قیمت گزاف روی اسب مُرده! (نگاه)
حسن رشوند
قرار بود سهشنبه ۲۷ اکتبر (۵ آبانماه) انتخابات پارلمانی (کنست) رژیم جعلی صهیونیستی برگزار شود. در آخرین نظرسنجی که پنجشنبهشب نتایج آن را شبکه ۱۳ عبری منتشر کرد: احزاب بهاصطلاح اپوزیسیون ۵۴ کرسی و ائتلاف نتانیاهو ۵۰ کرسی و احزاب عربی ۱۶ کرسی را به خود اختصاص خواهند داد. درحالیکه این نتایج با دورههای قبل چندان تفاوتی ندارد و نتانیاهو را در مرز افتادن یا رأی آوردن نشان میدهد، بار دیگر ماشین پروپاگاندای غرب و پادوهای رسانهای آن، پروژه تکراری و کهنه «دیوسازی انحصاری یک مهره و تطهیر چهره خبیث دیگر» را در دستور کار قرار دادهاند. مانور پرسروصدای رسانههای عبری و غربی روی سند موسوم به «پیمان عدم تعرض» که در ۲۶ سپتامبر (۴ مهر) با حضور پنج چهره معروف اپوزیسیون شامل «نفتالی بنت، یائیر لاپید، آویگدور لیبرمن، گادی آیزنکوت و یائیر گولان» به امضا رسید تا دستمایه یک توهم خطرناک و آدرس غلط از سوی برخی محافل سادهاندیش داخلی و منطقهای باشد؛ القای این گزاره سراسر باطل که: «اگر نتانیاهو سرنگون شود، لحن رژیم ملایمتر خواهد شد، خطر جنگ فروکش میکند و با روی کار آمدن این ائتلاف پنجگانه، شرایط برای جمهوری اسلامی ایران و محور مقاومت با توجه به نفوذ او بر روی ترامپ و تحریک او به جنگ با ایران رو به بهبود میگذارد!»، بهدنبال لاپوشانی جنایات چند دهه این رژیم منحوس که کشتار «آریل شارون» در صبرا و شتیلا را دیده و سه سال نسلکشی بیش از ۸۰ هزار نفر از مردم غزه و آواره شدن بیش از یک میلیون نفر را به دست نتانیاهو مشاهده کرده و دو جنگ تحمیلی را در فاصله یک سال علیه ایران اسلامی شاهد بودهاند، اوج بیعقلی است که اگر تصور شود بر فرض رفتن جنایتکاری، جنایات رژیم صهیونیستی علیه ایران و ملتهای منطقه فروکش میکند.
اما سؤال این است آیا جابهجایی دژخیمان بر روی ویرانههای رژیمی جعلی که دیانای (DNA) آنها بر پایه غصب، ترور و نسلکشی شکل گرفته، تغییری در ماهیت راهبردی این غده سرطانی ایجاد میکند؟ نگاهی موشکافانه، مستند و مبتنی بر کدهای روشن خبری به سوابق و استراتژیهای اعلامی این پنج چهره، بهخوبی اثبات میکند که اختلاف اردوگاه اپوزیسیون با بنیامین نتانیاهو تنها بر سر «تاکتیک و شیوه ذبح» است، نه «اصل جنایت علیه ایران و آرمان ملت فلسطین». با توجه به این مقدمه کوتاه، درباره این انتخابات و بازی جدید صهیونیستها چند نکته گفتنی است که با هم میخوانیم:
۱- پیش از کالبدشکافی مواضع این افراد، باید به آرایش صوری پارلمان این رژیم نگاه کرد. طبق آخرین نظرسنجیهای رسانههای عبری (نظیر ۱۲ و ۱۳ عبری و روزنامه معاریو)، بلوک موسوم به «مخالفان نتانیاهو» با کسب برخی کرسیهای احزاب عربی در خوشبینانهترین حالت حداکثر به ۶۷ کرسی از ۱۲۰ کرسی دست مییابند و ائتلاف راستگرای حاکم به رهبری نتانیاهو روی عدد ۴۹ تا ۵۱ کرسی درجا میزند. اما راز سربهمهر این آمارسازیها کجاست؟ حقیقت آن است که سهم «احزاب صرفاً یهودی» این اپوزیسیون حداکثر ۵۴ کرسی است. معنای روشن این عدد آن است که این مدعیان تکنوکرات و نظامی بدون ائتلاف با فهرستهای عربی هرگز قادر به شکستن طلسم حدنصاب ۶۱ کرسی نخواهند بود؛ ائتلافی که فاشیستهایی نظیر لیبرمن و بنت حتی نگاه کردن به آن را خیانت به «دولت یهود» میدانند! بنابراین رژیمی که در عمق بحران مشروعیت داخلی غرق شده، در خطمشی ضدایرانی خود هیچ اختلاف حزبی ندارد.
