سوخت‌رسان و استفاده از شبکه پایگاه‌های بریتانیا در خاورمیانه برای حملات مستقیم، نقش مستقیمی در این جنگ ایفا کردند. سایر کشورهای اروپایی نیز به شیوه‌های گوناگون در این زنجیره پشتیبانی قرار گرفتند؛ فرانسه با وجود مواضع انتقادی امانوئل مکرون، اجازه فرود هواپیماهای پشتیبانی آمریکا در پایگاه‌های Istres و Avord را داد و جنگنده‌های خود را در امارات مستقر کرد.
 آلمان با میزبانی پایگاه عظیم رامشتاین، بزرگ‌ترین پایگاه نیروی هوائی آمریکا در خارج از این کشور، به عنوان مرکز هماهنگی و پشتیبانی عمل کرد. رومانی پایگاه‌های استراتژیک خود در دریای سیاه را در اختیار قرار داد، بلغارستان مجوز استفاده از پایگاه‌هایش را برای خدمات راداری و سوخت‌رسانی صادر کرد و یونان با دادن اجازه پهلوگیری و تعمیرات به ناو هواپیمابر «یواس‌اس جرالد آر. فورد» در پایگاه دریایی Souda، زیرساخت لازم را برای یکی از مهم‌ترین دارایی‌های نظامی آمریکا فراهم ساخت.در نهایت، گرچه کشورهای اروپایی ملاحظات سیاسی متعددی داشتند، اما ظرفیت‌های نظامی و جغرافیایی آن‌ها عملیاتی شدن حملات آمریکا را تسهیل کرد.
هر چندکشورهای اروپایی زیر بار سنگین هزینه‌های اقتصادی کمر خم کرده‌اند. فردریش مرتس، صدراعظم آلمان، پس از سفرهای منطقه‌ای خود به غلط کردن افتاد و اعتراف کرد که افزایش سرسام‌آور قیمت انرژی ناشی از این جنگ، بیش از ۱۰۰ میلیارد یورو هزینه اضافی به اقتصاد اروپا تحمیل کرده است. 
آسیب‌پذیری زیرساخت‌های فناوری و فلج شدن اقتصاد غربی
یکی از ابعاد کمتر آشکار اما حیاتی این مناقشه، آسیب‌پذیری زیرساخت‌های کلان اقتصادی و فناوری غرب است. وقوع جنگ در منطقه، علاوه‌بر به خطر انداختن شریان‌های انرژی، ثروت ۵۸۱ میلیارد دلاری هوش مصنوعی و سرمایه‌گذاری‌های آمریکا در پروژه‌های فناوری را با بحران روبه‌رو کرده است. ایران پیش‌تر به صراحت ثابت کرده است که در صورت تداوم ناآرامی‌ها، از هدف قرار دادن زیرساخت‌های دیجیتال و مراکز داده وابسته به شرکت‌های بزرگ آمریکایی نظیر آمازون (AWS) در کشورهای حاشیه خلیج‌فارس چشم‌پوشی نخواهد کرد.
گزارش‌های رسمی حاکی از آن است که حملات پهپادی پیشین به مراکز داده آمازون در بحرین و یکی از نواحی سه گانه ابری امارات، خسارات سازه‌ای سنگین، اختلالات گسترده در شبکه بانکی و آتش‌سوزی‌های وسیعی به بار آورد؛ به‌گونه‌ای که شرکت آمازون در ۱۵ سپتامبر اعلام کرد امکان بازیابی داده‌ها را ندارد و ناچار به اختصاص ۱۵۰ میلیون دلار اعتبار خدماتی به مشتریان آسیب‌دیده شد. این در حالی است که پیش‌تر نیز مؤسسات استراتژیک و پژوهشی رژیم صهیونیستی مانند مؤسسه علوم وایزمن در حملات موشک‌های ایرانی با خاک یکسان شده بودند؛ موضوعی که نشان می‌دهد بازوی بلند ایران تنها به اهداف نظامی محدود نمی‌شود.
بازتعریف هندسه قدرت 
و پایان عصر متجاوزان
بررسی همه‌جانبه تحولات میدانی و سیاسی نشان می‌دهد که دوران یکه‌تازی صهیونیسم بین‌الملل به پایان رسیده است. فرمان صریح رهبر انقلاب، نقطه‌عطفی در بازتعریف دکترین دفاعی ایران ایجاد کرد که پیام روشن آن به کاخ سفید و کشورهای عضو ناتو این است: «هرگونه دست‌درازی جدید، پاسخی فوری، اثرگذار و بدون محدودیت جغرافیایی در پی خواهد داشت.» اکنون که دشمنان در باتلاق خودساخته زمین‌گیر شده و اروپا هزینه‌های سنگین همراهی کثیف با جنایات واشنگتن را لمس می‌کند، جمهوری اسلامی ایران با اتکا به نسل جدید تسلیحات پیشرفته، حذف خطوط قرمز جغرافیایی و انسجام کامل ارکان نظام، در اوج اقتدار ایستاده است. اگر متجاوزان راه‌حل دیپلماسی و پذیرش شروط منطقی ایران را برنگزینند، جغرافیای نبرد تا قلب اروپا و عمق پایگاه‌های فرامنطقه‌ای گسترش خواهد یافت و این بار آتش تلافی ایران، تمام محاسبات استکبار را خاکستر خواهد کرد.

captcha