کد خبر: ۳۴۰۹۰۲
تاریخ انتشار : ۰۵ آبان ۱۴۰۵ - ۲۱:۲۴
اراده یمن افسانه شکست‌ناپذیری آمریکا را متلاشی کرد-بخش نخست

باب‌المندب گذرگاه پیروزی درخشش یمن در جنگی نابرابر

فائقه بزاز 

این‌روزها نام یمن بر قله افتخار می‌درخشد. یمن این درخشش در اوج را از پیشینه کهن خود وام ‌گرفته است. تحولات تاریخی منطقه شاهدی ماندگار بر شجاعت، ایمان و صلابت مردم یمن و جنبش انصارالله است. مردمی که در بزنگاه‌های حساس تاریخی بحرانی‌ترین شرایط، بمباران‌های شبانه‌روزی و محاصره همه‌جانبه را تاب آورده، سر تسلیم در برابر زور و سلطه خم نکردند. در مرکز این ایستادگی تاریخی، جنبش انصارالله با تکیه ‌بر ایمان و خودباوری شاهکاری از مقاومت هوشمندانه را پیش چشم جهانیان گذارده است. 
یمن نیز مثل بسیاری دیگر از کشورهای مستقل خاورمیانه دستخوش تحولات متعددی بوده است و این اتفاقات را به دلیل موقعیت خاص استراتژیک و ذخایر غنی نفتی خود از سر گذرنده است. این کشور در جنوب غرب آسیا، در انتهای جنوبی شبه‌جزیره عربستان، بین عمان و عربستان سعودی واقع شده است. یمن در ورودی تنگه باب‌المندب قرار دارد که از طریق خلیج عدن، دریای سرخ را به اقیانوس هند پیوند می‌دهد و یکی از فعال‌ترین و راهبردی‌ترین خطوط ترابری دریایی در جهان است. 
اهمیت یمن تنها در موقعیت راهبردی آن خلاصه نمی‌شود و این کشور از ذخایر معدنی بالایی نیز برخوردار است. هرچند یمن بیشتر به دلیل موقعیت جغرافیایی زیر ذره‌بین است، اما تلاش‌ها برای کنترل میادین نفت و گاز آن نیز بخشی از ماجرای حملات به این کشور محسوب می‌شود. 
معادن طلا و نقره از جمله مهم‌ترین منابع معدنی یمن به شمار می‌روند که در حال حاضر ۵۰ نقطه از یمن اکتشاف شده‌اند. طبق منابع اعلامی در سال ۲۰۱۳ ذخایر معدن طلای این کشور حدود 
۱۰۰ میلیون تن تخمین زده شده است که عمده آن نیز در استان‌های «حضرموت» و «حجه» قرار دارند.
بر اساس بررسی آماری بی‌پی BP در سال ۲۰۱۷ ذخایر نفتی یمن در حدود ۲ میلیارد و ۷۰۰ میلیون بشکه در سال ۲۰۰۹ برآورد شده است. این رقم معادل ۲ دهم درصد ذخایر جهانی است. برخی گزارش‌ها و بررسی‌ها نشان‌دهنده این هستند که یمن صاحب یکی از بزرگ‌ترین منابع نفتی در جهان است و این مؤلفه مهمی برای غصب یک سرزمین است.
 بهانه‌ای که «منصور‌هادی» به دست سعودی داد 
یمن تا سال ۲۰۱۰، توسط علی‌عبدالله صالح اداره می‌شد که با حمایت آمریکا قدرت گرفته بود. اما رویداد معروف بهار عربی و گسترش اعتراضات مردمی، منجر به تشکیل دولت انتقالی به ریاست منصور‌هادی گردید. دولتی که فساد امانش را برید تا رئیسش از ترس محاکمه، به عربستان فرار کند. به‌این‌ترتیب عربستان که خود را ناکام از نفوذ عوامل داخلی می‌دید برای بازگرداندن قدرت به دست منصور‌هادی به یمن که توسط انصارالله اداره می‌شد حمله کرد. جنگ نابرابری که در ابتدا باهدف سلطه و فروپاشی ساختارهای اجتماعی این کشور انجام شد؛ اما در عمل به بازتعریف معادلات قدرت در کل منطقه 
انجامید.
در ۲۵ مارس ۲۰۱۵ میلادی برابر با ۶ فروردین ۱۳۹۴ با حمله هوائی ائتلافی از کشورهای منطقه به رهبری عربستان سعودی آغاز شد. 
