کد خبر: ۳۴۱۰۲۰
تاریخ انتشار : ۰۸ آبان ۱۴۰۵ - ۱۹:۵۰
اراده یمن افسانه شکست‌ناپذیری آمریکا را متلاشی کرد- بخش سوم

انصارالله یمـن نقش‌آفرین معادلات منطقه

فائقه بزاز 

یمن در برابر چشمان جهانیان فصلی تازه از تاریخ خود را گشوده است. مردم یمن پس از تحمل دشواری‌ها اکنون معادلات امنیتی خود را ارائه کرده‌اند؛ معادله‌ای جدید که برنامه‌های هژمونیک آمریکا در دریای سرخ و تنگه باب‌المندب را به‌کلی برهم زده است. موشک‌های بالستیک و پهپادهای یمنی به نیروی دریایی آمریکا نشان داده که دوران سلطه آمریکا در منطقه و مزدورانش به پایان رسیده است. این روزها یمن شگفتی می‌آفریند، علاوه‌بر دفاع مشروع از تمامیت مشروع خود، باوجود تحمل سختی‌ها قاطعانه از فلسطین حمایت کرده و در ارتباط با ایران نیز دارای ابتکار عمل است.
شگفتانه‌ای در منطقه به وقوع پیوسته، تحولات سال‌های اخیر در شبه‌جزیره عربستان و دریای سرخ، نشان‌دهنده تغییر موازنه قدرتی بی‌سابقه در منطقه است. انصارالله یمن موفق شده‌اند مساحتی راهبردی را از ارتفاعات کوهستانی شمال این کشور تا شاه‌راه‌های آبی حیاتی جهان را در اختیار بگیرند. جنبشی که تا چند سال قبل شبه‌نظامی و کوهستان‌نشین بودند؛ اما اکنون در منطقه برای دشمن خط‌ونشان می‌کشند و پشتوانه‌شان نیروی نظامی مجهز به موشک‌های بالستیک، پهپادهای نقطه‌زن و سامانه‌های پدافند هوائی است.
بسیاری از نیروهای یمن با لباس‌های سنتی عربی و خنجری که به نماد مشهور انصارالله تبدیل شده، می‌جنگند. نیروهایی که قبل‌تر درگیری‌های ساده یا قبیله‌ای را رقم می‌زدند امروز حرف‌های نظامی زیادی برای گفتن در منطقه دارند به‌ویژه که به حجم زیادی از تجهیزات و جنگ‌افزارهای پیشرفته نظامی و حتی استفاده از جدیدترین فناوری‌های میدان نبرد، مانند پهپادهای پیشرفته مجهز شده‌اند. 
این تجهیز و تحول تنها محصول افزایش توان موشکی، پهپادی و دریایی نیست؛ بلکه حاصل پیوند اراده و مقاومت با موقعیت راهبردی است. جنبش انصارالله توانسته است جغرافیای خاص یمن را به اهرم فشار تبدیل کند و از طریق آن، برای فشارهای خارجی هزینه ایجاد کرده و فرآیندهای امنیتی منطقه را به نفع خود تحت‌تأثیر قرار دهد. در سال‌های نخست تجاوز ۲۰۱۵ تمرکز انصارالله بر تثبیت قدرت در صنعا و مناطق شمالی یمن بود؛ اما ایستادگی در مقابل متجاوزان، تحولات ساختاری عمیقی را در این جنبش رقم زد که به شکل‌گیری ساختاری منسجم در فرماندهی و سازمان‌دهی و به‌ویژه بومی‌سازی تولید تسلیحات بومی انجامید. 
 تبدیل حوثی‌ها به بازیگران منطقه‌ای
جنبش انصارالله یمن، جریانی برگرفته از شیعیان زیدی یمن، متأثر از اندیشه‌های رهبر فکری این جنبش یعنی «حسین بدرالدین حوثی» است. او که از خانواده‌ای با نفوذ در میان زیدی‌ها بود و سابقه حضور در پارلمان یمن را نیز داشت، به‌تدریج جنبش را از فعالیت صرفاً مذهبی به‌سوی کنش سیاسی سوق داد. آغاز تشکیل جریان فکری عقیدتی جنبش انصارالله با «الشباب‌المؤمن» رقم خورد.
در سال ۱۹۹۰ میلادی تعدادی از جوانان زیدی یمن تشکیلاتی را با نام «الشباب‌المؤمن» ایجاد کردند. نخستین دبیرکل آن محمد‌یحیی عزان بود و بعد‌ها حسین‌الحوثی به‌عنوان دبیرکل این مجموعه انتخاب شد. 
