وقتی فرانسه در آتش میسوزد ولی غربگرایان در ایران به «جِلز و وِلز» افتادند
در چند هفته گذشته، فضای عمومی فرانسه تحت تأثیر موجی از اعتراضهای پراکنده اما پیوسته قرار گرفته است. جرقه نخستین در محیطهای آموزشی زده شد؛ جایی که دانشآموزان نسبت به کمبود معلم، فرسودگی ساختمان مدارس و تراکم کلاسها نارضایتی خود را بیان کردند. این نارضایتی خیلی زود از محدوده مدرسه فراتر رفت و به دغدغههای روزمرهتری مانند گرانی و دشواری تأمین هزینههای زندگی گره خورد.
بر پایه گزارشهای منتشرشده، در بعضی شهرها در کنار اعتراضهای مسالمتآمیز، مواردی از آسیب به اموال، مشاهده شده است؛ روشن است که این موارد را نمیتوان به همه معترضان نسبت داد. مقامات فرانسوی از بازداشت بیش از پنج هزار نفر و تعطیلی بیش از چهارصد مرکز آموزشی خبر دادهاند. این اعتراضها از مرزهای فرانسه هم فراتر رفته و در بلژیک و ایتالیا نیز بازتاب یافته است. آنچه در ابتدا بیشتر مطالبهای در حوزه آموزش به نظر میرسید، اکنون به مسئلهای اجتماعی و سیاسی تبدیل شده و دولت امانوئل مکرون را در موقعیتی دشوار قرار داده است.
در همین حال، روزنامه سازندگی، ارگان حزب اشرافی کارگزاران، در گزارشی با اشاره به این تحولات نوشت: «فرانسه یک ماه است که آرام و قرار ندارد... اعتراضهایی که از کلاسهای درس آغاز شدند به جنبشی گستردهتر علیه گرانی و هزینههای زندگی پیوند خوردهاند.» این رسانه حتی به نقل از دونالد ترامپ نوشت که «فرانسه در حال سوختن است». اما نکته عجیب اینجاست: همان رسانهها و جریانهایی که در ایران با کوچکترین نقدی به سیاستهای داخلی، خود را «مدافع حقوق بشر» و «صدای مردم» مینامند، وقتی مدینه فاضلهشان در اروپا به آتش کشیده میشود، از شدت ناراحتی «میسوزند».
چرا؟ الله اعلم.
حکایت عجیبی است. غربگرایان ایرانی سالهاست تصویری آرمانی از فرانسه و اروپا ساختهاند؛ تصویری که با دیدن آتشسوزی فروشگاهها و کف خیابانهای پاریس، فرو میریزد. آنها تحمل دیدن این صحنه را ندارند، چون تمام سرمایه سیاسی و رسانهایشان بر «برتری مدل غربی» بنا شده است. اما همین رسانهها وقتی در ایران آشوبگران دست به آتش زدن ماموران پلیس، مساجد و ایستگاههای آتشنشانی میزنند، روزه سکوت میگیرند. رسانههای غربی و همصداهای داخلیشان سالها اغتشاشات سازمانیافته و تروریستی در ایران را «اعتراض مسالمتآمیز» نامیدند و تصاویر به شهادت رسیدن حافظان امنیت و آتش زدن اموال عمومی را نادیده گرفتند. اما همان رسانهها حالا در برابر آتشسوزی در فرانسه، زبان به تحلیل و تأسف میگشایند و از «بحران اجتماعی» و «فشار بر مکرون» میگویند.
در مجموع، آنچه واقعاً سوخت، پیکره توهمی «مدینه فاضله غربی» بود که غربگرایان ایرانی سالها آن را مقدس شمرده بودند. آتش فرانسه، نقاب از چهره این رسانهها برداشت و نشان داد که معیارهای آنها برای حقوق بشر، نه انسانی و جهانشمول، بلکه جغرافیامحور و سیاسی است. معیارهایی که شدیدا آلوده به خودتحقیری است.