مسئولیت نخبگان در تمدن اسلامی از تعهد معرفتی تا کنشگری تمدنی (مقاله وارده)
دکتر مهدی جبرائیلی تبریزی
رهبر معظم انقلاب خطاب به دانشجویان فرمودند: هرچه میتوانید خودتان را به سلاح علم و ایمان و تهذیب نفس و انس با خدا و آشنایی عمیق با معارف قرآن و اهل بیت علیهمالسّلام مجهّز کنید و با کار و ابتکار مضاعف بر قوّت و اقتدار ایران عزیز بیفزایید تا به دعای مولای مهربانمان عجّلالله تعالی فرجه الشّریف، پیمودن مسیر لشکریان همعهد به سمت قلّههای پیشرفت و تمدّن اسلامی ـ ایرانی هرچه بهتر و سریعتر محقّق شود.
در تبیین و تحلیل این نقشه راه نخبگانی ایشان به نکاتی اشاره میشود:
1- تمدن اسلامی صرفاً مجموعهای از بناهای باشکوه، دستاوردهای علمی، نهادهای سیاسی و ساختارهای اقتصادی نیست؛ بلکه منظومهای از باورها، ارزشها، دانشها، نهادها و شیوههای زندگی است که در جهت تحقق کرامت انسانی، عدالت اجتماعی، عقلانیت، معنویت و سعادت فردی و جمعی شکل میگیرد. در فرآیند شکلگیری و استمرار چنین تمدنی، نخبگان جایگاهی تعیینکننده دارند؛ زیرا آنان از یکسو تولیدکنندگان دانش، اندیشه و معنا هستند و از سوی دیگر، در هدایت افکار عمومی، اصلاح ساختارهای اجتماعی و تعیین جهت حرکت جامعه نقشآفرینی میکنند.
طبق شواهد وگزارههای متعدد دینی، برخورداری از دانش، قدرت تحلیل، منزلت اجتماعی و توانایی تأثیرگذاری، تنها امتیاز فردی نیست؛ بلکه مسئولیتی متناسب با ظرفیت و اثرگذاری فرد ایجاد میکند. هر اندازه قدرت معرفتی و اجتماعی شخص بیشتر باشد، امکان و در بسیاری از موارد مسئولیت او در برابر سرنوشت جامعه نیز گستردهتر خواهد بود.
ازاینرو، مسئله اساسی این است که نخبگان در تمدن اسلامی چه مسئولیتهایی بر عهده دارند و چگونه میتوانند سرمایه علمی و فکری خود را به نیرویی برای پیشرفت تمدنی تبدیل کنند؟
2- نخبه در معنای عام، فرد یا گروهی است که به دلیل برخورداری از دانش، مهارت، قدرت تحلیل، خلاقیت، تجربه یا نفوذ اجتماعی، توانایی تأثیرگذاری فراتر از سطح معمول بر جامعه دارد.
نخبگان را میتوان به چند گروه تقسیم کرد:
- نخبگان علمی و دانشگاهی: استادان، پژوهشگران، دانشمندان و نظریهپردازان.
- نخبگان فرهنگی و دینی: عالمان دینی، اندیشمندان، نویسندگان، هنرمندان و مبلغان.
- نخبگان سیاسی و مدیریتی: سیاستگذاران، مدیران و تصمیمسازان.
- نخبگان اقتصادی و فناورانه: کارآفرینان، صاحبان فناوری و طراحان نظامهای تولیدی.
- نخبگان اجتماعی: افراد مرجع، مصلحان اجتماعی و کنشگرانی که توانایی بسیج سرمایه اجتماعی را دارند. البته نخبه بودن صرفاً به معنای برخورداری از مدرک دانشگاهی، شهرت یا موقعیت سازمانی نیست. از منظر تمدنی، نخبه کسی است که علاوهبر توانایی تخصصی، قابلیت تشخیص مسائل اساسی جامعه و مشارکت مؤثر در حل آنها را داشته باشد.
3- مسئولیت تمدنی، تعهد آگاهانه و متناسب با توانایی فرد برای مشارکت در ساختن، حفظ و ارتقای نظمی اجتماعی است که در آن علم، اخلاق، عدالت، معنویت، استقلال و کرامت انسانی بهصورت هماهنگ رشد کنند.
مسئولیت تمدنی نخبگان را میتوان در سه سطح تحلیل کرد:
الف- سطح معرفتی: تولید و ترویج شناخت صحیح از انسان، جامعه و جهان.
