ساحات دفاعی از نگاه قرآن
خلیل آقاخانی
خدا نفس انسانی را دارای همه قوا و توانایی قرار داده که بتواند در مقام مظهر اسمای الهی قرار گرفته و در جایگاه خلافت الهی مظهر ربوبیت و پروردگاری باشد و نه تنها خود بلکه همه هستی ما سوی «العالین» را به تمامیت کمال بایسته و شایستهشان برساند.
از جمله قوای مهم و اساسی نفس انسانی، میتوان به قوای عاقله و جاذبه و دافعه اشاره کرد که بدون عاقله و جاذبه و دافعه یعنی شهوت و غضب نمیتوان به آرامش و آسایش و رشد و تزکیه نفس دست یافت.
قوه دافعه یا همان غضب، موجب میشود تا انسان بتواند هر آن چیزی که عامل تهدید در هر ساحتی از ساحات وجودی، هویتی، عِرضی، جانی، مالی، امنیتی، اخلاقی و مانند آنها است، دفع و دور کند.
در اصطلاح فقه قرآنی، دفاع به عنوان یک واجب تکلیفی برای پیشگیری، رساندن، پرداختن، دورکردن و حمایت از هر آن چیزی است که عامل تهدید و آسیب نسبت به اساس اسلام، جان، مال و آبروی انسان است؛ چنانکه در اصطلاح حقوقی، پاسخی است که اصحاب دعوی به یکدیگر
میدهند.
ساحات دفاع از نظر قرآن
ساحات دفاع به معنای فقهی و حقوقی بسیار گسترده است. که در اینجا به مهمترین آنها از نظر قرآن میپردازیم:
1. دفاع از عقاید توحیدی: مهمترین و اساسیترین ساحت دفاع همان دفاع از اسلام و عقاید توحیدی است که تکلیف اساسی پیامبران و مؤمنان است.
بر اساس گزارشهای قرآنی، همه پیامبران به ویژه از حضرت ابراهیم(ع) و پس از آن، و نیز مؤمنان و پیروان پیامبران، تمام اهتمام ایشان دفاع از ساحت عقاید توحیدی در برابر کافران و مشرکان بوده است. (بقره، آیه 258؛ کهف، آیات 14 و 15؛ هود، آیات 61 تا 71 و 84 تا 88؛ مائده، آیه 76؛ یس، آیات 20 تا 25؛ ابراهیم، آیات 9 و 10)
دفاع از دین و عقاید توحیدی و دیگر مقدسات اسلامی در همه شرایع آسمانی به عنوان یک سنت الهی در ساحات تکوین و تشریع مطرح است. (حج، آیه 40)
بنابراین، خدا نهتنها از دین و مقدسات اسلامی دفاع میکند و این سنت تقدیری و قطعی الهی است (همان)، بلکه به دفاع از اهل حق یعنی پیامبران میپردازد و اجازه نمیدهد تا حقوق ایشان در ساحات گوناگون تضییع شود؛ چنانکه خدا مثلاً به دفاع از پیامبر(ص) در امور گوناگون از جمله ازدواج (احزاب، آیات 37 تا 40)، اتهام غل (آلعمران، آیه 161)، کهانت و جنون (طور، آیه 29) و مانند آنها پرداخته است.
پس همانگونه که خدا از پیامبران در برابر دشمنان و اتهامات واهی (بقره، آیه 102؛ آل عمران، آیه 55) دفاع میکند، مؤمنان باید اینگونه عمل کنند؛ زیرا خدا از مؤمنان دفاع میکند چنانکه از پیامبران دفاع میکند (حج، آیه 38) تا عقاید توحیدی حفظ و صیانت شود. (حج، آیات 38 تا
40)
2. دفاع از حق: نفس انسانی به طور فطری بر اساس نور هدایت تکوینی – عقلی، نه تنها توانایی شناخت حق و مصادیق آن از باطل و مصادیق آن را دارا است، بلکه به طور فطری به حق و مصادیق آن گرایش و نسبت به باطل و مصادیق آن گریزش دارد. (طه، آیه 50؛ شمس، آیات 7 تا 9)
اما این گرایش میبایست به گونهای به تکامل برسد که همواره بهعنوان «قوامین» به این امر قیام کرده و به دفاع از حق و اهل حق بپردازد.