هواپیماهای کشورهای عضو شورای همکاری خلیج‌فارس شامل عربستان سعودی، امارات متحده عربی، قطر، کویت با همکاری مراکش، مصر، اردن و سودان در این حمله مشارکت داشتند و سومالی نیز اجازه استفاده از پایگاه‌های نظامی خود را برای حمایت از ائتلاف داده بود. آمریکا نیز پشتیبانی اطلاعاتی و لجستیکی این حمله را بر عهده داشت. حملاتی که بیشتر زیرساخت‌ها، مدارس و اماکن مسکونی و خرید را هدف گرفت و آمار زیادی از کشته‌های زن و کودک را رقم زد.
 جنایات جنگی در یمن؛ از بمباران جشن عروسی
 تا کشتار در مراسم تشییع‌جنازه
در فوریه ۲۰۱۶ «عفو بین‌الملل» اعلام کرد که شرایط و تأثیر بیش از سی حمله هوائی توسط نیروهای متعهد به رهبری عربستان در شهرهای صنعا، حدیده و صعده را بررسی کرده‌اند و اعتقاد دارند که این تعهد و پیمان مبتنی بر حمله عامدانه بر شبه‌نظامیان به‌عنوان هدف بوده است.
در ۲۴‌ آوریل ۲۰۱۵، سازمان عفو بین‌الملل اعلام کرد که حملات هوایی، پنج ناحیه پرتراکم جمعیتی صعده، صنعا، حدیده، حجه و اب را هدف گرفته‌اند؛ اما ابعاد فاجعه انسانی در یمن فراتر از بیانیه‌های نمایشی نهادهای بین‌المللی بوده است.
ائتلاف متجاوز عربی به رهبری عربستان سعودی به مدت ۷ سال با بمباران مناطق هزاران غیرنظامی و به‌ویژه کودکان بی‌گناه را قربانی کرده است. همچنین این جنگ منجر به تخریب مناطق مسکونی، زیرساخت‌ها و بازارها شده است.
به نقل از المیادین، «طه‌المتوکل» وزیر بهداشت عمومی و جمعیت در دولت صنعا اعلام کرده است که تعداد قربانیان یمن به ۴۷ هزار نفر رسیده است.
بر اساس آمار سازمان حامی حقوق زنان و کودکان «انتصاف» تا ۱۸ نوامبر ۲۰۲۱ تعداد کودکان قربانی تجاوزات آمریکایی- سعودی از ابتدای سال ۲۰۱۵ تا پایان نوامبر ۲۰۲۱ بیش از ۳۸۲۵ کودک شهید و ۴۱۵۷ مجروح بوده است.
گزارش حقوق بشر حاکی از آن است که تعداد کودکان دارای معلولیت‌های مختلف ناشی از تجاوز این ائتلاف متجاوز به ۵۵۵۹ مورد رسیده، درحالی‌که موارد تومور سرطانی در بین کودکان از ابتدای تجاوز ۷۱ هزار مورد ثبت شده که سالانه ۹ هزار مورد به این موارد اضافه می‌شود. در گزارش‌های اولیه از حمله عربستان به یمن آمده که بیش از ۳ میلیون کودک از سوءتغذیه رنج می‌برند، درحالی‌که روزانه بیش از ۳۰۰ کودک جان خود را از دست می‌دهند و بیش از ۳۰۰۰ کودک دچار ناهنجاری‌های مادرزادی شده‌اند و بیش از ۳۰۰۰ کودک نیز در خارج از یمن نیاز به جراحی قلب باز دارند.
گفتنی است برجسته‌ترین قتل‌عام ائتلاف متجاوز سعودی علیه غیرنظامیان؛ محله عطان است. این تجاوز در ۲۰‌آوریل ۲۰۱۵، محله عطان در صنعا را با بمبی حاوی اورانیوم ضعیف‌شده هدف قرارداد که این بمب توسط یک هواپیمای رادارگریز آمریکایی بر روی محله‌های مسکونی در منطقه فج عطان پرتاب شد و حدود ۸۴ نفر جان خود را از دست دادند و ۳۶۴ زخمی شدند.
ائتلاف سعودی در ۲۸ سپتامبر ۲۰۱۵ عامدانه یک جشن عروسی را در نزدیکی بندر «المخا» در استان تعز هدف قرار داد که منجر به کشته‌شدن بیش از ۱۳۵ شهروند شد. همچنین هواپیماهای جنگی ائتلاف 
۸ اکتبر ۲۰۱۵ یک قتل‌عام را با  هدف قرار دادن یک‌ خانه و یک جشن عروسی در ذمار مرتکب شدند که این حملات منجر به کشته و زخمی‌شدن بیش از ۱۰۰ غیرنظامی از جمله تعداد زیادی زن و کودک شد.
