قدرت وتوی ایران چگونه ساخته شد؟(یادداشت روز)
1) جنگ تحمیلی وارد دویست و چهل و یکمین روز خود شده است. این، همان جنگی است که ترامپ میپنداشت کوتاهمدت و به اندازه یک گشتوگذار دو سه روزه است. اما اکنون کدام طرف دست برتر را دارد؛ جنگافروزان جنایتکار یا مدافعان و انتقامخواهان؟ قدرت نظامی ایران از بین رفته یا شکوفا شده و جهان را به حیرت انداخته است؟ ملت و نظام جمهوری اسلامی ایران از پا درآمدهاند یا در آمریکا بهعنوان «چهارمین ابرقدرت دنیا» معرفی میشوند؟ اراده برنامه هستهای صلحآمیز از بین رفته یا تولید بمب اتمی تبدیل به مطالبه ملی شده است؟ بُرد موشکها که تا همین اواخر در مرز دو هزار کیلومتر متوقف بود، افزایش قابلتوجه یافته است یا نه؟
2) چرا تنگه هرمز که بیدریغ به روی دشمنان ملتهای منطقه باز بود، با وجود همه تقلاهای نافرجام آمریکا مسدود مانده و گشوده نشده است؟ چرا کود شیمیایی کافی به آمریکا نمیرسد که کمبود و گرانی آن، کشاورزان را علیه ترامپ شورانده است؟ وضعیت گازوئیل و بنزین در آمریکا چگونه است که رانندگان، هر بار با چند لیتر بنزین و گازوئیل زدن، ترامپ را لعنتی و حرامزاده خطاب میکنند؟ قیمت نفت چطور؛ قیمت ۷۰ دلاری چرا به ۱۱۶ دلار در معاملات آتی و بالای
۱۵۰ دلار در معاملات نقد صعود کرده است که تمام رجزخوانیهای ترامپ را حلاجی میکند و مُهمل بودنشان را به رخ میکشد؟ از پایگاههای نظامی نیمهویران، بیش از ۲۰۰ هواگرد سرنگون و ناوهای فراری پنتاگون چه خبر که یکجا ابرقدرتی ۸۰ ساله آمریکا را به چالش کشیده و فرصت قدرتنمایی را به اسباب تهدید شدن تبدیل کردهاند؟ کدام ماشینحساب میتواند حجم این خسارات راهبردی را محاسبه کند؟ عجیبتر اینکه در غرب میگویند ایران با وجود همه شگفتانههایی که رو کرده، هنوز غافلگیریهای بزرگتر و رونمایینشده بسیار در آستین دارد.
3) دولت ترامپ با این توهم که بر گلوگاه انرژی جهان تسلط پیدا میکند و قرن جدید آمریکایی را ولو با دو دهه تأخیر به اجرا میگذارد، وارد گود شد؛ اما بزرگترین شکست آمریکا در ۸۰ سال گذشته را
رقم زد. حالا گاردین و تلگراف و اکونومیست و نیویورک تایمز و آتلانتیک و فارین پالیسی و فارن افرز و جان مرشایمر و رابرت پیپ و رابرت کیگان و دیگران در آمریکا و اروپا میگویند قدرتنمایی ایران و متحدانش، مقدمه اخراج آمریکا از منطقه است. با بررسی هزینه-فایده این جنگ میتوان پرسید که آیا عقلانیتی پشت طراحی جنگ بود؟ یا طراحان آن در تلهای بزرگ افتادند؟ خداوند متعال در قرآن حکیم میفرماید: «أَمْ يُرِيدُونَ كَيْدًا فَالَّذِينَ كَفَرُوا هُمُ الْمَكِيدُون. آیا کافران اراده مکر و نیرنگ کردهاند؟ بلکه خود، مورد مکر و نیرنگ هستند».
4) صدام، دیکتاتور عراق، هنگام آغاز جنگ علیه ایران، مصاحبه کرد و گفت «مصاحبه بعدی در تهران.» محاسبات او و تحریککنندگانش، از شکست قریبالوقوع ایران به خاطر فروپاشی نیروی نظامی و خیانت رئیسجمهور وقت (بنیصدر) خبر میداد. اما جنگ برای صدام فرسایشی شد. وقتی امام خمینی(ره) با قطعنامه ۵۹۸ موافقت کرد، جنگ هنوز فروکش نکرده و عبرتهای آن تازه مینمود. با این وجود، مزدوران صدام در سازمان مجاهدین خلق(منافقین)، مرداد ۱۳۶۷ به صرافت افتادند از مرز کرمانشاه به دل جاده بزنند و دو روزه تهران را فتح کنند!
