مسئولیت اجتماعی در خطبه فدکیه(مقاله وارده)
دکتر مهدی جبرائیلی تبریزی
خطبه فدکیه حضرت فاطمه زهرا(سلاماللهعلیها) را میتوان افزون بر یک متن اعتقادی، فقهی و تاریخی، متنی بنیادین برای فهم رابطه دین و جامعه و تبیین مسئولیت انسان در برابر سرنوشت جمعی دانست. در این خطبه، ایمان صرفاً رابطهای فردی میان انسان و خدا نیست؛ بلکه حقیقتی است که باید در سامان سیاسی، عدالت اقتصادی، اخلاق عمومی، حفظ حقوق مردم و مسئولیتپذیری اجتماعی ظهور پیدا کند.
از این منظر، یکی از پرسشهای اساسی درباره خطبه فدکیه چنین است: حضرت زهرا (س) بر چه مبانی اعتقادی، انسانشناختی، اخلاقی، حقوقی و سیاسی، انسان را در برابر جامعه مسئول میدانند؟
پاسخ به این پرسش مستلزم آن است که خطبه را نه فقط از منظر محتوای تاریخی آن، بلکه از زاویه الهیات اجتماعی، فلسفه اخلاق، جامعهشناسی سیاسی و نظریه مسئولیت اجتماعی مطالعه کنیم.
این خطبه فراتر از یک مطالبه مالی، بهمثابه بیانیهای برای بازتعریف هویت اجتماعی امت اسلامی و تبیین وظایف متقابل فرد و جامعه است.
بر اساس تحلیل محتوای خطبه فدکیه، مسئولیت اجتماعی در این خطبه بر چند اصل بنیادین مبتنی است.
پیوند عبادت و مسئولیت اجتماعی (پشتوانه معنوی)
در خطبه فدکیه، احکام و عبادات صرفاً وظایفی فردی تلقی نمیشوند، بلکه هر یک دارای کارکردی اجتماعی و تربیتی هستند که انسان را از خودمحوری به سمت مسئولیتپذیری سوق میدهند. حضرت زهرا(س) در این خطبه فلسفه برخی واجبات را چنین تبیین میکنند:
*نماز؛ برای پاکیزگی از تکبر و ایجاد فروتنی در برابر جامعه؛
*زکات؛ برای تزکیه مال و توجه به حقوق نیازمندان در جامعه؛
*روزه؛ برای تحقق اخلاص و مهار هواهای نفسانی که مانع خدمت به خلق است.
این نگاه نشان میدهد که در مکتب فاطمی، بندگی خدا و مسئولیت در قبال جامعه پیوندی ناگسستنی دارند و ایمان حقیقی بدون احساس مسئولیت اجتماعی معنا ندارد.
عدالتخواهی بهعنوان محور کنش اجتماعی
خطبه فدکیه نمونه بارز مطالبهگری اجتماعی مبتنی بر عدالت است. حضرت زهرا (س) با طرح مسئله فدک، در واقع از یک حق شخصی دفاع نکردند، بلکه به دفاع از نظام حق و عدالتی پرداختند که سلامت ساختار جامعه اسلامی به آن وابسته است. ایشان نشان دادند که جامعه بدون عدالت، بهجای «امت واحده» به جمعیتی پراکنده و ازهمگسیخته تبدیل میشود. از این منظر، مسئولیت اجتماعی شامل تلاش برای برقراری عدالت در ساختار قدرت و ارزشهای جامعه نیز میشود.
از منظر جامعهشناسی، جامعه تنها با وجود قوانین و نهادهای رسمی پایدار نمیماند؛ بلکه به اعتماد، هنجارهای مشترک، عدالت و احساس تعلق نیز نیاز دارد.
در این چارچوب، میتوان اندیشه اجتماعی خطبه فدکیه را بر این اصل استوار دانست که دین باید در ساختن شخصیت اخلاقی انسان و تنظیم روابط جمعی نقش ایفا کند. اگر عبادت به اصلاح اخلاق و اگر اخلاق به رعایت حقوق دیگران منجر نشود، پیوند میان معنویت فردی و مسئولیت اجتماعی ناقص خواهد ماند.
ولایت و امامت؛ ضامن انسجام و نظم اجتماعی
یکی از مبانی مهم مسئولیت اجتماعی در این خطبه، تبیین کارکرد اجتماعی «امامت» است. حضرت زهرا(س) در فرازی کلیدی میفرمایند: «خدا اطاعت از ما را رشته سامان ملت، و امامت ما را مایه ایمنی از تفرقه قرار داده است».