ائتلاف سعودی ۸ اکتبر ۲۰۱۶ با هدف قرار دادن مراسم تشییع‌جنازه مرتکب قتل‌عام شد که منجر به کشته و زخمی‌شدن بیش از ۷۵۰ نفر از کسانی شد که در این مراسم حضور داشتند. 
بقایای بمب‌های خوشه‌ای که توسط ائتلاف متجاوز بر سر مردم یمن فروریخته شده، باعث کشته، زخمی و معلولیت بیش از سه هزار و ۸۴۰ غیرنظامی از جمله زنان و کودکان شده است.
و در آمارهای به‌دست‌آمده از سال‌های شروع حمله به یمن در سال ۲۰۱۵ یک هزار و ۱۹ نفر از جمله ۱۱۵ کودک و ۳۹ زن بر اثر انفجار بقایای بمب‌های خوشه‌ای کشته و ۲ هزار و ۸۲۲ نفر نیز زخمی شده‌اند.
 وقتی معادلات برای سعودی وارونه می‌شود 
مطابق آنچه گفته شد تحولات یمن دستخوش فرآیندی ۱۱ساله و حتی فراتر از آن ۲۵ساله است. در دوره‌هایی درگیری نظامی تشدید می‌شود، شده در دوره‌ای دیگر حملات به تحریم و محاصره اقتصادی تبدیل شده، در مقطعی جنس مواجهه مبارزه با مزدوران عربستان و امارات بوده و در شرایطی دیگر درگیری با ائتلاف اروپایی در دریای سرخ رقم خورده، دوره‌ای نیز درگیری به رویارویی با رژیم صهیونیستی تبدیل می‌شود. اما دور جدید تحولات یمن که با پیشروی‌های خیره‌کننده نیروهای مسلح یمن به سمت ساحل غربی و آزادسازی مناطقی همچون بندر المخا، سواحل باب‌المندب و همچنین تشدید حلقه محاصره علیه مزدوران سعودی در شهر تعز همراه بوده است دستِ برتر را برای مبارزان یمن و مردم این سرزمین به ارمغان داشته است. دستاوردی که حاصل مقاومت است.
این جنبش از بهار ۱۳۷۲ به‌عنوان یک بازیگر ضد رژیم اسرائیل عمل‌کرده و اکنون به یکی از بازیگران قوی ضدصهیونیستی تبدیل شده است، درحقیقت، هر چقدر انصارالله قوی‌تر شود، چالشی که برای رژیم اسرائیل ایجاد شده است، تقویت می‌شود.
ایمان محمدی تحلیلگر با اشاره به تسلط انصارالله یمن بر تنگه باب‌المندب درباره تأثیرات این رخداد بر تقابل محور مقاومت با آمریکا و رژیم صهیونیستی و تبیین چرائی حملات یمن به تسنیم می‌گوید: «حملات انصارالله با هدف شکستن محاصره‌‌ای بود که ریاض علیه یمن اعمال کرده است. قرار بود این تحریم‌ها با امضای توافق‌نامه آتش‌بس در سال ۲۰۲۲ پایان یابد؛ اما با گذشت چند‌سال از امضای این توافق‌نامه هنوز تحریم‌ها به قوت خود باقی است؛ لذا ارتش و انصارالله مجبور شدند به‌منظور پایان‌دادن به این تحریم‌ها راهبرد محاصره مقابل محاصره در پیش گیرند. نیروهای مسلح یمن با بستن بندرهای غربی عربستان باعث شدند حدود ۴ میلیون بشکه نفت که از «ینبع» صادر می‌شد، به یک میلیون بشکه کاهش پیدا کند، این موضوع به کمبود نفت در بازار جهانی 
دامن زد.»
این تحلیلگر درباره تأثیر عملیات موفقیت‌آمیز روانی و نظامی انصارالله یمن عنوان می‌کند: «این جنبش از بهار ۱۳۷۲ به‌عنوان یک بازیگر ضد رژیم اسرائیل عمل کرده و اکنون به یکی از بازیگران قوی ضدصهیونیستی تبدیل شده است، درحقیقت، هر چقدر انصارالله قوی‌تر شود، چالشی که برای رژیم اسرائیل ایجاد شده است، تقویت می‌شود، در این‌جا باید گفت که رخداد‌های اخیر، قدرت چانه‌زنی انصارالله در تحولات یمن را بالا برد و این به معنای قدرتمندترشدن جنبش انصارالله است. به‌طورکلی، تحولات هفته اخیر یمن باعث شد، محور مقاومت مقابل محور غربی، عبری و عربی تقویت و کارت‌های بازی‌اش بیشتر بشود.»