5) رجوی، سرکرده سازمان، در نشست توجیهی فرماندهان، هدف عملیات «فروغ جاویدان» را «تصرف ۴۸ ساعته تهران» عنوان کرده و گفته بود: «فقط یک ابرقدرت میتواند کشوری را ظرف این مدت تسخیر کند.» مدارک و نقشههای جامانده در مرصاد، مسیر حرکت خیالی را «چهار زبر- کرمانشاه- همدان- سهراهی بوئینزهرا- کرج و میدان آزادی» نشان میداد! آنها ۱۵ هزار نفر را روانه کرده و به پشتیبانی ارتش صدام پشتگرم بودند؛ اما در تلهای خودساخته گرفتار شدند که موجب هلاکت حدود ۲۰۰۰ نفر از نیروها و فرماندهانشان شد.
6) منافقین با همه توهم زیرکی، چرا در این تله مرگبار وارد شدند؟! سعید شاهسوندی(از سران به اسارت درآمده منافقین در عملیات مرصاد که با تماس رجوی، از اروپا به عملیات فراخوانده شد) میگوید: «رجوی توهم آزادی تهران را داشت.» شاهسوندی همچنین درباره این سؤال که چگونه جرأت ارتکاب این حماقت بزرگ را پیدا کردید، تصریح کرده بود: «به ما گفته بودند همه در تهران با سازمان هستند و کار رژیم تمام است. من گول رجوی را خوردم»! منافقین یک بار در خرداد سال ۱۳۶۰ توهم زده و به خیال خروج مسلحانه، در مقابل مردم و انقلاب سرشکسته شدند. اما حالا برای بار دوم گرفتار توهم شده بودند. ظاهراً نقشه جنگ را صدام و آمریکا، و نقشه عملیات فروغ جاویدان را استخبارات صدام و سران سازمان منافقین کشیده بودند، اما در باطن، دست خداوند متعال در کار بود. «إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصَادِ».
7) شاید بگویید که «I.Q» صدام و رجوی پایین بود. اما درباره استراتژیستهای آمریکایی چه میتوان گفت؟ آمریکاییها در افغانستان، پا در همان تلهای گذاشتند که برای شوروی پهن کرده بودند! خبرنگار نشریه «نوول ابزرواتور» خرداد ۱۳۹۶ در گفتوگو با «زبیگنیو برژینسکی»، مشاور وقت امنیت ملی آمریکا، اظهار کرد: «رابرت گیتس، رئیس سابق سیا، در کتاب خاطراتش (در سایهها) مینویسد CIA کمک به مجاهدین افغانی را ۶ ماه قبل از اینکه شوروی اقدام به دخالت کند، آغاز کرده بود. شما آن زمان مشاور امنیت ملی بودید، بنابراین باید در آن برنامه نقش داشته باشید.» برژینسکی در پاسخ، فاش کرد: «در روایت رسمی گفته میشود سیا کمک به مجاهدان را بعد از اینکه ارتش شوروی، افغانستان را در ۲۴ دسامبر ۱۹۷۹ اشغال نمود، آغاز کرد. اما شش ماه قبل از اشغال بود که کارتر، اولین کمک مستقیم و مخفیانه را برای مخالفان رژیم هوادار شوروی در کابل فرستاد. من به پرزیدنت کارتر نوشتم کمکها، ارتش شوروی را به دخالت تحریک میکند. عملیات سری، این تأثیر را داشت که شوروی را با پای خود به تله بیندازد. روزی که روسها از مرز گذشتند، من به کارتر نوشتم ما این فرصت را داریم که به روسها «جنگ ویتنامشان» را نشان دهیم. برای ۱۰ سال، مسکو مجبور بود در جنگی وارد شود که توانایی پیشبرد آن را نداشت و ناامیدی به بار آورد و در نهایت باعث فروپاشی امپراتوری شوروی شد.»
شش سال پس از سخنان برژینسکی، سناتور «لیندسی گراهام» (فاسدالاخلاق/ اخیراً مقبور)، از تلهگذاری مشابهی سخن گفت که علیه روسیه و این بار به قیمت ویرانی اوکراین انجام شده است. او وقیحانه در دیدار با زلنسکی گفته بود: «روسها دارند در جنگ اوکراین میمیرند. این، بهترین پولی است که ما تا به حال خرج کردهایم»!
