زائران پیاده از اندونزی
فوریه ۱۹۹۹ ملک حسین روی تخت بیماری در عمان درگذشت. مدت کوتاهی بود که از آمریکا برگشته و پسر ارشدش عبدالله را به جای برادرش، شاهزاده حسن، ولیعهد خود کرده بود. چهلوهفت سال پادشاهی ملک حسین در اردن با چهلوهفت سال پستی و بلندی در جایگاه او در جهان عرب و داخل کشورش همراه بود.
اما در چهارچوب روابط او با کاخ سلطنتی سعودی همیشه دشمنی حاکم بود.
هنگامی که ملک حسین میخواست به مکه برود تا اعمال حج را به جا بیاورد، در حالی که سرطان تمام وجودش را فرا گرفته بود،
ملک فهد سعودی به خود زحمت خوشآمدگویی به او را نداد.
اردن چهل روز اعلام عزا کرد و عبدالله دوم بر تخت پادشاهی نشست. در پایان روز چهلم دعوتنامهای از آن مقام سعودی برای ملاقات با او دریافت کردم.
این ملاقات در لندن و با مدتزمان کمی برگزار شد. آن سعودی تنها آمد، بدون دستیارها و معاونانش و من با آهارون شرف رفته بودم. آن مقام سعودی صحبت را آغاز کرد: «عربستان مایل است ثبات در خاورمیانه را حفظ، ادامه روند صلح را تضمین و از ملک عبدالله جوان حمایت کند. اگر ملک عبدالله از سعودیها بخواهد لولهای که از شمال عربستان به داخل اردن کشیده خواهد شد را تغییر بدهیم، با برخورد منفی مواجه نخواهد شد.» و این پیامی بود که این مقام به من انتقال داد.
سریع این پیام را هم از طریق وزارتخارجه اسرائیل و هم از طریق آمریکاییها به ملک عبدالله رساندم. اما بعد از گذشت مدتی وقتی که با رئیس سرویس مخفی اردن، «سامح بطیحی» دیدار کردم، برای ما توضیح داد «هر سکهای، بخصوص سکه سعودی، دو رو دارد.» از صحبتهای او دریافتم که این پیامی که به گوش ما رسیده است، توسط اردنیها جدی گرفته نشده است.
نزد دوستان سعودی قدیمی خود بازگشتیم. آنها برای ما تعریف کردند که بین مقامات ارشد کاخ در ریاض برای تصاحب منابع گازی بینهایت این پادشاهی درگیریهایی صورت گرفته است. قانون عربستان سعودی اکتشاف منابع انرژی و نفت و گاز را به صورت انحصاری در اختیار شرکت ملی «آرامکو» قرار میدهد.
درآمدهای این شرکت، سرمایه حکومت، منبع ثروت، قدرت و جایگاه سیاسی آن است. ملک فهد از وزیر نفت، «نعیمی» بدون محدودیت پشتیبانی و حمایت میکند زیرا شرکت آرامکو، نور چشمی او است.
علیرغم فشارهای زیادی که آمریکاییها برای انتقال به اقتصاد بازار آزاد و خصوصیسازی آرامکو یا حداقل امکان ایجاد شرکت خصوصی به موازات آن بر سعودیها وارد میکنند، همچنان از تأسیس شرکت دیگری برای استخراج نفت ممانعت میشد.
درست ابتدای سال ۲۰۰۰ بود که در پی سازماندهیهای داخلی عوامل قدرت در کاخ پادشاهی و تأثیر قاطع آمریکاییها، فرمان سلطنتی با امضای ملک فهد صادر شد که اختیارات تصویب و حقوق اکتشاف گاز و استخراج آن از اختیار انحصاری شرکت آرامکو خارج و به شورای عالی بازار انرژی به ریاست وزیر امورخارجه منتقل شد.
از وظایف این شورا تشویق شرکتهای خارجی انرژی برای آمدن به عربستان و سرمایهگذاری در توسعه بخش گاز کشور بود. عصر جدید آغاز شد. امیدی همراه آن بود و ما نیز آنجا بودیم. اوایل ماه مه سال ۲۰۰۰، با رئیسجمهور اندونزی، «عبدالرحمان وحید»، ملاقات کردم. این ملاقات در نوع خود خیلی دیدنی بود. پیش روی من پیرمردی نشسته بود (سن واقعیاش شصت ویک سال بود)، در حالی که به سبک رایج اندونزی لباس پوشیده بود و روی سر خود یک کلاه سنتی داشت و شیشههای عینکش بسیار ضخیم بود و قابی طلایی
داشت.