۲- بررسی مواضع و پیشینه هر یک از اضلاع پنجگانه این ائتلاف نشان میدهد که اتفاقاً برخی از آنها در ماجراجویی و عداوت علیه ملت ایران، کارنامهای فجیع همسطح نتانیاهو دارند:
الف) نفتالی بنت، رهبر سابق «یامینا» و نخستوزیر اسبق، در دوران زمامداری خود در ژوئن ۲۰۲۲ رسماً در برابر دوربینها و در سخنرانیهای علنی، دکترین استراتژیک موسوم به «سر اختاپوس» (Octopus Doctrine) را تشریح کرد. نتانیاهو هم اخیراً در کنفرانسی با تشریح ۱۰ اصل دکترین جدید خود با کشیدن یک هشتپا، ایران را به اختاپوسی تشبیه کرد که یک پای آن حماس، پای دیگر آن حزبالله و پای دیگرش حشدالشعبی عراق است حتی ترکیه که غالباً در زمین اسرائیل بازی میکند و حیات خلوت اطلاعاتی این رژیم است را بهعنوان یک پای این موجود فرض کرد که برای ازبینبردنش حتماً باید سر آن را نشانه گرفت. بنت هم خیلی پیشتر از نتانیاهو صراحتاً اعلام کرده بود: «دوران درگیری با بازوهای ایران به پایان رسیده و اسرائیل زین پس مستقیماً سر اختاپوس را در خود تهران هدف قرار میدهد.» ترور ناجوانمردانه در قلب تهران در دوران حکومت بنت صورت گرفت و او خود شخصاً مسئولیت ضمنی آن را به نشریات آمریکایی درز داد. بنت همان کسی است که در ماههای اخیر بارها با انتشار پیامهای ویدیویی، خواستار نابودی زیرساختهای هستهای و پالایشگاهی ایران شده و نتانیاهو را به «انفعال و ترس در ضربه زدن به عمق خاک ایران» متهم کرده است. آیا چنین چهرهای در صورت پیروزی در انتخابات، کمخشونتتر از نتانیاهو عمل خواهد کرد؟!
ب) یائیر لاپید، رئیس حزب «یش عتید»، چهره بزکشده دیپلماسی صهیونیستی در غرب است؛ جلادی که با کتوشلوار و کراوات توطئه میکند. لاپید همان فردی است که در زمان وزارت خارجه و نخستوزیریاش در سال ۲۰۲۲، در هماهنگی با دولت دموکرات جو بایدن، پروژه موسوم به «ائتلاف دفاع هوایی خاورمیانه» (MEAD) را علیه موشکها و پهپادهای ایران کلید زد. لاپید در نطق معروف خود در پایگاه هوایی «نواتیم» که در وعده صادق ۲ و ۳ در آماج حملات موشکی ایران قرار داشت، اعلام کرد: «اسرائیل از تواناییهای پنهان و آشکاری برخوردار است و اگر پای منافع حیاتی ما در میان باشد، برای حمله به مراکز اتمی ایران از هیچکس اجازه نخواهیم گرفت.» خطر لاپید در هنر او برای «اجماعسازی بینالمللی علیه اقتصاد و دیپلماسی ایران» است؛ سمی مهلکتر از لفاظیهای بدون خریدار نتانیاهو در سازمان ملل که موجب ترک ۷۷ کشور از جلسه سخنرانی او در مجمع عمومی سازمان ملل
شد.
ج) لیبرمن، رئیس حزب «اسرائیل بیتنو»، تندروترین چهرهای است که واژه «میانهروی» را به سخره میگیرد. لیبرمن همان عنصری است که چندی پیش در مصاحبه با رادیو ارتش رژیم صهیونیستی علناً و با وقاحت تمام پیشنهاد کرد تلآویو باید گزینه «ضربات پیشدستانه هستهای و زیرساختی علیه تأسیسات ایران» را بهعنوان یک طرح عملیاتی روی میز بگذارد! لیبرمن در تمام یک سال گذشته با حمله مداوم به کابینه نتانیاهو ادعا کرد که «پاسخهای دادهشده به عملیاتهای وعده صادق ایران، شرمآور و ناکافی بوده است». نشاندن فردی که نتانیاهو را به علت کمجرئتی در مواجهه با ایران سرزنش میکند بر اریکه قدرت، کجا نشان از خشونت کمتر از نتانیاهو دارد؟!
د) ژنرال ذخیره «گادی آیزنکوت»، رئیس اسبق ستاد کل ارتش این رژیم، نامش در ادبیات نظامی جهان با وحشیانهترین تئوری جنگی قرن یعنی «دکترین ضاحیه» (Dahiya Doctrine) پیوند خورده است. این دکترین مبتنی بر یک فرمول کثیف است: «بمباران عمدی، گسترده و غیرمتناسب زیرساختهای مدنی و شهرها تا رسیدن به حد تخریب مطلق برای تحت فشار گذاشتن مردم.» آیزنکوت سالها مهندس عملیات موسوم به «نبرد بین جنگها» در آسمان سوریه علیه مستشاران نظامی سپاه بوده است. ژنرالی که با افتخار از تبدیل شهرها به تلی از خاکستر سخن میگوید. یقیناً چنین فردی در صورت رسیدن به قدرت، همان استراتژی را علیه پایگاههای مقاومت در منطقه و توان دفاعی ایران به کار خواهد بست.
