کد خبر: ۳۴۱۱۵۴
تاریخ انتشار : ۰۹ آبان ۱۴۰۵ - ۲۱:۰۸

تاریخ شفاهی؛ علم یا ابزار علم؟

عزیزالله محمدی (امتدادجو)

همان‌طور که در بخش اول این مطلب نیز اشاره شده بود؛ در دو بخش قبلی و ایضاً مطلب پیش‌رو (بخش پایانی) به مرور اجمالی مجموعه‌ای از پرسش ‌و پاسخ‌ها و یا مواجهه‌های دانشجویان و نوقلمان و راویان جوان با نگارنده در خصوص «تاریخ شفاهی دفاع مقدس» و موارد مرتبط با این مقوله پراهمیت پرداخته شده که گاهی در سخنرانی‌ها و یا محافل مختلف و یا محیط دانشگاهی به آن‌ها به فراخور موضوع و محیط و فرصت و امکان پاسخ لازم داده شده و در این فرصت نیز به ضرورت انتقال این تجربه - برای تقویت و آسیب‌شناسی عرصه پرمخاطره تاریخ شفاهی- آن مواجهه‌ها با رویکرد علمی تبدیل به متن شده‌اند؛ چرا که با توجه به رخدادهای متنوع و گسترده جنگ‌های ۱۲روزه و چهل‌روزه و مابعد آن، این روزها پرداختن به موضوعاتی مثل (تاریخ شفاهی، روایت، گفت‌وگو، مصاحبه و... ) پررنگ شده است.
بررسی وجوه علمی تاریخ شفاهی و الزامات پرداختن به آن و فاصله‌گذاری این مبحث علمی بین‌رشته‌ای (از منظر و دیدگاه بعضی از کارشناسان) با موضوعاتی مثل خاطره‌نگاری و یا روایتگری فردی و رویدادی، موضوع دیگری از مباحث مطرح‌شده بود که ذیل آن علاوه بر بسترشناسی دفاع مقدس برای تحقق تاریخ شفاهی، به واقعیت و یا حقیقت روایت و همچنین اعتماد و اعتبار تاریخ شفاهی در حوزه «نظریه مقاومت» بیشتر پرداخته شد.
تطبیق‌هایی مثل علوم اجتماعی با تاریخ شفاهی و موضوع آسیب‌های نگارش این حوزه، مثل میل افراطی به تکثر انتشار تجربه و همچنین شتاب‌زدگی و تکثر تولید و عدم دستینه‌سازی از جمله مواردی بودند که تاکنون به آن‌ها پرداخته شده و حالا در ادامه به «حوزه شناختی» این مهم می‌پردازیم که سنجه‌ها و ویژگی‌های دقیق تاریخ شفاهی مبتنی بر چه عوامل و مؤلفه‌هایی می‌تواند باشد:
سنجه‌ها و ظواهر
تاریخ شفاهی به‌عنوان یک ماهیت و وجودیت بین‌رشته‌ای دارای صلاحیت‌های سنجه‌ای است که بر اساس آثار موفق و منشورهای موجود می‌تواند قابل ارزش‌گذاری و تعیین سطح شود.
به‌طور مثال با در نظر گرفتن تقسیم‌بندی‌ها، مفاهیم به‌کارگرفته‌شده و یا چگونگی تدوین (مشترک یا جداگانه) و صورت ظاهری از قبیل صفحه‌آرایی و طرح جلد و... که سهمی را به ناشران تحت عنوان کتاب‌ساز هم اختصاص می‌دهند می‌توانند در معرض نقد قرار بگیرند.
با بررسی کتب آموزشی در سطوح مختلف تحصیلی به‌وضوح شاهد هستیم که ما متون درسی و متون آموزشی در حوزه تاریخ شفاهی و خاطره‌نگاری کم داریم و با توجه به اینکه نظریات کارشناسی گویای آن است که تاریخ شفاهی یک موضوع علمی و دارای پتانسیل استقلال رشته‌ای است؛ نیاز جدی احساس می‌شود که هر مؤلف و پدیدآورنده‌ای در این زمینه همت داشته و رغبت کند تا با تألیف ارزنده، شرایط امکان‌سنجی برای اثربخشی تاریخ شفاهی در بستر آموزش پایه‌ای یا دانشگاهی را فراهم نماید.