 انصارالله به سمت یکپارچه‌سازی جغرافیای یمن شمالی پیش خواهد رفت 
محمدی در پاسخ به این سؤال که «این تحولات به چه سمت‌وسویی خواهد رفت؟» اظهار می‌دارد: «احتمالاً انصارالله به سمت یکپارچه‌سازی جغرافیای یمن شمالی پیش خواهد رفت. شما می‌دانید، یمن دو جغرافیای تاریخی دارد، قبل سال ۱۹۹۰ یمن دو بخش بود یمن شمالی و یمن جنوبی. اکنون چندتکه کوچک در یمن شمالی از کنترل انصارالله خارج است. شهر تعز، یک بخش‌هایی از منطقه الجوف، مأرب و یک بخش‌هایی از استان الحجه باقی ‌مانده است. انصارالله بخش بزرگی از استان تعز را هفته گذشته آزاد کرد. اگر این جنبش بتواند جغرافیای تاریخی یمن شمالی را یکپارچه‌سازی کند، در این صورت به‌عنوان تنها بازیگر بخش شمالی در پرونده سیاسی یمن مطرح می‌شود.»
محمدی درباره توافق‌نامه نظامی عربستان با ترکیه و پاکستان «پیمان مکه» عنوان می‌کند: «از لحاظ تاریخی هرگاه عربستان احساس ضعف کند به سمت پیمان‌ها و ائتلاف‌ها حرکت می‌کند؛ اما مسئله این است که در زمان کنونی این ائتلاف‌ها و پیمان‌ها نمی‌توانند ریاض را از مهلکه نجات دهند. در سال ۲۰۱۵ ما شاهد ائتلاف قوی‌تری از سوی عربستان بودیم، در این ائتلاف «طوفان صحرا» کشورهای بیشتری حضور داشتند، شرایط منطقه در آن زمان بیشتر به نفع عربستان بود، انصارالله مثل الان این‌قدر قوی نبود و بازیگری شناخته‌شده نبود، در آن زمان ائتلاف مزبور نتوانست به ریاض کمک کند.»
این کارشناس در پایان تأکید می‌کند: «اکنون قدرت منطقه‌ای عربستان و غرب ضعیف‌تر شده است و آمریکا به‌عنوان حامی اصلی ریاض با چالش‌هایی متعدد روبه‌روست. ترکیه و پاکستان که پیمان مکه را امضا کردند در جریان درگیری‌های یمن اعلام کردند؛ «این پیمان دفاعی است و ما ورود رسمی نخواهیم کرد.»، به‌طورکلی، انصارالله بازیگری قوی‌تر شده است و توان واردکردن ضربات دردناکی به عربستان دارد.»
 سادگی این جمع و محاسبه قدرت 
در پایان این قسمت باید گفت: یمن به واسطه رنج‌هایش قوت گرفته، خطوط مقدم نبرد را به میدان تثبیت اراده الهی بدل ساخته است. شجاعت مردان و زنان یمنی در تحمل دردهای ناشی از سوءتغذیه، بیماری‌های واگیردار و نبود دارو، نشانه بیداری روح جمعی ملتی است که عزت را بر هرگونه رفاه کاذب ترجیح دادند. جوانان یمن با پاهای برهنه بر صخره‌های سخت و داغ جبهه‌ها، ‌تانک‌های مدرن ائتلاف تجاوزکار را به آتش کشیده‌اند و چه خوش گفت سید شهیدان اهل قلم، شهید آوینی که «وقتی انسان به‌سادگی این جمع می‌نگرد، شاید در محاسبه قدرت آنها دچار اشتباه شود، اما اکنون در آستانه دهمین سال پیروزی انقلاب اسلامی، بیش‌ازپیش این حقیقت بر همه مردم جهان آشکار شده است که قدرت از آن مردمی است که بر محور ولایت اجتماع کرده‌اند. چیزی نخواهد گذشت که مستضعفین سراسر عالم در خواهند یافت که قدرت حقیقی تنها در وحدت ایمانی نهفته است و راهی جز جهاد مسلحانه برای دست‌یافتن به عدالت وجود ندارد.»

captcha