روی واقعی و ترسناک قهرمان اروپایی
فاطمه قاسمآبادی
قهرمانهای داستانهای فولکلور اروپایی، که هالیوود در یک قرن اخیر، آنها را بسیار به تصویر کشیده است، با نسخههای واقعی خود تفاوت بسیار زیادی دارند.
این قهرمانان در نسخههای معاصر، معمولاً بسیار مهربان، طرفدار فقرا و نجات بخشند و با توجه به نیاز جامعه در هر زمان، به شکل همان نیاز در میآیند. افسانه رابین هود بهعنوان یک دزد مهربان هم به همین صورت شکل گرفته است. این قهرمان روزگاری در هالیوود از اغنیا به نفع فقرا دزدی میکرد ولی در آخرین ورژن سینماییاش، دشمن فقرا است و هیچ شباهتی با نسخههای قبلیاش ندارد! فیلم «مرگ رابین هود» به نویسندگی و کارگردانی «مایکل سارنوسکی» محصول سال 2026 آمریکا است. این فیلم برخلاف داستانهای کلاسیک، روی دیگری از شخصیت رابین هود را به مخاطبین نشان میدهد.
داستان دزد پلید و قاتل بیرحم
داستان فیلم مرگ رابین هود، با آمدن زنی در ظاهر راه گم کرده پیش رابین هود میانسال شروع میشود. زن که گمان برده رابین هود را شناخته، سعی میکند از او تعریف کند ولی رابین هود تمام توصیفات زن را در مورد شخصیت افسانهای که از او بین عوام ساختهاند، رد میکند. نیمههای شب زن برای انتقام مرگ عزیزانش که قبلاً در غارتهای رابین هود کشته شدهاند، به سراغ رابین میآید ولی رابین بیرحمانه او را میکشد و بین دیگر کسانی که قبلاً برای انتقام به سراغش آمدهاند، دفن میکند!
بعد از این شروع طوفانی و تاریک، مخاطبین «جان کوچولو» یکی از شخصیتهای معروف داستان کلاسیک رابین هود را میبینند که با تغییر هویت از دزد به کشاورز، پیش رابین میآید تا به او کمک کند مزرعهاش را از صاحبان اصلیاش که زمانی آن را با کمک رابین غصب کرده بود، دوباره پس بگیرد!
رابین ابتدا سعی میکند جان را از این کار منصرف کند ولی در نهایت به مزرعه حمله میکند، تمام خانواده صاحب اصلی را میکشد و در این بین خانواده جان هم به غیر از دختر کوچکش مارگارت، همگی کشته میشوند. بعد از زنجیرهای از انتقامگیریها، سرانجام رابین بهشدت زخمی میشود و در زمان بیهوشی، توسط غریبهای به صومعهای دورافتاده برده میشود. آنجا رابین دوباره خود را بین گذشته تاریک، گناهان و قتلهای بیشمارش تنها میبیند و به خاطر همین از خواهر «بریجیت» (که قبلاً فهمیده همسر و بچههای او را هم کشته) میخواهد که بعد از فصد و زدن رگش، جلوی خونریزی را نگیرد تا دیگر بیشتر از این زیر بار گناهان بیشمارش نماند و راحت شود....
اروپای واقعی و بربریت محض
در اقتباس جدید از داستان رابین هود، مخاطبین میبینند که نویسنده با استناد به وضعیت واقعی مردم در دورانی که رابین هود زندگی میکرده، شخصیت مورد نظرش را طراحی کرده است.
طبق روایتهای قدیمی، زمان رابین هود مصادف بوده با جنگ صلیبی سوم و لشکرکشی «ریچارد یکم» ملقب به ریچارد شیردل، به سرزمینهای اسلامی برای گرفتن بیتالمقدس.
در آن زمان واقعیت اروپا تصویر جالبی نداشت. فقر و فلاکت به همراه نا امنی و مرگ، همهجا را پر کرده بود. فیلم مرگ رابین هود، دقیقاً همان تصویر را منعکس میکند. و جالب است که این فیلم همه حاشیههای هالیوودی و مخاطب پسند این داستان را مثل یک داستان واقعی رد میکند.