با این توصیف و با در نظر گرفتن عدم توجه محیط‌ها و نهادهای علمی و پرورشی، مثل دانشگاه‌ها و آموزش و پرورش می‌توان مراحل امکان‌سنجی برای بازنگری در نقد آثار را بعد از نشر فضای دیجیتال مجدداً مورد توجه قرار داد و دقیقاً به دلیل عدم توجه نهادهای آموزشی به اهمیت این موضوع، ناشران این حوزه را بیشتر مورد اکرام و تقدیر قرار داد و انگیزه‌های اقتصادی در صنعت نشر را برای آن‌ها افزایش داد.
به‌رغم تعریف ظاهر تاریخ شفاهی، این عرصه مخاطبان تعریف‌شده‌ای دارد که همین موضوع باعث می‌شود تا تأملات و مکث جدی حتی در گرافیک و طرح جلد و چیدمان شکلی آثار به‌وجود بیاید.
همان‌طور که پیش از این و در بخش اول این مطلب نیز تا حدود اجمالی اشاره شده بود؛ این تأمل و مکث سبب می‌شود که مخاطب صرفاً اثر منتشرشده را به‌عنوان یک کار سفارشی و خدمات چاپ نبیند و با مکثی روی آن به مفاهیم و مضامین تاریخی پیوند بخورد؛ از این جهت حتی رنگ و طرح جلد و تصاویر به‌کارگرفته‌شده حتماً باید مورد توجه مؤلف و ناشر قرار بگیرد تا بتوان حداقل حس نوستالژیک و بوی تاریخی بودن را برای مخاطب به‌وجود آورد. مسلم است که ظاهر وجودی اثر مکتوبی مثل کتاب باید تابع جذابیت‌های بصری و مفهومی باشد و در حوزه صفحه‌آرایی داخلی کتاب می‌تواند عرصه هنرنمایی و مفهوم‌شناسی باشد.
به‌تازگی در عرصه نشر و در صفحه شناسنامه کتب مختلف شاهد واژه جدید و شخصیت اثرگذاری به نام «گرافیکال» هستیم که به لحاظ مدیریت ظاهری اثر و موتیف‌هایی که روی جلد و صفحات داخلی به‌کار می‌روند برای هدایت و رفع خستگی خواننده بسیار مفید و مؤثر است.
موتیف در رشته‌های هنر و طراحی و گرافیک به کوچک‌ترین عنصر تکرارشونده، که با تکرار خود یک بافت یا یک الگو می‌سازد گفته می‌شود و در نویسندگی یک تکنیک ادبی است که از یک عنصر تکراری اهمیت نمادین خلق می‌کند و سعی دارد در مرحله اول حالت فکری یا احساسی را برانگیزد و سپس با روشن ساختن موضوعات اصلی، غریزه مخاطب را درگیر و مفاهیم نمادین منحصربه‌فردی را از طریق تکرار به‌وجود آورد و نمونه‌ای از ایده‌های مختلف را خلق کند.
توجه به اقتضائات از جمله ذائقه مخاطب و تکنولوژی و بسترها لازمه وسعت و شعاع انتشار یک اثر چه به‌صورت فیزیکی و چه به‌صورت معنایی و مفهومی و اثرگذاری است که امروزه با توجه به گسترش فضای مجازی و حوزه دیجیتال اقبال از کتب فیزیکی روزبه‌روز در حال کاهش است و بدیهی به نظر می‌آید که وقتی مخاطبی کتابی را در این وضعیت خریداری می‌کند یک مخاطب جدی و حرفه‌ای است که قطعاً می‌خواهد آن کتاب را لااقل تا مدت‌های زیادی داشته باشد؛ لذا به امر نگهداری سالم آن کتاب نیز در مدت‌زمان طولانی و در هنگام مطالعه توجه ویژه‌ای دارد که این دیدگاه مخاطب به‌طور حتم باید در صحافی قوی برای کتاب مورد توجه قرار بگیرد تا کتاب تهیه‌شده توسط مخاطب در کوتاه‌مدت و یا به هنگام مطالعه دچار فروپاشی از شیرازه و یا جلد نشود.
هدف از متن و مفاهیم علمی و روایی
به‌طور ساختاری وقتی صحبت از متن یک اثر تاریخ شفاهی می‌شود دقیقاً باید به مفهوم و یا مفاهیم به‌کارگرفته‌شده هر اثر توجه و دقت داشت تا به‌طور عملی حداقل بازتعریف برخی از مفاهیم جدی و اصلی تاریخ شفاهی در آن به‌کار گرفته شود.
