انهدام ۱۳ پایگاه نظامی مقدمه اخراج آمریکا از منطقه است
جنگ خیالی دو- سهروزه ترامپ به روز دویست و سی و سوم رسیده است؛ اما نهتنها هیچیک از اهداف ترامپ و نتانیاهو از این جنگ برآورده نشده، بلکه به گفته رئیس شورای روابط خارجی آمریکا، ایران در حال اخراج آمریکا از منطقه است. معاون ترامپ هم اذعان کرد که آمریکا در جریان استقرار نیروهایش مرتکب اشتباه بزرگی شد.
ونس: محل استقرار نیروها در پایگاههای خاورمیانه اشتباه بزرگی بود
جیدی ونس، معاون ترامپ، در گفتوگو با مجری سیبیاس به قدرت اطلاعاتی و نظامی ایران در زدن پایگاههای پناه آمریکا اذعان کرد و گفت: «در مورد محل استقرار نیروهای ارتش آمریکا در پایگاههای نظامی خاورمیانه مشکلاتی وجود داشت که متوجه شدیم اشتباهی بزرگ بوده و میتوانستیم عملکرد بهتری داشته باشیم؛ از همین رو، آن وضعیت را تغییر دادهایم. اکنون وارد جزئیات نمیشوم، زیرا - خدای ناکرده - نمیخواهم ایرانیها چیزی بیاموزند که بعداً از آن برای هدف قرار دادن همسر یا مادرِ فرد دیگری استفاده کنند!»
او میافزاید: «اگر ما صرفاً صحنه را ترک کنیم و اجازه دهیم ایرانیها کنترل کشتیرانی در تنگه هرمز را در دست بگیرند، نتیجهاش این خواهد بود که شما باید بهای بسیار بیشتری برای بنزین بپردازید.»
اگر میدان را خالی کنیم
قیمت بنزین سه برابر میشود(!)
مجری سیبیاس پرسید: «جنگ با ایران بسیار طولانیتر از آن چیزی شده که به گمانم خیلیها انتظار داشتند. من واقعاً فقط یک پرسش اساسی درباره ایران دارم: چرا پیروزی قاطعی به دست نیاوردهایم؟»
ونس در پاسخ گفت: «از جهاتی، ما پیروزی قاطعی کسب کردهایم؛ اما خب، ایرانیها هم... میدانید، دشمن هم در این میان نقش دارد و آنها به شیوههای خاص خود واکنش نشان دادهاند. قیمت بنزین بسیار بالاست. ولی اگر نیروی دریایی ارتش آمریکا با ایجاد تحریم ایران، جریان انتقال نفت و گاز از تنگه هرمز را حفظ نمیکرد، قیمتها سه برابرِ میزان فعلی میشد. اگر ما صرفاً میدان را خالی کنیم و برویم و بگوییم: «خب، برنامه هستهایشان را نابود کردیم؛ دیگر چه اهمیتی دارد؟»، آنوقت قیمت انرژی بهشدت افزایش خواهد یافت.»
ونس ضمن فرافکنی مدعی شد: «اصلیترین دلیل بالا بودن قیمت بنزین این است که در دوران ریاستجمهوری جو بایدن، حدود ۲۰ درصد از ظرفیت پالایشگاهی آمریکا از مدار خارج شد.»
اما مجری سیبیاس در واکنش به این ادعا گفت: «تقریباً دو سال گذشته است. بالاخره زمانی فرا میرسد که دیگر نمیتوان گفت این اقتصادِ جو بایدن است، بلکه اقتصادِ خودِ شماست.»
وعده بنزین ۲ دلاری و قیمت 31/4 دلاری!
خبرگزاری بلومبرگ در گزارشی نوشت: میانگین قیمت بنزین معمولی در آمریکا به ۴.۳ دلار رسیده؛ درحالیکه این رقم در مدت مشابه سال قبل ۳.۵ دلار بود. جنگ ایران و افزایش هزینههای انرژی، تحقق وعده انتخاباتی ترامپ برای کاهش قیمت بنزین به کمتر از ۲ دلار را دشوار ساخته و هزینه سوخت را به یکی از چالشهای انتخاباتی تبدیل کرده است.