8) آمریکا میخواست تلهای را که در ویتنام گرفتارش شده بود، در افغانستان برای روسها بازسازی کند و این کار را هم کرد. اما مدتی بعد، با توهم «قرن جدید آمریکایی»، خود در همان تله پا گذاشت، دو دهه گرفتار شد و با سرشکستگی گریخت. انگشت گذاشتن روی جنگهای احمقانه در افغانستان و عراق و هزینه هفت هزار میلیارد دلاری آن، سکوی پرش دونالد ترامپ به قدرت با شعار «پایان دادن به جنگها و خروج از خاورمیانه» بود. اما هم او، بهویژه پس از کودتای بیهزینه در ونزوئلا و غارت منابع نفتی این کشور، به توهم افتاد که میتواند ایران را هم در جنگی دو سه روزه به زانو درآورد! ترامپی که با شعار ضدجنگ توانسته بود نظر رأیدهندگان آمریکایی را جلب کند، اکنون مورد طرد و شماتت سهچهارم همانها قرار دارد و بارها از سوی صاحبنظران بهعنوان «مرتکب جنگ احمقانه»، مذمت شده است. پروفسور جفری ساکس، استاد دانشگاه کلمبیا، اخیراً گفت: «اگر خیلی خیلی احمق باشی، میشوی ترامپ و به ایران حمله نظامی میکنی».
9) باراک اوباما، رئیسجمهور اسبق، پریروز گفت: «دلیل اصلی جنگ با ایران این بود که میخواستیم آنها را مجبور کنیم برنامه و سلاحهای هستهای را کنار بگذارند. اما نکته اینجاست که ایران، سلاح هستهای نداشت، زیرا من توافقی را به امضا رساندم که همه اذعان داشتند مانع از دستیابی آنها به سلاح هستهای میشد. من نیاز نداشتم موشکی شلیک کنم. فقط باید درگیر دیپلماسی میشدم... یادتان هست؟ میگفتند: «اوه! این بهترین جنگی است که تا به حال بوده. اوضاع دارد عالی پیش میرود.» خب! ۷ ماه بعد، چطور پیش میرود؟ به متحدان و پایگاههایمان حمله شده. صدها آمریکایی کشته و زخمی شدهاند؛ ذخایر موشکی هم ته کشیده. ایران، اکنون بر تنگه هرمز، یعنی مسیر عبور نفت به بازارهای جهانی، قدرت وتو دارد.
این، دلیل افزایش قیمت نفت و گازوئیل و تقریباً همه چیز است. هیچکس اختلافنظری ندارد. وقتی من رئیسجمهور بودم، جمهوریخواهان مدام از کسری بودجه و بدهی حرف میزدند. اما حالا که به ۴۰ تریلیون دلار رسیده، صدایی از آنها درنمیآید.» همزمان، «گادی ایزنکوت»، رئیس پیشین ستاد کل ارتش اسرائیل و رئیس ائتلاف مخالفان به نتانیاهو گفت: «تو در جنگ مقابل ایران شکست خوردی؛ نهتنها به اهداف جنگ نرسیدی، بلکه از شعارِ «پیروزی مطلق» به «تسلیم نمیشویم» رسیدی. نتانیاهو، ۶ ماه قبل میگفت ایران دیگر تهدیدی برای اسرائیل نیست. اما امشب میگوید ایران، برنامه هستهای خود را از سر گرفته و میخواهد ما را نابود کند».
10) زمام جنگ از دست بانیان شرور آن خارج شده و در اختیار ایران و جبهه مقاومت است. جنگ به سمت جنگافروزان و حامیان آنها کمانه کرده است. اکنون مهم است که با روشنگری و دیپلماسی عمومی بتوانیم در اعتراضات اقتصادی سراسر جهان، ترامپ و نتانیاهوی جنایتکار را بهعنوان متهم همه این گرفتاریها جانمایی کنیم. دشمن در مخمصه و منگنه افتاده است. اگر هم بیشفعالی میکند و چنگ و دندان نشان میدهد، برای این است که محاسبات ایران را به هم بزند تا شاید شکستن محاصره و مجازات متجاوزان به تأخیر افتد و ایران به جای ابتکار عمل و تهاجم، انفعال پیشه کند. اما به اذعان تحلیلگران ارشد غربی، منطقه و جهان به قبل از جنگ برنمیگردند. نظم جهانی برآمده از جنگ جهانی دوم و سپس یکهسالاری آمریکا، ترک برداشته است. این، زلزله راهبردی عمیقی است که شکنندگی ترمیمناپذیر آمریکا را آشکار کرده است. نباید سست یا مردد شد. این بشارت مشروط خداوند است که فرمود: «وَلَا تَهِنُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ. و سستی نکنید و اندوهگین نشوید، که شما برتر هستید، اگر مؤمن باشید».
محمد ایمانی