کد خبر: ۳۴۰۴۵۵
تاریخ انتشار : ۲۹ مهر ۱۴۰۵ - ۲۱:۰۷

به بهانه نفرین‌نامه مالک تراکتور فوتبال نه، لعنت به مسببان این وضعیت(نکته ورزشی)

سرویس ورزشی-
محمدرضا زنوزی، مالک باشگاه تراکتور که تیمش با دستور مستقیم وی از بیرون کشور از بازی برابر ملوان انصراف داد، پس از اتفاقات رخ‌داده در ورزشگاه سیروس قایقران انزلی و انصراف تیمش از بازی مقابل ملوان تأکید کرد که فدراسیون وظیفه دارد در شرایط عادلانه به اتفاقات رخ‌داده در ورزشگاه رسیدگی کرده و تصمیم قاطعی در این‌باره بگیرد. زنوزی گفت: «اگر بازی را سه بر هیچ به ضرر تراکتور کنند، حتماً از لیگ برتر انصراف خواهیم داد. در این‌باره با احدی شوخی نداریم.»
زنوزی با تأکید بر اینکه حفظ حرمت مردم و مقابله با نژادپرستی برای باشگاه تراکتور از هر نتیجه‌ای مهم‌تر است، تصریح کرد: «سه امتیاز فدای قومیت و مردم‌مان! من تحمل نمی‌کنم؛ لعنت به این فوتبال!»
اینجا، فارغ از این موضوع که در اتفاقات بازی برگزارنشده انزلی کدام بخش از تماشاگران مقصران اصلی بوده و یا سهم بیشتری در ایجاد آن فضای زشت داشته‌اند، باید خطاب به مالک تراکتور عرض کنیم که فوتبال فی‌نفسه سزاوار این نفرین‌ها نیست. فلسفه و ذات فوتبال، تزریق شور و نشاط به جامعه است؛ کاری که در خیلی از کشورهای دارای فوتبال حرفه‌ای اتفاق می‌افتد. لذا باید به‌جای نفرین کردن فوتبال و لعنت فرستادن به این رشته زیبا و جذاب، سراغ آنهایی رفت که در این سال‌ها با ورود غلط خود به این صحنه، آن را از لذت عاری کرده و تماشاگران را این‌گونه برابر هم قرار داده‌اند. فوتبال ایران از روزی ضربه خورد که کاسبان و تاجران جای عاشقان را گرفتند. همان روزهایی که دلال‌ها در حکم پیاده‌نظام مدیران و مالکان باشگاه‌ها به اغوای استعدادها و ستاره‌ها مشغول شدند و پول بی‌حساب‌وکتاب و بادآورده همان کاسبان و تاجران به سفره فوتبال روانه شد، باید انتظار چنین روزهایی را می‌کشیدیم.
چهره غمگین و بدن زخمی این فوتبال، تازیانه مدیرانی را خورده که به اشتباه در این فضا قرار گرفته‌اند. آنهایی که برای فقط یک برد و سه امتیاز حاضرند پاداش‌های میلیاردی در نظر بگیرند و با این راه و روش مسموم، از بردها افسانه و از شکست‌ها فاجعه ساخته‌اند و همین روند کار را به این حجم از توهین و فحاشی روی سکوهای استادیوم‌ها رسانده است.
اما مشکل فوتبال ایران فقط به سکوها و رفتار تماشاگران ختم نمی‌شود. وقتی در سال‌های متمادی، رقابت ورزشی به میدان تسویه‌حساب‌ها و جدال‌های حیثیتی تبدیل شده و مدیران و مالکان باشگاه‌ها نیز در دامن‌زدن به این فضا نقش داشته‌اند، نباید انتظار داشت که همه‌چیز با چند بیانیه و چند جمله آتشین به مسیر درست بازگردد. نمی‌توان از هوادار انتظار آرامش داشت، اما هم‌زمان با هر شکست، فضای فوتبال را به میدان جنگ تبدیل کرد و با هر پیروزی، چنان از آن حماسه ساخت که گویی تمام اعتبار یک باشگاه به همان سه امتیاز وابسته است.
فوتبال را کسانی به این روز انداخته‌اند که سال‌ها آن را نه یک پدیده اجتماعی و ورزشی، بلکه ابزاری برای قدرت‌نمایی، منفعت‌طلبی و اثبات برتری خود دیده‌اند. در چنین فضایی، حتی اعتراض به بی‌احترامی و نژادپرستی نیز ممکن است در میان تهدید به انصراف و جدال‌های مدیریتی گم شود. فوتبال به نفرین نیاز ندارد؛ به مدیرانی نیاز دارد که از جنس خود فوتبال بوده و حرمت آن را بشناسند. اگر قرار است روزی حال این فوتبال بهتر شود، باید از همان‌جایی شروع کرد که سال‌ها پیش مسیرش به بیراهه رفت؛ از جایی که عشق به فوتبال جای خود را به حساب‌وکتاب کاسبان داد.

captcha