البته از آنجا که حق مطلق همان خدا است (فصلت، آیه 53) و خدا ریشه و خاستگاه هر حقی است، این قیام میبایست نهتنها برای خدا و در دفاع از حق باشد، بلکه باید به گونهای طراحی شود که با بهترین و برترین شیوه از حق دفاع شود و حق اقامه گردد. (مؤمنون، آیه 96)
3. دفاع از آبرو: از مهمترین و اساسیترین ساحات دفاعی، دفاع از عرض و آبروی افراد بهویژه مؤمنان است. از نظر قرآن، همانگونه که خدا به دفاع از آبروی مؤمنان اهتمام دارد
(نساء، آیات 15 و 112؛ نور، آیات 2 تا 13؛ حجرات، آیات 11 و 12)
و در همین باره احکام سخت همراه با تهدید نسبت به هتک حرمت عرض و آبروی مؤمنان وضع و تشریع کرده است (همان)، همچنین از مؤمنان میخواهد تا از عرض و آبروی خویش دفاع کنند و اجازه هتک حرمت به عرض خویش یا خانواده را ندهند (هود، آیه 78؛ حجر، آیات 68 و 69؛ یوسف، آیات 26 و 50 تا 51)، بلکه حتی برای دفاع از عرض و آبروی خویش به افشای گناه دیگران در محدوده دفاع از آبروی خویش بپردازند (یوسف، آیه 26)؛ البته از نظر قرآن، مسلمانان موظف هستند به عنوان یک واجب شرعی به دفاع از آبروی پیامبر(ص) در برابر هرگونه اتهامات در ساحت عرض و آبرو اقدام کنند و توطئه دشمنان را نقش برآب نمایند. (نور، آیات 11 تا 17)
4. دفاع از رهبران و پیامبران و مؤمنان: ساحت دفاع تنها به عرض و جان و مال شخص محدود نمیشود، بلکه بر مسلمانان و مؤمنان است تا به دفاع از پیامبران، امامان و مؤمنان در همه ابعاد بپردازند (آلعمران، آیه 200؛ تفسیر عیاشی، ج 1، ص 212، حدیث 179؛ یس، آیات 13 تا 18)، چنانکه بر رهبران و پیامبران است تا به دفاع از مؤمنان و پیروان مکتب اسلام بپردازند.
(قصص، آیات 15 تا 19)
اصولاً چنانکه گفته شد، خدا از پیامبران و راهبران و مؤمنان موحد در ساحات گوناگون دفاع میکند (احزاب، آیات 37 تا 40؛ طور، آیه 29؛ بقره، آیه 102؛ آلعمران، آیه 55) بنابراین مؤمنان نیز میبایست اینگونه باشند.
5. دفاع از اماکن مقدس آسمانی: دفاع محدود به افراد و نسبت به عرض و جان و مال نیست، بلکه باید نسبت به اماکن مقدس و مراکز دینی از صومعه، کلیسا، کنیسه و مساجد که در آنها یاد خدا به کثرت برده میشود، واکنش دفاعی انجام داد و اجازه نداد تا کسی متعرض این اماکن مقدس شود؛ زیرا از نظر قرآن، دفاع از اماکن مقدس شرایع آسمانی به منزله یاری و نصرت خدا است.(حج، آیه 40)
6. دفاع از وطن: از نظر قرآن، دفاع از وطن و خانه و کاشانه به عنوان دفاع از مال و دفاع از حق مطرح شده است و خدا کسانی که به این ساحت دفاعی وارد میشوند را یاری و نصرت میرساند.(بقره، آیات 246 تا 250؛ نساء، آیات 39 و 40)
بنابراین، نه تنها دفاع از وطن و اخراج دشمنان و دفع آن مشروع و مجاز است، بلکه میتوان نصرت خدای قوی عزیز را انتظار داشت تا اگر کسی شما را آواره کرد، مجازات و تنبیه شود.