این مرد تقریباً کور بود و وقتی که به او هدیهای، خاتمکاری نقرهای از اورشلیم و مسجدالاقصی دادم، وزیر امورخارجه او، علوی شهاب، که همراه و دوست مورد اعتمادش بود به او کمک کرد تا آن را لمس کند.
هدف اصلی از بازدید از اندونزی و ملاقات با رئیسجمهور آن حل مسئله زائران مسلمان و مسیحی برای بازدید از اورشلیم و در راستای آن سازماندهی گردشگری اسرائیل به اندونزی بود. یک روز قبل، در دیدار جداگانهای که با وزیر امورخارجه، علوی شهاب داشتم با او در مورد گردشگری دو طرفه بین اندونزی و اسرائیل توافق کردم.
گردشگرانی از اندونزی، چه مسیحی و چه مسلمان میتوانند از این سرزمین مقدس دیدن کنند و اسرائیلیهای زیادی که علاقهمند به بازدید از این کشور خاص، اندونزی هستند، میتوانند با سهولت در مراتب صدور ویزا و همچنین ارائه ویزای مخصوص به زائران مسلمان برای اورشلیم، آزادانه این کار را انجام دهند.
وزیر امورخارجه پیشنهاد داد که به علت فقدان روابط دیپلماتیک بین این دوکشور، ویزاها در سفارت کشور اردن صادر شوند.
من به او گفتم که من آماده تعیین کنسول افتخاری اندونزی در اسرائیل و صدور ویزا در اسرائیل هستم.
وزیر امورخارجه به این امر پاسخ مثبت داد، اما این پاسخ مثبت بیشتر نشاندهنده حسن نیت بود نه پاسخ مثبتی که در کنارش
تصمیمی باشد.
در دیدار با رئیسجمهور، وزیر امورخارجه برای او تعریف کرد بین ما توافق شده است که در صدور ویزا برای اسرائیلیها و اندونزیاییها تسهیلاتی انجام شود و این که جنبش گردشگری مذهبی بین دو کشور به ایجاد فضای جدید و مثبت کمک کند.
وقتی رئیسجمهور شنید وزیر امورخارجه قصد دارد در سفارت اندونزی در اردن به اسرائیلیها ویزا بدهد کمی عصبانی شد و خواست بداند که چرا در اسرائیل برای اسرائیلیها ویزای اندونزی صادر نشده است. به رئیسجمهور گفتم که وزیر امورخارجه و من در ملاقات قبلی درباره امکان ایجاد کنسولگری افتخاری اندونزی در اسرائیل صحبت کردهایم.
این ایده رئیسجمهور وحید را جادو کرد، زیرا قبل از این که در اکتبر ۱۹۹۹ به ریاستجمهوری برسد چند بار از اسرائیل دیدن کرده بود. رئیسجمهور وحید رئیس حزب مذهبی میانهرو مسلمان بود که حدود چهل میلیون پیرو داشت و به صبر و درک بین ادیان توصیه میکرد.
در جریان دیدار او از اسرائیل، در تأسیس مرکز جایزه صلح شرکت کرد و یکی از بنیانگذاران آن شد. در طول سالها تلاشهای کشورهای عربی که سعی میکردند او را مجبور کنند از سمتش به عنوان عضو بنیانگذار این مرکز استعفا کند، آنها را نادیده گرفت.
برعکس او تمام تلاشش را میکرد تا روابط بین دوکشور پیش برود و روابط بین آن دو عادی شود. در جلسه ملاقاتمان به من گفت که قصد دارد در اکتبر بعد از رفتن با پای پیاده به مسجدالاقصی در اورشلیم، با عرفات در غزه دیدار کند و از آنجا به دفتر نخستوزیر اسرائیل برود و با او دست بدهد.
او در ادامه گفت: «و بعد از این میتوانم کنسول افتخاری خود را در اسرائیل منصوب کنم و به این ترتیب میتوانم آرزوی اسرائیلیهای زیادی که میخواهند از اندونزی دیدن کنند، را محقق کرده و برای آنها در اسرائیل ویزای بلندمدت صادر کنم.»