ملاکهای مبهم سازمان برنامه و بودجه برای عدم افزایش کالابرگ میلیونها خانوار
ملاکهای رئیس سازمان برنامه و بودجه که گفت؛ افرادی که از درآمد و وضعیت اقتصادی مناسبی برخوردارند، نباید انتظار دریافت این حمایت را داشته باشند و بر اساس آن 46 میلیون نفر مشمول افزایش کالابرگ نشدند؛ مبهم است.
به گزارش رسانهها، سید حمید پورمحمدی، درباره دلیل عدم افزایش اعتبار کالابرگ 46 میلیون نفر توضیح داد: هدف از اجرای طرح خوداظهاری، رساندن منابع محدود به افراد نیازمند است، هیچ مشکلی برای کسانی که فرمهای خوداظهاری را تکمیل نکردهاند وجود ندارد. هدف نهائی رساندن منابع محدود به افراد نیازمند است و کسی که میتواند در این شرایط به راحتی زندگی کند زمانی نیست که یارانه دریافت کند. برای افرادی که فرم به دستشان نرسیده مهلت مجدد در نظر خواهیم گرفت.
رئیس سازمان برنامه و بودجه افزود: افرادی که خارج از جمعیت ۴۴ میلیون نفری شناساییشده قرار دارند نیز میتوانند اعلام کنند که متقاضی دریافت این حمایت هستند. برای این افراد پرسشنامه ارسال میشود و با اجازه خودشان وضعیت اقتصادی آنها بررسی خواهد شد در صورتی که مشخص شود مشمول شرایط دریافت یارانه هستند، پرداخت انجام میشود.
پورمحمدی ادامه داد: هدف این است که منابع محدود به دست افرادی برسد که واقعا به آن نیاز دارند. افرادی که درآمد کافی دارند و از وضعیت اقتصادی مناسبی برخوردارند، نباید انتظار داشته باشند منابعی که برای حمایت از اقشار نیازمند در نظر گرفته شده، به آنها اختصاص پیدا کند.
غفلت از تجربه 48 ساله
گفتنی است، سازمان برنامه و بودجه ملاک قابل اندازهگیری برای تعیین پولدار و متوسط و فقیر ارائه نکرده است؛ از این رو ملاکهای این سازمان برای شناسایی
44 میلیون نفر و حذف 46 میلیون نفر، مبهم است. دولت و سازمان برنامه، اصرار دارند که بر اساس منابع درآمدی قابل پیشبینی، به معیشت مردم رسیدگی کنند اما از یک واقعیت 48 ساله غفلت میکنند.
قطعاً عقلانیت و پیشبینیپذیری؛ دو رکن مهم در هر گونه تصمیمگیری است اما همانطور که بهکارگیری امکانات و تفکرات تخصصی و راهبردی، عقلانیت است؛ توکل به وعدههای الهی بر اساس تجربه 48 سال گذشته کشور هم عین عقلانیت است. یکی از مشکلات برخی مسئولان دولت چهاردهم، بیتوجهی به کیفیت راه طی شده در سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی و مقایسه آن با قبل از انقلاب و ضعف توکل و اعتماد به وعدههای خداوند است.
حجم خدمات و پیشرفتهای صورت گرفته در کشوری با درآمدهای غیرقابل پیشبینی، طی 48 سال گذشته با وجود تحریم، جنگ، محاصره اقتصادی و... نسبت به کشوری با درآمد نفتی قابل پیشبینی از صادرات شش میلیون بشکه نفت در روز در سالهای قبل از انقلاب 1357؛ نشان میدهد اگر قرار بود با نگرش درآمدهای قابل پیشبینیِ سازمان برنامه و برخی دستگاههای دیگر، کشور جلو برود الان در همان نقطه 1357 یا عقبتر بود و هیچ پیشرفتی حاصل نمیشد و هیچ خدماتی هم به مردم داده نشده بود.
دولت چهاردهم در قصه کالابرگ، یارانه، بنزین و... قائل به نوعی از پیشبینی پذیری است که به جای «انضباط مالی» مورد ادعای سازمان برنامه و برخی از دستگاههای دولتی، نوعی «انسداد اجرائی» در کشور در حال جنگ، ایجاد میکند.
مسئولان فعلی توجه داشته باشند که تمام پیشرفتها و خدمات شگرف پس از انقلاب با عقلانیت، استفاده از امکانات موجود و خرد جمعی کارشناسان و سیاستمداران صورت گرفته است؛ اما همه میدانیم که میزان این عوامل مادی با نتیجه شگرف رخ داده، فاصله نجومی داشته و عقلاً نباید به این پیشرفتها میرسیدیم.
اعتماد به گزاره «خدا میرساند»
اما حاصل توکل و اعتماد به وعدههای الهی در همان مسئولان عاقل، خردمند، کارشناس و سیاستمدار؛ نتایج شگرفی را در پی داشته و هر جا از این عامل اصلی، غفلت شده، نتیجه منفی و خسارت به بار آورده است. در واقع، خدمات و پیشرفتهای شگرف حاصل شده، به دلیل اعتماد مسئولان به وعدههای الهی و حرکت و اقدام، بسیار فراتر از امکانات و خرد و... بوده است.
دولت از افزایش رقم کالابرگ برای 9 دهک نترسد و معیارها و ملاکهای عجیب درآمدی وزارت رفاه را کنار بگذارد و با عقلانیت، امکانات موجود و البته توکل به وعدههای الهی، کارها را پیش ببرد و به این سخن الهی امام خمینی(ره) اطمینان داشته باشد که «خدا میرساند». حذف 46 میلیون نفر از افزایش رقم کالابرگ یا حذف یارانهها، از عقلانیت و توکل به دور است.