کد خبر: ۳۴۱۰۰۶
تاریخ انتشار : ۰۸ آبان ۱۴۰۵ - ۱۹:۴۳
روایت عضو سابق شوراهای پروانه ساخت و نمایش از ماجرای تولید یک نافیلمِ روزمینی!

اگر می‌گذاشتند نخل طلا که هیچ اسکار مال خودم بود!

تصویر روز-
آنچه در پی می‌آید، روایت خواندنی «سعید مستغاثی»، منتقد و مدرس سینما و از اعضای سابق شوراهای پروانه ساخت و پروانه نمایش سازمان سینمایی، درباره ماجرای تولید یکی از آثار به‌اصطلاح زیرزمینی اخیر سینمای ماست. یکی از نمونه‌دروغ‌های بزرگ این روزهای رایج؛ آثاری که نه فیلم هستند و نه زیرزمینی و به قول نویسنده این متن، خیلی هم «روزمینی» هستند، اما سازندگانشان برای اعتباربخشی به اثر نازل و نافیلم‌شان، عنوان فیلم زیرزمینی را برای کارشان استفاده می‌کنند. این شما و این توضیحات آقای مستغاثی درباره یک نافیلمِ روزمینی و کارگردانِ پرادعا، پربهره از بودجه دولتی و کم‌بهره در تولید فیلم خوب:
وقتی شنیدم فیلمی به نام «نفرین توقیف» به یکی از جشنواره‌های خارج کشور رفته، پیش خودم گفتم این جناب کارگردان بزرگ، بالاخره به آن دو تا و نصف فیلم قبلی‌اش، یک فیلم دیگر اضافه کرد و از شر آن شبه‌فیلمنامه خودستایانه که عنوان «جنگزده» را داشت، گذشته است!
اما وقتی قصه را از زبان شخص شخیص فیلم‌ساز هوشمند و تکرارناشدنیِ مظلوم! (این القاب را برای شوخی و کنایه نمی‌گویم، بلکه از ماحصل فیلمنامه‌اش استفاده کرده‌ام!!) خواندم، متوجه شدم که بله! این فیلم «نفرین توقیف» همان فیلمنامه درخشان و سوپرسینمایی «جنگزده» بوده که به‌اصطلاح به فیلم درآمده!!
اما جریان فیلمنامه «جنگزده» چی بود؟
در دورانی که عضو شورای پروانه ساخت بودم، از این جناب پرمدعا که زمانی هم رئیس صنف خودشان شد، یک فیلمنامه به قول سینمایی‌ها درپیت آمد به نام «قیف» که یکی دو تا سور زده بود به هر چه فیلم مبتذل با شوخی‌های پایین‌تنه‌ای! آثاری مثل «۵۰ کیلو آلبالو» و «رحمان ۱۴۰۰» و ... که در مقابل فیلمنامه «قیف» مثل «همشهری کین» و «ادیسه فضایی» بودند!
همگی در شورا متفق‌القول بودیم که بدون ذره‌ای کم‌وکاست مجوز ساخت این فیلم صادر گردد تا مشخص شود که آخر همه ادعاهای امثال این حضرات به کجا می‌رسد!!
خود فیلمش هم که ساخته شد، بدتر از فیلمنامه‌اش، جوری شده بود که انگار مثلاً وسط یک معرکه زنجیرپاره‌کنی، یک‌دفعه سر و کله یک لوطی عنتری هم پیدا شده باشد. در شورای صدور پروانه نمایش هم متفق‌القول شدیم که فیلمش نیز بدون سر سوزنی اصلاحات، همین‌طوری برود روی پرده تا سر و ته این جور مدعیان فیلم‌سازی را مردم قضاوت کنند!
البته برخی دوستان شورا به‌جد، اصرار داشتند به فیلم ایشان پروانه نمایش داده نشود تا بدهی‌های ده‌ها میلیاردی خودش به فارابی را پرداخت نماید!
تازه ما فهمیدیم که این جناب برای آن دو تا و نصفی فیلمی هم که قبلاً ساخته بود، میلیاردها تومان از فارابی و مؤسسات دولتی دیگر پول گرفته و پس نداده است!
بی‌جهت نبود اخیر شنیدیم که دعوای سختی مابین این جناب و جناب دیگری از مدیران به‌اصطلاح صنفی درگرفته که هر کدام آن دیگری را متهم به دولتی و حکومتی بودن کرده‌اند!
به هر حال قرار شد فعلاً بدهی‌های کلان جناب به‌اصطلاح فیلم‌ساز را بی‌خیال شویم و پروانه نمایش را برایش صادر کنیم تا برود حالش را ببرد!
اما فیلمنامه «جنگزده» در واقع سرتاپا «یک مرسی از خودم» این جناب به‌اصطلاح فیلم‌ساز بود از همان دو تا و نصفی فیلمی که ساخته و در این فیلمنامه همه آن‌ها را شاهکار دهر دانسته بود و !...
جالب است که یکی از مدیران سازمان سینمایی، دوستانه و از سر کمک به این جناب گفته بود که اگر تمایل دارد برای بهتر شدن فیلمنامه‌اش با فلانی (بنده را پیشنهاد داده بود) مشورت کند، چون در شوراهای پروانه ساخت و نمایش معمولاً برای آثار ضعیف، مشاوری از اعضا تعیین می‌گردید و جلساتی با نویسنده و کارگردان و تهیه‌کننده برگزار می‌شد تا بلکه فیلمنامه یا فیلم مربوطه ارتقا پیدا نماید. اما در مقابل پیشنهاد خیرخواهانه این مدیر سینمایی، آن حضرت فیلم‌ساز گفته بود «فلانی (یعنی بنده) من را فراماسونر می‌داند»!!
از طریق همین مدیر سینمایی برایش پیغام دادم که خیلی خودت را دست بالا گرفتی، مرد حسابی! مگر فراماسونر بودن به این راحتی است! اول از همه سواد و معلومات و مطالعه بالا می‌خواهد که تو هیچ‌کدام را نداری! فراماسونرها هر چه که بودند، لااقل غالباً آدم‌های باسوادی بودند و هوشمند که این یک فقره هم شامل حال آن به‌اصطلاح فیلم‌ساز نمی‌شد!!
به هر حال دوره ما تمام شد و شنیدم همان شبه‌فیلمنامه بی‌در و پیکر و شلخته و خودستایانه او مجوز و پروانه ساخت گرفته و مانند همه تولیدات دارای پروانه ساخت، خیلی رسمی و علنی در ملأ عام فیلم‌برداری‌اش را انجام داد و برخلاف آنچه باز ادعا نموده، خیلی به‌اصطلاح روزمینی کارش را تمام کرد (نمی‌دانم این بار از کدام نهاد و سازمان و ارگان بودجه فیلم درآورد) و اینجا هم کلاه سر مدیران جشنواره یادشده گذارد. البته جشنواره فوق، تقریباً غیررقابتی است و جایزه آن‌چنانی ندارد که این جناب توی بوق بکند، ولی به هر حال شاید اگر بفهمند که سرشان کلاه رفته، مثل آن بلایی که بر سر فیلم «مراقب» آمد و در بخش اصلی جشنواره‌ای که شرکت کرده بود، راهش ندادند، بر سر این شبه‌فیلم هم می‌آید!!

captcha