کد خبر: ۳۴۱۲۳۵
تاریخ انتشار : ۱۰ آبان ۱۴۰۵ - ۲۱:۱۶
گفت‌وگو با مجید رستگار کارگردان مستند «کدهای سیاه»

جنگ رسانه‌ای را از تسخیر لانه جاسوسی تـا امـروز جـدی نگرفتیم!

تسخیر سفارت آمریکا در تهران، در آبان ۱۳۵۸، فقط به تصرف یک ساختمان و افشای اسناد آن محدود نماند؛ این واقعه، هم‌زمان به میدان تقابل روایت‌ها نیز تبدیل شد؛ جایی که رسانه‌های آمریکایی می‌کوشیدند تصویری متفاوت از ماجرا به افکار عمومی جهان ارائه دهند. اما رسانه چگونه می‌تواند جای قربانی و مقصر، یا به تعبیر دیگر، جای حق و باطل را عوض کند؟
مستند «کدهای سیاه» به کارگردانی مجید رستگار، با تمرکز بر اسناد سفارت سابق آمریکا و بازخوانی عملکرد رسانه‌های غربی در ماجرای تسخیر لانه جاسوسی، به سراغ همین پرسش رفته است؛ روایتی از پیوند قدرت سیاسی و رسانه و تلاش برای جهت‌دهی به افکار عمومی، حتی در روزگاری که هنوز خبری از شبکه‌های اجتماعی و فضای مجازی نبود.
مجید رستگار، کارگردان و نویسنده این مستند، در گفت‌وگو با خبرنگار کیهان از ایده شکل‌گیری «کدهای سیاه»، سه سال پژوهش برای ساخت آن و نقش اسناد تاریخی در بازخوانی جنگ رسانه‌ای آمریکا گفته‌ایم. رستگار پیش از این مجموعه‌های نمایشی «وضعیت زرد» و «حرفشم نزن» و همچنین مستندهایی چون «عابدان کهنز»‌، «پیشمرگان عرب»، «دیوارکش» و... را ساخته بود.
***
*شما جزو آن دسته از فیلم‌سازانی هستید که هم کار داستانی تولید می‌کنید و هم مستند! علتش چیست؟
از روزی که شروع کردم، علاقه‌مند جدی به سینما بودم، ولی خیلی خوشحالم که مستند هم کار کردم؛ چون مستند به نظر من یک فیلم‌ساز را بیشتر «لحظه‌ای» می‌کند؛ یعنی آن نگاهی که باید یک فیلم‌ساز داشته باشد و در لحظه تصمیم‌گیری‌های جدی کند را در او قوی‌تر می‌سازد. من سعی کردم کارهایی که می‌سازم، کارهای خاص، متفاوت و ماندگاری باشد.
*علت پرداختن شما به موضوع تسخیر لانه جاسوسی در مستند «کدهای سیاه» چه بود؟
این مستند از سوی مدرسه سینمایی ماه به من پیشنهاد شد و روایت از زاویه رسانه، چیزی بود که تا پیش از آن مورد توجه قرار نگرفته بود و برایم جذابیت داشت. کلاً ما در طول این چهل سال، اغلب بحث رسانه را به دشمن باختیم؛ ما در بحث رسانه همیشه با مشکل روایت رو‌به‌رو بودیم؛ البته به غیر از این جنگ اخیر که به نظرم خیلی خوب کار کردیم. در این جنگ‌، با اینکه رسانه‌های دنیا داشتند علیه ایران پروپاگاندا می‌کردند، ایران توانست با استفاده از هوش مصنوعی، آثار خوب و به‌روزی تولید کند و به خوبی به ‌دنیا مخابره نماید. تنها این نبود؛ بلکه حجم گسترده تولید خبر و کلیپ‌های مرتبط با اتفاقات روز و ویژه خبر‌رسانی خوب تلویزیونی بر این پروپاگاندا غلبه کرد. اتفاقی که حتی باعث شد سازمان صدا‌و‌سیما و شبکه خبر مستقیماً مورد هدف دشمن قرار گیرد و سازمان صدا‌و‌سیما در مراکز استان‌ها نیز با وضعی مشابه رو‌به‌رو بود، که این خود گواه این مدعاست. بگذریم؛ رسانه وسیله‌ای بوده است که قدرت‌های بزرگ همیشه از آن بهره برده‌اند و این موضوع از جنگ جهانی دوم تا به امروز وجود داشته است؛ حتی داعش نیز به‌ویژه از آن سوءاستفاده کرد.
در این مستند برای من جذاب بود که نشان دهم رسانه چطور دیدگاه مردم جهان را نسبت به حقانیت یک کشور، یک موضوع و... تغییر می‌دهد. رسانه‌های غربی، به‌مخصوص آمریکایی‌ها در راس آنها، در آن دوران با اینکه اسناد زیادی علیه سفارت کشف و منتشر شد‌-که برخی حتی نشان می‌داد چقدر آنها در تلاش بودند تا گروه‌های مختلف را در همان اوایل انقلاب، از کردها و بلوچ‌ها، اعراب، ترکمان‌ها و آذری‌ها آماده کنند تا شیرازه کشور را از بین ببرند- هرگز آن را برجسته نکرده و تنها بر فضای تسخیر و حمله دانشجویان مانور دادند.
*آیا پیش از این از این زاویه به ماجرای تسخیر لانه جاسوسی نگاه شده بود؟ اینکه رسانه چگونه جای خیر و شر را عوض می‌کند!
هیچ‌کس تا حالا از این دید به ماجرای تسخیر لانه جاسوسی نگاه نکرده بود؛ از این‌رو، به نظر من باید واکاوی می‌شد. هیچ‌کس تا حالا از این دید نگاه نکرده بود که رسانه چطور می‌تواند جریانی را که به حق بوده و نمی‌خواسته دوباره شاهد کودتایی باشد که در سال ۱۳۳۲ اتفاق افتاده است، وارونه جلوه دهد؛ طوری‌که جای خیر و شر را کاملاً تغییر دهد.
*چرا تمرکز مستند به جعل رسانه‌ای طرف آمریکایی معطوف شده است؟
چون همان‌طور که در طول مستند هم می‌بینیم، رسانه‌های آن‌ها کاری می‌کنند تا دنیا را به این سمت معطوف کنند که آنها محق هستند؛ و حتی از خانواده‌های اعضای سفارت که در ایران بودند، استفاده کردند تا مظلوم‌نمایی کنند. باید این موضوع واکاوی می‌شد تا نشان داده شود برنامه‌هایشان چه بوده است؛ و به این موضوع پرداخته می‌شد که رسانه‌ها حتی در آن زمان که فضای مجازی نبود، چقدر قدرتمند بودند.
*تولید این اثر چه فرآیندی داشت و ساخت آن چقدر زمان برد؟
تولید این مستند بر‌عهده من بود، اما دو سال پژوهش جدی داشت که توسط آقای سید میثم حسینی و آقای مسعود ملکی انجام شد و آقای امید نعیمی در مرحله آخر برای کارهای پس‌تولید اضافه شدند. تمام اتفاقات و پژوهش‌ها به زبان انگلیسی بود و فهم درست این اسناد و قرار دادن آنها در جای درستش، کار را سخت می‌کرد. تقریباً سه سال و خرده‌ای طول کشید تا این مستند آماده نمایش و اکران شود.

captcha