واقعیت این است که ما در تاریخ شفاهی به‌عنوان علم نوپدید و علم بین‌رشته‌ای، تعاریف واحد و استانداردی از کلیدواژه‌های مرتبط با تاریخ شفاهی نداریم و معمولاً مرزهای مشترک تاریخ شفاهی و خاطره باعث می‌شود که یک اختلالی در فهم نتیجه نهایی صورت بگیرد.
بهتر آن است که در خلال تدوین و تنظیم نهایی اثر تاریخ شفاهی به‌صورت علمی اگر تعمقی هم بر روی تعاریف آکادمیک وجود ندارد؛ سعی شود برای آشنایی خواننده‌هایی که با تعاریف آشنا نیستند به‌طور تقریبی و یا تحقیقی عمده تعاریف ساده دست‌یافتنی باشد تا هر مخاطبی بدون نیاز به مدرس یا استاد با اثر تولیدشده ارتباط علمی و مفهومی برقرار کند.
به‌طور معمول همیشه یک دغدغه‌ای برای متن وجود دارد که عموماً کارشناسان علمی حوزه تاریخ شفاهی به‌رغم بعضی تولیدکنندگان اثر، آن را نمی‌پسندند.
دغدغه غالب این کارشناسان و فعالان حرفه‌ای این حوزه آن است که هدف نباید صرفاً تولید اثر باشد؛ بلکه در درجه اول باید به ذات علمی تاریخ شفاهی از باب حفظ و ثبت و گنجینه‌سازی دقت شود تا با اصول منطبق بر علم، از این آثار آرشیو ایجاد کرد و بر حفاظت از آن‌ها با مفهوم جلوگیری از نابودی روایات و خاطرات کوشید.
آفرینندگی ادبی و هنری
به‌طور ویژه باید در آثار تاریخ شفاهی به عالم خلق و نگارش و آفرینندگی ادبی و هنری توجه کرد و نباید بدون یادگیری مراحل مصاحبه و تنظیم و تدوین، تنها با بسندگی به ارائه مفاهیم و یا ایجاد فرم در پشت ساخت تعادل سنگر گرفت و اثر را در اختیار مخاطبی قرار داد که فقط مقداری مفهوم و تعاریف را در شکلی از فرمالیستی بودن دریافت کرده، درحالی‌که اثر کاملاً از آن تعاریف کلیدواژه‌های اصلی مربوط به تاریخ شفاهی خارج است.
در چنین موقعیتی مؤلف ترجیح خود را روی ارجاعات فرامتنی و فرامفهومی قرار می‌دهد و مخاطب را به خارج از مجموعه پیش‌رو دعوت می‌کند که قطعاً دوگانگی و یا چندگانگی مواجهه با اثر را به همراه دارد. با شرایط حاضر به‌طور مسلم یک بحث کاملاً یا نسبتاً جامعی از تاریخ اندیشه و پیش‌نیازهای سخت‌گیرانه برای درک هر مطلب و موضوعی در خصوص مفاهیم به‌کارگرفته‌شده اثر به‌وجود می‌آید؛ یعنی داشته‌های متنی مطالب مفیدی هستند ولی من مخاطب در قاب موضوعی اصلی کتاب آن را نمی‌بینم و ترجیح می‌دهم این‌ها را جای دیگری بخوانم.
تاریخ و پیش‌نیازهای اندیشه
اگر ما همین سخت‌گیری‌هایی که در خصوص آفرینش ادبی و هنری گفتیم را داشته باشیم در ادامه باز یک بحث نسبتاً جامعی راجع به تاریخ اندیشه و پیش‌نیازهای اندیشه پیش می‌آید که شاید در مسیر دقیق تاریخ شفاهی قرار نگرفته است.
البته توجه به این موضوع یک بحث مستقل است، یعنی آنچه که ذیل عنوان تاریخ اندیشه و یا پیش‌نیازی برای یک مصاحبه تاریخ شفاهی انجام می‌پذیرد باید در قالب یک اندیشه سیال با شناخت بر نکات آموزشی روایت راوی باشد تا محتوایی با مفاهیم اصلی تولید شود؛ محتوایی که می‌تواند با اثبات وجودی خود به ترمیم تاریخ و یا پدیده‌های آسیب‌پذیر کمک کند.
