کد خبر: ۳۴۱۰۱۰
تاریخ انتشار : ۰۸ آبان ۱۴۰۵ - ۱۹:۴۳
«امید و شکست» خاطرات سال‌ها فعالیت اطلاعاتی- امنیتی یعقوب نیمرودی برای اسرائیل- 108

قطار صلح‌العقبه - سدوم - اشدود

در کنار تلاش‌های بزرگی که برای پروژه‌های دیگر انجام دادم، از هیچ تلاشی برای پیشبرد پروژه قطار صلح، راه‌آهنی که دریای سرخ را به بحر‌المیت و بندرگاه‌های دریای مدیترانه متصل می‌کرد، دریغ نکردم. قرار بود این خط راه‌آهن به طول صد‌و‌هفتاد کیلومتر از بندر عقبه تا کارخانه‌های سدوم در ساحل بحرالمیت کشیده شود و در ادامه به جنوبی‌ترین نقطه در کوه زین برسد. هفتاد درصد از این مسیر در منطقه اردن و فقط سی درصد آن در اسرائیل خواهد بود و بنابراین این پروژه در اصل یک پروژه اردنی بود. این ایده سال‌ها قبل به ذهنم رسیده بود اما از زمانی که در سال ۱۹۹۴ بین اسرائیل و اردن توافق صلح امضا شد سودبخشی اقتصادی آن افزایش یافت.
ماه مه ۱۹۹۷ با «کوئیچی نائیتو»، نماینده گروه ژاپنی نیشو ایوی در اسرائیل، ملاقات کردم. از لحاظ بزرگی این ششمین شرکت در ژاپن و سیزدهمین در جهان است. در این ملاقات با نماینده ژاپنی درباره ایجاد و راه‌اندازی راه آهن بین بحرالمیت و دریای سرخ صحبت کردم. روند صلح در منطقه، روابط اقتصادی بین ژاپن و اسرائیل را سرعت بخشید. صحبت‌هایی که کردم بسیار مورد توجه او قرار گرفت. نائیتو علاقه زیادی به این پروژه نشان داد و در مرحله اول آمادگی خود را برای همکاری در انجام تحقیقات مقدماتی برای این موضوع اعلام کرد. به او تأکید کردم این پروژه در فضای آرامشی که بین دوکشور است باید مشترک باشد، اسرائیلی- اردنی و او این ایده را پسندید.
به موازات آن، این موضوع را به دوستم آریل شارون هم انتقال دادم که در آن روزها به عنوان وزیر زیرساخت‌های ملی خدمت می‌کرد. شارون نیز این نظر را پسندید. به خصوص وقتی برایش تعریف کردم که قرار است یک پروژه مشترک بین اسرائیل با اردن اجرا شود و نام آن، قطار صلح باشد. شارون که مسئول هماهنگ‌کننده همکاری‌های اقتصادی با اردن نیز بود این ایده را با ملک حسین مطرح و حتی همتای اردنی خود، «دکتر منذر حدادین» وزیر آب‌و‌آبیاری آن دوره و نماینده اردن در کمیته اسرائیلی ـ اردنی را برای همکاری اقتصادی دعوت کرد. این پروژه صلح، پروژه‌ای به معنای کامل کلمه بود. قطاری که مورد استفاده کارخانه‌های پتاس دو کشور همسایه قرار خواهد گرفت، عقبه را به اشدود و حیفا متصل می‌کند و برای اولین بار به اردن یک خروجی مستقیم به دریای مدیترانه می‌دهد.
جولای ۱۹۹۷ در چهارچوب هیئت اعزامی تجار از مقامات ارشد اقتصادی اسرائیل در بازدید نخست‌وزیر، بنیامین نتانیاهو، از ژاپن و کره همراه شدم. وزیر دارایی، «یعقوب نعمان» نیز به این گروه ملحق شد. از این فرصت طلایی استفاده کردم تا نخست‌وزیر و وزیر دارایی را به حامیان مشتاق پروژه قطار از بحرالمیت به دریای سرخ تبدیل کنم. وزیر دارایی حتی به ژاپنی‌ها پیشنهاد داد که شبکه‌ای از قطارهای سریع‌السیر در اسرائیل ایجاد کنند. در جریان بازدید از ژاپن با «ماساتکا کوسامیچی» رئیس شرکت نیشو ایوی و تدائو سانو، رئیس بخش سیستم‌های حمل‌ونقل این شرکت، دیدار کردم. در دیدار مشترکی که با حضور نخست‌وزیر نتانیاهو و نعمان وزیر دارایی، برگزار شد، برای پیشبرد این پروژه اجازه گرفتیم. مدتی بعد