وقتی نقاب از چهره اروپا افتاد(یادداشت روز)
سالهاست که در روایتهای رسانهای دشمن و دنبالههای داخلی آن درباره ایران، تصویری آشنا تکرار میشود و آن، اینکه مردم ایران درگیر مشکلات اقتصادیاند، هزینههای زندگی کمرشکن شده و آینده مبهم است؛ اما در آنسوی مرزها، بهویژه در اروپا و آمریکا، شهروندان در رفاه زندگی میکنند و دغدغهای جدی درباره معیشت، مسکن و هزینههای روزمره ندارند. در این روایت، گویی مشکلات معیشتی پدیدهای مختص ایران است و جهان غرب از بحرانهایی که زندگی مردم را تحت تأثیر قرار میدهد، مصون مانده است.
اما، آیا واقعیت همین است؟! نگاهی به تحولات اقتصادی و اجتماعی اروپا نشان میدهد که چنین تصویری دستکم با بخش اعظمی از واقعیتهای موجود فاصله دارد.
مسئله، انکار مشکلات اقتصادی ایران یا نادیده گرفتن دشواریهای زندگی مردم نیست. مسئله این است که چرا گاهی مشکلات یک جامعه با بزرگنمایی بازتاب داده میشود، اما مشکلات جوامع دیگر به حاشیه میرود؛ چرا از یک کشور تصویری سراسر بحران و از کشور دیگر تصویری نزدیک به بهشت ساخته میشود؟ برای پاسخ، باید از کلیشهها فاصله گرفت و به دادهها، رویدادها و رفتار دولتها نگاه کرد.
رهبر شهید انقلاب در ۲۲ بهمن ۱۳۹۷ و در بخشی از بیانیه گام دوم انقلاب، درباره نقش رسانهها در شکلدهی به برداشت عمومی از واقعیت هشدار داده بودند. در این بیانیه آمده است: «در طول این چهل سال- و اکنون مانند همیشه- سیاست تبلیغی و رسانهای دشمن و فعالترین برنامههای آن، مأیوسسازی مردم و حتی مسئولان و مدیران ما از آینده است.»
در ادامه، از خبرهای دروغ، تحلیلهای مغرضانه، وارونه نشان دادن واقعیتها، پنهان کردن جلوههای امیدبخش و بزرگنمایی عیوب کوچک در کنار کمرنگ کردن محاسن بزرگ، بهعنوان بخشی از روشهای تبلیغاتی رسانههای مخالف ایران یاد شده است. این نگاه همچنین بر نقش جریانهای همسو در داخل کشور تأکید میکند.
و اما یک اصل در تحلیل رسانهای اهمیت دارد و آن اینکه، تصویری که از یک جامعه ارائه میشود، لزوماً تمام واقعیت آن جامعه نیست. انتخاب گزینشی خبرها، تکرار مداوم برخی تصاویر و نادیده گرفتن بخشهای دیگر زندگی اجتماعی میتواند برداشت مخاطب را شکل دهد؛ بهخصوص هنگامی که مخاطب امکان مقایسه مستمر دادهها و منابع مختلف را نداشته باشد.
وقتی از مشکلات اقتصادی ایران سخن گفته میشود، باید این مشکلات را جدی گرفت و برای آنها راهحل پیدا کرد. اما همین معیار باید درباره کشورهای اروپایی و آمریکا نیز به کار گرفته شود. اگر افزایش هزینه زندگی در ایران نشانه یک مسئله اقتصادی است، افزایش هزینه زندگی در فرانسه یا ایتالیا را هم نمیتوان صرفاً اتفاقی حاشیهای دانست.
گزارشهای مربوط به تحولات هفتههای اخیر از اعتراضات معیشتی در هفت کشور اروپایی، شامل فرانسه، آلبانی، ایتالیا، پرتغال، اسپانیا، بلژیک و یونان، حکایت دارند؛ اعتراضاتی که در مواردی به اعتصابهای صنفی، درگیری و غارت فروشگاهها کشیده شدهاند.
مطالبات معترضان در این کشورها یکسان نیست. افزایش هزینه مسکن، کاهش قدرت خرید، مشکلات خدمات عمومی، نارضایتی از وضعیت نظام آموزشی و اعتراض به فساد، از جمله موضوعاتی هستند که در گزارشهای مربوط به این ناآرامیها مطرح شدهاند. با وجود این تفاوتها، یک نگرانی مشترک به چشم میخورد و آن، دشوارتر شدن تأمین هزینههای زندگی است.
براساس گزارشی که یورونیوز بیزنس به آن استناد کرده، قیمت موادغذایی در اتحادیه اروپا از اوت ۲۰۲۱ تا اوت ۲۰۲۶ حدود ۳۴ درصد افزایش یافته است. همچنین در اطلاعات مورد اشاره، از افزایش حدود ۱۴۰ درصدی قیمت گاز در بازارهای مربوط و دوبرابر شدن قیمت گازوئیل در اروپا سخن گفته شده است.
