کد خبر: ۳۴۱۱۷۶
تاریخ انتشار : ۱۰ آبان ۱۴۰۵ - ۲۰:۴۹
سالگرد شهادت حاج اسماعیل رضایی و طیب حاج‌رضایی

شاه تسلیم رأی فرقه بهائیت شد

دفتر پژوهش‌های مؤسسه کیهان 
«... ما پا شدیم رفتیم دنبال کار این حاج علی نوری و دنبال کار طیب... خلاصه رفتیم اعلیحضرت را ببینیم که گفتند ده روز دیگر. دیدیم دیر می‌شود. آن وقت این حسن ارسنجانی خیلی با شاه نزدیک بود. ما با ارسنجانی خیلی خوب بودیم، خیلی به من علاقه داشت. من رفتم پیش او و گفتم: آقا جریان این است. تو را به خدا یک کاری بکن. شما زودتر می‌روید پیش اعلیحضرت، یک کاری بکن اینها را اعدام نکنند. خلاصه گفت بهت خبر می‌دهم. رفت و آمد و گفت: آن حاج علی نوری را یک درجه تخفیف بهش دادند ولی طیب را نمی‌دهند. چون نصیری پشت کارش هست...»
این جملات بخشی از پاسخ‌های شعبان جعفری معروف به شعبان بی‌مخ (از عوامل مورد وثوق دربار و شخص شاه) است در گفت‌و‌گویی که با هما سرشار در اواخر دهه 70 انجام داد و در کتابی به نام خودش منتشر گردید. 
از همین صحبت‌ها مشخص می‌شود که ماجرای اعدام طیب حاج‌رضایی و حاج اسماعیل رضایی حتی با وساطت عناصر خیلی نزدیک به دربار شاه هم فیصله نیافت و براساس همین گفت‌و‌گو، عواملی مانند نصیری (رئیس وقت شهربانی کشور) که با فرقه ضاله بهائیت در ارتباط نزدیک بودند، نقش اصلی را در اعدام آنها ایفا کردند، در حالی که بعد از کشتار و قتل‌عام هزاران نفر در جریان قیام پانزده خرداد 1342 در تهران و برخی شهرهای دیگر و دستگیری و زندان هزاران تن دیگر از جمله شخص حضرت امام خمینی، توصیه اکید محافل خارجی و کانون‌های آمریکایی این بود که از هرگونه اعدام زندانیان پرهیز کنند تا احساسات جریحه‌دار شده مردم مسلمان و آتشی که در زیر خاکستر همچنان روشن مانده بود، دوباره شعله بر نکشد که این بار دودمان پهلوی را بر باد می‌داد. 
اما برخلاف توصیه‌های آمریکایی و سرویس‌های جاسوسی و اطلاعاتی غرب، نتوانستند از اعدام طیب حاج‌رضایی و اسماعیل حاج‌رضایی جلوگیری کنند، چرا که اصل قضیه به فرقه ضاله بهائیت برمی‌گشت که گویا نفوذ بسیار جدی در این جریان داشت. 
به روایت ساواک 
در یک سند تکان دهنده ساواک به تاریخ 5 بهمن 1344، صریحا عامل اصلی اعدام طیب حاج‌‌رضایی و حاج اسماعیل رضایی به محفل بهائیان و ‌اشخاص متنفذ آنها از جمله حبیب ثابت منتسب شده و قتل این دو نفر را نتیجه انتقام بهائیان از مسلمانان به‌خاطر مخالفت‌ها و ضدیت‌های مداوم‌شان با این فرقه جهنمی دانسته بود. بخشی از سند:
«... یکی از بهائیان که در شرکت ملی نفت‌، کار می‌کند... می‌گفت که ثابت پاسال سرمایه‌دار معروف‌، مجرم واقعی اعدام طیب (و اسماعیل رضایی) بوده و این‌طور شرح می‌داد که ثابت پاسال به‌ حضور اعلیحضرت همایون شرفیاب، به ‌عرض رسانیده که طیب (و اسماعیل رضایی) مسبب خراب کردن گورستان بهائیان و گلستان جاوید شده. (او) می‌گفت بهائیان، انتقام حظیرةالقدس که چند سال قبل، مسلمان‌ها خراب کردند، از مدرسه فیضیه قم گرفتند...»