ب- سطح اخلاقی و اجتماعی: بهکارگیری دانش و قدرت در مسیر خیر عمومی و جلوگیری از گسترش فساد، تبعیض و فریب.
ج- سطح نهادی و تمدنی: تبدیل اندیشه و دانش به نظریه، فناوری، نهاد، سیاست عمومی و الگوهای پایدار پیشرفت. بنابراین، مسئولیت نخبه تنها به خوب بودن فردی یا تولید مقاله علمی محدود نمیشود؛ بلکه به میزان مشارکت او در بهبود زندگی جمعی نیز ارتباط دارد.
4- قرآن کریم اگرچه اصطلاح «نخبه» را به معنای امروزی به کار نمیبرد، اما اصولی مطرح میکند که میتوان بر اساس آنها مسئولیت صاحبان دانش، قدرت و نفوذ اجتماعی را تبیین کرد.
به دلالت آیه 36 سوره اسراء؛ انسان نباید از چیزی پیروی کند که به آن علم ندارد؛ زیرا گوش، چشم و دل، همگی مورد پرسش قرار میگیرند. این آیه مبنایی مهم برای اخلاق نخبگانی فراهم میآورد. روشنفکر، استاد دانشگاه، عالم دینی و تحلیلگر اجتماعی نمیتواند بدون بررسی شواهد، صرفاً بر پایه تعصب، منفعت شخصی یا گرایش گروهی درباره مسائل جامعه داوری کند.
از این منظر، مسئولیت علمی نخبگان شامل موارد زیر است:
- پایبندی به حقیقت و پرهیز از تحریف دادهها؛
- تفکیک واقعیت از تحلیل و داوری ارزشی؛
- پذیرش خطا و اصلاح دیدگاه در برابر شواهد معتبر؛
- پرهیز از انتشار اطلاعات نادرست و ایجاد هراس یا امید کاذب در جامعه.
در نتیجه، اعتبار تمدنی نخبگان بیش از آنکه به میزان شهرت آنان وابسته باشد، به امانتداری معرفتی و صداقت علمی آنان بستگی دارد. قرآن در آیه 9 سوره زمر بر تفاوت جایگاه معرفتی انسان آگاه و ناآگاه تأکید میکند. البته برخورداری از علم، بهخودیخود تضمینکننده فضیلت اخلاقی یا صلاحیت مدیریتی نیست؛ بلکه دانش هنگامی ارزش تمدنی پیدا میکند که در خدمت فهم بهتر واقعیت و تصمیمگیری مسئولانه قرار گیرد. نخبگان باید فاصله میان دانش تخصصی و فهم عمومی را کاهش دهند. اگر دانش در انحصار گروهی محدود باقی بماند و به افزایش آگاهی جامعه منجر نشود، بخشی از ظرفیت اجتماعی خود را از دست میدهد. از اینرو، ترویج علم، آموزش عمومی، ارتقای سواد رسانهای و کمک به شکلگیری قدرت داوری مستقل در مردم، از مسئولیتهای مهم نخبگان است. یکی از بنیادیترین مبانی تمدن اسلامی، عدالت است.(نساء، ۱۳۵). این اصل، مسئولیت نخبگان را از سطح تولید دانش فراتر میبرد و آنان را در برابر مناسبات ناعادلانه، تبعیض ساختاری و تضییع حقوق مردم مسئول میسازد. برای مثال، اقتصاددان نمیتواند تنها به افزایش شاخصهای کلان اقتصادی توجه کند و آثار سیاستها بر فقر و نابرابری را نادیده بگیرد. حقوقدان نمیتواند صرفاً به تفسیر صوری قوانین بسنده کند و نسبت قانون با عدالت و حقوق مردم را نادیده بگیرد. جامعهشناس نیز باید بتواند سازوکارهای بازتولید محرومیت و طرد اجتماعی را شناسایی کند.
البته عدالتخواهی علمی مستلزم بررسی دقیق شواهد و پرهیز از اتهامزنی، تعمیمهای شتابزده و داوریهای فاقد مستندات است.
آیه 104 سوره آلعمران بر ضرورت وجود گروهی دعوتکننده به خیر و مسئول در برابر اصلاح اجتماعی دلالت دارد. در تحلیل تمدنی، امر به معروف و نهی از منکر را میتوان یکی از مبانی مسئولیت اجتماعی نخبگان دانست؛ مسئولیتی که باید با شناخت موضوع، رعایت اخلاق، توجه به پیامدها و استفاده از شیوههای متناسب انجام شود. نخبهای که فساد علمی را مشاهده میکند، مدیری که از تضییع حقوق مردم آگاه است، یا اندیشمندی که پیامدهای زیانبار یک سیاست را با شواهد معتبر تشخیص میدهد، در برابر نحوه مواجهه خود با این مسائل مسئولیت اخلاقی دارد.