بلومبرگ میافزاید: قیمت بنزین در آمریکا تنها چند روز با عبور از میانگین دوران ریاستجمهوری بایدن فاصله دارد؛ موضوعی که ادعاهای مکرر ترامپ درباره پایینتر بودن قیمت سوخت در دولتش را به چالش کشیده است. این در حالی است که در دوران بایدن، جنگ روسیه و اوکراین آغاز شد و بازار جهانی انرژی با شوک بزرگی مواجه شد؛ اما اکنون قیمت بنزین در دوره ترامپ با سرعتی بالا به میانگین آن دوران رسیده است. ترامپ بارها پایینتر بودن میانگین قیمت بنزین در دوران ریاستجمهوری خود را یکی از نقاط قوت عملکردش معرفی کرده بود، اما حالا همین شاخص به چالشی جدی برای او تبدیل شده است.
سقوط سهام بانکهای آمریکا
به خاطر انسداد تنگه هرمز
در همین حال، خبرگزاری رویترز گزارش داد: هزینه حمل هر بشکه نفت از آمریکا به ژاپن، از ۴.۵ دلار به ۴۰.۵ دلار رسید؛ رکوردی بیسابقه در پی جنگ و اختلال در مسیرهای دریایی. خبر رویترز نشان میدهد جنگ ایران و آمریکا هزینه حمل را حتی از مسیرهای غیرمرتبط به تنگه هم افزایش داده است.
از طرف دیگر، جنگ با ایران و بستهشدن تنگه هرمز، با تشدید فشارهای تورمی و افزایش نرخ بهره، به افت سنگین سهام بانکهای بزرگ آمریکا منجر شده است. شاخص بانکی KBW که عملکرد ۲۴ بانک آمریکایی را دنبال میکند، با ثبت ۶ هفته افت متوالی، طولانیترین روند نزولی خود در ۱۸ سال گذشته را تجربه کرده است؛ این شاخص همچنین حدود ۱۳ درصد از اوج ماه اوت خود پایینتر است. براساس دادههای بلومبرگ، سهام بانک آو آمریکا، استیت استریت و سیتیگروپ بهترتیب ۱۸، ۱۴ و ۱۰ درصد افت کردهاند.
معاون نخستوزیر روسیه در این شرایط گفته است: «بستهشدن تنگه هرمز ضربه سختی به بازار جهانی انرژی و نفت وارد کرده. ظرفیت استفاده از ذخایر نفتی برای تثبیت بازار جهانی تقریباً به پایان رسیده است. اگر تلاشها برای تثبیت وضعیت در تنگه هرمز ناموفق باشد، قیمت جهانی نفت احتمالاً بیشتر از این هم افزایش مییابد.»
پاشنه آشیل ترامپ: ۸۵ درصد رأیدهندگان خشمگین و نگران تورم
در حالی که دو هفته بیشتر تا انتخابات میاندورهای کنگره باقی نمانده، استیو هانکه، اقتصاددان برجسته آمریکایی، میگوید: «۸۵ درصد از رأیدهندگان آمریکایی بهشدت نگران تورم و بالا بودن قیمتها هستند. قدرت خرید و توان تأمین هزینههای زندگی، پاشنه آشیل ترامپ است.»
در این میان، شبکه خبری سیانان در گزارشی از خشم رأیدهندگان نسبت به گرانی خبر داد و اعلام کرد: «جمهوریخواهان در آستانه انتخابات میاندورهای کنگره، با خطر جدی از دست دادن اکثریت مجلس نمایندگان روبهرو هستند. دلیل اصلی این بحران، رشد روزافزون نارضایتی مردم از دولت دونالد ترامپ در پی افزایش هزینههای زندگی، تورم سوخت و مواد غذایی است.»
نظرسنجیها نشان میدهد حتی بخشی از رأیدهندگان سنتی جمهوریخواه نیز ساختار حکومتی را مسئول فشار اقتصادی میدانند. جف ون درو، نماینده کنگره، تأکید کرد هزینههای بالای مسکن و انرژی برای اقشار کمدرآمد و کارگران به مسئلهای کلیدی تبدیل شده است. در آن سوی میدان، دموکراتها در تلاشاند با تکیه بر این نارضایتیها، کرسیهای مهمی را در ایالتهای کلیدی مانند تگزاس، آریزونا، کلرادو و پنسیلوانیا تصاحب کنند.