وقتی در سحرگاه 11 آبان 1342، طیب حاج‌رضایی و حاج اسماعیل رضایی در مقابل جوخه تیرباران شاه قرار گرفته و به شهادت رسیدند، بسیاری از ناظران شگفت‌زده شدند، در حالی که پس از قطعی شدن حکم اعدام طیب حاج‌رضایی، حاج اسماعیل رضایی و 3 تن از یاران آنها، تلاش‌های بسیاری به خرج داده شد تا از اجرای آن احکام جلوگیری به عمل آید. برخی از علمای ایران و عراق از جمله آیت‌الله حاج سیدمحمود شاهرودی، آیت‌الله بهبهانی، آیت‌الله مرعشی نجفی و آیت‌الله خوانساری از طریق حسن امامی، امام جمعه وقت تهران به شاه نامه نوشته و خواستار عدم اجرای حکم اعدام برای حاج اسماعیل رضایی و طیب و یارانشان شدند.
این تلاش‌ها در مورد 3 تن از اعدامی‌ها نتیجه داد و حکم‌شان با یک درجه تخفیف به حبس ابد تبدیل گردید اما در میان حیرت حتی بسیاری از وابستگان رژیم شاه، حکم طیب و حاج اسماعیل رضایی تغییری نکرد و آنها را به شهادت رساندند.
یک انسان خیر و باایمان
حاج اسماعیل رضایی به لحاظ سبک و روش زندگی و طریق رشد و بالندگی‌اش، الگوی بسیاری از جوانان و هم نسلانش بود که می‌دیدند چگونه او با کار و تلاش از سن 11 سالگی و تامین معاش خانواده در کنار تحصیل و کسب روزی حلال، از یک زندگی بسیار فقیرانه به تمکن مالی نسبتا خوبی رسید اما آن تمکن را برای خود و خانواده‌اش هزینه نکرد و خرج خانواده‌های نیازمند و ایتام و فقرا ‌نمود.
ویژگی‌های زندگی حاج اسماعیل رضایی بسیار بود از جمله اینکه اگرچه در دوران کودکی به‌دلیل فقر مالی خانواده‌، صاحب خانه‌شان آنها را از منزل محقری که در آن سکونت داشتند، بیرون کرده بود، اما وقتی در بزرگی، صاحب تمکن مالی شد برای همان صاحبخانه‌ که در دوران کودکی، مصیبت بی‌خانمانی را به سرشان آورده بود‌، ولی خود بعداً دچار عسرت و تنگدستی شد، خانه‌ای تدارک دید و دستش را گرفت. این تنها مورد انفاق و بخشش او نبود، چون در گشایش مالی که خداوند برای حاج اسماعیل رضایی پیش آورد، او به جای تهیه ویلا و مستغلات در داخل و خارج از کشور، به‌دنبال رفع حاجات زندگی و خدمت به دیگران بود. 
از جمله کارهاي عام‌المنفعه و خدمات بسيار مهم او مي‌توان به احداث حدود 300 خانه دو اتاقه در جنوبي‌ترين نقاط تهران برای اسکان زنان خیابانی به منظور ارشاد و هدايت آنان توسط دو تن از بانوان باایمان و تحصيلکرده و متدين تهران اشاره کرد که پس از حصول اطمينان از اصلاح آنان شرايط ازدواج هرکدام را با فردی از کارگران شهرستاني که در ميدان تره‌بار کار مي‌کردند، با قول مساعدت نسبت به تأمين مسکن و شغلي مناسب در ميدان و با تفکيک سند خانه به تساوي بين زن و مرد فراهم ‌ساخت.
شاید همین بخشندگی و گشاده دستی و کمک به دیگران بود که قلب او را از نور ایمان و تقوا مالامال ساخته بود. خداوند چنان بصیرت و نگرشی به حاج اسماعیل داد که او از همان دوران جوانی مقلد حضرت امام خمینی شد و اعلامیه‌های ایشان را تکثیر و پخش می‌نمود. همین بصیرت بود که دشمنان اصلی را به او می‌شناساند تا در برابرشان موضع‌گیری و اقدام نماید. 
از جمله این دشمنان اصلی فرقه ضاله بهائیت بود که به‌طور مستقیم از کانون‌های صهیونیستی خارج کشور و به‌خصوص اسرائیل حمایت و هدایت می‌شد. فرقه‌ای که از همان زمان ظهور و بروز در تاریخ این سرزمین‌، سعی داشت به روش‌های گوناگون خشونت‌آمیز با ترور و ایجاد وحشت و قتل‌عام و شکنجه و... و همچنین با نفوذ فرهنگی در اذهان مردم، ملت مسلمان را به حضیض بکشاند.
