کد خبر: ۳۴۰۳۳۷
تاریخ انتشار : ۲۷ مهر ۱۴۰۵ - ۲۱:۲۴
کیهان بررسی کرده است

تنگه هرمز و سایه رکود بزرگ بر سر اقتصاد جهان

سرویس خارجی-
افزایش قیمت جهانی نفت، کاهش حاشیه امن ذخایر استراتژیک آمریکا و تشدید نگرانی‌های از رشد تورم، جمهوریخواهان را در آستانه انتخابات میان ‌دوره‌ای کنگره با فشار اقتصادی و سیاسی سنگینی روبه‌رو کرده است.
پیامدهای اقتصادی جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، به یکی از چالش‌های مهم دولت دونالد ترامپ تبدیل شده است؛ جنگی که علاوه‌بر افزایش نگرانی‌ها درباره امنیت انرژی در جهان، فشار سنگینی را بر بازار نفت، هزینه‌های زندگی خانوارهای آمریکایی و موقعیت سیاسی ترامپ وارد کرده است.
در شرایطی که انتخابات میان ‌دوره‌ای کنگره آمریکا قرار است در ماه نوامبر (آبان ماه) برگزار شود، افزایش بهای انرژی و تشدید فشار تورم بر زندگی مردم هزینه سیاسی تداوم جنگ علیه ایران را برای کاخ سفید افزایش داده است. هم‌ زمان، کاهش ذخایر استراتژیک نفت آمریکا باعث شده این کشور در موضع ضعف قرار بگیرد. «جان مرشایمر»، استراتژیست مطرح جهان بر این باور است که با توجه به استراتژی موفق تهران در وارد آوردن هزینه‌های سنگین اقتصادی و افزایش بهای جهانی سوخت، تهدیدات ترامپ درباره از سرگیری جنگ با ایران تنها یک «بلوف سیاسی» است. 
نفت برنت در آستانه ۱۱۰ دلار
بهای نفت خام برنت طی روزهای اخیر تا آستانه 110 دلار در هر بشکه پیش رفت. (اگرچه قیمت فیزیکی نفت تا 140 دلار نیز اعلام شده است). کارشناسان افزایش نگرانی‌ها درباره ادامه اختلال در عرضه نفت خلیج‌فارس، تشدید تنش‌ها درباره تنگه هرمز و مخاطرات مربوط به زیرساخت‌های انرژی منطقه را از عوامل مؤثر بر این جهش قیمت دانسته‌اند. این تحولات در شرایطی رخ می‌دهد که جنگ علیه ایران، نا اطمینانی درباره مسیر انتقال نفت و احتمال تداوم اختلال در عرضه را به یکی از عوامل تعیین‌کننده بازار جهانی انرژی تبدیل کرده است. افزایش بهای نفت تنها به بازارهای مالی محدود نمی‌شود. گران‌تر شدن نفت خام یعنی افزایش هزینه تولید بنزین، گازوئیل، حمل‌ونقل و کالا و خدمات. از این رو، تداوم قیمت‌های بالا فشار اقتصادی ناشی از جنگ را از بازار انرژی به زندگی روزمره خانوارهای آمریکایی منتقل کرده است.
