کد خبر: ۳۴۰۴۷۰
تاریخ انتشار : ۲۹ مهر ۱۴۰۵ - ۲۱:۰۷
محمد قادری، کارشناس حوزه بین‌الملل در گفت‌وگو با کیهان:

دشمن باید به‌صورت واقعی درک کند که ایران در جنگ، تغییر راهبرد داده است

سرویس سیاسی-
کارشناس حوزه بین‌الملل درباره اظهارات سرلشکر رضایی درباره حمله به کانال‌ها و دارایی‌های آمریکا در حوزه هوش مصنوعی گفت: این اظهارات یعنی اعلام علنی تغییر راهبرد در پاسخی که ما به حمله یا شرارت آمریکایی‌ها و صهیونیست‌ها خواهیم داد. دشمن باید به‌صورت واقعی درک کند که ایران تغییر راهبرد داده و تصور نکند ایران ضعیف شده یا بلوف می‌زند.
محمد قادری، کارشناس حوزه بین‌الملل در گفت‌گو با کیهان با اشاره به لزوم تأکید بر راهبردهای جدید در مقابله با شرارت دشمن، گفت: راهبردهای جدید هم در تغییر و تکمیل بانک اهداف و افزایش گسترده شعاع پاسخ در حوزه آفندی، و هم در بهره‌گیری از فناوری جدیدی که در عرصه پدافندی طی این مدت به دست آورده‌ایم، را شامل می‌شود. فرماندهان نظامی بارها درباره آن صحبت کرده‌اند و همین موضوع، آمریکا و اسرائیل را به‌شدت نگران کرده است؛ از این جهت که اگر بخواهند حمله‌ای صورت دهند، اولاً ایران تا چه حد توان پدافندی دارد و ثانیاً در چه حجم و ابعادی و با چه دقتی می‌تواند پاسخ بدهد.
وی افزود: به نظر من یکی از مهم‌ترین نگرانی‌های ترامپ و نتانیاهو، ابهام در همین نقطه است. این ابهام باید کاملاً مدیریت‌شده ادامه یابد و از سوی دیگر هشدار داده شود که توانمندی ایران نه‌تنها تضعیف نشده، بلکه به روزتر شده است. ضمن اینکه نباید از طراحی عملیات پیش‌دستانه غافل شویم؛ به‌ویژه اگر تهدید آن‌ها در آستانه وقوع باشد، طبیعتاً اقدام پیشگیرانه باید صورت گیرد.
تنگه هرمز و هفت پیش‌شرط؛ خطوط قرمز جمهوری اسلامی
قادری اظهار داشت: در عرصه دیپلماسی نیز همان‌طور که در این مدت از زبان مقامات کشور اعم از رئیس‌جمهور، رئیس‌مجلس، دبیر شورای عالی امنیت ملی و وزیر خارجه به صراحت شنیده شد، باید تأکید شود که تنگه هرمز و همه هفت پیش‌شرط، جز خطوط قرمز جمهوری اسلامی است و هیچ عقب‌نشینی در کار نخواهد بود. باز شدن تنگه فقط و فقط منوط به انجام یک‌مرحله‌ای همه این هفت پیش‌شرط است و هیچ مذاکره‌ای در آینده صورت نخواهد گرفت مگر اینکه آمریکا این هفت شرط را بپذیرد، پایان جنگ را بپذیرد و آن موارد را اجرا کند. بعد از آن، جمهوری اسلامی ایران تصمیم خواهد گرفت در چه شرایطی تعامل خود را ادامه 
دهد.
ترامپ درگیر محاسبات چندوجهی و گزارش‌های ضد و نقیض
کارشناس حوزه بین‌الملل در پاسخ به پرسشی درباره وضعیت ترامپ گفت: ترامپ همچنان درگیر محاسبات چندوجهی است، با توجه به گزارش‌های ضد و نقیضی که از ساختار آژانس‌های اطلاعاتی‌اش دریافت می‌کند؛ گزارش‌هایی که یک طرف نظامی‌ها، مشخصاً سنتکام، ارائه می‌دهند و طرف دیگر آژانس‌های اطلاعاتی آمریکا درباره شرایط منطقه، وضعیت ایران و توانمندی‌های نظامی و آفندی-پدافندی آن. روشن نبودن افقی که بتواند ترامپ را از این وضعیت نجات دهد نیز بر پیچیدگی تصمیم‌گیری او افزوده است.
وی افزود: بعضاً اخباری درز کرده که نشان می‌دهد ترامپ با مشاوران خود به‌شدت بحث می‌کند که چرا نمی‌توانند اطلاعات دقیق به او بدهند و چرا نمی‌توانند طرحی با ریسک نزدیک به صفر برایش طراحی کنند تا مطمئن باشد اگر حمله‌ای را شروع کرد، بعداً می‌تواند با یک دستاورد از جنگ خارج شود و آن را به عنوان نشانه پیروزی به افکار عمومی عرضه کند.
آزمایش همه مدل‌ها شکست خورد 
از ترور و کودتا تا جنگ و دیپلماسی