۶۵ درصد مردم آمریکا
حمله به ایران را اشتباه میدانند
طبق نظرسنجی جدید واشنگتنپست-ایبیسی نیوز-ایپسوس که دیروز منتشر شد، میزان رضایت از عملکرد دونالد ترامپ به ۳۳ درصد رسیده که پایینترین رقم ثبتشده برای اوست. ۶۶ درصد از بزرگسالان آمریکایی از عملکرد او ناراضی هستند و ۵۲ درصد نیز بهشدت مخالفاند. ۷۲ درصد آمریکاییها معتقدند کشور در مسیر اشتباهی قرار دارد. برای اولین بار در بیش از یک دهه، دموکراتها در موضوع اقتصاد بیشتر از جمهوریخواهان مورد اعتماد قرار گرفتهاند (۴۰ درصد در برابر ۳۳ درصد).
رضایت از عملکرد اقتصادی ترامپ به ۲۸ درصد کاهش یافته و حدود سهچهارم مردم از مدیریت او در زمینه تورم و هزینه زندگی ناراضیاند. ۴۸ درصد میگویند وضعیت مالیشان نسبت به زمان بازگشت ترامپ به قدرت در ۲۰۲۵ بدتر شده؛ این بالاترین رقم از این دست در نظرسنجیهای واشنگتنپست از سال ۱۹۸۶ است.
جنگ با ایران و افزایش قیمت بنزین تأثیر قابلتوجهی داشته است. پیش از جنگ، ۷۱ درصد بنزین را مقرونبهصرفه میدانستند؛ اکنون ۷۱ درصد آن را غیرمقرونبهصرفه میدانند. اکثریت مردم مواد غذایی، بهداشت و انرژی خانگی را نیز گران میدانند. ۶۵ درصد اقدام نظامی علیه ایران را اشتباه ارزیابی کردهاند.
توهم نزنید! پاسخ ایران به تهدید
گستردهتر و تهاجمیتر خواهد بود
دنیس سیتریونوویچ، رئیس سابق میز ایران در اطلاعات نظامی ارتش اسرائیل، در یادداشتی خاطرنشان کرد: «تصور جنگ سهروزه جدید با ایران توهم است. وقتی سیاستگذاران از یک کارزار نظامی سهروزه بالقوه علیه ایران صحبت میکنند، یک واقعیت بنیادین را نادیده میگیرند: تهران نیز در مورد اینکه جنگ چگونه پیش برود و مهمتر از آن، چگونه پایان یابد، حق رأی دارد.»
صرفنظر از اینکه واشنگتن یک حمله بالقوه را چگونه چارچوببندی کند یا چه پیامهایی همراه آن بفرستد، ایران بعید است بر اساس جدول زمانی یا انتظارات تعیینشده توسط ایالات متحده پاسخ دهد. از دیدگاه تهران، هدف صرفاً انتقامگیری یا بازگرداندن توازن بازدارندگی قبلی نیست. بلکه هدف، بازسازی بنیادین معادله بازدارندگی با واشنگتن از طریق نشان دادن این است که هر اقدام نظامی آمریکا در آینده هزینههای بسیار بالاتری به همراه خواهد داشت.
این میتواند به معنای پاسخی گستردهتر، عمیقتر و تهاجمیتر از سوی ایران باشد که بهطور بالقوه دامنه جغرافیایی درگیری و طیف اهداف را گسترش میدهد. نکته اصلی این است که واشنگتن ممکن است بتواند تصمیم بگیرد چه زمانی یک جنگ آغاز شود، اما نمیتواند بهطور یکجانبه تعیین کند که چه زمانی یا چگونه پایان یابد. بنابراین، آنچه ممکن است بهعنوان یک عملیات محدود و سهروزه ارائه شود، میتواند به درگیریای بسیار خشنتر، گستردهتر و پرهزینهتر از آنچه برنامهریزانش پیشبینی میکنند، تبدیل شود.
