اثر پروانهای تنگه هرمز(یادداشت روز)
اکنون که در حال مطالعه این یادداشت هستید، فرانسه درگیر یک جنگ تمامعیار داخلی است؛ جنگی که باعث شده رئیسجمهور آن در برخی شهرها و مناطق این کشور «حکومت نظامی» اعلام کند. رویترز این ناآرامیهای خشن را که تا لحظه تنظیم این یادداشت، به جراحت ۱۰۰۰ نیروی امنیتی و پلیس و هزاران معترض منجر شده است، «بیسابقه در چند دهه گذشته» عنوان کرده است. در این بین یک معترض کشته و یک نوجوان ۱۷ ساله دچار قطع عضو شده است و بسیاری از ساختمانهای دولتی و قدیمی که از جنگهای جهانی جان سالم به در برده بودند نیز، در آتش خشم مردم پودر شده و به هوا رفتهاند. بسیاری از فروشگاهها، خودروها و اموال عمومی در آتش خشم معترضان سوخته و اعتراضها به کشورهای دیگری مثل ایتالیا، بلژیک، پرتغال، یونان و آرژانتین سرایت کرده است. وقتی به رسانهها و مواضع مقامات کشورهای ناآرام رجوع میکنیم با یک «عامل» و «دلیل» مشترک برای این ناآرامیها مواجه میشویم: «اقتصاد». در این باره گفتنیهایی هست. بخوانید:
1- ریشه بحران اقتصادی که این روزها دامن کشورهای اروپایی را گرفته، تجاوز آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران است که بنا بر اعلام طراحان آن قرار بود «حداکثر ظرف
۲ هفته» کار ایران را یکسره کند! در این که ریشه این وضع، بحران اقتصادی است نیز، بین این کشورها هیچ اختلافی وجود ندارد. فقط ترامپ برای تبرئه خود میگوید عامل این بحرانهای اقتصادی، جنگ او با ایران نیست و ماکرون میگوید، عامل این بحرانهای اقتصادی جنگ او (ترامپ) با ایران است! بنابراین ایران به لطف هوشمندی رهبر شهید، فرماندهان نظامی و مردم بینظیرش طوری این جنگ را مدیریت کرده است که دشمن، از ناحیهای که تصورش را هم نمیکرد ضربه خورد و تقریباً همه آن کشورهایی که در این تجاوز در کنار متجاوزان ایستاده بودند، درگیر بحرانهای کمرشکن اقتصادی و به تبع آن، بحرانهای اجتماعی و امنیتی شدهاند. ایران توانست جنگ تحمیلشده بر خودش را، نه فقط منطقهای که، جهانی کند!
2- جنگهای بزرگ و تأثیرگذار معمولاً به «آزمایشگاه» و «دانشگاه» یادگیری و تجربهاندوزی تبدیل میشوند و باعث بازنگری در دکترین نظامی، استراتژی امنیتی و حتی سیاسی و اقتصادی در کشورها میشوند. یعنی کشورها معمولاً با مطالعه چنین جنگهایی، ضعفها و قوتها را بررسی و سیاستهای نظامی و حتی اقتصادی و سیاسی خود را «بازنویسی» میکنند. مثلاً جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی با ایران باعث شد این استراتژی که داشتن تجهیزات مدرن و تسلیحات پیچیده و گرانقیمت و بودجههای نظامی آنچنانی همیشه باعث پیروزی و موفقیت میشوند، زیر سؤال برود. ایران به لطف خدا با پهپادهای ارزان اما انبوه توانسته به جنگ تجهیزات و تسلیحات گران و پیچیده دشمن برود و ضمن مقابله مؤثر، این رویکرد جدید جنگی را به جهانیان عرضه کند. پهپادهای ارزانقیمت شاهد ۳ که این روزها بزرگترین قدرتهای نظامی از روی آن کپیبرداری کرده و تولید انبوه میکنند، یکی از مصادیق این ادعاست. اظهارات جیدی ونس که چند روز پیش در این باره ایراد شد نیز این ادعا را تأیید میکند. او به سیبیاسنیوز گفت: «جنگ تغییر کرده است، پهپادها ارزان، بسیار مرگبار و به راحتی قابل تولید هستند. ما تاکتیکهای زیادی