این ارقام، در صورت تطبیق با دادههای اصلی و روش محاسبه آنها، نشاندهنده فشار قابلتوجه افزایش قیمتها بر اقتصاد خانوارها هستند. موادغذایی و انرژی از جمله نیازهاییاند که نمیتوان بهآسانی آنها را از سبد مصرف حذف کرد. وقتی هزینه این اقلام افزایش پیدا میکند، خانوادهها ناچار میشوند میان مخارج ضروری خود اولویتبندی کنند؛ از کاهش هزینههای غیرضروری گرفته تا تغییر الگوی خرید و مصرف.
بحران اقتصادی زمانی پیچیدهتر میشود که افزایش هزینهها به اختلال در فعالیت کسبوکارها و توزیع کالاها منجر شود. انرژی فقط برای روشنکردن خانهها یا گرمکردن ساختمانها مصرف نمیشود؛ حملونقل، تولید، کشاورزی و فعالیت فروشگاهها نیز به آن وابستهاند. افزایش قیمت سوخت میتواند هزینه انتقال کالا را بالا ببرد و از این مسیر، بر قیمت نهایی محصولات اثر بگذارد.
در فرانسه، الکساندر بومبارد، رئیس فدراسیون تجارت خردهفروشی، اعلام کرده است که جبران خسارت ناشی از ناآرامیها صدها میلیون یورو هزینه خواهد داشت. به گفته او، حدود ۱۵۰۰ مغازهدار آسیب دیدهاند و نزدیک به ۲۰ فروشگاه متعلق به شرکت او نیز غارت شدهاند.
این ارقام، افزون بر خسارت مستقیم به صاحبان کسبوکارها، یادآور پیامدهای اقتصادی ناآرامیهای اجتماعی است. تعطیلی فروشگاهها، آسیب به اموال و اختلال در فعالیت اقتصادی میتواند هزینههای بیشتری به جامعه تحمیل کند. در عین حال، برای درک ریشههای اعتراضات نیز نمیتوان صرفاً به تصاویر درگیری و تخریب بسنده کرد؛ مطالبات اقتصادی و اجتماعی معترضان بخشی از واقعیتی است که باید جداگانه بررسی شود.
در گزارشهای مربوط به پیامدهای جنگ با ایران نیز به اختلال در بازار انرژی و تجارت اروپا اشاره شده است. رویترز با استناد به برآورد کمیسیون اروپا، هزینه این اختلالها را حدود ۱۰۰ میلیارد یورو اعلام کرده است. ماریو نوفال، مجری و تحلیلگر، نیز در مطلبی از افزایش قیمت گازوئیل، اختلال در توزیع کالا، خالیشدن قفسه برخی فروشگاهها در جنوب ایتالیا و تشدید فشار معیشتی در فرانسه سخن گفته است.
با وجود تمام این بحثها، هدف از اشاره به مشکلات اقتصادی اروپا این نیست که گفته شود همهچیز در ایران مطلوب است یا مردم ایران با دشواریهای جدی روبهرو نیستند. چنین برداشتی نه با واقعیت زندگی شهروندان سازگار است و نه کمکی به فهم دقیق مسائل اقتصادی میکند. مشکلات معیشتی مردم ایران واقعیاند و باید برای کاهش فشار بر خانوارها، بهبود قدرت خرید و افزایش ثبات اقتصادی راهحلهای مؤثر ارائه شود.
اما در کنار این واقعیت، باید به تفاوت شرایط تاریخی و سیاسی ایران با بسیاری از کشورهای اروپایی و آمریکا نیز توجه کرد. ایران طی بیش از چهار دهه گذشته با مجموعهای از فشارهای خارجی و بحرانهای امنیتی دستساز بیگانه روبهرو بوده است؛ شرایطی که نمیتوان آنها را از بررسی وضعیت اقتصادی و اجتماعی کشور جدا کرد.
مردم در آمریکا و اروپا تحت تحریمهای ناجوانمردانه قرار ندارند؛ مردم در آمریکا و اروپا در 47 سال اخیر جنگ تحمیلی ۸ساله و جنگ 12روزه و جنگ 40روزه را تجربه نکردهاند؛ مقامات عالی، فرماندهان نظامی، دانشمندان و نخبگان اروپایی و آمریکایی وسط خیابان ترور نشدند؛ مردم آمریکا و اروپای غربی پروژه مخرب «انقلاب مخملی» را تجربه نکردهاند؛ داراییهای مردم آمریکا و اروپا توسط یک دولت متخاصم خارجی بلوکه نشده است.
و همچنین دولتهای خارجی برای تکهتکهکردن دولتهای اروپای غربی و آمریکا دستبهدست هم ندادند. مردم در اروپا و آمریکا با دهها شبکه تلویزیونی معاند و صدها سایت خبری وابسته به دولتهای متخاصم و هزاران اکانت تلگرامی و اینستاگرامی و توئیتری که ذهن آنان را بمباران کرده و آنان را تحقیر کرده و اختلافافکنی کنند، مواجه نیستند. اما ما مردم ایران در بیش از ۴دهه اخیر، هم جنگهای تحمیلی را از سر گذراندهاند، هم کودتای مخملی را، هم فتنه و شبهکودتا را، هم ترور مقامات ارشد و نخبگان و دانشمندان را و هم غارت و بلوکهکردن اموالمان توسط دولتهای متخاصم. با وجود همه این فشارها، ملت ایران استقامت به خرج داده و دشمنان خود را عقب رانده و به شکست کشانده است.
مسعود اکبری