نظام‌نامه و اخلاقیات
هویت یک اثر تاریخی به صداقت و تأیید خود اثر و عوامل مؤثر بر تولید اثر از جمله روایت و منابع و مستندات متکی است که تصدیق آن‌ها باید در یک چارچوب خاصی از مباحث حقوقی تحت عنوان نظام‌نامه پیش برود؛ وگرنه به لحاظ اخلاقی گرچه به دلیل آنکه آخرین قوانین در حدود سال‌های ۱۳۳۳ یا ۱۳۳۴ بوده؛ کماکان خلأ نظام‌نامه استاندارد حقوقی برای مصنفان و مؤلفان احساس می‌شود؛ اما به هر حال باید مدنظر داشت که به‌رغم آنکه این خلأ قانونی و حقوقی احساس می‌شود ولی وابستگی‌ها و اعتقادات اخلاقی عرفی و شرعی وجود دارند که به پشتوانه این بنیه اخلاقی باید هر مؤلف و یا تولیدکننده اثر از این نظام‌نامه نانوشته در چارچوب اخلاق تبعیت داشته باشد و هر آنچه حقوق خاصه آشکار و پنهان راوی و راویان و مستندات است مورد توجه قرار بگیرد.
پدیدآورندگان آثار تاریخ شفاهی اگر به این نکته فوق‌العاده مهم (نظام‌نامه اخلاقی) توجه داشته باشند؛ باید در ابتدا برای خود یک مانیفست و دستورالعمل اخلاقی-رفتاری داشته و خودشان اولین ممیز برای آنچه که پدید می‌آورند باشند تا بدین‌وسیله مفاهیم تولیدی مؤثر و تقویت شوند.
تاریخ شفاهی علم یا ابزار علم؟
دنبال کردن فرآیند انجام کار تاریخ شفاهی به‌مثابه یک ابزار و تاریخ شفاهی همانند تحقیق در حوزه فرهنگ یا تاریخ می‌تواند اثر تولیدی را به اعتباری فراتر از تصور معمول و در قالب یک کار علمی نمایش دهد تا بدین‌وسیله مؤلف را در مقابل انتقادهایی که مبنی بر کار علمی یا کار غیرعلمی وارد می‌شود را نجات دهد و فارغ از اینکه آیا تاریخ شفاهی علم هست یا نیست و جدای از کشمکش‌های معمول آن را روشی مفید و مؤثر برای تولید اثر در سطح کلان بدانیم که مفاهیم کاربردی و آموزشی را منتقل می‌کند.
آموزش، مصاحبه و استخراج مفاهیم
مصاحبه، به‌عنوان ستون و یا رکن اصلی مثل یک دره و یا ورطه است که باید از آن مفاهیم استخراج شوند و نباید تبدیل به تله و دام شود؛ بلکه مفاهیم کاربردی و عملیاتی و آموزشی جهت ساخت تاریخ شفاهی باید مورد توجه قرار بگیرد و گزیده‌نویسی و دیالکتیک‌سازی گذرا نیز می‌تواند به‌عنوان یک عنصر و روش مؤثر برای تدوین نهایی اثر کمک کند.
در بعضی آثار تاریخ شفاهی که به حوزه نظری تاریخ شفاهی می‌پردازند دیده می‌شود که عدم تمرکز بر روی موضوع واحد وجود دارد و دغدغه مؤلف دقیقاً در چارچوب تعیین‌شده «وحدت موضوع» سیر نمی‌کند.
در مواجهه با چنین تألیفاتی می‌توان گفت که سرمایه‌گذاری اصلی کتاب می‌بایست متمرکز روی پرورش و تربیت فرد قابل، برای رقم زدن بخش تعیین‌کننده و اصلی تاریخ شفاهی باشد؛ نه‌اینکه یک بخش‌هایی روی مباحث علمی نظری کار و بخش‌های دیگر روی دغدغه‌های ناظر بر متن و یا حال و احوال راویان سیر کند.