در دوره‎های آموزشی اتحاد شباب، ضمن دروس اعتقادی، انقلاب اسلامی ایران نیز به‌عنوان یکی از دروس دوره توسط محمد بدرالدین‌الحوثی آموزش داده می‎شد. طبق گزارش آخر، پس از توجه بیشتر حسین‌الحوثی به این جمعیت نام «اتحاد شباب‌المؤمن» در سال ۱۹۹۱ میلادی به منتدی الشباب‌المؤمن و بعد‌ها در سال ۱۹۹۷ میلادی به تنظیم الشباب‌المؤمن تغییر کرد. پس از مسئولیت حسین حوثی بر این تشکیلات، این جریان به حوثی مشهور شد و در جریان بیداری اسلامی در یمن و شکل‌گیری موج دوم آن در یمن در سال ۲۰۱۴، جنبش انصارالله نام گرفت.
تشکیلات شباب‌المؤمن بر پایه اندیشه‌های زیدی شکل گرفت. مؤسسان آن تحت‌تأثیر اندیشه‌های بدرالدین‌الحوثی بودند. بدرالدین‌الحوثی هر چند عالمی زیدی بود، اما به تقارب فکری زیدیه و شیعه اثناعشریه معتقد بود. وی علاوه ‌بر این در صدد مواجهه فکری با وهابیت بود و در تلاش بود از نفوذ وهابیت در مناطق شیعه‌نشین یمن جلوگیری کند.
انصارالله در طول جنگ اسرائیل در غزه از سال ۲۰۲۳ تا ۲۰۲۵، در قالب آنچه که آن را همبستگی با فلسطینی‌ها توصیف می‌کردند، موشک‌ها و پهپادهایی را به سمت اسرائیل و همچنین برای اختلال در کشتیرانی بین‌المللی در دریای سرخ شلیک کرده‌اند و اکنون نیز برادری خود را برای مردم ایران به اثبات رسانده‌اند.
 وصیت ملک عبدالعزیز: نگذارید یمن قدرت بگیرد!
سران و فرماندهان نظامی عربستان سعودی در تجاوز نظامی به یمن که از ۲۵ مارس ۲۰۱۵ میلادی آغاز شده است، علاوه ‌بر آمریت در استفاده از سلاح‌های غیرمجاز مانند بمب‌های خوشه‌ای، فسفری و گرمافشاری، به بمباران مناطق غیرنظامی، مراکز مذهبی، تاریخی، آموزشی، بیمارستان‌ها، مدارس، مساجد و بازارها دست‌زده‌اند. 
مسعود اسداللهی کارشناس مسائل غرب آسیا با اشاره به سابقه تاریخی اختلافات عربستان و یمن به دفاع‌پرس اظهار داشته است: «رژیم سعودی از بدو تشکیل این حکومت در عربستان، یمن را بزرگ‌ترین تهدید برای خود در شبه‌جزیره عربی می‌دانست؛ چرا که یمن از نظر جمعیت، منابع طبیعی و مذهب و ایدئولوژی، ظرفیت رقابت با عربستان را دارد. «ملک عبدالعزیز» نیز در وصیت خود سفارش کرده بود که نگذارید یمن قدرت بگیرد.
اسداللهی در تبیین شرایط بحرانی تاریخی می‌افزاید: «به همین دلیل، عربستان از تجزیه یمن به دو بخش شمالی و جنوبی خوشحال بود و پس از اتحاد مجدد یمن در پی فروپاشی شوروی، نگرانی‌اش دوچندان شد. از سال ۲۰۱۱ به بعد، عربستان با دخالت مستقیم سعی کرد روند تحولات یمن را کنترل کند؛ اما در نهایت با قدرت جدیدی به نام «انصارالله» روبه‌رو شد که با سایر گروه‌های یمنی قابل‌مقایسه نیست».
کارشناس مسائل غرب آسیا تصریح می‌کند: «با شروع طوفان‌الاقصی و جنگ در فلسطین، یمنی‌ها بدون هیچ اجبار و تعهد رسمی، داوطلبانه وارد دفاع از مردم مظلوم غزه شدند و حتی تنگه باب‌المندب را مدت‌ها بستند که بسیار مؤثر بود. اما متأسفانه عربستان و امارات نه‌تنها دست از خصومت برنداشتند، بلکه این حمایت از فلسطین را گناهی نابخشودنی تلقی کردند و محاصره را ادامه دادند.»