(حج، آیات 39 و 40)
اصولاً دفاع از وطن در برابر دشمن به هر شکلی با به کارگیری انواع شیوهها جایز و مباح و مشروع است بلکه در شرایطی واجب میشود تا جایی که پیامبران و اولیای الهی به حکم الهی نیز وارد این عرصه و ساحت دفاعی میشوند.(بقره، آیات 246 تا 250؛ کهف، آیات 94 و 95؛ حج، آیات 39 و
40)
7. دفاع از مظلوم و مستضعف: از واجبات شرعی بر مؤمنان، دفاع از هر کسی است که عنوان مظلوم و مستعضف بر او بار میشود، خواه مسلمان باشد و خواه غیرمسلمان؛ زیرا حکم شرعی اسلام دفاع از حق و مصادیق آن است که مهمترین آنها دفاع از عدالت در برابر ظلم است؛ شکی نیست که ظالم و مستکبر علیه مظلوم و مستضعف، عملی را انجام میدهند که باطل و ناحق است؛ بنابراین، مؤمنان میبایست به دفاع از مظلوم و مستضعف حتی با جهاد و جنگ پرداخته و ظالم و مستکبر را در جای خود بنشانند. (نساء، آیه 75)
باید توجه داشت که مصداق مستضعف گسترده است، ولی مصداق کامل آن، زنان و کودکان و پیرانی هستند که هیچگونه توان دفاعی ندارند تا از حقوحقوق خویش در برابر مستکبران ظالم دفاع کرده و حق خویش را باز ستانند. (همان)
اصولاً از نظر قرآن، خدا مدافع مظلوم در برابر ظالم است و به نصرت و حمایت مظلوم میپردازد به شرطی که خود یا دیگران برایش کاری انجام دهند و مظلوم باشد نه منظلم و پذیرای ظلم.
(حج، آیات 39 و 40)
همچنین خدا از یتیم به سبب آن که مظلوم واقع میشود و توانایی دفاع از خود را ندارد، دفاع میکند.(نساء، آیات 2 تا
6)
8. دفاع نظامی: از دیگر ساحات دفاعی دفاع نظامی است؛ زیرا افراد با دفاع نظامی میتوانند احقاق حق خود به عنوان مظلوم نمایند
(حج، آیات 39 و 40) و اگر آواره شدند به کاشانه و وطن مالوف خویش بازگردند
(بقره، آیات 246 و 251) و از عقاید حق خویش از جمله اسلام و توحید و اماکن مقدس دفاع کنند (حج، آیات 39 و 40) تا اینگونه فساد و تباهی حذف شود (بقره، آیه 251) و امنیت کامل تحقق یابد.
(حج، آیات 38 و 40؛ بقره، آیات 246 تا 251)
بنابراین، دفاع نظامی از جمله اشکال دفاع حق است که عقل فطری به آن گرایش دارد و وحی نقلی آن را امضا و تأیید میکند. (توبه، آیه 13؛ حج، آیات 39 و 40؛ بقره، آیات 246 و 251)
اصول و قواعد دفاع مشروع و ممنوع
فلسفه دفاع بر اساس دین الهی و سنتها و قوانین الهی حاکم بر هستی، دفع ظلم (حج، آیه 39؛ شعراء، آیه 227)، دفع فساد در زمین (بقره، آیه 251)، حفظ حق و احقاق عقاید توحیدی و حفظ اماکن مقدس توحیدی (حج، آیات 38 تا 40) و مانند آنها است.
از نظر قرآن، حیطه دفاع مشروع در محدوده تجاوز انجام شده بدون افراط است. (بقره، آیات 191 و 192؛ مائده، آیه 2؛ نحل، آیه 126) بنابراین، دفاع مشروع از مال و جان و هویت و دین و مانند آنها میبایست در چارچوب «عدل الهی» و اقامه قسط باشد و از هرگونه تعدی و تجاوز مبرا و منزه باشد. (نساء، آیه 135؛ مائده، آیه 8؛ حدید، آیه 25)
در دفاع نظامی باید مراعات ماههای حرام شود (توبه، آیه 36) مگر آنکه دشمن در این ماههای حرام اقدام کند که لازم است تا دفع شود. (همان؛ بقره، آیه 191 تا 194)
دفاع میبایست برای خدا و احقاق حق و اقامه عدالت و قسط و ابطال باطل و ظلم باشد؛ این امری است واجب که باید انجام شود؛ اما اگر کسی برای غیر خدا و حق و اقامه عدل و قسط اقدام کند، به خطا رفته و دفاع او میتواند ظالمانه باشد؛ چنانکه کوتاهی و ترس در مقام دفاع و عدم حضور در میدان نبرد و دفاع همانند رفتار منافقان موجب خشم الهی است.
(آلعمران، آیه 167؛ احزاب، آیات 13 و 14؛ توبه؛، آیه 13)
همچنین برخی از دفاعها از مصادیق حرام و ممنوع است. از جمله دفاع از خائنان (نساء، آیه 105 و 107)؛ زیرا چنین دفاعی موجب انحراف انسان از حق میشود. (همان)
از همین رو دفاع از خائنان امری نکوهیده و مورد توبیخ الهی و گناهی بزرگ است که خدا هیچ حمایتی از چنین گناهکاری نخواهد کرد. (همان)