طبق گفته رابین هود این فیلم، هیچ عشقی در زندگی او وجود نداشته و داستان عشق ماریان نجیب زاده هم ساخته و پرداخته ذهن مردم بوده است و در کنار این مسئله، اعتقادات مذهبی که مردم برای رابین هود تصور میکردند را هم رد میکند، چرا که یک دزد و قافله زن، نمیتواند اعتقادات خاصی داشته باشد.... در فیلم مرگ رابین هود، مخاطبین با دزدی روبهرو هستند که به خاطر دزدیهایش جانهای زیادی را گرفته و اطرافیان داغدار که برای انتقام از او به سراغش رفتهاند را هم بیرحمانه کشته، چرا که زندگی یک راهزن در آن زمان، دقیقاً اینطور ایجاب میکرده است.
در این فیلم مخاطبین با چهره واقعی و بربریت محض اروپا، قبل از آشنایی با تمدن و پیشرفتهای شرقی مواجه میشوند؛ چهرهای خشن، بدون تمدن و بهشدت بیرحم. بازی بسیار قوی «هیو جکمن» و دیالوگهای خوبش، به خوبی مخاطبین را به فضای سرد و تاریک داستان میبرد و داستان کلاسیک رابین هود را از یاد مخاطبین میبرد.
تحقیر قهرمانان ضد سرمایهداری
یکی از مسائلی که در فیلم «مرگ رابین هود» به آن پرداخته میشود، از بین بردن خیال یک منجی طرفدار فقرا است. در چند سال اخیر و با شدت گرفتن اعتراضات مردم به نظام سرمایهداری که زیر سلطه آن، مردم عادی در حال لهشدن هستند، دیگر چیزی بهعنوان قهرمان معترض به این نظام، به تصویر کشیده نمیشود. برای مثال یک زمانی فیلم «جوکر» را بهعنوان نماد اعتراضی به سیستم سرمایهداری ساختند و با فروشش تهیهکنندگان سرمایهدار هالیوود پولهای هنگفتی به جیب زدند ولی چند سال بعد، تصویر جوکر برخلاف تصور مخاطبین و طرفدارانش، تبدیل شد به یک دیوانه خیال پرداز که کنج سلولش نشسته و عملاً هیچ کنش خاصِ اعتراضی ندارد! در فیلم «مرگ رابین هود» هم همانطور که از اسمش پیداست، چیزی بهعنوان رابین هودِ طرفدار فقرا که از غنی به نفع فقیر دزدی میکند وجود ندارد و ترسناکتر اینکه رابین هود از کَف، همه مدل دوستی با فقرا را انکار میکند! اینکه نمادهای اعتراضی به سرمایهداران در جامعه سرمایهداری، دانه دانه شکسته و به انسانهایی منفعل و حتی پلید تبدیل میشوند، نشان از این مسئله دارد که غرب دیگر از مرحله صرفاً پول در آوردن از اعتراض گذشته و مرحلهای شروع شده که در آن، اعتراضها به خشونت واقعی و سرنگون کردن دولتها نزدیک شده، پس بخش فرهنگی باید تا جایی که میتواند فتیله قهرمان بازی معترضین کلاسیک را پایین بکشد و آنها را تحقیر کند!
تاریخ مصرف اقتباسهای زیبا تمام شد
در زمانی نه چندان دور، هالیوود و در راسش والت دیزنی، از داستانهای کلاسیک اروپایی، کارتونهای جذاب و مردم پسند میساخت. این ساختهها که معمولاً در آنها شخصیتهای اصلی بسیار جذاب بودند، بعد از مدت بسیار کمی، بهشدت در کل دنیا طرفدار پیدا کردند.
والت دیزنی با کارتونهایی مثل سیندرلا، زیبای خفته، سفیدبرفی و... مردم را مسخ ساختههایش کرد. تصویری رؤیایی که در آن دختر زیبای خوششانس، بعد از مدتی تحمل سختی، به پرنس جذاب داستان میرسید و تا ابد خوشبخت میماند... طبیعی است که مردم هم این توهمات را با علاقه فراوان دنبال کردند ولی واقعیت این داستانها و افسانهها، دقیقاً عکس تصویر رؤیایی بود که والت دیزنی به مردم دنیا خوراند.