موازنه قدرت در خاورمیانه
در اثر جنگ در حال تغییر است
رئیس شورای روابط خارجی آمریکا ضمن مرور پیامدهای راهبردی جنگ علیه ایران، به بررسی این پرسش پرداخت که چگونه موازنه قدرت در خاورمیانه در اثر جنگ علیه ایران در حال تغییر است؟
مایکل فرومن، رئیس شورای روابط خارجی آمریکا (CFR)، در یادداشتی با عنوان «پیروزی قدرت نامتقارن در جنگ ایران» نوشت: «در جریان تحولات روزمره جنگ ایران، احساس نوعی سردرگمی طبیعی است. در پس این تحولات، تغییرات راهبردی بزرگتر و بنیادیتری نیز در جریان است. خاورمیانه از زمان حملات ۱۱ سپتامبر و تهاجم ایالات متحده به عراق تاکنون، چنین سطحی از تلاطم راهبردی را تجربه نکرده است.»
نزدیک به هشت ماه، بهطور دقیقتر ۲۳۰ روز، از آغاز جنگ میگذرد و بررسی کارنامه تاکتیکی و راهبردی آن، نتایجی آشکارا متناقض را نشان میدهد. بر اساس اهداف اعلامشده، دولت ترامپ مدعی دستیابی به بخش قابلتوجهی از اهداف نظامی خود در جنگ است.
درگیریها خساراتی به توانمندیهای نظامی ایران وارد کرده و فشارهای اقتصادی را افزایش داده است. با این حال، جنگ هزینههای سنگینی به همراه داشته است. ایالات متحده بخش مهمی از ذخایر مهماتی خود را مصرف کرده است؛ مهماتی که برای انجام سایر تعهدات و تحقق اولویتهای راهبردی کلیدی ضروری هستند. با کاهش ذخایر موشکهای رهگیر سامانههای پاتریوت و تاد، آمریکا با چالشهای فزایندهای برای حفظ آرایش و آمادگی نیروهای خود در دیگر مناطق جهان مواجه شده است.
نتایج عملیات ترامپ علیه ایران
کاملاً معکوس شده است
فرومن در ادامه مینویسد: «در نگاهی گستردهتر، اگر هدف عملیات موسوم به «خشم حماسی» جلوگیری از اعمال قدرت ایران در خارج از مرزهای این کشور بوده باشد، ممکن است نتیجه این عملیات دقیقاً معکوس شده باشد.»
شاید مهمترین پیامد راهبردی جنگ، آشکار شدن قدرت نامتقارن باشد. ایران از همان آغاز جنگ میدانست که از قدرت آتش مستقیم کافی برای شکست ایالات متحده برخوردار نیست، اما دریافت که با استفاده از تعداد نسبتاً محدودی موشک، پهپاد و مین میتواند بزرگترین دارایی راهبردی خود، یعنی کنترل بر تنگه هرمز، را به سلاحی اقتصادی و قدرتمند تبدیل کند. این توانایی به ایران اجازه داده است که دستکم قدرت خود را در سراسر اقتصاد جهانی اعمال کند.
پیامدهای این وضعیت بر قیمت انرژی، تورم و قدرت خرید در ایالات متحده، دونالد ترامپ را بر آن داشت تا هفته گذشته توافقی با ولادیمیر پوتین برای صدور مجوز فروش میلیونها بشکه گازوئیل روسیه امضا کند که با اعتراض کشورهای اروپایی و اوکراین مواجه شده است. همچنین شکافی میان ایالات متحده از یکسو و اروپا و اوکراین از سوی دیگر ایجاد کرده است؛ شکافی که هرگونه مسیر احتمالی برای پایان دادن به جنگ ویرانگر و حلنشده اوکراین را پیچیدهتر میکند.
دامنه پیامدهای امنیتی جنگ ایران به فراتر از خاورمیانه و حتی خاک بریتانیا نیز کشیده شده است.