ه) «یائیر گولان»، معاون پیشین ستاد ارتش و رئیس حزب دموکراتها، گرچه مواضعی منتقدانه علیه فاشیسم داخلی صهیونیستها اتخاذ میکند، اما نگاه او در حوزه سیاست خارجی و منطقهای، تفاوتی با سایر نظامیان تلآویو ندارد. او صراحتاً نابودی عمق راهبردی و بازدارندگی ایران را «مسئله مرگ و زندگی اسرائیل» دانسته و تنها تفاوتش با راستگرایان این است که معتقد است ماشین جنگی اسرائیل نباید توان خود را در جبهههای متعدد هدر دهد، بلکه باید تمام ظرفیت غرب و ارتش را علیه مهار سپاه و انصارالله یمن تجمیع کند. یعنی دو نیرویی که در حال حاضر سلسله جنبان جریان مقاومت در منطقه است و آنچه امروز آمریکا و رژیم صهیونیستی در نتیجه دو جنگ تحمیلی علیه جمهوری اسلامی ایران و ملت یمن دچار شکست شده است، محصول عمل همین دو نیرو و البته در کنار ارتش قهرمان ایران بوده است.
۳- در حوزه پرونده فلسطین، اشتراک منافع این ۵ نفر با نتانیاهو حتی تکاندهندهتر است. در جریان رأیگیری تاریخی جولای ۲۰۲۴ در کنست صهیونیستی بر سر «رد کامل تشکیل کشور مستقل فلسطینی در غرب رود اردن»، نمایندگان احزاب بنت، لاپید، لیبرمن و آیزنکوت شانهبهشانه حزب لیکود و احزاب افراطی «بنگویر» و «اسموتریچ» به این لایحه رأی مثبت دادند! نفتالی بنت بارها با تکرار یک ادبیات شنیع تأکید کرده است: «مسئله فلسطین مانند ترکش در بدن است؛ نباید کشور فلسطین تشکیل شود، بلکه فقط باید مدیریت شود.» هیچکدام از اعضای این ائتلاف در جریان نسلکشی وحشیانه در غزه و بمباران جنوب لبنان، خواهان توقف جنایت نشدند؛ بلکه انتقاد آنها به نتانیاهو تنها بر سر «سوءمدیریت نظامی»، «عدم دستیابی به اهداف جنگ» و «بیبرنامگی برای روز پس از جنگ» بوده است.
۴- اما هدف واشنگتن و اندیشکدههای صهیونیستی از بزرگنمایی تفاوتهای ظاهری نتانیاهو با ائتلاف پنجگانه، اجرای یک «جنگ شناختی» علیه محاسبات تهران با دو دستور کار مشخص است:
الف) آنها میکوشند پس از رسوایی جهانی رژیم صهیونیستی در غزه و شکست بازدارندگی در برابر ضربات مهلک مقاومت و موشکهای بالستیک خیبرشکن و فتاح ایران در عملیات وعدههای صادق طی این چند سال بهویژه دو جنگ ۱۲روزه و جنگ رمضان، با تغییر ویترین و تعویض بازیگر بدنامی مثل نتانیاهو، آبروی رفته این رژیم نامشروع را در جهان احیا کنند. در واقع آنها میخواهند روی اسب مُرده خود قیمت گزاف بگذارند.
ب) هدف دیگر، تزریق داروی بیحسی به داخل کشور است تا تصمیمگیران و نخبگان سیاسی بپندارند با تغییر دولت در تلآویو، دوران تنشزدایی آغاز شده و در نتیجه میتوان در این شرایط توسعه توان موشکی، هستهای و پشتیبانی از حزبالله و حماس و انصارالله یمن را کاهش داد که تاکنون در دیدار با میانجیهایی که از پاکستان، قطر و عمان به ایران آمدهاند مسئولان جمهوری اسلامی از رئیسجمهور گرفته تا رئیس مجلس و دبیر شورای عالی امنیت ملی و وزیر خارجه کشورمان پاسخ چنین برداشتهای غلطی را محکم دادهاند که «نه ذرهای از مواد غنیسازیشده هستهای از کشور خارج میشود و نه کوچکترین عقبنشینی در بُرد موشکها و تسلیحات متعارف ایرانی» صورت میگیرد. این یعنی برای جمهوری اسلامی تفاوتی نمیکند چه کسی سکان اجرایی رژیم بدنام صهیونیستی را با این انتخابات بر عهده خواهد گرفت، چرا که از نگاه مسئولان و ملت ایران رژیم نامشروع صهیونیستی دشمن شماره یک ما بوده و خواهد بود.