به همین دلیل مکرر می‌بینیم که آثار تولیدی به‌خصوص در سازمان‌های متولی دارای این ویژگی هستند که راوی‌ها اصلاً درک دقیقی از روایت خود ندارند؛ چرا که آموزش روایت را ندیده‌اند. در چنین شرایطی مخاطب می‌تواند به‌صورت غیابی و به‌صورت کلی بپرسد که راوی کیست!؟
در چنین مواجهه‌هایی عموماً نقش مصاحبه‌گر از راوی و مصاحبه‌شونده پررنگ‌تر دیده و احساس می‌شود و گویا مصاحبه‌گر تبدیل به راوی شده و مهارت‌ها و قابلیت‌ها و توانمندی‌های او بیشتر از روایت دیده می‌شود که این موضوع از اصل وفاداری به متن روایت دور است.
استفاده از تجربه‌های شخصی مؤلف تحت عنوان نویسنده یا مصاحبه‌گر با فاصله‌گذاری بین روایت راوی همواره می‌تواند بر قوت متن تحت عنوان مسئله بین‌متنی کمک مضاعفی داشته باشد؛ چرا که دغدغه‌های نویسنده و یا مؤلف را هم می‌توان همسو با روایت مورد بازخوانی قرار داد و از نظر گذراند و به این طریق اثر به‌طور ادراکی از قاب تئوریک و نظری خارج شده و آینه‌ای از تجربه‌های شخصی را به‌عنوان یک گزاره علمی در اختیار مخاطب قرار می‌دهد.
سنت نقل سینه به سینه و روایتگری مدرن
اگر به مقوله روایت و روایتگری در قالب تاریخ شفاهی نگاه شود؛ در دل آن هنوز قرائن و شواهد سنت نقل سینه به سینه از انسان اولیه تا به امروز و فردا را می‌بینیم که کماکان در آینده و در قرن بیست‌ویکم نیز همچنان این سنت جایگاه خودش را حفظ خواهد کرد.
امروز هوش مصنوعی جدی‌ترین بخش تاریخ شفاهی یا جدی‌ترین بخش مصاحبه را که امر پیاده‌سازی است کاملاً در اختیار و در تصرف خودش دارد و ما بعضی وقت‌ها می‌گوییم سرنوشت یک فایل مصاحبه توسط پیاده‌ساز رقم می‌خورد.
اکنون هوش مصنوعی این کار را می‌کند و اگر روی آن تأمل و درنگ جدی نشود آسیب‌ها پررنگ خواهد بود ولی به‌هیچ‌عنوان جای روایت سنتی را نمی‌گیرد و روایت سینه به سینه منتفی نمی‌شود.
نویسندگان و مؤلفان و فعالان حوزه تاریخ شفاهی کماکان تاریخ شفاهی را با مؤلفه‌ها و ویژگی‌های اقلیمی بومی سنتی خودشان می‌توانند رقم بزنند؛ یعنی هر اثر منتشرشده در یک محیط بومی و جغرافیای دور یا نزدیک هم می‌خواهد بگوید که چگونه ارتباط بگیریم؟ چگونه باید بر امتناع راویان غلبه کنیم؟ چگونه مسیر منطقی سؤالات را پیش ببریم چگونه از حریم خصوصی دور یا نزدیک شویم.
امروزه در فلان استان ما ممکن است هشتاد درصد لهجه و گویش کامل کنار گذاشته شود و تعاریف محلی، بومی، اقلیمی، عرفی منطقه‌ای داشته باشد؛ لذا مسیر برای شکل‌گیری و تداوم این بومیت‌ها در روایت باز است و در آینده نیز کارکرد خواهد داشت؛ چون در ابزار و روش مؤثر و مفید بودن آن تردیدی نیست.
آینده تاریخ شفاهی
الزام به تربیت محقق توانمند و مصاحبه‌کننده قوی و سرمایه‌گذاری در این حوزه با ظهور و بروز مصاحبه‌کننده، محقق و مورخ، سرنوشت تاریخ شفاهی را بیشتر می‌تواند تعیین کند؛ وگرنه اگر نورسیدگان بی‌حساب‌وکتاب در این عرصه میدان‌داری کنند گرچه بخش زیادی از خاطرات را ثبت خواهند کرد و خاطره‌گیری اتفاق خواهد افتاد؛ اما با استانداردها فاصله خواهد داشت.
اگر ما استانداردهای تاریخ شفاهی را پرورش بدهیم و انسان‌های قابل، متخصص و توانمند در کنار تجربه، دانش و تخصص راوی قرار بگیرند؛ به اتفاق و اتحاد و اشتراک گفت‌وگوی چالشی عمیق، برای ما سند خلق می‌کنند و به این ترتیب آینده تاریخ شفاهی روشن و محفوظ خواهد بود.
