تأثیر عملیات استشهادی بـر فلسطیـن
حمید داوودآبادی
گروههای دیگر در عملیات
بهطور کلی برخی احزاب دیگر هم اقدام به عملیات شهادتطلبانه کردند اما عموماً این عملیات، از حیث نتایجی که داشت، بهجز اندکی، موفقیتآمیز نبودند. تا آنجا که بهخاطر دارم، جنبش امل دو عملیات داشت. شهید «بلال فحص» و «حسن قصیر». ما حسن قصیر را از خودمان میدانیم. البته میشود بیشتر از اینکه این دو شهید را جزو جنبش امل محسوب کنیم، جزو حزبالله بهشمار بیاوریم.
تا آنجا که من میدانم، برخی احزاب دیگر نظیر «حزب ملی» یک یا دو عملیات انجام دادند که در آن از چند زن برای انجام عملیات استفاده کردند. اما در لبنان معروف است که تنها کسی که در اجرای عملیات شهادتطلبانه موفق است، حزبالله است.
حزبالله بعد از هر عملیات، بهطور رسمی اعلامیه میداد و مسئولیت آن را برعهده میگرفت. عملیات شهادتطلبانه احمد قصیر هم که تا چند سال محرمانه ماند. این که ما مسئولیت عملیات را تا بعد از عقبنشینی رژیم صهیونیستی از منطقه صور برعهده نگرفتیم، بهدلیل حضور خانوادهشان در مناطق تحت اشغال صهیونیستها بود که امکان زیاد داشت مورد تعرض قرار بگیرند. اما بعد از شهید احمد قصیر، همه عملیات را اعلام میکردیم و بلافاصله مسئولیت عملیات را قبول میکردیم. اما گهگاه نام شهادتطلب را مخفی میکردیم.
انتخاب فرد شهادتطلب
برای انتخاب فرد شهادتطلب، بهعنوان نمونه، الان تعدادی از جوانان را داریم که درخواست اجرای عملیات شهادتطلبانه دارند و بهطور شفاهی یا با نوشتن نامه، این را طلب میکنند. برخی از من درخواست میکنند و برخی دیگر از فرماندهان جبهه و فرمانده محورها بهطور مستقیم این را میخواهند. معمولاً ما نه فقط به این برادران، بلکه به هر کس که درخواست اجرای عملیات شهادتطلبانه دارد، نمیگوییم:
- شما بفرمایید عملیات شهادتطلبانه انجام دهید!
لازم است آنان را مورد چندین امتحان قرار دهیم. یعنی برخی برادران به این مورد آنان توجه میکنند. از آنان سؤالاتی میکنیم و از احوال دینی، مذهبی و روحیه ایمانی آنان اطمینان حاصل میکنیم. آنان را در برخی عملیات شرکت میدهیم تا از ادای خدمت و شجاعت و اخلاصشان مطمئن شویم. گهگاه هم امتحانات ویژهای برایشان ترتیب میدهیم. بهعنوان مثال ممکن است به او بگوییم:
- الان سوار این ماشین شو و برای انجام عملیات برو.
درحالی که در ماشین چیزی نیست، ولی او این را نمیداند و عملا سوار ماشین میشود و ما با او تا قبل از نقطهای که او قصد ورود به آن را دارد، میرویم. برادران تا منطقه اشغالی با او همراه میشوند و استقامت و شجاعتش را مورد ارزیابی قرار میدهند و اینکه آیا تردید میکند، برمیگردد و...
این برادران بهطور کلی این امتحانات را میگذرانند و هر کس در این امتحان موفق شود، منتظر میشود تا وقت عملیات شهادتطلبانه فراهم شود و ما بهترین آنها را انتخاب میکنیم و گاهی نیز آنان را با استخاره انتخاب میکنیم.