اسداللهی در ادامه به تحولات اخیر اشاره کرده و می‌گوید: «پس از مراسم تشییع پیکر مطهر امام شهید، عربستان اجازه نداد هواپیمای ایرانی در فرودگاه صنعا فرود بیاید، اما خلبان شجاع ایرانی با وجود بمباران باند فرودگاه، در فرودگاه الحدیده فرود آمد. از این نقطه به بعد، یمنی‌ها گفتند دیگر تحمل محاصره را ندارند و راهبرد خود را تغییر دادند.»
وی بیان می‌کند: «انصارالله یمن با یک عملیات غافلگیرکننده توانست بخش عمده‌ای از مناطق را آزاد کند و به باب‌المندب برسد. این شکست سختی برای عربستان و امارات و موجب سرافکندگی آنها‌ست. در پاسخ، عربستان بمباران را آغاز کرد، اما یمنی‌ها این بار به طور مؤثر خطوط نفت و فرودگاه‌های عربستان را هدف قرار دادند و رسماً اعلام کردند که اجازه فرود هیچ هواپیمایی در عربستان را نمی‌دهند.»
اسداللهی با اشاره به بسته‌بودن تنگه هرمز، می‌گوید: «در پی تحولات یمن، تنگه باب‌المندب تقریباً نیمه‌بسته است و با تشدید جنگ، بقیه کشتی‌ها هم جرئت عبور از آن را ندارند. امیدواریم مقاومت و پایداری مردم مظلوم یمن که واقعاً ملت سرافراز و مبارزی هستند، با پیروزی کاملاً آشکار همراه باشد و این کشور‌ها را مجبور کند شکست را بپذیرند و از سیاست‌های خصمانه و محاصره یمن دست بردارند.»
پرچم انصارالله، راه سرخ و اندیشه‌های امام خمینی (ره)
سید حسین بدرالدین سفری به ایران داشت و با اندیشه امام خمینی و مبانی انقلاب اسلامی ایران آشنا شد و در قالب همین آشنایی، تئوری‌ای برای مقابله با استکبار جهانی و صهیونیسم مطرح کرد که در نهایت نقشه راهی برای یمنی‌ها مشخص کرد، دشمن را معرفی کرد تا دشمن داخلی و خارجی خود را بشناسند و مسائل روز را تبیین کنند.
حامد ربانی نیز در گفت‌وگو با صاحب نیوز در تشریح علل پیروزی رزمندگان انصارالله یمن پس از حدود 
۱۲ سال جنگ مستمر با ائتلاف سعودی، چند عامل کلیدی را برشمرده است. 
این کارشناس مسائل یمن نخستین عامل موفقیت انصارالله را داشتن پایگاه قوی مردمی، مذهبی و سیاسی دانسته و می‌گوید: «ریشه این پایگاه قوی به اقدامات فکری و دینی شهید سید حسین بدرالدین‌الحوثی بازمی‌گردد. سید حسین بدرالدین از عنوان پروژه قرآنی استفاده می‌کرد و آن را راه‌حلی برای اصلاح زندگی فردی و اجتماعی هر یمنی و هر ملتی می‌دانست که تحت لوای اسلام درحال ‌رشد است.»
به گفته ربانی، او قرآن را مبنایی می‌دانست که امت‌های اسلامی و امت‌های مختلف منطقه باید به آن رجوع کنند تا بتوانند با این مبنا و محتوا به مقابله فرهنگی و سیاسی بانفوذ وهابیت و آمریکا و سعودی‌ها دست پیدا کنند. این کارشناس مسائل یمن ادامه می‌دهد: «سیدحسین بدرالدین سفری به ایران داشت و با اندیشه امام خمینی و مبانی انقلاب اسلامی ایران آشنا شد و در قالب همین آشنایی، تئوری‌ای برای مقابله با استکبار جهانی و صهیونیسم مطرح کرد که در نهایت نقشه راهی برای یمنی‌ها مشخص کرد، دشمن را معرفی کرد تا دشمن داخلی و خارجی خود را بشناسند و مسائل روز را تبیین کنند.»