طبق نسخه برادران گریم در داستان واقعی سیندرلا، این دختر با جادو و جنبل خودش را در دل پسر پادشاه جا میکند و وقتی نامادریاش میفهمد که کفش جامانده از سیندرلا باعث انتخاب ملکه بعدی میشود، هر دو دخترش را مجبور میکند قسمتی از پایشان را ببرند تا در کفش جا شود و ملکه شوند! در نهایت هم نقشه لو میرود و در روز عروسی سیندرلا با پسر پادشاه، دوستان پرنده سیندرلا، هر دو چشم ناخواهریهایش را از کاسه درمیآورند!
در قدیمیترین نسخه داستان زیبای خفته که از نسخه برادران گریم هم قدیمیتر است و به سال 1634 میلادی برمیگردد، ماجرای دختر طلسم شده و به خواب رفته به خاطر نفرین یک جادوگر به جایی میرسد که پادشاهی به قصر در خواب رفته میرسد و با دیدن دختر زیبای خوابیده روی تخت، به او تجاوز میکند و به سرزمین خودش بر میگردد! نه ماه بعد فرزندان دختر به دنیا میآیند و طلسم باطل میشود و پادشاه هم باز به یاد دختر زیبای در قصر میافتد و هوس میکند دوباره به اوسر بزند ولی ملکهاش متوجه میشود و سعی میکند زیبای خفته و فرزندانش را بکشد ولی توطئهاش برملا میشود و پادشاه برای ازدواج با زیبای خفته، ملکهاش را زنده زنده در آتش میاندازد!
در داستان واقعی سفیدبرفی، ملکه شروری که از روی حسادت سعی در کشتن سفیدبرفی دارد، نه نامادری، که مادر اصلی سفیدبرفی است و در نهایت هم بعد از بارها تلاش نمیتواند دخترش را بکشد و سفیدبرفی در روز عروسیاش کفشهایی آتشین پای مادرش میکند و او را مجبور میکند آنقدر برقصد تا بمیرد! می بینید که افسانههای واقعی اروپایی، به قدری خشن و ترسناک هستند که به هیچ وجه نمیتوانستند نظر مردم عام را جلب کنند، به خاطر همین هم هالیوود با تغییرات اساسی، شخصیتهای پلید، خشن و منحرف این داستانها را تزیین کرد تا بتواند بهعنوان قهرمان خوشبخت، آنها را در بازهای از زمان، به مردم بفروشد.
البته بعد از چند دهه، با توجه به تغییر سبک زندگی مردم و زیاد شدن فشارهای اقتصادی و روحی، دیگر نسخههای دختران زیبای خوشبخت هم خریدار نداشتند و به همین دلیل، سازندگان به سراغ نسخههای کمتر دستکاری شده رفتند تا مخاطبین را دوباره پای روایت خودشان بنشانند.
برای مثال فیلم «خواهر ناتنی زشت» محصول سال 2025 که با اقتباس از سیندرلای نسخه برادران گریم ساخته شده، قسمتی از خشونت واقعی این داستان را با کمی اغراق و جهانبینی سازندهاش مخلوط میکند و در نتیجه مخاطبین از این ورژن بیشتر خوششان میآید تا ورژن کلاسیک و پر از رؤیاهای دروغ.
در مورد فیلم «مرگ رابین هود» اما وضعیت فرق میکند؛ در این فیلم رسماً قهرمان ضد سرمایهداری، تبدیل میشود به قاتلی پلید و بیرحم که فقرا از دست او زجر میکشند. بهخاطر همین هم مخاطبین ارتباط خوبی با این رابین هود بیرحم که نه عشق میفهمد و نه شرافتی دارد، برقرار نکردند.
فیلم مرگ رابین هود، با وجود هزینه ساخت 20 میلیون دلاریاش، تنها 5 میلیون در گیشه فروخت و کاملاً از جانب مخاطبینش پس خورد.