را تغییر دادهایم تا تلاش کنیم آتش پهپادها را سرکوب کنیم و از نیروهای خود محافظت کنیم.» و در ادامه پذیرفت که مدیریت جنگ آمریکا دارای اشتباهات زیاد و شکستهای بنیادین بسیاری است... ایران همچنین با ابزار مهم «تنگه هرمز» و تنبیه کشورهای پیرامونی که در تجاوز آمریکا مشارکت داشتند، توانست هزینه این جنگ را بین همه «سرشکن» کند. کشورهای اروپایی و عربی که در این جنگ کنار آمریکا ایستادند (رجوع شود به اظهارات دبیرکل ناتو، مقامات آمریکایی و ...) نیز مثل «جیدیونس» در حال یادگیری از دانشگاه جنگ ایران با قدرتهای بزرگ هستند. رهبران اروپا وقتی به خیابانهای خود مینگرند و میبینند با اختلال ۷ماهه تنگه هرمز (نه بسته شدن) تورم در برخی حوزهها مثل مواد غذایی، سوخت، انرژی سر به فلک کشیده و مردم به صورت کاملاً خودجوش و بدون مشارکت عوامل خارجی، موساد، سیا و رسانههای آنچنانی به خیابانها ریختهاند، یاد میگیرند نباید در کنار موجودی مثل ترامپ و مقابل کشوری مثل ایران ایستاد. آنها معنای «تابآوری» را هم یاد میگیرند. ایران ۴۷ سال است تحریمهای ظالمانه غرب را که یکی از خروجیهایش تورم است تحمل کرده اما آنها ۷ ماه اختلال در تنگه هرمز را هم تحمل نکردند. وزیر کشور فرانسه اگر تحمل کرده بود که استعفا نمیداد!
3- نفوذ و تحریمهای سنگین اقتصادی که غربیها آن را «فلجکننده» و برای «خفه کردن اقتصاد ایران» و ... نامیدهاند از جمله عوامل شروع برخی ناآرامیها در ایران بوده است. دمدستترین نمونه برای اثبات این ادعا که دشمن با نفوذ، تحریم و فشار اقتصادی دنبال شورش و ناآرامیهای خیابانی در کشوری مثل ایران بوده است، اظهارات وزیر خزانهداری حال حاضر آمریکاست که با افتخار و در چندین نوبت به صورت رسمی اعلام کرد، ارزش پول ملی ایران را به شدت کاهش دادهاند و ... این که هدف از این اقدامات به آشوب کشاندن کشورمان بوده است نیز، چیزی نیست که بتوان در آن تردید کرد چرا که آن را صراحتاً به زبان میرانند. رئیس موساد در دوران جنگ ۱۲روزه و مایک پمپئو در دوران جنگ ۴۰روزه تصریح کردند که، عوامل موساد و سیا در خیابانهای ایران حضور دارند! اظهارات ترامپ درباره کُردهای مسلح تجزیهطلب و تسلیح آنها نیز موجود است. اما ناآرامیهایی از جنس آنچه امروز در فرانسه جریان دارد، «مصنوعی» نیست کاملاً خودجوش است و نمیتوان گفت از بیرون این کشور سازماندهی میشوند. نه مأموران موساد و سیا در کنار جوانان اروپایی ایستادهاند، نه رسانهنماهایی مثل اسرائیل اینترنشنال در آنجا فعالاند و نه گروههای تجزیهطلب یا مسلح به داخل جمعیت نفوذ داده شدهاند. وقتی میبینیم یک جوان خشمگین وسط پاریس میخواهد ایستگاه اتوبوس را تخریب کند، سایر جوانان جلوی او را میگیرند، یا وقتی معترضان مسیر آمبولانسها را باز میکنند تا مجروحین به بیمارستان منتقل شوند و برعکس اینجا، راننده آمبولانس و بیمار همراهش را با هم سلاخی نمیکنند، یکی از معناهایش این است که این اعتراضها کاملاً خودجوش هستند و از آن سوی آبها هدایت نمیشوند بلکه، به قول ستوننویس گاردین، همزمان شدن سه بحرانِ اقتصادی، سیاسی و امنیتی، که به نوعی از یک نقطه تأثیر میگیرند، عامل این بههمریختگی و اعتراضهای خیابانی در اروپاست و آن نقطه «تنگه هرمز» و اثر پروانهای این موهبت الهی است.
جعفر بلوری