پیام دسترسی ایران به پایگاه نظامی آمریکا
در انگلیس
در ادامه یادداشت رئیس شورای روابط خارجی آمریکا خاطرنشان شده است: «در پی مطرح شدن نگرانیهایی درباره احتمال وقوع حملهای علیه پایگاه نیروی هوایی سلطنتی فیرفورد در انگلستان، ایالات متحده بمبافکنهای دوربرد بی-۱ را که نقش مهمی در عملیات نظامی علیه ایران داشتند، خارج کرد. نگرانی درباره احتمال هدف قرار گرفتن یک پایگاه نظامی در کشور عضو ناتو، با وجود فشارها و خسارات ناشی از جنگ از ماه فوریه، میتواند نشانهای از گسترش ابعاد امنیتی درگیری و استمرار ظرفیت تأثیرگذاری منطقهای و فرامنطقهای ایران باشد.»
در همسایگی ایران، هفته جاری شاهد تشدید قابلتوجه جنگ میان عربستان و حوثیها در یمن بوده است. این تبادل حملات موشکی در شرایطی بهویژه متزلزل برای عربستان رخ میدهد. اخیراً مدیران شرکتهای بزرگ انرژی جهان، سفر برنامهریزیشده به ریاض برای شرکت در کنگره جهانی انرژی را لغو کردند. اینکه حوثیها، با وجود منابع مالی محدود اما مقاومت و سرسختی قابلتوجه، بتوانند راهبرد چند تریلیوندلاری و چند دههای یکی از ثروتمندترین کشورهای جهان را مختل کنند، نمونه دیگری از قدرت نامتقارن است.
انهدام ۱۳ پایگاه
مقدمه برنامه اخراج آمریکا از منطقه است
با این حال، پیامدهای احتمالی این درگیری برای راهبرد منطقهای ایالات متحده میتواند بسیار گستردهتر باشد. ایران منطق حضور نظامی آمریکا در خاورمیانه را تغییر داده است. ایران مدتهاست که خواهان خروج ایالات متحده از منطقه بوده است. با وجود این، آمریکا طی سالهای گذشته حضور نظامی خود را در ۱۳ پایگاه داده است. اما ایران منطق وجود این پایگاهها را وارونه کرده است.
کشورهای شریک آمریکا در ابتدا به پایگاههای نظامی این کشور بهعنوان منبعی برای تأمین امنیت خود نگاه میکردند؛ اما اکنون به دلیل استقرار همین پایگاهها به هدف حملات تبدیل شدهاند. این کشورها تصور میکردند که اگر ایران یا نیروهای نیابتی به آنها حمله کنند، ایالات متحده از آنها دفاع خواهد کرد؛ اما اکنون تحقق چنین تعهدی محل تردید است.
پس از آنکه حملات ایران به این پایگاهها آسیب وارد کرد، آمریکا بخشی از نیروهای خود را عقب کشید. روند طولانی و فرسایشی پایان دادن به جنگهای پرهزینهای که ایالات متحده طی بیش از سه دهه در منطقه درگیر آنها بوده است، تقریباً بهطور قطع در نتیجه این جنگ شتاب خواهد گرفت.
اما چه کسی یا چه سازوکاری جایگزین ایالات متحده خواهد شد؟ در چنین نظم جدیدی، چه آیندهای در انتظار ایران خواهد بود؟ تهران با وجود فشارها و خسارات ناشی از جنگ، توانسته است ظرفیت تأثیرگذاری خود بر معادلات منطقهای و بینالمللی را حفظ کند. ایران همچنان میتواند بهعنوان یکی از بازیگران تأثیرگذار و بلندمدت در معادلات ژئوپلیتیکی خاورمیانه باقی بماند؛ واقعیتی که سایر قدرتها ناگزیر خواهند بود در تنظیم سیاستها و روابط آینده خود با تهران مورد توجه قرار دهند. جنگ علیه ایران، برخلاف اهداف اولیه واشنگتن، نهتنها نتوانسته قدرت تأثیرگذاری منطقهای تهران را از میان ببرد، بلکه ابعاد تازهای از توانمندی ایران در بهرهگیری از قدرت نامتقارن را آشکار کرده است. تأثیر تحولات تنگه هرمز بر اقتصاد جهانی، افزایش تردیدها درباره کارآمدی چتر امنیتی آمریکا و احتمال بازآرایی ائتلافهای منطقهای، نشان میدهد که پیامدهای راهبردی این جنگ میتواند فراتر از دستاوردهای نظامی آن باشد و موازنه قدرت در خاورمیانه را دگرگون کند.