به گفته وی، از دل همین نقشه راه شعاری بیرون آمد که تحت عنوان سرخ شناخته می‌شود و همان چهار شعاری است که روی پرچم انصارالله نیز قید شده و امروزه همین اصول مبنایی در سیاست‌های یمن و در اقدامات و تصمیم‌گیری‌های سال‌های اخیر این جنبش در قبال تحولات منطقه در نظر گرفته می‌شود.
این تحلیلگر حوزه یمن عنوان می‌کند: «سید حسین بدرالدین در ادامه در زمینه مسائل روز آن زمان یعنی بحث نفوذ آمریکا و سعودی‌ها و جریان وهابیت روشنگری و در دانشگاه‌ها و مکاتب مختلف تدریس می‌کرد و کم‌کم اعتراضاتی را به‌صورت مسالمت‌آمیز پیگیری می‌کرد که این اعتراضات با دولت وقت یعنی دولت علی عبدالله صالح همسو نبود و در نهایت توسط آنان سرکوب و در نهایت به شهادت سید حسین منجر شد. پس از شهادت سید حسین، برادرش رهبر فعلی انقلاب یمن و جنبش انصارالله یعنی سید عبدالملک، جنبش انصارالله را از فاز یک جنبش مذهبی یا جنبش اجتماعی بیرون آورد و تبدیل به گروه مسلحی کرد که در منطقه و البته ابتدا در حوزه سیاسی خود یمن و بعدها در حوزه منطقه مطرح شده است».
این تحلیلگر حوزه یمن می‌افزاید: «در همین مسیر احزاب مختلف به جنبش انصارالله می‌پیوستند و بزرگ‌ترین این احزاب، حزب کنگره مردمی یعنی همان حزب علی عبدالله صالح بود و بعد از جداشدن علی عبدالله صالح از جنبش انصارالله، این احزاب همچنان به اتحاد خود با انصارالله ادامه دادند و به ائتلاف خود با انصارالله پشت نکردند.»
به گفته ربانی، از نظر یکی از استراتژیست‌های نظامی بزرگ ایران، جنگ نامتقارن بر یک اصل مهم استوار است و آن این است که از تسلیحات کوچک، ارزان و ساده استفاده شود؛ همان کاری که در جبهه فلسطین، لبنان، یمن، عراق و سایر جبهه‌ها دنبال شد و آن استراتژی اساسی همین موضوع بوده است.
 حفظ شیرازه سیاسی و اجتماعی یمن با مدیریت ناب 
این تحلیلگر حوزه یمن عامل دیگر را موقعیت جغرافیایی و کوهستانی یمن دانسته عنوان می‌کند: «نیمه غربی یمن پر از موقعیت‌های مختلف و جغرافیاهای مختلف است و قسمت‌هایی از آن پر از پستی‌وبلندی و زمین مناسب برای جنگ چریکی است. اگر به نقشه درگیری‌های یمن و آخرین وضعیت نگاه کنید، مواضع نیروهای مسلح یمن جاهایی در جبهه شمالی است که پستی‌وبلندی وجود دارد و در صحرا و دشت موضعی عموماً حفظ نشده و از این پستی‌وبلندی استفاده شده تا بتوانند با سلاح‌های نامتقارن و تاکتیک‌های نامتقارنی که دارند موقعیت را حفظ کنند.»
به گفته این کارشناس مسائل یمن، خط ساحلی الحدیده نیز خطی بود که پوشش گیاهان و درختان آنجا به صورتی بود که از حملات هوائی سعودی‌ها و اماراتی‌ها می‌توانستند در امان بمانند و حملات ایذایی را در خط ساحلی و جاده ساحلی الحدیده تا جنوب الحدیده اجرا کنند و در سال‌هایی که عملیات ائتلاف سعودی برای تصرف الحدیده ادامه داشت، ضربات مهلک و سنگینی را به نیروهای ائتلاف وارد کنند.
این تحلیلگر حوزه یمن در پایان به علل مختلف دیگر نیز به‌صورت کلی اشاره کرده، می‌گوید: «رهبری متمرکز انصارالله که ابتدا سید حسین و بعد سید عبدالملک این رهبری را به عهده داشتند و شخصیت‌هایی مثل صالح‌الصماد و مهدی‌المشاط و سایرین در پست‌های کلیدی مثل رئیس شورای ‌عالی سیاسی یمن فعالیت کردند، مدیریت خیلی خوبی داشتند و رهبری متمرکزی را توانستند اجرا کنند که باعث شد شیرازه سیاسی و اجتماعی یمن حفظ شود و باز نسبت به دولت مستعفی برتری داشته باشند.»

captcha