رئیس این شرکت نامه‌ای برای من فرستاد که بر تعهدات ژاپنی‌ها برای این پروژه مشترک تأکید داشت. «من از این فرصت استفاده می‌کنم تا به شما بگویم حالا اهتمام ویژه‌ای دارم به این که در شرکت نیشو ایوی تمام توان‌مان را به کار خواهیم بست برای تضمین پروژه‌هایی که با شرکت‌های اسرائیلی از جمله شرکت توسعه زمین، که ما آن را یکی از مهم‌ترین شرکایمان در اسرائیل می‌دانیم، آغاز کرده‌ایم.» این موارد اولین گام‌ها در ساخت قطار صلح بودند. در ادامه با نیشو ایوی در مورد انجام تحقیقات مقدماتی برای این پروژه به توافق رسیدیم. پیشنهاداتی دریافت کردیم که تحقیقات توسط شرکت راه آهن آمریکایی «ریلینگ‌اند لیک ایری» انجام بگیرد. ۱۵ فوریه ۱۹۹۸ قراردادی بین نیشو ایوی با شرکت توسعه زمین در مورد انجام این تحقیقات و تأمین بودجه آن به صورت مساوی توسط این دو گروه، امضا شد. ۲۳ مارس ۱۹۹۸ با دکتر منذر حدادین، وزیر اردنی، یادداشت تفاهم امضا کردیم که در آن چهارچوبی برای اجرای پروژه به عنوان نتیجه قرارداد صلح بین اسرائیل و اردن تعیین شد. قطار صلح راه‌اندازی شد.
درادامه، در نیویورک با شاهزاده حسن اردنی دیدار کردم و به او نیز پروژه قطار صلح و پروژه‌های دیگری که گروه ما با همکاری اردن تهیه کرده بودند را نشان دادم. در این دیدار از طرف اردن وزیر صنعت‌و‌بازرگانی آن زمان اردن، «دکتر ‌هانی مولاکی» و از طرف اسرائیل، آهارون شرف، مدیرکل بخش بین‌المللی توسعه زمین و جیمز وولسی، وکیل آمریکایی ما شرکت داشتند. شاهزاده حسن هیجان‌زده شده بود و حتی خواست که اردن میزبان اولین نشست دوجانبه بعد از تکمیل تحقیقات مقدماتی و آغاز اجرای پروژه باشد. به نظر من این امر بار دیگر اهمیت اقتصادی و ملی این پروژه را ثابت می‌کرد. 
دولت‌های اسرائیل و اردن بین خود توافق کردند، از آن جایی که این پروژه هدف ملی تراز اول برای هر دو کشور است، در چهارچوب یک طرح خصوصی و بدون اینکه باری بر دوش بودجه دو دولت بگذارد انجام شود. از آنجایی که طرح‌ها خصوصی بودند و به اندازه بزرگی آنها محدودیت در تأمین منابع مالی آنها نیز وجود داشتند، معلوم بود که سرنوشت این پروژه بستگی به تأمین وام‌ها و ارائه آنها با شرایط مطلوب از سوی نهادهای بین‌المللی، به عنوان نمونه بانک جهانی و صندوق‌های مالی دیگر دارد که هدف آنها تشویق پروژه‌های صلح است. اکنون باید محل تأمین منابع مالی این پروژه‌ها مشخص می‌شد.
شرکت نیشو ایوی شروع به بررسی امکان تأمین مالی از طریق صندوق‌های ژاپنی کرد. شرکت آمریکایی راه‌آهن « ریلینگ‌اند لیک ایری» 
داوطلب شد تا از لابی خود در کنگره و سنا در ایالات متحده کمک بگیرد، در حالی که ما همچنان در این پروژه در منطقه پیشتاز بودیم، از طریق به کارگیری روابط خوبمان با ایالات متحده (با معاون وزیر امورخارجه استورات آیزن اشتات، معاون دستیار وزیر امورخارجه در موضوعات خاورمیانه، «تونی ورداستندیگ»، سفرای ایالات متحده در اردن و اسرائیل و مناطق دیگر)، روابطمان با اردن (با کاخ سلطنتی، با وزیر حمل‌ونقل، با فرماندار دره اردن) و با مدیریت همه عوامل در اسرائیل (وزارت زیرساخت‌های ملی، سازمان بنادر و خطوط راه‌آهن، راه‌آهن اسرائیل و مشتریانی با توان قطار پیشنهادی). همه آنها برای کمک متحد شدند تا رویای قطار صلح به واقعیت بپیوندد.

captcha