زنان شهادتطلب
تا بهحال در میان استشهادیها، هیچ زنی وجود نداشته است. تعداد زیادی از خواهران لبنانی هستند که از ما درخواست شرکت در اجرای عملیات شهادتطلبانه را دارند، ولی ما نمیپذیریم. البته این نپذیرفتن ما، به دلایل شرعی نیست. یعنی گمان نمیکنم که مشکلات شرعی در این مورد وجود داشته باشد. در تمام حالات، فرصتی پیش نیامده تا درمورد استفاده از زنان در عملیات شهادتطلبانه، از ناحیه شرعی اجازه بگیریم. اما برخی دلایل اجتماعی و امنیتی، علت جلوگیری از این موضوع است. مثلاً اگر الان برادری اقدام به عملیات شهادتطلبانه بکند، صهیونیستها اقدام به بازداشت همه جوانان موجود در منطقه میکنند، آنها را به زندان میبرند و مورد بازجویی و شکنجه قرار میدهند و بعداً آنها را به تدریج آزاد میکنند. اگر فرض کنیم که یکی از خواهران عملیاتی استشهادی در آن منطقه انجام دهد، تو میتوانی اسم یک شهادتطلب را مخفی کنی و بگویی این برادر مسافرت کرده است و الی آخر، اما یک خانم اگر برای چند روز از خانه و خانوادهاش غایب باشد، چه میگویی؟ همین موجب برانگیختن شک میشود. مشکل دوم این است که امکان دارد از طریق معاینه پزشکی بر روی باقیمانده اجساد شهید عملیات، به عاملان عملیات دست پیدا کنند و آنان خواهند فهمید کسی که عملیات را انجام داده است، زن بوده یا مرد. بنابراین ممکن است اقدام به بازداشت همه زنان در نوار مرزی اشغالی بکنند و مورد اذیت قرار دهند، که ما مایل به این نیستیم.
الحمدلله ما مردان زیادی داریم که این کار را انجام دهند. پس در نتیجه ما بهسبب حساسیتی که به نوامیس و زنانمان در منطقه اشغالی داریم، از اینکه خواهری اقدام به انجام عملیات شهادتطلبانه از این نوع بکند، اجتناب و دوری میکنیم.
اینکه درباره عملیات شهید صلاح غندور گفته میشود قبل از اینکه وارد منطقه عملیات بشود، زنی او را همراهی کرده است، اشتباه است؛ چون او زن نبود، بلکه مجسمهای بود بهشکل یک زن جوان، و واقعی نبود. برای اینکه این جزو قوانین و اقدامات امنیتی صهیونیستهاست که اگر رانندهای در ماشینی به تنهائی بنشیند، باید در کنارش هم یک نفر باشد. پس در کنار او مجسمهای بهصورت یک زن قرار دادند تا صهیونیستها گمان کنند که دو نفر در ماشین هستند.
معمولاً طراحی و تدارک عملیات، همگی از بیروت یا از برخی محلها در جنوب انجام میگیرد. وقتی او وارد منطقه عملیات خود میشود، در تماس با برادران در جنوب میماند. اما برادران در جنوب ما را در مورد آنچه برای او اتفاق میافتد، مطلع میسازند.
عملیات دو نفره
تاکنون عملیاتی نداشتهایم که دو نفر در یک عملیات شرکت داشته باشند. اصلاً در این مورد مشکل شرعی وجود دارد. وقتی وجود یک نفر هدف را محقق میسازد، جایز نیست که در یک ماشین دو نفر را اضافه میکنیم.
حضور خارجیها
تا حالا افراد بسیار زیادی از خارج از لبنان، درخواست عملیات شهادتطلبانه دادهاند. الان آمار ندارم، اما تا الان در عملیاتمان، چه شهادتطلبانه و چه غیرشهادتطلبانه، اجازه ندادهایم افراد خارجی حضور پیدا کنند. تمرکزمان فقط بر روی عامل لبنانی است. معمولاً دلایل و انگیزه هر شهادتطلب یکی است. او در پی میدان جهادی است تا در جهاد شرکت کند و به شرف شهادت نائل آید تا از این طریق خداوند سبحانه و تعالی را ملاقات کند. همه شهادتطلبان لبنانی و غیرلبنانی هدفشان همین است.
فعلاً صلاح نمیبینیم که در عملیات، از نیروهای غیرلبنانی و خارجی استفاده کنیم. اما این مسئله خیلی مهم است، ولی در مرحله فعلی از مقاومت اسلامی لبنان، نیازی به این کار نیست. اما میگوییم ممکن است زمانی برسد که ما به مسلمانان مجاهد از اقصینقاط جهان احتیاج پیدا کنیم. اما در مرحله حاضر ما بیشتر نیازمند این هستیم که این مقاومت، مقاومت لبنانیها باشد. بهدلایلی که مربوط به استفاده از ملت لبنان میشود و نیز دلایل سیاسی هم وجود دارد. برای اینکه صهیونیستها تلاش خواهند کرد که به تمام جهان اعلام کنند کسانی که در جنوب لبنان با آنها میجنگند، افراد اجیرشده هستند. یعنی به آنان پول میپردازیم و آنها را از سرتاسر جهان میآوریم که در برابر رژیم صهیونیستی بجنگند. درحالی که اگر یک لبنانی وارد جنگ شود، سرزمینش در اشغال است و این طبیعی است که برخیزد و بجنگد. اکنون صلاح مقاومت و صلاح جنگ با صهیونیستها، این است که از لبنانیها استفاده کنیم تا از برخی فشارهای سیاسی راحت باشیم. البته فقط از لبنانیها و فلسطینیها و در همین حد استفاده میکنیم و از این فراتر نمیرویم.