دشمنی و مقابله با بهائیت
حاج اسماعیل رضایی همواره یکی از پیشگامان و در صف اول برای مقابله با این فرقه بود. مشارکت او در تخریب گورستان بهائیان یکی از همین اتفاقات بود که باعث شد تجمعات تبلیغی و تشکیلاتی آنها در گورستان یاد شده منتفی شود. حاج اسماعیل کمک کرد تا در نزدیکی یکی از مراکز اقتصادی آنها، یعنی کارخانه تولید نوشابه پپسی‌کولا واقع در خیابان آزادی (آیزنهاور آن روز) که به‌دلیل وابستگی به فرقه بهائیت از سوی مراجع تقلید تحریم شده بود، مسجدی به نام صاحب‌الزمان بنا شود که این مسجد در نبش خیابان بهبودی تاسیس شد و مرکز فعالیت‌های مختلف برای شناساندن حضرت ولی‌عصر(عجل‌الله تعالی فرجه الشریف) به نسل جوان گردید که همین موضوع، آن هم در نزدیکی یکی از مقرهای بهائیت، خشم و عصبانیت این فرقه را برانگیخت.
حاج اسماعیل رضایی و يارانش شب‌هاي جمعه در همان مسجد با سيدمهدي لاله‌زاري (از علما و فقهای شیعه) برای طرح و اجرای برنامه‌های دینی و برگزاری آیین‌های اسلامی جلسات مؤثری داشتند و هر جمعه برنامه‌های دعای ندبه و مراسم برای امام زمان برگزار می‌کردند. خصوصا در ایام سالگرد میلاد حضرت مهدی صاحب‌الزمان، روزهای متمادی جشن‌های شعبانیه برگزار نموده و از میدان 24 اسفند آن روز (انقلاب فعلی) تا محل مسجد را چراغانی کرده و به مردم شربت و شیرینی می‌دادند.
سیدکاظم موسوی، محقق تاریخ بهائیت در مورد عوامل و علل اعدام طیب حاج‌رضایی و حاج اسماعیل رضایی اظهار داشته است:
«... علت به شهادت رسیدن طیب و شهید حاج اسماعیل رضایی دقیقا همین است، چون کانون اصلی و جریان اصلی ضدیت با بهائیت بودند و تماما در اختیار مرجعیت قرار داشتند. تمام تلاششان این بود که یک جریان دینی را علیه بهائیان شکل بدهند. این شد که پس از جشن نیمه‌شعبان با آن مراسم مفصل، بهائیت کینه به دل گرفت تا اینکه در جریان قیام پانزده خرداد 1342، توانستند با دسیسه‌چینی، این دو نفر را روانه زندان کنند، در اختیار ساواک قرار گرفته و در نهایت به چوبه اعدام سپرده شده و به شهادت رسیدند...» 
مراسم سراسری برای شهیدان
اعدام آنها موجب تأثر شديد در میان طلاب و روحانیون حوزه علميه قم شد. از همین روی براي اولين بار حوزه علميه قم دروس ديني خود را براي دو نفر غيرروحاني يکپارچه تعطيل کرد. اين در حالي بود که ساواک با پخش شایعه‌ای تحت عنوان «حوزه به خاطر لوطي عکس‌العمل نشان نخواهد داد»، سعي در تحقير آن شهيدان داشت. اما با همه اختناقي که رژيم شاه ایجاد نموده بود، در سرتاسر کشور براي تجليل از حاج اسماعیل و طیب مجالس ختم متعددی برپا شد. و در هفتم شهادت آنان جمعي از مبارزان سرشناس و متدين بازاري و روحاني با عنوان «هيئت‌هاي مؤتلفه اسلامي» اعلاميه‌‌اي صادر کردند.
بنا به گزارش روزنامه‌های آن زمان، حاج اسماعيل رضايي در وصيت‌نامه‌اش که شب اعدام تنظيم کرد، اسامي طلبکاران، بدهکاران و بدهي بابت قضاي نماز و روزه‌اش را نوشته بود. متن آن وصيت‌نامه در روزنامه‌ها چاپ شد و وصاياي مالي او حدود يک ميليون تومان برآورد مي‌شد که در آن زمان پول هنگفتي بود و و همین موضوع تبلیغات انحرافی مزدوران شاه که گویا طیب و حاج اسماعیل برای تظاهرات پول گرفته بودند را به مضحکه کشاند!

captcha