دست بالای ایران در معادلات بینالمللی انرژی و ترفندهای ترامپ برای کاهش قیمت نفت
سرویس اقتصادی-
بازگشت نفت برنت به محدوده ۱۱۰ دلار نشان داد بازار انرژی هنوز بیش از وعدهها و اقدامات واشنگتن، از ریسک عرضه و امنیت تنگه هرمز فرمان میگیرد.
تنها یک روز پس از آنکه اقدامات نمایشی دونالد ترامپ برای افزایش عرضه و با هدف فرار از شکست انتخاباتی توانست اندکی از تب بازار نفت بکاهد، ورق دوباره برگشت؛ نفت برنت روز سهشنبه تا 112 دلار بالا رفت و نفت وستتگزاس اینترمدیت آمریکا نیز تا محدوده ۱۱۰ دلار صعود کرد. البته قیمت نفت در زمان تنظیم این گزارش اندکی
کاهش یافت، اما روند کوتاهمدت همچنان صعودی است.
ناگفته نماند که این نرخهای بازار آتی و کاغذی است، در حالی که مراجع بینالمللی، قیمت نفت فیزیکی با تحویل روز را 30 تا 50 دلار بالاتر از این نرخها اعلام میکنند؛ به عبارت دیگر،
قیمت واقعی نفت این روزها بین 140 تا 160 دلار است.
ترامپ اجرای بخشی از فشارهای مرتبط با روسیه را برای یک دوره بررسی ۶۰ روزه کنار گذاشته و همزمان واشنگتن با مسکو بر سر افزایش عرضه دیزل به توافق رسیده است. روسیه نیز قرار است در مرحله نخست بیش از ۳۰۰ هزار تن دیزل عرضه کند. نفت پس از این خبر تا حوالی ۱۰۸ دلار عقب نشست، اما آرامش بازار بیشتر از یک روز دوام نیاورد.
بازار به نسخه نفت ارزان ترامپ اعتماد نکرد
دلیل افزایش قیمتها روشن است؛ مشکل بازار امروز فقط تعداد بشکههای موجود نیست، بلکه امنیت مسیر انتقال، بیمه، نفتکش و امکان عبور مطمئن انرژی از غرب آسیا بهاندازه خود تولید اهمیت پیدا کرده است.
در همین شرایط، تلاش دیگر واشنگتن برای افزایش تعداد نفتکشهای قابل استفاده نیز با محدودیت روبهرو شده است. بررسیها نشان میدهد از حدود ۱۶۰ ابرنفتکش تحریمشده موسوم به ناوگان سایه، با توجه به سن، بیمه، مالکیت و وضعیت فنی، فقط بخش محدودی قابلیت بازگشت فوری به تجارت متعارف دارند. ضمن اینکه افزایش تصاعدی تعداد نفتکشهایی که در هفتههای اخیر در محدوده تنگه هرمز مورد اصابت قرار میگیرند، ریسکهای انتقال نفت بدون اجازه ایران را چند برابر کرده است.
کمبود کشتی نیز هزینه حمل را شدیداً بالا برده است. در برخی مسیرها هزینه انتقال نفت آمریکا به آسیا به حدود ۴۰ دلار برای هر بشکه رسیده؛ یعنی حتی اگر عرضه روی کاغذ بیشتر شود، رساندن نفت به پالایشگاه همچنان گران و پرریسک است.
هرمز؛ جایی که معادله نفت هنوز تعیین میشود
در قلب این بحران، تنگه هرمز قرار دارد؛ گذرگاهی که بخش بزرگی از نفت و گاز جهان از آن عبور میکند و هر نشانهای از اختلال در آن فوراً در قیمت انرژی منعکس میشود. این واقعیت به ایران یک مزیت ژئوپلیتیکی و اقتصادی مهم میدهد. ایران در کنار برخورداری از ذخایر بزرگ نفت و گاز، در کنار یکی از حساسترین شریانهای انرژی جهان قرار گرفته است؛ این مزیت در شرایط کمبود نفتکش، رشد هزینه بیمه و نگرانی از اختلال عرضه، بیش از گذشته نمایان شده است.
با ادامهدار شدن قیمتهای نفت بالای 100 دلار و فشار بیسابقه به ذخایر راهبردی، آمریکا هزینه جنگافروزی خود را در قالب رکوردشکنی تاریخی نرخ بهره و تورم بالا مشاهده میکند. در این شرایط، بازار با دقت نهفقط اقدامات نظامی و دیپلماتیک، بلکه اظهارات مقامات ایرانی درباره امنیت هرمز، صادرات نفت و چشمانداز تنش را دنبال میکند. هر پیام اطمینانبخش میتواند بخشی از «صرف ریسک» نفت را کاهش دهد و هر نشانه از تشدید نااطمینانی، جهت مخالف ایجاد کند. در چنین شرایطی ضروری است مسئولان کشور در موضعگیریهای اقتصادی و دیپلماتیک، آثار سخنان خود بر بازار را نیز در نظر بگیرند. ارسال شتابزده پیامهایی که بازار از آن برداشت کاهش ریسک عرضه و افت قیمت نفت کند یا ضریب دادن به ترفندهای ضدقیمتی غربیها مثل ارسال میانجیها به تهران، میتواند بخشی از مزیت اقتصادی ایجاد شده برای صادرکنندگان نفت از جمله ایران را تضعیف کند. مدیریت پیام الزاما به معنای ایجاد تنش نیست؛ به معنای پرهیز از واگذاری رایگان اهرمی است که بازار برای آن قیمت تعیین کرده است. لازم به ذکر است که وضعیت کنونی برای اقتصاد ایران هم مزیت دارد. قیمت نفت سبک ایران این روزها به حدود ۱۰۷ دلار در هر بشکه رسیده است که رقمی کم سابقه به شمار میرود.
بحران از نفت فراتر رفته است
علاوهبر بازار نفت، بازار گاز هم آرام نیست. اروپا با ذخایر پایینتر به زمستان نزدیک شده و رقابت با آسیا برای LNG بالا گرفته است. افزایش قیمت انرژی از کارخانه و حملونقل عبور کرده و در اروپا به هزینه زندگی نیز سرایت کرده است.
این شرایط نشان میدهد جهان با یک شوک مقطعی نفتی روبهرو نیست؛ کل زنجیره انرژی از نفت و گاز تا پالایش و حمل، زیر فشار قرار گرفته است.
ترامپ از تعلیق بخشی از فشار بر روسیه تا افزایش عرضه دیزل و آزادکردن احتمالی نفتکشها، ابزارهای مختلفی را برای شکستن قیمت امتحان کرده است، اما برنت دوباره در محدوده ۱۱۰ دلار ایستاده است و با تثبیت این محدوده، میتواند تا 120 و 130 دلار هم در کوتاه مدت و میانمدت برسد.
پیام بازار در شرایط فعلی این است که تا زمانی که ریسک عرضه خاورمیانه، تنگه هرمز، کمبود نفتکش و فشار بر ظرفیت پالایش پابرجاست، نفت ارزان را نمیتوان صرفاً با تصمیم سیاسی از واشنگتن به بازار تحمیل کرد. در این میان، ایران نیز باید ارزش اقتصادی موقعیت خود در قلب مهمترین گذرگاه انرژی جهان را بشناسد و در گفتار و عمل، این اهرم را بیدلیل ارزان نکند.