وقتی عملیات شهادتطلبانه در داخل فلسطین بهوقوع پیوست، بحث شد که چه کسی این عملیات را انجام داده است؟ آیا «جنبش حماس» بوده یا «جنبش جهاد اسلامی». «اسحاق رابین» گفت:
- هرکس که این عملیات را انجام داده باشد، مسئولیت آن بردوش حزبالله است. برای اینکه حزبالله این مدرسه و این شیوه را ابداع کرد و فلسطینیها هم این روش عملیات را از حزبالله فراگرفتهاند.
اصل و اساس عملیات شهادتطلبانه و مقاومت در لبنان، این شیوه را به فلسطینیهای داخل فلسطین اشغالی که مأیوس و سرخورده بودند، منتقل کرد. به آنها اعتمادبهنفس بخشید و روحیات آنها را بالا برد و آموخت که میشود رژیم صهیونیستی را شکست داد؛ میتوان صهیونیست کشت و ما میتوانیم جوَی را که در آن هستیم، دگرگون کنیم. به آنها روحیه عالی داد و به همین سبب وقتی که انقلاب اسلامی در ایران پیروز شد، انتفاضه شروع به رشد کرد. اما روحیه جهادی را مستقیماً از عملیات شهادتطلبانه و جهادی در لبنان گرفت.
موقعی که عملیات استشهادی بزرگی انجام میشود، برخورد دشمن با مردمی که در مناطق اشغالی زندگی میکنند، سخت است. آنها اقدام به محاصره منطقه و بازداشت جوانان میکنند. یعنی تمام جوانان موجود در منطقه را. از آنها بازجویی میکنند و گهگاه جراحاتی هم وارد میکنند. مثلاً بهطور کور تیراندازی میکنند و برخی از غیرنظامیان را زخمی میکنند.
در رویارویی با صهیونیستها، تا حالا نشده است که یک عملیات استشهادی داشته باشیم و به فاصله زمانی اندک، همانجا یا جایی دیگر عملیات دیگری انجام شود. این اتفاق نیفتاده است. اینکه اخیراً رژیم صهیونیستی و نیروهای مزدور «آنطوان لحد» اعلام کردند که ماشینی حاوی 500 کیلو مواد منفجره پیدا کردهاند که قصد انجام عملیات داشته است، کذب است. آن را پیدا نکردند. آنها از ماشینی صحبت میکنند که منفجر شد.
عملیات لو رفته
ممکن است عملیاتی لو برود یا بهدلایلی انجام نشود. مثلاً نقص فنی بهوجود آید. یا ممکن است برای برادری که از او درخواست انجام عملیات استشهادی داریم، ضوابطی قرار دهیم، مثلاً اینکه خودت را در کمتر از این تعداد سربازان منفجر نمیکنی. یا اگر نزدیک است که لو برود و در مقابل یک یا دو نفر قرار دارد و مطمئن است که نمیتواند عملیات استشهادی انجام دهد، در این هنگام میتواند ماشین را ترک کند و به بیابان بگریزد تا ماشین به تنهائی منفجر شود. احیاناً این اتفاقات هم میافتد.
اینکه در جنگ نیسان 1996م (فروردین 1375هـ.ش) از عملیات استشهادی علیه دشمن استفاده نکردیم، بهسبب دلایل میدانی بود. برای اینکه هواپیماهای رژیم صهیونیستی به شکل کامل از هوا بر هر ماشین عادی که عبور میکرد، تسلط داشتند. تحرک در جنوب سخت بود و البته سختتر این بود که ماشین به منطقه اشغالی وارد شود.
صهیونیستها در پشت مواضع مخفی شده بودند و پیشروی نداشتند. آنها تکیهشان به نیروی هوائی بود و امکان این نوع عملیات وجود نداشت.
اینکه چند نفر برای عملیات استشهادی ثبتنام کردهاند، بهخاطر ندارم. در حقیقت الان من آمار دقیقی ندارم. من تعدادی از این نامهها را که اخیراً جمع شده است را دارم. دیروز به یکی از برادران گفتم که از آنها عکس بگیرید و لیستی تهیه کنید و با برخی افراد تماس بگیرید. آمار دقیق ندارم اما معمولاً وقتی فرامیخوانیم، خیلی میآیند.