ذخایر راهبردی آمریکا در محدوده هشدار
یکی از ابعاد مهم بحران انرژی برای واشنگتن، وضعیت ذخایر راهبردی نفت خام آمریکاست؛ ذخایری که برای مقابله با اختلال‌های شدید عرضه و تامین بخشی از نیاز بازار در شرایط اضطراری ایجاد شده‌اند. اکنون ذخایر راهبردی نفت آمریکا به 
283 میلیون بشکه کاهش یافته است؛ سطحی که پایین‌ترین میزان از سال ۱۹۸۲ محسوب می‌شود. آمریکا در چارچوب برنامه‌ای که در مارس ۲۰۲۶ (فروردین) و در واکنش به اختلال‌های ناشی از جنگ علیه ایران اعلام شد، متعهد شده است ۱۷۲ میلیون بشکه از ذخایر راهبردی خود را در دسترس بازار قرار دهد. این تعهد بخشی از برنامه جمعی 
۴۰۰ میلیون بشکه‌ای کشورهای عضو آژانس بین‌المللی انرژی بود. اجرای کامل این برنامه موجودی ذخایر آمریکا را به 
۲۴۳ میلیون بشکه کاهش می‌دهد. سقوط ذخایر استراتژیک آمریکا به زیر 250 میلیون بشکه از آن جهت حائز اهمیت است که کارشناسان بازار انرژی آن را محدوده‌ای مهم برای حفظ قابلیت عملیاتی ذخایر می‌دانند. در حقیقت بهره‌برداری از ذخایر نفتی کمتر از حدود ۲۵۰ میلیون بشکه می‌تواند خطرات عملیاتی ایجاد کند. آمریکا ذخایر نفت استراتژیک خود را در حفره‌های زیرزمینی نمکی نگهداری می‌کند. با خارج شدن نفت، سطح آب شور داخل این حفره‌ها بالا می‌آید و تداوم برداشت می‌تواند بر دیواره حفره‌ها، چاه‌ها، لوله‌ها و تجهیزات پمپاژ فشار وارد کند. به همین دلیل، پایین آمدن موجودی ذخایر فقط به معنای کاهش موجودی نفت نیست بلکه ممکن است توان خارج کردن سریع نفت در زمان بحران را نیز محدود کند. دولت آمریکا پیش‌تر هشدار داده بود مشکلات زیرساختی قدیمی و عملیات تعمیر و نگهداری، قابلیت برداشت و پر کردن سریع ذخایر راهبردی را با مخاطره مواجه کرده‌اند.
دست‌اندازی چندباره به ذخایر راهبردی
در تازه‌ترین نشانه از فشار بر بازار انرژی آمریکا، وزارت انرژی این کشور روز جمعه ۱۶ اکتبر (24 مهرماه) اعلام کرد که تا ۱۷ میلیون بشکه نفت خام دیگر از ذخایر راهبردی را در قالب قراردادهای مبادله‌ای در اختیار شرکت‌ها قرار می‌دهد؛ اقدامی که بخشی از تعهد واشنگتن برای مشارکت در عملیات اضطراری آژانس بین‌المللی انرژی برای مهار جهش بهای نفت به دلیل جنگ علیه ایران به شمار می‌رود. نکته مهم آن است که دولت آمریکا برای تامین نفت بازار، از سازوکار مبادله استفاده می‌کند؛ به این معنا که شرکت‌ها نفت را دریافت می‌کنند و موظف‌اند در آینده، نفت دریافتی را به‌ همراه مقادیر اضافی به ذخایر بازگردانند. به همین دلیل، خریداران نفت در خرید نفت عرضه شده از محل ذخایر نفت استراتژیک آمریکا مردد هستند و ترجیح می‌دهند نفت را از بازار آزاد تهیه کنند. 
اکنون عرضه 17 میلیون بشکه نفت خام اضافی از محل ذخایر استراتژیک آمریکا می‌تواند فشار بر این ذخایر را بیش از پیش افزایش دهد. از آنجا که ایران همچنان کنترل تنگه هرمز را در دست دارد و هیچ افق روشنی برای رشد عرضه نفت در بازار دیده نمی‌شود، آمریکا اکنون در بدترین شرایط ممکن قرار دارد. آژانس بین‌المللی انرژی در ۱۵ اکتبر (23 مهرماه) اعلام کرد کشورهای عضو تاکنون حدود ۳۳۰ میلیون بشکه از اقدام اضطراری مارس را به بازار عرضه کرده‌اند و حدود ۱۰۰ میلیون بشکه دیگر از تعهدات اولیه همچنان باقی مانده است. این نهاد همچنین از تسریع عرضه باقی‌مانده ذخایر و برنامه‌هایی برای در دسترس قرار دادن بیش از ۲۰ میلیون بشکه گازوئیل خبر داد. اکنون دولت‌ها برای جبران اختلال‌های عرضه، به آزادسازی ذخایر اضطراری متوسل شده‌اند؛ اما حقیقت این است که تزریق نفت از ذخایر به بازار به‌تنهائی نمی‌تواند جایگزین پایدار جریان عادی تولید و صادرات شود. در حال حاضر، برای دولت ترامپ مسئله تنها کاهش موجودی نفت نیست. اگر قیمت‌های بالای انرژی ادامه یابد واشنگتن باید میان مهار فوری قیمت‌ها، بازسازی ذخایر راهبردی و مدیریت هزینه‌های اقتصادی بحران تعادل برقرار کند. این چالش در آستانه انتخابات میان ‌دوره‌ای کنگره اهمیت بیشتری پیدا می‌کند؛ انتخاباتی که در آن هزینه سوخت و فشار بر قدرت خرید خانوارها می‌تواند به موضوعی تعیین‌کننده در ارزیابی عملکرد دولت تبدیل شود.