بنابراین دو کارکرد اجتماعی و کاربردی امامت را میتوان چنین تبیین کرد:
نظامبخشی؛ ولایت بهمثابه رشتهای است که دانههای پراکنده جامعه را به هم متصل کرده و از هرجومرج و تنازع در مرجعیت جلوگیری میکند.
وحدتبخشی؛ امامت پناهگاهی است که امت را از فروپاشی و فرقهگرایی و تنازع اجتماعی بنیانکن حفظ میکند. بنابراین، پذیرش مسئولیت اجتماعی در سطح کلان، مستلزم همراهی با محور حق و هدایت برای حفظ انسجام امت است.
آگاهیبخشی و روشنگری (مسئولیت روشنفکری)
حضرت زهرا(س) با حضور در مسجد و ایراد خطبه در برابر مهاجران و انصار، الگویی از مسئولیت آگاهیبخشی را ارائه دادند. ایشان جامعه را از خواب غفلت بیدار کرده و با استناد به قرآن و سنت، حقایق را تبیین نمودند. این کنش نشان میدهد که یک فرد مسلمان در قبال جهل و انحراف جامعه مسئول است و باید با روشنگری و گفتوگوی مستدل، افکار عمومی را به سمت حقیقت هدایت کند.
شجاعت اخلاقی و مطالبهگری
خطبه فدکیه تجلی شجاعت اخلاقی در مطالبهگری است. حضرت زهرا(س) با وجود فشارهای سیاسی و اجتماعی، با رعایت کامل اخلاق و با استدلالهای متقن، به بیان حقایق پرداختند. این مبنای مهمی برای مسئولیت اجتماعی است؛ بدین معنا که فرد مسئول نباید در برابر انحراف و ظلم سکوت کند و باید با شجاعت اما به شیوهای عقلانی و اخلاقی، مطالبات خود و جامعه را پیگیری نماید.
خانواده؛ کانون پرورش مسئولیتپذیری
برخلاف رویکردهایی که حضور اجتماعی زن را در تضاد با خانواده میبینند، سیره حضرت زهرا(س) نشان میدهد که خانواده نه مانع، بلکه خاستگاه پرورش اعتماد و مسئولیتپذیری برای حضور در جامعه است. ایشان با مدیریت خانه و تربیت فرزندان و همزمان حضور فعال در عرصه اجتماعی(مانند انفاق و خطابه)، الگویی متوازن از پیوند مسئولیت خانوادگی و اجتماعی ارائه دادند.
نتیجه اینکه، مبانی مسئولیت اجتماعی در خطبه فدکیه بر یک شبکه معنایی منسجم استوار است: ایمان و عبادت پشتوانه درونی آن، عدالت محور آن، ولایت و امامت ضامن نظم و وحدت آن، آگاهیبخشی و شجاعت ابزار اجرای آن و خانواده بستر تربیت آن است. در این نگاه، انسان مؤمن نه موجودی منفعل و بیتفاوت، بلکه کنشگری مسئول است که سرنوشت جامعه خود را در گرو عمل به تکالیف الهی و اجتماعی میداند.
بر این اساس، توحید بنیادیترین مبنای مسئولیت اجتماعی در خطبه فدکیه است. حضرت زهرا(س) خطبه را با حمد و ستایش خداوند آغاز میکنند و با تبیین صفات الهی، رابطه انسان با خالق را در مرکز منظومه فکری خود قرار میدهند.
توحید در این چارچوب صرفاً پذیرش وجود خدا و نیز یکی دانستن خداوند نیست؛ بلکه به معنای پذیرش حاکمیت نهایی خداوند بر هستی و زندگی انسان نیز هست. اگر انسان خود را بنده خدا بداند، نمیتواند نسبت به ظلم، تبعیض، تضییع حقوق مردم و انحراف جامعه از عدالت بیتفاوت بماند.
قرآن کریم میفرماید: «إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْإِحْسَانِ» خداوند به عدالت و نیکوکاری فرمان میدهد.(نحل/۹۰).
بر این اساس، عدالت و احسان از لوازم عملی دینداریاند. مسئولیت اجتماعی در نگرش توحیدی، وظیفهای صرفاً قراردادی یا وابسته به خواست اکثریت نیست؛ بلکه ریشه در تعهد انسان در برابر خداوند دارد.
دلالت اجتماعی بینش توحیدی این است که؛ انسان را از خودمحوری خارج میکند و او را به این پرسش میرساند که رفتار و تصمیمهایش چه تأثیری بر حقوق، کرامت و زندگی دیگران دارند.