کشتی قهرمان، دست «اهل» و فوتبال بیمار، دست «نااهل»!(نکته ورزشی)
سید سعید مدنی
کشتی ایران بارِ دیگر درخشید و افتخارآفرین شد و شاهکار دیگری را در صفحات ورزش ما به ثبت رساند. کشتی اینبار با «امیدهای» خود دل ملت را شاد کرد و گل لبخند را بر لبان مردم شریف و مقاوم و مظلوم کشورمان نشاند و به معنای واقعی خار چشم بدخواهان این مملکت شد و در واقع تیری زهرآلود بر قلب دشمنان خبیث این سرزمین نشست.
«امیدهای کشتی» در دو رشته فرنگی و آزاد در مسابقات قهرمانی جهان که به میزبانی آمریکا برگزار شد بر سکوی نخست ایستادند و موفقیتی را خلق کردند که موجب شد سرود مقدس جمهوری اسلامی ایران در سالن محل برگزاری نواخته شود و همزمان دنیا شاهد به اهتزاز درآمدن پرچم سه رنگ کشوری باشد که نماد مقاومت و شرافت و ظلمستیزی در جهان امروز است.
اقتدار کشتی ایران بارها و در میادین و کلاسهای گوناگون قارهای و جهانی و المپیکی و در ردههای سنی متفاوت به نمایش درآمده و باید الگو و «تیپ ایدهآل» ورزش ما باشد.
کشتی با عملکرد و افتخارآفرینیهای خود - و مهمتر از همه حضور پرقدرت و صلابت - رضایت مردم را جلب کرده و به سهم خود نمایندهای شایسته و در شأن این سرزمین بزرگ و جاوید است. این انتظاری است که عاشقان و جانفدایان ایران از همه حوزهها و عرصهها دارند و صد البته انتظاری بلندپروازانه و غیرقابل دسترسی هم نیست و کاری است شدنی که ورزش ما قادر به انجام آن است و حتماً «میتواند».
این هدفی است که رسیدن به آن نیازمند کار بیوقفه و تلاش بیامان و صبر و شکیبایی است اما انجام آن شرطی منطقی و بدیهی و فرمول سادهای دارد و آن اینکه «کار دست کاردان و اهلش باشد.» این شرطی است که در اکثر مقاطع - از جمله مقطع فعلی - در کشتی رعایت میشود. این اصل بدیهی و فرمول ساده در فوتبال اجرا نمیشود و کار در این رشته پرطرفدار و مردمپسند به جایی رسیده که بسیاری - از جمله ما - به صراحت و البته نگاه واقعبینانه و کارشناسانه به دفعات نوشتهاند که برای نجات خود و بازگشت از مسیر غلطی که در پیش گرفته، به اصلاحات اساسی در حد «شخم خوردن» احتیاج دارد!
این فوتبال دست اهلش نیست و نااهلان طمعکار از هر سو احاطهاش کردهاند و برای رسیدن به منافع و تشفی زیادهخواهیهای خود از انجام هیچ کاری ابا ندارند و لذا فرهنگ و فن و اخلاق آن را زیر ضربات خردکننده قرار دادهاند.
تعجبآور اینجاست که علیرغم هشدارهای کارشناسانه و تذکرات دوستانه، مسئولان ورزش و متولیان رسمی فوتبال برای پایاندادن به این وضعیت و تارومار کردن نااهلان فرصتطلب هیچ اقدامی انجام نمیدهند، سهل است که خیلیوقتها برای شلتاق کردن و اقدامات تخریبی آنها نقش جادهصافکن را بازی میکنند!
کار به جایی رسیده که این جریانات و بلندگوهای رسمی آنها بدون هیچگونه مشروعیت و کارنامه مشخص و سابقه روشنی خود را صاحب و ارباب فوتبال میدانند و با هدف حفظ وضع ناخوشایند آن - که البته به نفع انگلهای آویزان و به ضرر فوتبال ملی و دوستدارانش است - برای منتقدان و کارشناسان و اهالی اصیل و شناختهشده از طریق رسانههای اجیر شده داخلی و حتی رسانههای خبیث و معاند خطونشان میکشند و آنان را با گستاخی و صراحت تهدید میکنند!
علاقهمندان ورزش حتما اطلاع دارند که در چند هفته اخیر علیرضا دبیر - که از چهرههای شناختهشده و پرافتخار ورزش ماست و قهرمانی المپیک را هم در کارنامه خود دارد و امروز رئیس فدراسیونی است که اخیراً دو قهرمانی جهان را به نام ایران سرفراز در خاک آمریکا ثبت کرد - به عنوان یک دوستدار دلسوز ورزش درباره وضعیت اسفبار مدیریتی حاکم بر فوتبال و جولان دلالان و نااهلان در آن - که بعضاً سر و سری هم با رسانههای مزدور و اجیرشده صهیونیستها دارند - هشدار داد و در واکنش به این هشدار، همین اراذل و اوباش رخنه کرده در فوتبال که دمار از روزگار آن درآوردهاند، شلوغکاری و هوچیبازی به راه انداختند، فقط به این دلیل که حرفهای دلسوزانه دبیر که فوتبال و چموخم آن را خوب میشناسد و خود تربیت شده پدری فوتبالی (مرحوم رکنالدین دبیر) است - که بیهیاهو و در گمنامی تمام از جیب خود در زمینهای خاکی شهرری و جنوب شهر تیمداری میکرد و جوانان زیادی را تربیت کرد - به مصلحت این رشته مردمی و به ضرر جریانات آویزان و باندهای دلالی بود که به قیمت وارد آوردن آسیبهای جدی به فوتبال، از قبل آن پولهای نامشروع به جیب میزنند و آخور خود را آباد میکنند!
برای چندمینبار از سر انجام وظیفه به مسئولان ورزش و فوتبال و هرکسی و سازمانی که در این باره مسئول است و کاری میتواند انجام دهد، هشدار میدهیم که این رشته پرطرفدار را از چنگ عناصر نااهل و دلالیسم مخرب نجات دهند. از فوتبال خبرهای خوبی به گوش نمیرسد. ماجرایی که هفته پیش در ورزشگاه انزلی اتفاق افتاد و خوراک خوبی برای رسانههای به شدت ضدایران و ایرانی فراهم آورد، اگر درست تحلیل و بررسی نشود و طبق معمول «زیر سبیلی» رد شود، در آینده میتواند به شکل و بهانههای دیگر تکرار شود و حوادث غیرقابل جبرانی را رقم بزند. دلسوزان و اهالی اصیل ورزش با کوتاه کردن دست نااهلان سکه پرست، اجازه ندهند کار به آنجاها بکشد.
فوتبال صدالبته حالاحالاها نمیتواند مثل کشتی در کلاس جهانی افتخارآفرینی کند ولی باتوجه به بضاعتهای انسانی و فنی آن، در صورت اصلاحات اساسی و دفع میکروب ها و بیهنران مفتخور قادر است جایگاه خود را ارتقا بخشد و در سطوح و گروههای سنی مختلف (برخلاف حالا و مثلاً ناکامی در بازیهای آسیایی) در قاره بزرگ افتخار خلق کند و برای دوستداران صمیمی و پرشمار خود پیامآور شادی و پیروزی باشد...