5- از منظر جامعهشناسی سیاسی، نخبگان فقط صاحبان دانش نیستند؛ آنان در تولید معنا، توزیع اعتبار اجتماعی، شکلدهی به افکار عمومی و رابطه میان جامعه و قدرت نیز نقش دارند.
برای تحلیل این نقش، میتوان سه کارکرد اساسی را بررسی کرد. تولید و جهتدهی به آگاهی سیاسی؛ نخبگان میتوانند مسائل پراکنده جامعه را به موضوعاتی قابل فهم تبدیل کنند و درباره ریشهها، بازیگران و راهحلهای آنها توضیح دهند. این کارکرد زمانی سازنده است که بر شواهد معتبر، شفافیت در بیان منافع و امکان نقد متقابل استوار باشد. در مقابل، اگر نخبگان از منزلت علمی خود برای تحریف واقعیت، دامنزدن به قطبیسازی یا توجیه منافع گروهی استفاده کنند، سرمایه معرفتی جامعه تضعیف میشود. میانجیگری میان جامعه و ساختار قدرت؛ نخبگان میتوانند مطالبات جامعه را به زبان کارشناسی ترجمه کنند و تصمیمهای حاکمیتی را از نظر علمی و اجتماعی ارزیابی کنند. این نقش میانجیگرانه، در صورتی مؤثر است که ارتباط نخبگان با مردم قطع نشود و دسترسی به فرآیند تصمیمگیری نیز صرفاً در اختیار گروهی محدود قرار نگیرد.
تقویت اعتماد و مشارکت عمومی؛ سرمایه اجتماعی هنگامی تقویت میشود که مردم احساس کنند دانش و تخصص در خدمت حل مسائل عمومی است، نه ابزاری برای ایجاد فاصله طبقاتی و انحصار قدرت. ازاینرو، ارتباط مستمر دانشگاه با جامعه، شفافیت در فعالیت نخبگانی، مشارکت دادن گروههای اجتماعی در پژوهشها و پاسخگویی به نقدهای عمومی، میتواند به افزایش اعتماد اجتماعی کمک کند. البته اعتماد پایدار صرفاً با دعوت اخلاقی ایجاد نمیشود؛ عملکرد نهادها، کیفیت خدمات عمومی، عدالت رویهای و امکان نظارت مردم نیز در شکلگیری آن نقش دارند.
6- مسئولیت نخبگان در تمدن اسلامی را باید در پیوند میان علم، اخلاق، عدالت و کنش اجتماعی فهم کرد. نخبگان به دلیل برخورداری از دانش، تخصص، منزلت یا قدرت اثرگذاری، ظرفیت بیشتری برای تشخیص مسائل و کمک به حل آنها دارند؛ ازاینرو، نقش آنان تنها به موفقیت فردی یا پیشرفت حرفهای محدود نمیشود. شریعت مقدس اسلام با تأکید بر مسئولیت در برابر حقیقت، عدالت و اصلاح اجتماعی، مبانی اخلاقی این مسئولیت را فراهم میکند. نهجالبلاغه نیز با پیوندزدن علم و شایستگی به عدالت و تعهد در برابر محرومان، تصویری از مسئولیت اجتماعی صاحبان دانش و قدرت ارائه میدهد. بر این اساس، نخبه تمدنساز کسی نیست که صرفاً دانش بیشتری اندوخته یا موقعیت اجتماعی بالاتری کسب کرده باشد؛ بلکه کسی است که دانش خود را با تعهد اخلاقی، استقلال فکری، شناخت نیازهای جامعه و توانایی اقدام مسئولانه پیوند میزند. تمدن اسلامی زمانی به شکوفایی پایدار نزدیک میشود که علم نخبگان به آگاهی عمومی، آگاهی به قدرت حل مسئله، قدرت حل مسئله به اصلاح نهادها و اصلاح نهادها به عدالت و ارتقای کرامت انسانی منتهی شود.
به بیان دیگر، مسئولیت نخبگان در تمدن اسلامی، مسئولیتِ تبدیل «دانستن» به «توانستن» و تبدیل «توانستن» به «خدمت مسئولانه به جامعه» است.