باید به این موضوع دقت نظر داشت که تاریخ شفاهی بازی نیست که انتهایش برد و باخت داشته باشد. یعنی اگر می‌خواهیم کار را شروع کنیم نگران باشیم که مورد اقبال واقع خواهد شد یا اقبال به آن کم خواهد بود. آنچه مهم است این است که روش تاریخ شفاهی را باید دقیق و درست به‌کار گرفت و آن را عالی انجام داد؛ چرا که همان‌طور که پیشتر اشاره شد ما می‌خواهیم گنجینه و آرشیو ایجاد کنیم و همان‌طور که دیده‌ایم قدر بسیاری از کارهای پروژه‌های خوب تاریخ شفاهی با گذر زمان دانسته شده.
چالش‌های بزرگ و فرآیند واقعی تاریخ شفاهی
گاهی تفکیک روایت شخص از خودش با روایت از یک رویداد دشوار می‌شود؛ چرا که در آن رویداد و واقعه یک شخص عامل و اثرگذار بر شکل‌گیری کلیت رویداد و واقعه است؛ بنابراین آنچه که رخ می‌دهد روایت شخصی می‌شود و این امر اقتضایی و غیراجتنابی است و ما وقتی سراغ یک رویدادی می‌رویم عملاً در واقع افراد برجسته‌تر می‌شوند.
یکی از چالش‌های بزرگ برای تاریخ شفاهی امروز عدم اختصاص زمان مناسب برای تکمیل فرآیند واقعی پروژه در طولانی‌مدت است. وقتی مجبور هستیم برای یک کاری با سیصد نفر گفت‌وگو کنیم تا مفهوم تاریخ شفاهی محقق شود؛ هر کدام از این‌ها از زاویه دید خودشان آن واقعه و آن رویداد را می‌گویند و این کار سختی بسیار است و دقیقاً یک حامی و اسپانسر می‌خواهد که حمایتگر مطلع و پرحوصله‌ای باشد. شاید این پروژه پنج یا ده سال طول بکشد؛ اما بدون تعارف باید گفت که مدیریت موقت یک سازمان فرهنگی هنری یا تاریخی که پایان سال باید کارنامه و بیلان بدهد حوصله ندارد این همه مدت پای پروژه بایستد. درحالی‌که حتی در بعضی از سازمان‌های متولی در خوش‌بینانه‌ترین حالت با تغییر دولت‌ها کلاً همه چیز به نقطه پیش از آغاز بازمی‌گردد.
در چنین شرایطی مسلم است که برای تولید اثر تاریخی مدیریت‌های باثبات فراجناحی لازم است تا به منافع ملی و منافع اصیل کشور بیندیشند و نگاهشان به آینده نگاه دقیق و درستی باشد و نه نگاه روزمرگی.
بسیار دیده شده است که مدیری کارهای کوتاه و زودبازده می‌خواهد و با تعیین مسئول اجرای پروژه گفته می‌شود که «برو خاطرات را جمع‌آوری کن و تاریخ شفاهی را بگیر چون ما آن را برای دهه فجر می‌خواهیم چاپ کنیم» یعنی دقیقاً پایان زمان پروژه را هم مشخص می‌کند که مجری که همان مؤلف، نویسنده و یا محقق و پژوهشگر است باید این کار را انجام بدهد؛ چرا که به‌اصطلاح این کار باید در فلان تاریخ رونمایی شود.
بسیار اتفاق افتاده است که به‌خاطر اینکه سهمیه کاغذ تعلق بگیرد پروژه‌های مختلف تعریف می‌شود و روی هر کدام اسم یک نفر قرار می‌گیرد و به تعداد سهمیه کاغذ، محقق می‌آورند تا تاریخ شفاهی کار کند که تا تاریخ معین برای رونمایی آماده شود.
با همین وضعیت می‌بینیم که الان این نوع کتاب‌های پرشمار که فارغ از آن قصه‌های علمی و قابل اعتنا برای گنجینه‌سازی و آرشیو هستند و اصلاً این دغدغه‌ها را هم ندارند؛ در واقع بزن‌دررویی یا به تعبیری بسازبفروشی کار می‌شود. بر همین اساس لازم است تا مراحل تربیت و آموزش نوقلمان و فعالان این حوزه به‌نحوی باشد که آن‌ها تبدیل به بسازبفروش تاریخ شفاهی نشوند.