قادری خاطرنشان کرد: نکته مهم‌تر این است که ترامپ و نتانیاهو انواع مدل‌ها را آزموده‌اند: جنگ ابتدا به ساکن با ترور گسترده مقامات، که در جنگ ۱۲ روزه اتفاق افتاد اما نتیجه نگرفتند؛ سپس پس از آسیب‌شناسی به این نتیجه رسیدند که باید خیابان را همراه کنند و کودتای دی‌ماه را آزمودند که باز هم به نتیجه نرسید؛ بعد با مدلی دیگر و حجمی گسترده و با اطلاعات غلط جنگ‌طلب‌های صهیونیست و سلطنت‌طلب و تجزیه‌طلب خارج‌نشین، جنگ را آزمودند و جواب نگرفتند؛ سپس میز دیپلماسی را در دو نوبت آزمودند و دستشان به جایی بند نشد؛ بعد محاصره اقتصادی و گسترش تحریم و محاصره دریایی، هوائی و زمینی را آزمودند. همه این‌ها را تست کرده‌اند.
وی افزود: به نظر من در شرایط کنونی، آن‌ها به یک عملیات ترکیبی چندوجهی نیاز دارند تا شاید هدف نهائی مورد نظر خود را محقق کنند. این عملیات شامل بسترسازی با یک بانک ترور گسترده در یک مرحله است، به‌گونه‌ای که شوک مدیریتی به کشور وارد کند؛ همزمان کشاندن کف خیابان به اغتشاش و فعال کردن هسته‌های تروریستی؛ و گام سوم، تجهیز و تحریک عناصر تجزیه‌طلب از مرزهای غربی و شرقی برای ورود به داخل کشور و مشغول کردن ظرفیت پلیسی و انتظامی به برخورد با کف خیابان و گروه‌های مسلح از یک طرف و گروه‌های تجزیه‌طلب از سوی دیگر. وقتی این سه فضا فراهم شد، به عملیات و حمله نظامی به عنوان یک عملیات پشتیبان نگاه می‌کنند.
 حمله به کوه کلنگ بدون بسترسازی انجام نمی‌شود
کارشناس حوزه بین‌الملل خاطرنشان کرد: بنابراین حتی اگر حمله‌ای که پیش‌بینی می‌شود؛ مثلاً زدن کوه کلنگ بخواهد صورت گیرد، ابتدا به دنبال محقق شدن این سه بستر است تا بتواند نتیجه نهائی را بگیرد. البته من معتقدم آمریکایی‌ها و صهیونیست‌ها دیگر اهداف اولیه خود را دنبال نمی‌کنند. اهداف اولیه، فروپاشی نظام جمهوری اسلامی، تجزیه جغرافیایی ایران یا روی کار آوردن گروهی نیابتی مثل پهلوی‌ها بود. به نظر من آن‌ها از این اهداف بلند عدول کرده‌اند، اما به هر شکل می‌خواهند فضای مدنظر خود را با حداقل یک دستاورد مشخص و روشن ایجاد کنند؛ حتی در این حد که تکرار کنند ایران در آستانه تولید بمب بود و من نگذاشتم، و همین را به عنوان دستاورد به افکار عمومی داخل و فضای بین‌المللی 
بفروشند.
اظهارات سرلشکر رضایی؛ نقطه عطف تغییر راهبرد ایران بود
قادری درباره اظهارات سرلشکر رضایی درباره حمله به کانال‌ها و دارایی‌های آمریکا در حوزه هوش مصنوعی گفت: این اظهارات همان بحثی است که در پاسخ دوم مطرح کردم؛ یعنی اعلام علنی تغییر راهبرد در پاسخی که ما به حمله یا شرارت آمریکایی‌ها و صهیونیست‌ها خواهیم داد. دشمن باید به‌صورت واقعی درک کند که ایران تغییر راهبرد داده و تصور نکند ایران ضعیف شده یا بلوف می‌زند.
هشدارهایی از جنس توان عملیاتی بالقوه و بالا
وی افزود: بنابراین ارزیابی من این است که اظهارات دکتر رضایی را باید از این جنس تلقی کرد؛ هشدارهایی از جنس توان عملیاتی بالقوه و با توانمندی بالا. این رویکرد باید در سطوح دیگر نیز تقویت شود تا محاسبات دشمن اصلاح گردد، چون دشمن اکنون با محاسبه‌ای غلط و با طراحی صهیونیست‌ها به این جمع‌بندی رسیده که ایران بار دیگر به نقطه ضعف رسیده و اگر حمله نظامی کند، می‌تواند اهدافش را محقق کند.
قادری در پایان خاطرنشان کرد: ما باید از این دست موارد برای معتبرسازی توانمندی خود در ضربه زدن به دارایی‌های دشمن استفاده کنیم؛ به این معنا که هزینه حمله نظامی برای آن‌ها به شدت افزایش 
یابد.

captcha