نشانه‌های افزایش نارضایتی
بر اساس نظرسنجی مؤسسه پژوهشی پیو، میزان حمایت از عملکرد دونالد ترامپ به ۳۰ درصد کاهش یافته است. این در حالی است که ۶۸ درصد شهروندان آمریکایی با عملکرد وی مخالف بودند. این مرکز همچنین گزارش داد که ۸۴ درصد رای‌دهندگان، اقتصاد را عاملی بسیار مهم در تصمیم خود برای رای دادن در انتخابات کنگره می‌دانند. افزون بر این، ۶۳ درصد گفته‌اند که ترامپ در تصمیم انتخاباتی آنان نقش دارد و ۴۴ درصد رای خود را علیه رئیس‌جمهور و در مقابل، ۱۹ درصد آن را رایی در حمایت از او دانسته‌اند.جنگ علیه ایران اکنون به علت اصلی افت محبوبیت ترامپ در نظرسنجی‌های مختلف تبدیل شده است. 
جنگ و محدود شدن ابزارهای اقتصادی واشنگتن
کاهش ذخایر راهبردی نفت آمریکا در کنار افزایش قیمت جهانی انرژی، نشان می‌دهد توان دولت آمریکا برای مدیریت بحران‌های اقتصادی به شدت کاهش یافته است. ذخایر راهبردی برای جایگزینی دائمی عرضه نفت یا حذف آثار یک جنگ طولانی طراحی نشده‌اند. کارکرد اصلی آنها ایجاد حاشیه امن در شرایط اضطراری است. هرچه موجودی ذخایر کاهش یابد و مشکلات زیرساختی ادامه پیدا کند، استفاده از این ابزار برای آرام کردن بازار در بحران‌های بعدی دشوارتر خواهد شد. از سوی دیگر، افزایش قیمت نفت می‌تواند همزمان بر هزینه سوخت خانوارها، هزینه حمل‌ونقل و تولید بنگاه‌ها و انتظارات تورمی اثر بگذارد. اگر این فشارها پایدار بمانند، دولت آمریکا با مسئله‌ای دوگانه مواجه خواهد شد: از یک‌سو باید برای کاهش تبعات اقتصادی جنگ اقدام کند و از سوی دیگر، با محدودیت‌های ناشی از کاهش ذخایر و دشواری بازسازی آنها روبه‌رو خواهد بود.
افزایش بهای نفت برنت به آستانه ۱۱۰ دلار، سقوط ذخایر راهبردی آمریکا به زیر 250 میلیون بشکه و کاهش محبوبیت ترامپ، اکنون فشارهای شدیدی را بر کاخ سفید تحمیل می‌کند. در آستانه انتخابات میان ‌دوره‌ای کنگره، فراتر از شکست مفتضحانه ترامپ در جنگ علیه ایران، توان دولت آمریکا برای مهار پیامدهای اقتصادی این جنگ و بازگرداندن اطمینان به بازار انرژی به معضل اصلی کاخ سفید تبدیل شده است. مرشایمر بر این باور است، به نفع دولت آمریکاست که اکنون شکست در جنگ ایران را بپذیرد و برای جلوگیری از ویران شدن اقتصاد جهان، شرایط تهران برای پایان جنگ را قبول کند؛ در غیر این صورت، خطر رکود بزرگ جهانی بسیار بالاست.

captcha