جایگاه پرسش برای کارهای عمیق
کار عمیق و اصیل حتماً زحمت دارد و زمان‌بر است. حوصله می‌خواهد که محقق به‌تنهایی می‌تواند این کار را بکند. بحثی داریم با این عنوان که پرسش و سؤال در تاریخ شفاهی از کجا می‌آید؟ خیلی باید روی آن وقت گذاشت. کتاب در واقع نظر و نگاه مؤلف است که سؤالاتی را باید برای آن فکر و آماده کرد و در قاب و چهارچوبی آن‌ها را چید. در بعضی کتاب‌ها و در بحث انواع سؤال، عمیقاً به آن‌ها پرداخته نمی‌شود و ما جای خالی آن را احساس می‌کنیم.
مؤلف در چنین وضعیتی فقط به پرسش خوب پاسخ می‌دهد و از سؤالات کلی‌نگر، سؤالات جزئی‌نگر، سؤال ساده سؤال مرکب پرهیز دارد.
به‌طور واضح فرآیند ایجاد سؤال و دریافت پاسخ در تدوین بسیار مؤثر است و هر کدام از سؤال‌های باز یا بسته و متضادهای آن‌ها برای ذهن خالی مخاطب می‌تواند بار معنایی جدید ایجاد کند.
در یکی از جدی‌ترین کارها و فعالیت‌هایی که هنگام مصاحبه اتفاق می‌افتد و زحمات مرحله تدوین را کم می‌کند راستی‌آزمایی و صحت‌سنجی اظهارات راوی در هنگام گفت‌وگو با پرسش است. ما به‌وسیله پرسش می‌توانیم صحت و سقم روایت را بفهمیم و از نظر سندیت ضبط کنیم. در این مرحله بنا نیست راوی را به چالش صداقت بکشیم و یا مجادله و مناقشه کنیم؛ اما یکی دو تا سؤال ریزپردازانه، ریزنگرانه، جزئی‌نگرانه باید بپرسیم تا حقیقت را بفهمیم؛ چون آدمی که در بطن اتفاقی نبوده یا آن را انجام نداده و کاری را رقم نزده نمی‌تواند جزئی‌نگرانه حرف بزند.
به‌طور مثال یک نفر وقتی می‌گوید شلیک کردم و هلی‌کوپتر دشمن افتاد؛ نیاز به جزئیات روایت دارد اما اگر روایت او درست نباشد دیگر نمی‌تواند به پرسش‌های ریز و بسته پاسخ بدهد.
دامنه و دایره پرسش
یک نکته‌ای که در بحث پرسش باید حتماً تعیین تکلیف شود؛ دامنه و دایره پرسش است که در تاریخ شفاهی تا کجا می‌توانیم بپرسیم. از کجا تا کجا می‌شود پرسید. آیا از تمام بدیهیات باید بپرسد؟ یعنی مصاحبه‌گر باید بداند که جواب پرسش از کجا و چگونه و با چه شعاع روایی می‌آید.
به‌طور مثال حتی اگر علم به زادگاه راوی هست باید آن از زبان راوی خارج شود نه با تکیه بر علم محقق و یا مصاحبه‌گر، چون ما داریم از ذهن آن راوی استخراج می‌کنیم و بنا هست که بیان او تبدیل به سند شود. بر همین اساس گاهی دیده می‌شود که وقتی یکی از نزدیکان و اقوام یک راوی وقتی می‌روند برای مصاحبه این آسیب وجود دارد.
با این توصیف و در شرایط اجبار اگر یک آشنا و یا نزدیکانی می‌خواهند وارد مصاحبه با یک راوی شوند باید ذهن خود را خالی از دانسته‌های خود کنند و تمام مواردی را هم که می‌دانند را بپرسند و حتی تمام چیزهایی که تا حالا جرئت نشده در مورد آن‌ها پرسش شود و به‌اصطلاح تمام سؤال‌های قورت‌داده‌شده را هم باید پرسید.
در واقع در مصاحبه‌های تاریخ شفاهی تقریباً یک نیم‌دایره ۱۸۰ درجه‌ای وجود دارد؛ اما در رسانه و در مصاحبه تلویزیونی این دایره خیلی درجه‌اش محدود است و نهایتاً سی الی چهل درجه و امکان پرسش چندوجهی و همه‌جانبه و با جزئیات وجود ندارد و قطعاً مقابل دوربین و در پخش زنده این میزان به پانزده درجه کاهش و ملاحظات افزایش پیدا می‌کند.
بر همین اساس می‌توان گفت به‌طور کلی رابطه معکوسی بین جزئیات یک مصاحبه تاریخ شفاهی با مصاحبه رسانه‌ای وجود دارد.
شخصیت راوی و انواع مصاحبه
برای مصاحبه‌گیر و یا محقق حرفه‌ای همان جلسه اول با توجه به تجارب و آموزش‌هایی که داشته شخصیت راوی نمایان می‌شود و او می‌تواند برای ادامه مصاحبه خود را آماده کند و با اتخاذ جنبه تربیتی و سریالی برای شکل‌گیری روایت می‌تواند مسیر معین و مشخصی را پیش روی راوی نیز قرار بدهد.
اصولاً باید مصاحبه‌ها را تقسیم‌بندی کرد. به این معنا که ما مصاحبه‌ها را تقسیم‌بندی می‌کنیم به «مصاحبه تک‌جلسه‌ای» که در آن یک نفر اطلاعات محدودی راجع به شخصی یا موضوعی دارد و به ضرورت یک بار برای همیشه می‌خواهیم با یک راوی روبه‌رو شویم.
نوع دیگری از «مصاحبه سریالی» است که چندین جلسه باید مقابل یک راوی نشست و زمان‌بندی و پایان این نوع گفت‌وگو کاملاً با مصاحبه یک‌جلسه‌ای تفاوت دارد که لازم است ویژگی‌های این دو از هم تفکیک و در مراحل آموزش و حتی درس‌نامه‌های آموزشی احتمالی مورد توجه قرار بگیرد.
به‌طور مشخص یک نکته خاصی در مصاحبه‌ها داریم که حتی آن را در جلسات نقد و بررسی نیز می‌توانیم ریشه‌یابی کنیم. آن نکته این است که انسان ایرانی، یا حداقل یک راوی به‌جای تعریف و روایت معمولاً تحلیل می‌کند و این مورد به‌طور معمول روند مصاحبه و حتی ماهیت روایت و بعدها تنظیم و تدوین را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد.
سؤالی که در چنین وضعیتی مطرح می‌شود آن است که تکلیف ما به‌عنوان یک عامل اخذ روایت چیست؟ لذا به‌طور قطع یک محقق یا مصاحبه‌گر باید با دانستن این پیش‌فرض که حتماً تحلیل نیز وارد روایت خواهد شد تکلیف خود را قبل از اخذ مصاحبه معین کند و مشخصاً نسبت به نیاز یا عدم نیاز به تحلیل تصمیم بگیرد؛ چرا که بعضی از راوی‌ها ممکن است در یک جلسه اصلاً یک خاطره هم نگویند و فقط به تحلیل بپردازند.
یک مصاحبه‌گر و محقق پیش از هر چیز باید بداند که بنا نیست مچ‌گیری از راوی داشته باشد و یا اینکه با او وارد جدل و مناقشه و یا مناظره شود؛ لذا الزامی است که به انواع شیوه‌های گفت‌وگو مسلط باشد و به تناسب نیاز در هر نوع گفت‌وگو از آن شیوه‌ها استفاده کند.
به‌وضوح بیان می‌کنیم که محقق و مصاحبه‌گر باید به تکنیک‌های گفت‌وگو تسلط داشته باشد و اجازه تبدیل شدن گفت‌وگوی راوی به مجادله و یا اشکال دیگر را ندهد و بدیهی است که در مسیر رسیدن به نقطه مطلوب جهت داشتن مصاحبه‌های دقیق و صحیح در حوزه تاریخ شفاهی باید متوجه نیروی انسانی که تحت عنوان مصاحبه‌گر هست بود و به آن به‌عنوان یک سرمایه نگاه کرد و روی آن سرمایه‌گذاری ویژه‌ای داشت و اصطلاحاً ماهیگیری را باید به او یاد داد.
مصاحبه امری است کاملاً مستقل و متکی به ذات خود که تقریباً کاملاً مشابه ندارد و به عدد آدم‌هایی که در موقعیت‌های مختلف حضور دارند، شیوه‌های گفت‌وگو می‌توانند به نسبت تفاوت‌های جنسیتی و تفاوت‌های سنی، سالی، تحصیلی، نژادی زبانی متفاوت باشد.

captcha